آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
ساعاتی پیش، ابوظبی تصمیمی تاریخی گرفت که میتواند معادلات اقتصادی ایران را برای همیشه تغییر دهد. امارات متحده عربی، یکی از بزرگترین و حیاتیترین شرکای تجاری ایران، اعلام کرد که تمام روابط تجاری، بازرگانی و مالی خود را با تهران به حالت تعلیق درمیآورد. این تصمیم، در واکنش به آنچه امارات «اقدامات تنشآمیز» از سوی ایران خوانده، گرفته شده است. وزارت خارجه امارات با صدور بیانیهای رسماً اعلام کرد که این کشور تمام فعالیتها و مبادلات تجاری و معاملات مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.
اما ابعاد این تصمیم، بسیار فراتر از یک اختلاف سیاسی ساده است. امارات، دروازه اصلی تأمین کالاهای اساسی ایران محسوب میشود. آمارها نشان میدهد که حدود یکسوم از کل واردات ایران، از مسیر دبی و سایر بنادر امارات تأمین میشود. فراتر از واردات کالا، دبی سالهاست که به عنوان یک مرکز مالی حیاتی، نقش کلیدی در دورزدن تحریمهای بانکی و مالی علیه ایران ایفا کرده است. بسیاری از شرکتهای ایرانی برای تأمین ارز، انتقال وجوه و انجام معاملات بینالمللی، از شبکه مالی گسترده و پیچیده امارات استفاده میکردند.
تحلیلگران اقتصادی پیشبینی میکنند که این تصمیم، تأثیری عمیقتر و مخربتر از تحریمهای آمریکا بر اقتصاد ایران داشته باشد. مارک کیمیت، دستیار پیشین وزیر خارجه آمریکا، این اقدام را با تحریم کامل ژاپن توسط آمریکا در آستانه جنگ جهانی دوم مقایسه کرده است. در حالی که ایران هرگونه نقش در تنشهای اخیر را رد کرده، اما بازارهای مالی و تجاری به سرعت در حال واکنش به این خبر هستند. نگرانی اصلی، نه تنها کاهش شدید واردات، بلکه قطع کامل یکی از مسیرهای اصلی تأمین مالی و ارزی کشور است. با این تصمیم، چرخه حیاتی تأمین کالاهای اساسی از مسیر امارات، به یکباره متوقف شده و پیشبینی میشود که در روزهای آینده، شوک سنگینی به بازار کالاهای اساسی و نرخ ارز وارد شود. هرچند دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس هنوز دست به اقدام مشابهی نزدهاند، اما این نگرانی وجود دارد که الگوی امارات را دنبال کنند.
ابعاد وابستگی تجاری ایران به امارات؛ عددی که شوکآور است
وقتی سخن از وابستگی تجاری ایران به امارات به میان میآید، اعداد و ارقام به تنهایی تصویری ترسناک از این وابستگی ارائه میدهند. امارات متحده عربی، بزرگترین منبع تأمین کالاهای وارداتی ایران است. آمارهای موجود نشان میدهد که چیزی حدود یکسوم از کل واردات ایران، از مسیر دبی و سایر مناطق آزاد امارات عبور میکند. این یعنی از هر سه کالایی که به ایران وارد میشود، یکی از مسیر امارات میآید.
این وابستگی، محدود به یک حوزه خاص نیست و طیف گستردهای از کالاهای اساسی و حیاتی را شامل میشود. از مواد اولیه صنعتی و قطعات یدکی گرفته تا کالاهای مصرفی و مایحتاج روزمره مردم، همه و همه از این مسیر حیاتی تغذیه میکردند. قطع این شریان اصلی، به معنای توقف ناگهانی بخش بزرگی از زنجیره تأمین کشور است که میتواند تبعات جبرانناپذیری بر تولید و مصرف داشته باشد. این موضوع، امارات را به یک نقطهٔ راهبردی در معادلات اقتصادی ایران تبدیل کرده است. هرگونه تصمیم در ابوظبی، میتواند موجی از نااطمینانی را به بازارهای ایران مخابره کند. حالا که این تصمیم عملاً اجرایی شده، اقتصاد ایران با چالشی بیسابقه در تأمین نیازهای اساسی خود مواجه خواهد شد.
نقش امارات به عنوان پنجرهٔ طلایی دورزدن تحریمها
فراتر از تجارت کالا، شاید مهمترین نقش امارات در اقتصاد ایران، نقشی باشد که در دورزدن تحریمهای مالی و بانکی ایفا میکند. به دلیل تحریمهای گسترده بانکی علیه ایران، انتقال پول و انجام معاملات بینالمللی برای شرکتهای ایرانی به یک چالش بزرگ تبدیل شده بود. دبی با شبکه مالی گسترده و دسترسی به سیستم بانکی بینالمللی، به عنوان یک مرکز مالی امن و حیاتی، این امکان را برای ایران فراهم میکرد که از تحریمها عبور کند.
امارات به عنوان پلی میان ایران و بازارهای مالی جهانی عمل میکرد. بسیاری از شرکتهای ایرانی برای دریافت و انتقال ارز، افتتاح اعتبارات اسنادی و تأمین مالی معاملات خود، به دبی پناه میبردند. این حلقه واسط، به نوعی چرخ دنده اصلی موتور اقتصاد ایران در عرصه بینالملل بود که حالا با تصمیم امارات، از حرکت باز ایستاده است. بر اساس تحلیل کارشناسان ارشد غربی، قطع کامل این ارتباط مالی، ممکن است تأثیری حتی عمیقتر از تحریمهای دریایی آمریکا بر ایران داشته باشد. چرا که تحریمهای دریایی تنها یک مسیر را مسدود میکنند، اما امارات یک کلید طلایی برای گشودن تمام درهای بسته مالی در اختیار ایران قرار داده بود و با برداشتن این کلید، عملاً ایران در یک حباب اقتصادی بدون دسترسی به منابع مالی بینالمللی قرار خواهد گرفت.
