آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
محمدرضا جهان بیگلری - فوق دکترای اقتصاد و استاد دانشگاه
1. یک تغییر آرام اما بنیادین
اقتصاد جهان دیگر در چارچوب ساده رونق و رکود کلاسیک قابل توضیح نیست. در ۲۰۲۶، همزمان با رشد ضعیف، تورم حساس، بدهی بالا، شوکهای انرژی و بازآرایی ژئواقتصادی، فناوری بهویژه هوش مصنوعی به یکی از محرکهای اصلی سرمایهگذاری تبدیل شده است. صندوق بینالمللی پول در ژوئیه ۲۰۲۶ رشد جهانی را ۳.۰ درصد برای ۲۰۲۶ و ۳.۴ درصد برای ۲۰۲۷ پیشبینی کرده و تصریح کرده است که تقاضای ناشی از AI به کشورهایی که در زنجیره فناوری جهانی ادغاماند کمک میکند.
۲. جمعیت؛ از هزینه بالقوه به دارایی استراتژیک
جمعیت بهخودیخود نه مزیت است و نه تهدید. متغیر تعیینکننده، کیفیت جمعیت و نسبت آن با اشتغال، مهارت، بهرهوری و سرمایه است. کشوری با جمعیت جوان، آموزشدیده و متصل به فناوری میتواند از «سود جمعیتی» برخوردار شود؛ اما جمعیت جوانِ فاقد شغل و مهارت میتواند فشار مالی و اجتماعی ایجاد کند. در طرف مقابل، سالمندی جمعیت در اقتصادهای پیشرفته به کاهش نیروی کار و افزایش فشارهای مالی منجر میشود. OECD برآورد کرده است که در یکچهارم کشورهای OECD جمعیت در سن کار تا ۲۰۶۰ بیش از ۳۰ درصد کاهش خواهد یافت.
3. پارادوکس جدید؛ انسان کمیابتر از منابع میشود
در اقتصاد دیجیتال، سرمایه انسانی میتواند کمیابترین نهاده تولید باشد. یک مهندس، پژوهشگر، متخصص هوش مصنوعی، پزشک، مدیر زنجیره تأمین یا کارآفرین توانمند میتواند ارزشی ایجاد کند که نسبت آن با مصرف مستقیم منابع طبیعی بسیار بزرگ است. بنابراین کشورهایی که بتوانند نیروی انسانی را آموزش دهند، نگه دارند و به بازار جهانی متصل کنند، از مزیت رقابتی پایدار برخوردار میشوند.
۴. چرا نفت و گاز دیگر بهتنهایی کافی نیستند؟
انرژی همچنان حیاتی است و شوکهای ۲۰۲۶ نشان دادهاند که نفت و گاز هنوز میتوانند تورم و رشد جهانی را جابهجا کنند. بانک جهانی رشد جهانی ۲۰۲۶ را ۲.۵ درصد برآورد کرده و افزایش شدید قیمت انرژی را از عوامل اصلی فشار بر اقتصادها دانسته است. اما تفاوت مهم این است که «داشتن منابع» با «داشتن مزیت اقتصادی» یکی نیست. مزیت زمانی ایجاد میشود که انرژی با سرمایه، فناوری، لجستیک، ثبات حقوقی و بازار ترکیب شود و به محصول و خدمات با ارزش افزوده بالا تبدیل گردد.
۵. فناوری؛ ضریب تبدیل منابع به ثروت
هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته در حال تغییر تابع تولید اقتصاد هستند. سرمایهگذاری فناوری میتواند بهرهوری نیروی کار را افزایش دهد و بخشی از اثر کاهش نیروی کار را جبران کند. OECD در چشمانداز ۲۰۲۶ بر نقش سرمایهگذاری فناوری در پشتیبانی از رشد تأکید کرده و IMF نیز AI-driven demand را یکی از عوامل اثرگذار بر رشد کشورهایی میداند که در زنجیره فناوری ادغام شدهاند.
۶. از اقتصاد منابع به اقتصاد ارزش افزوده
در قرن بیستم، دسترسی به نفت، مواد خام و نیروی کار ارزان میتوانست پایه مزیت رقابتی باشد. در اقتصاد جدید، معیار مهمتر توانایی یک کشور برای تبدیل نهادهها به ارزش افزوده است. نفت خام یک کالا است؛ اما پالایش، پتروشیمی، مواد پیشرفته، خدمات مهندسی، فناوری انرژی و زنجیره مالی پیرامون آن میتوانند چندین لایه ارزش افزوده ایجاد کنند. بنابراین مسئله اصلی «چقدر منبع داریم؟» نیست؛ بلکه «چقدر ارزش اقتصادی از منبع خلق میکنیم؟» است.
