آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
یکشنبه اول شهریور، روزی که برای بسیاری از ایرانیان با خبری شوکآور آغاز شد. دلار که تا روز قبل در کانال ۱۸۹ هزار تومان نوسان داشت، ناگهان از مرز ۲۰۰ هزار تومان گذشت. رقمی که تا همین چند ماه پیش، برای بسیاری غیرقابلباور بود. این جهش ۱۱ هزار تومانی در یک روز، تنها یک عدد در جداول اقتصادی نیست. این رقم، نشاندهنده تلاقی چند بحران است: جنگ، محاصره دریایی، توقف صادرات نفت، و تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا. هر کدام از این عوامل، به تنهایی میتوانست بازار ارز را ملتهب کند، اما حالا همه با هم، یک طوفان کامل را شکل دادهاند.
عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، در گفتوگوی تلویزیونی اخیر خود، صریحاً اعلام کرد که صادرات نفت ایران به صفر رسیده است. این، یعنی اصلیترین منبع ورود ارز به کشور، برای مدتی نامعلوم، قطع شده است. در چنین شرایطی، افزایش قیمت دلار، نه یک پیشبینی، که یک واقعیت اجتنابناپذیر بود. اما نفت، تنها بخشی از ماجرا نیست. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، به صراحت گفته است که واشنگتن قصد دارد «سختترین تحریمهای تاریخ» را علیه ایران اعمال کند. او این سیاست را ترکیبی از محاصره و تحریم توصیف کرده و حتی از «فروپاشی» حکومت ایران در نتیجه این فشارها سخن گفته است.
در چنین فضایی، سیداحسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت پیشین، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، به دولت پزشکیان هشدار داده است. او نوشته: «در حالی که برای شهریور و مهر تمام نشانهها از آشوب و سپس جنگ حکایت دارد، وقت اصلاح قیمتهای کلیدی نیست.» منظور او از اصلاح قیمتهای کلیدی، افزایش قیمت بنزین و سایر حاملهای انرژی است. همزمانی شوک ارزی با احتمال افزایش قیمت بنزین، میتواند به یک فاجعه اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. افزایش قیمت ارز، هزینه تمامشده کالاها را افزایش میدهد و افزایش قیمت بنزین نیز، بر هزینه حملونقل و تولید، تأثیر مستقیم میگذارد. این دو شوک، همزمان، میتوانند تورم را به سطحی بیسابقه برسانند. در برابر این نگرانیها، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، مدعی شده است که جمهوری اسلامی برای مقابله با فشار اقتصادی آمریکا برنامه دارد. او به کشورهای منطقه نیز هشدار داده که در صورت پیوستن به جنگ اقتصادی آمریکا، با واکنش ایران مواجه خواهند شد. با این حال، گزارشها نشان میدهد که آمریکا توانسته بخشی از جریان صادرات انرژی کشورهای منطقه را از مسیر تحت حفاظت خود، دوباره برقرار کند.
تحلیل جهش قیمت دلار و عوامل فوری آن
جهش ۱۱ هزار تومانی قیمت دلار در یک روز، یکی از بزرگترین نوسانات ارزی در سالهای اخیر است. این افزایش، نتیجه مستقیم چند عامل است: اول، توقف صادرات نفت که به تأیید همتی، اصلیترین منبع ورود ارز به کشور را قطع کرده است. دوم، تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا که به گفته بسنت، به دنبال اعمال «سختترین تحریمهای تاریخ» است. سوم، افزایش تقاضای احتیاطی در بازار که در پی انتشار اخبار منفی، شکل گرفته است.
نقش صادرات نفت در تعیین نرخ ارز
نفت، طی دهههای گذشته، اصلیترین منبع درآمد ارزی ایران بوده است. توقف صادرات نفت، به معنای قطع شدن شریان اصلی ورودی ارز به کشور است. در چنین شرایطی، حتی اگر منابع ارزی دیگری نیز وجود داشته باشند، حجم آنها به اندازهای نیست که بتواند نیازهای وارداتی کشور را تأمین کند. این موضوع، شکاف میان عرضه و تقاضای ارز را به شدت افزایش میدهد و فشار صعودی بر نرخ دلار، اجتنابناپذیر میشود.
هشدار خاندوزی و نگرانی از همزمانی شوکها
سیداحسان خاندوزی، با اشاره به «آشوب و سپس جنگ» در شهریور و مهر، به دولت پزشکیان درباره اصلاح قیمتهای کلیدی هشدار داده است. این هشدار، به ویژه در مورد بنزین، اهمیت زیادی دارد. همزمانی افزایش قیمت بنزین با جهش نرخ ارز، میتواند به یک شوک تورمی مضاعف منجر شود که کنترل آن، برای هر دولتی، بسیار دشوار خواهد بود.
تناقض تنگه هرمز؛ نفت منطقه عبور میکند و صادرات ایران متوقف شده است
یکی از مهمترین نکات این گزارش، تناقض موجود در مورد تنگه هرمز است. ایران تلاش کرده است که بستن تنگه را به ابزار فشار بر آمریکا و اقتصاد جهانی تبدیل کند. با این حال، گزارشها نشان میدهد که آمریکا توانسته است بخشی از جریان صادرات انرژی کشورهای منطقه را از مسیر تحت حفاظت خود، دوباره برقرار کند. در مقابل، صادرات نفت ایران در آستانه توقف کامل قرار گرفته است. این موضوع، به معنای شکست استراتژی ایران در استفاده از اهرم تنگه هرمز است.
سناریوهای پیشروی اقتصاد ایران در ماههای آینده
با عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان، اقتصاد ایران وارد مرحله جدیدی از بیثباتی شده است. برخی تحلیلها، سناریوهای دلار ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومانی را در صورت تداوم محاصره و تشدید تنشهای نظامی، مطرح کردهاند. با این حال، آینده اقتصاد ایران، به عوامل متعددی بستگی دارد: ادامه یا پایان جنگ، میزان همکاری کشورهای منطقه با سیاستهای آمریکا، و توانایی دولت در مدیریت بحران ارزی.