پیامدهای فوری بر سفره مردم و نرخ ارز
با قطع کامل روابط تجاری با امارات، نخستین و آشکارترین پیامد را باید در سفره مردم جستجو کرد. بسیاری از کالاهای اساسی که به وفور از طریق دبی وارد ایران میشدند، با کاهش شدید عرضه و افزایش بیسابقه قیمت مواجه خواهند شد. این شوک، میتواند تورمی افسارگسیخته را در بازار کالاهای اساسی ایجاد کند و قدرت خرید دهکهای پایین جامعه را به شدت کاهش دهد. علاوه بر کالاهای اساسی، صنایع تولیدی داخلی نیز که به شدت به مواد اولیه و قطعات وارداتی از مسیر امارات وابسته هستند، با اختلال جدی مواجه خواهند شد.
قطع این زنجیره تأمین، میتواند بسیاری از خطوط تولید را متوقف کرده و به بیکاری گسترده در صنایع مختلف دامن بزند. این یک بحران چندوجهی است که همزمان تولید و مصرف را هدف قرار داده است. نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کرد، اثر این تصمیم بر نرخ ارز است. با قطع این کانال مهم تأمین ارز، منابع ارزی کشور با محدودیت بیشتری مواجه شده و فشار بر نرخ دلار و سایر ارزهای خارجی در بازار آزاد به شدت افزایش خواهد یافت. ممکن است در روزهای آینده شاهد جهشهای جدیدی در نرخ ارز باشیم که خود به عنوان موتور محرک تورم، فضای اقتصادی را بیش از پیش ملتهب خواهد کرد.
زنجیره تنشها؛ از اتهامات موشکی تا تقابل اقتصادی
در پسزمینه این تصمیم اقتصادی، زنجیرهای از تنشهای نظامی و سیاسی قرار دارد. امارات اعلام کرده که سامانههای دفاعی این کشور، دو موشک بالستیک را که از سمت ایران پرتاب شده، رهگیری کرده است. این ادعا در حالی مطرح میشود که ایران به شدت آن را رد کرده و هرگونه پرتاب موشک به سمت امارات را بیاساس و "ادعایی بیربط" خوانده است. این برخورد نظامی، در شرایطی رخ میدهد که منطقه از ماهها قبل درگیر یک جنگ تمامعیار بین ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر بوده است و امارات نیز در این میان، بارها هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته است.
با این حال، تا پیش از این، تنشها هرگز به قطع کامل روابط اقتصادی دامن نزده بود. به نظر میرسد که تحمل امارات به پایان رسیده و این کشور تصمیم گرفته با استفاده از اهرم اقتصادی، پاسخ محکمی به آنچه آن را "تهدید" میخواند، بدهد. حالا دیگر موضوع به یک مناقشه اقتصادی ساده ختم نمیشود. کارشناسان امنیتی این اقدام را به اقدامات مشابه در آستانه جنگهای بزرگ تشبیه کرده و نسبت به تبدیل شدن این تقابل اقتصادی به یک درگیری نظامی گستردهتر هشدار میدهند. فضای منطقه به شدت متشنج است و هنوز مشخص نیست که این مناقشه به کدام سمت پیش خواهد رفت.
سناریوهای پیش رو؛ از جایگزینی تا تشدید تقابل
- با این تصمیم امارات، ایران با یک معمای بزرگ استراتژیک مواجه شده است:
نخستین سناریو، تلاش برای یافتن جایگزین برای مسیرهای تجاری و مالی است. شاید ایران بتواند از طریق کشورهای دیگر نظیر ترکیه، عمان یا قطر، بخشی از مسیرهای تجاری خود را احیا کند، اما هیچکدام از این کشورها، نه زیرساختهای مالی و ترانزیتی امارات را دارند و نه میتوانند به سرعت جایگزین این شریان حیاتی شوند. این کار زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
- سناریوی دوم، تشدید تنش با امارات است. در صورتی که ایران تصمیم بگیرد با اقدامات تلافیجویانه، پاسخ این تصمیم را بدهد، منطقه وارد مرحله جدیدی از بیثباتی خواهد شد. این میتواند شامل اقدامات متقابل در حوزه نظامی یا حتی تلاش برای تحتتأثیر قراردادن منافع امارات در سایر نقاط جهان باشد. هرچند ممکن است این رویکرد در کوتاهمدت غرور ملی را ارضا کند، اما به طور قطع هزینههای سنگینی را به اقتصاد ایران تحمیل خواهد کرد.
- سومین و منطقیترین سناریو، تلاش برای بازگشت به مذاکره و کاهش تنش است. با وجودی که فضای فعلی به شدت ملتهب است، ممکن است مذاکرات غیرمستقیم یا میانجیگری سایر کشورها، بتواند راهی برای خروج از این بحران بیابد. اما این مسیر نیز زمانبر است و در شرایطی که امارات مصمم به اجرای این تصمیم به نظر میرسد، احتمال موفقیت آن چندان بالا نیست. اما آنچه مسلم است، اقتصاد ایران تا زمان بازگشت آرامش، هزینههای سنگینی را متحمل خواهد شد.