آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
دادگاه جنایی دمشق، امروز حکمی تاریخی صادر کرد که بار دیگر نام خاندان اسد را در کانون توجه رسانهها قرار داد. وسیم اسد، پسرعموی بشار اسد رئیسجمهور مخلوع سوریه، به اتهام قتل عمد و شکنجه غیرنظامیان به اعدام محکوم شد. این حکم، در حالی صادر شده که کمتر از یک هفته پیش، دادگاه کیفری سوریه، بشار اسد را نیز به صورت غیابی به اتهام جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی به اعدام محکوم کرده بود. وسیم اسد اما برخلاف پسرعموی خود، در جایگاه متهم حاضر شده و حکم را در دادگاه شنیده است.
بر اساس گزارش خبرگزاری رسمی سوریه (سانا)، اتهامات وسیم اسد مربوط به بازه زمانی ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ است؛ سالهایی که سوریه درگیر خونینترین سالهای جنگ داخلی خود بود. او متهم است که با تشکیل گروههای مسلح غیرمنظم، دستور قتل و شکنجه غیرنظامیان را بر اساس هویت مذهبی آنان صادر کرده است . اما ماجرا فقط به وسیم ختم نمیشود. دادگاه پیشتر، بشار اسد، برادرش ماهر اسد و همچنین عاطف نجیب (پسر کاکای بشار اسد و رئیس سابق امنیت سیاسی ولایت درعا) را نیز به اعدام محکوم کرده بود . این نشان میدهد که دستگاه قضایی جدید سوریه، مصمم است تا پروندهٔ جنایتهای دوران حکومت پنجاهسالهٔ خاندان اسد را یکیک ببندد.
نکتهٔ جالب توجه در این حکم، حضورِ حضوریِ وسیم اسد در دادگاه است. ویدئوهایی که از جلسهٔ دادگاه منتشر شده، او را با لباس زندان در جایگاه متهم نشان میدهد که حکم اعدام خود را از زبان قاضی میشنود . این در حالی است که بشار اسد و برادرش ماهر که به روسیه گریختهاند، همچنان در پناهِ کرملین به سر میبرند و بعید است که هرگز به سوریه بازگردانده شوند . با این حال، این محکومیتهای غیابی و حضوری، بیش از آنکه یک اقدامِ قضاییِ کامل باشد، یک پیامِ سیاسیِ قدرتمند از سوی دولت جدید سوریه است. پیامی که میگوید: «هیچکس از مجازات مصون نیست» . اما آیا این پیام، میتواند عدالتِ قربانیانِ جنگِ چهاردهسالهٔ سوریه را برآورده کند؟ پاسخ این سؤال، در گروِ سرنوشتِ خودِ بشار اسد و استردادِ احتمالیِ او از روسیه است.
از سوی دیگر، این محکومیتها، یادآورِ جنایتهای هولناکی است که در جریانِ جنگِ داخلیِ سوریه رخ داد. از کشتارِ کودکان تا شکنجههای وحشیانه در زندانهای رژیم اسد و حتی اتهامِ استفاده از سلاحهای شیمیایی؛ همه و همه، بخشی از پروندهٔ سنگینی است که حالا به دادگاه سپرده شده است. در گزارش پیشرو، به بررسیِ ابعادِ حقوقی، سیاسی و اجتماعیِ این حکمِ تازه، مقایسهٔ آن با محکومیتهای قبلی، و مهمتر از همه، به این سؤال پاسخ خواهیم داد که آیا این احکام، میتوانند آغازی بر پایانِ یک دورهٔ تاریک در تاریخِ سوریه باشند یا تنها یک اعلامِ نمادینِ بینتیجهاند؟
محاکمههای خانوادگی؛ از بشار تا وسیم، پایان یک سلسله
محکومیتِ وسیم اسد، آخرین حلقه از زنجیرهای است که با محکومیتِ بشار اسد آغاز شد و به دیگر اعضای کلیدیِ این خاندان رسید. کمتر از یک هفته پیش، دادگاه کیفری سوریه، بشار اسد را به صورت غیابی به اتهام قتل، شکنجه و جنایت علیه بشریت به اعدام محکوم کرد . پس از او، نوبت به ماهر اسد (برادر کوچکتر بشار و فرماندهٔ لشکر چهارم ارتش) و عاطف نجیب (پسر برادر بشار) رسید که هر دو نیز به اعدام محکوم شدند.