۷. جابهجایی مرکز ثقل اقتصاد جهانی
ترکیب جمعیت، فناوری و سرمایه در حال تغییر جغرافیای رشد است. هند نمونه مهمی از اقتصادی است که از بازار داخلی بزرگ، نیروی کار گسترده و سرمایهگذاری فناوری بهره میبرد. در مقابل، بسیاری از اقتصادهای پیشرفته با سالمندی و کمبود نیروی کار مواجهاند. این به معنی افول کشورهای ثروتمند نیست؛ بلکه به معنی تغییر نوع مزیت آنها از «نیروی کار» به «سرمایه، فناوری و بهرهوری» است.
۸. سه سناریوی آینده
سناریوی اول، «جهان بهرهور» است. هوش مصنوعی و فناوری بهرهوری را افزایش میدهند، سرمایهگذاری رشد میکند و کشورها از نیروی انسانی خود بهتر استفاده میکنند. سناریوی دوم، «جهان دوپاره» است: فناوری و سرمایه در چند بلوک متمرکز میشوند و شکاف بهرهوری افزایش مییابد. سناریوی سوم، «بازگشت اقتصاد منابع» است: استمرار شوکهای انرژی و ژئوپلیتیک اهمیت منابع طبیعی را موقتاً افزایش میدهد؛ اما حتی در این حالت، ارزش واقعی در اختیار کشورهایی خواهد بود که منابع را به زنجیره ارزش تبدیل میکنند.
۹. پیامد راهبردی برای ایران
ایران همزمان دارای دو دارایی بزرگ است: منابع انرژی و ظرفیت انسانی. ضعف اصلی زمانی شکل میگیرد که این دو از سرمایه و فناوری جهانی جدا بمانند. مزیت ایران زمانی بالفعل میشود که انرژی ارزان و قابلاتکا، نیروی انسانی، دانشگاه، سرمایه، زیرساخت، بازار منطقهای و فناوری در یک زنجیره اقتصادی قرار گیرند. در چنین مدلی، صادرات صرف نفت جای خود را به صادرات محصولات انرژیبر با ارزش افزوده، خدمات مهندسی، فناوری، پتروشیمی پیشرفته و خدمات مالی و لجستیکی میدهد.
۱۰. نتیجهگیری؛ تعریف تازهای از ثروت
جهان در حال عبور از دورهای است که ثروت عمدتاً با میزان منابع اندازهگیری میشد. در اقتصاد آینده، ثروت بیشتر تابع توانایی یک کشور در تبدیل انسان، دانش، سرمایه و انرژی به بهرهوری است. جمعیت جوان، اگر ماهر و مولد باشد، سرمایه است؛ انرژی، اگر به زنجیره ارزش متصل شود، قدرت است؛ و فناوری، ضریب تبدیل هر دو به ثروت است. بنابراین پرسش قرن بیستویکم دیگر فقط این نیست که «چه چیزی داریم؟» بلکه این است که «با آنچه داریم، چه ارزشی میتوانیم خلق کنیم؟»
اگر حکمرانی نتواند برای نسل جوان، امکان زندگی شرافتمندانه، اشتغال، تشکیل خانواده، تفریح، آزادیهای اجتماعی در چارچوب قانون، دسترسی به فناوری و امکانات پیشرفته فراهم کند، حتی برخورداری از منابع عظیم انرژی هم نمیتواند ایران را نجات دهد. حکمرانی آینده باید بهجای آنکه صرفاً از مردم بخواهد برای حفظ کشور هزینه بدهند، شرایطی بسازد که جوان ایرانی احساس کند آینده کشور، ارزش ماندن و ساختن را دارد.
زمان تصمیم سخت برای حکمرانی نسل سوم ایران انقلابی است، فاصله از خشکی مذهبیها که عمدتاً از سن جوانی گذشته و پیری را هم گذراندهاند و زمان استراحت، استغفار و نیایششان فرارسیده و اهمیت دادن به جوانان نخبه و آیندهساز ایران است. شیوهای که عربستان انتخاب کرد و با رهبری جوان توانست به موفقیتهای اقتصادی که البته هنوز در راه بزرگ فراز و نشیب عبور قرار دارد دست یابد. ایران سربلند میتواند با موقعیت جغرافیایی، منابع عظیم، نیروی انسانی جوان و کارآمد به کشوری قدرتمند در منطقه و جهان تبدیل گردد و سالانه میلیاردها دلار از جذب گردشگری و فناوری برای ایرانیان و دولت حاکم بهدست آورد.
جوان، جان ایران و دانش توان است
وطن با نفسهای او جاودانه است
نه نفت است سرمایه، نه گنج زمین
سرمایه، جوان است و ایران، جهان است