اما وسیم اسد، موقعیتی منحصربهفرد در میان این محکومان دارد. او تنها عضوی از خانوادهٔ اسد است که به صورتِ حضوری در دادگاه حاضر شده و حکم را شنیده است . این تفاوتِ رویه، نشان از یک پیامِ دوگانه دارد:
- از یک سو، دولت جدید سوریه میخواهد نشان دهد که برای اعضایِ ردهبالای رژیمِ سابق، هیچ مصونیتی قائل نیست و حتی اگر در تبعید به سر ببرند، تحت تعقیب قضایی قرار میگیرند.
- از سوی دیگر، محاکمهٔ حضوریِ وسیم، به نوعی «عملکردِ نمایشی» برای افکارِ عمومیِ داخلی است تا ثابت کند که دستگاه قضایی، قدرتِ بازداشت و محاکمهٔ متهمان را در عمل دارد، نه فقط در تئوری.
این رویکرد، هرچند از منظرِ عدالتِ کیفری ستودنی است، اما نمیتواند خلأِ عدمِ استردادِ بشار اسد و برادرش را پر کند. تا زمانی که سرانِ این خاندان در پناهِ روسیه باقی بمانند، احکامِ صادره، بیش از یک اقدامِ نمادین، ارزشِ عملیِ چندانی نخواهند داشت . با این حال، همین احکامِ نمادین نیز میتوانند به عنوانِ مستنداتی حقوقی برای پیگیریهای بینالمللی در آینده مورد استفاده قرار گیرند.
اتهاماتِ وسیم اسد؛ فراتر از یک جنگسالارِ معمولی
بر اساس کیفرخواستی که دادگاه منطقه چهارم دمشق منتشر کرده، وسیم اسد به جرایمی فراتر از یک جنگسالارِ معمولی متهم شده است. اتهامات او شامل «تشکیل گروههای مسلح نامنظم»، «قتل عمد و از پیشطراحیشدهٔ چندین نفر»، «شکنجهٔ وحشیانه»، «جنایت علیه بشریت» و حتی «قاچاق مواد مخدر» میشود . این یعنی او تنها یک فرماندهٔ نظامی نبوده، بلکه در شبکهای از جرایمِ سازمانیافته نیز دست داشته است.
یکی از ابعادِ هولناکِ اتهامات، مربوط به عملیاتِ نظامیِ او در منطقهٔ غوطهٔ شرقی، به ویژه شهرکِ الملیحه است. دادگاه اعلام کرده که گروههای مسلحِ تحت فرمانِ وسیم، مناطقِ غیرنظامی را هدف قرار داده و باعثِ مرگِ بسیاری از شهروندانِ بیگناه شدهاند . این اقدامات، نه تنها در زمرهٔ جنایتِ جنگی، بلکه در ردهٔ جنایتِ علیه بشریت طبقهبندی میشود که در قوانینِ بینالمللی، از سنگینترین جرایم محسوب میگردد. جالبتر اینکه، دادگاه همچنین به نقشِ وسیم در آدمربایی و اخاذی از طریق درخواستِ باج نیز اشاره کرده است . این نشان میدهد که او در دورانِ بحران، از موقعیتِ خود به عنوانِ عضوی از خاندانِ اسد، برای منافعِ شخصی و مالی نیز سوءاستفاده کرده است. محکومیتِ او به اعدام، همراه با مصادرهٔ اموالِ منقول و غیرمنقول، میتواند پیامی قوی برای سایرِ مقاماتِ فاسد و جنایتکارِ رژیمِ سابق باشد.
سوریهٔ جدید و عدالتِ انتقالی؛ مسیری پرچالش
محاکمهٔ وسیم اسد و سایرِ مقاماتِ رژیمِ سابق، بخشی از یک فرایندِ بزرگتر به نام «عدالتِ انتقالی» در سوریهٔ پسااسد است. دولتِ جدیدِ سوریه که پس از سقوطِ حکومتِ اسد در دسامبر ۲۰۲۴ روی کار آمده، تلاش میکند تا با برگزاریِ محاکمههایِ علنی، ضمنِ تأمینِ عدالت برای قربانیانِ جنگِ چهاردهساله، مشروعیتِ خود را نیز نزدِ افکارِ عمومیِ داخلی و بینالمللی تثبیت کند .
با این حال، این مسیر با چالشهایِ جدیای روبهروست:
- نخستین چالش، عدمِ همکاریِ روسیه به عنوانِ پناهگاهِ اصلیِ سرانِ رژیمِ سابق است. بشار اسد، ماهر اسد و بسیاری از چهرههایِ کلیدیِ حکومتِ پیشین، هماکنون در مسکو به سر میبرند و بعید است که دولتِ روسیه، آنها را به سوریه مسترد کند . این موضوع، یک مانعِ بزرگ بر سرِ راهِ تحققِ کاملِ عدالت است.
- دومین چالش، مربوط به ظرفیتِ نهادهایِ قضاییِ جدیدِ سوریه برای رسیدگیِ به هزاران پروندهٔ جنایتِ جنگی و نقضِ حقوقِ بشر است. با توجه به گستردگیِ فاجعهٔ انسانی در سوریه، محاکمهٔ تنها چند مقامِ ارشد، نمیتواند پاسخگویِ همهٔ قربانیان باشد. بنابراین، دولتِ سوریه به یک استراتژیِ جامعِ عدالتِ انتقالی نیاز دارد که شاملِ محاکمه، غرامت، آشتیِ ملی و اصلاحاتِ ساختاری باشد .
واکنشهایِ بینالمللی؛ از تأیید تا سکوتِ معنادار
محکومیتِ وسیم اسد و دیگرِ مقاماتِ رژیمِ سابق، با واکنشهایِ متفاوتی در سطحِ بینالمللی مواجه شده است. سازمانهایِ حقوقِ بشر و بسیاری از کشورهایِ غربی، این محاکمهها را گامیِ مثبت در مسیرِ عدالت ارزیابی کردهاند، اما در عین حال، بر لزومِ رعایتِ اصولِ دادرسیِ عادلانه و نیز پیگیریِ پروندهٔ سرانِ اصلیِ رژیم تأکید کردهاند . از سوی دیگر، روسیه به عنوانِ متحدِ اصلیِ اسد، تاکنون واکنشِ رسمیِ چندانی به این احکام نشان نداده است.
سکوتِ کرملین را میتوان به عنوانِ یک پیامِ سیاسیِ غیرمستقیم تلقی کرد: روسیه، هرچند به صورتِ رسمی، مشروعیتِ دولتِ جدیدِ سوریه را به رسمیت میشناسد، اما حاضر نیست دستیارانِ خود را به دستگاهِ قضاییِ این دولت بسپارد. ایران نیز که سالها از رژیمِ اسد حمایت میکرد، در این خصوصِ موضعی محتاطانه گرفته و به نظر میرسد که میکوشد با دولتِ جدیدِ سوریه، روابطی کارکردی و بدونِ حاشیه برقرار کند. با این حال، محکومیتِ چهرههایی که روزگاری متحدانِ راهبردیِ تهران در سوریه بودند، در نگاهِ بسیاری تحلیلگران، یک شکستِ نمادین برای محورِ مقاومت محسوب میشود.
افکارِ عمومیِ سوریه؛ تشنهٔ عدالت یا خواهانِ انتقام؟
واکنشِ مردمِ سوریه به این احکام، ترکیبی از احساسِ رضایت و ناامیدیِ عمیق است. بسیاری از سوریها که سالها از جنایتهایِ رژیمِ اسد آسیب دیدهاند، این محکومیتها را تحسین کرده و آن را «اولین گامِ» در مسیرِ طولانیِ عدالت میدانند. یکی از بازماندگانِ کشتار درعا، با اشک در چشمانش به خبرنگاران گفته است: «ما ۱۵ سال منتظر ماندیم تا بخش کوچکی از حقوق خود را از کسانی که خون ما را ریختهاند، بگیریم» .
اما در کنار این رضایت، ناامیدیِ عمیقی نیز دیده میشود. بسیاری از سوریها معتقدند که تا زمانی که بشار اسد و برادرش ماهر در پناهِ روسیه هستند، عدالت به صورتِ کامل برقرار نخواهد شد. آنها میگویند که محاکمهٔ وسیم اسد، اگرچه مهم است، اما نمیتواند جایِ محاکمهٔ رئیسِ جنایتکارِ اصلی را بگیرد. با این حال، آنچه مسلم است، این محاکمهها، برای اولین بار در تاریخِ سوریه، این پیام را به جامعهٔ جهانی داده است که هیچکس، حتی اعضایِ خانوادهٔ حاکمِ سابق، از مجازات مصون نیستند. این، یک تحولِ بنیادین در فرهنگِ سیاسیِ سوریه به شمار میرود و میتواند آغازی برای بازسازیِ اعتمادِ مردم به نهادهایِ جدیدِ این کشور باشد .