آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
تهران، این روزها به مرکز ثقل دیپلماسی منطقهای تبدیل شده است. سهشنبه ۳ شهریور، دو مقام ارشد از دو کشور کلیدی خاورمیانه و جنوب آسیا، همزمان وارد پایتخت ایران میشوند تا پیامهایی جدی را به همراه داشته باشند. بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، در سفری از پیش برنامهریزی شده، راهی تهران میشود تا با همتای ایرانی خود، سید عباس عراقچی، درباره موضوعات دوجانبه و تحولات منطقهای گفتوگو کند. عمان که همواره نقش میانجیگرانهای در مناقشات منطقه داشته، این بار نیز با دستکمهایی جدی به پایتخت ایران آمده است.
در همان روز، عاصم منیر، فرمانده نیروهای مسلح پاکستان، به همراه محسن نقوی، وزیر کشور این کشور، عازم تهران میشود. سفر یک مقام نظامی بلندپایه پاکستان به ایران، در شرایطی که تنشها در مرزهای شرقی و غربی ایران بالا گرفته، بینظیر و قابل تأمل است. ارتش پاکستان در بیانیهای اعلام کرده که هدف این سفر، «ارتقای صلح و ثبات منطقهای» است، اما منابع آگاه به رویترز گفتهاند که واشنگتن از ژنرال منیر خواسته است تا از نفوذ خود برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره استفاده کند. این یعنی سفر او، تنها یک دیدار تشریفاتی نیست.
همزمانی این دو سفر، نشان از یک هماهنگی آشکار میان متحدان غرب (عمان و پاکستان) برای فشار بر ایران یا برقراری کانالی جدید برای گفتوگوهای غیرمستقیم دارد. عمان، همواره حلقهی ارتباطی میان تهران و واشنگتن بوده و پاکستان نیز به عنوان متحد استراتژیک آمریکا، میتواند پیامهای جدی را منتقل کند. این تحرکات دیپلماتیک، در حالی رخ میدهد که ایران در ماههای اخیر، با تشدید تحریمها، تنش در روابط با کشورهای همسایه و همچنین ابهام در مذاکرات هستهای، در یک نقطه عطف سیاسی قرار گرفته است. آیا این سفرها، مقدمهای بر یک تحول بزرگ در معادلات منطقهای خواهد بود؟ سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز با تأکید بر تقویت همکاریهای دوجانبه و ادامه مشورتهای مستمر سیاسی، اعلام کرده است که این سفرها در راستای کمک به «صلح و امنیت در منطقه» صورت میگیرد. اما آیا پشت این عبارات دیپلماتیک، نیات پنهانی وجود دارد؟
نقش عمان به عنوان پل ارتباطی میان ایران و غرب
عمان، یکی از معدود کشورهای منطقه است که توانسته است روابط دوستانهای را هم با ایران و هم با کشورهای غربی حفظ کند. این موقعیت ویژه، باعث شده که مسقط همواره به عنوان یک میانجی قابل اعتماد در بحرانهای منطقهای، از جمله پرونده هستهای ایران و مذاکرات با آمریکا، ایفای نقش کند. سفر البوسعیدی به تهران در شرایطی انجام میشود که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ماههای اخیر به بنبست رسیده است و عمان میتواند با انتقال پیامهای جدید، بستری را برای آغاز دوباره گفتوگوها فراهم کند. همچنین، عمان به عنوان یکی از کشورهای ساحلی تنگه هرمز، نگرانیهای جدی درباره امنیت دریانوردی و تنشهای اخیر در این آبراه راهبردی دارد و احتمالاً یکی از محورهای گفتوگو، ایجاد سازوکارهایی برای کاهش تنش در این منطقه حساس باشد.
اهداف و پیامدهای سفر ژنرال عاصم منیر به تهران
سفر فرمانده نیروهای مسلح پاکستان به تهران، از چند منظر قابل تحلیل است. اولاً، پاکستان به عنوان یکی از قدرتهای نظامی و هستهای منطقه، همواره نگران تشدید تنشها در مرزهای شرقی خود، به ویژه در منطقه سیستان و بلوچستان، بوده است. ثانیاً، با توجه به درخواست واشنگتن از ژنرال منیر برای استفاده از نفوذ پاکستان، این سفر میتواند به عنوان یک تلاش برای کاهش فشارها بر ایران و ایجاد فضایی برای مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم تلقی شود. همچنین، پاکستان در ماههای اخیر، با چالشهای امنیتی جدی از جمله حملات تروریستی در مرزهای خود مواجه بوده و احتمالاً یکی از محورهای گفتوگو، همکاریهای امنیتی و مبارزه با تروریسم در مناطق مرزی خواهد بود. این سفر، همچنین میتواند نشانهای از تغییر موازنههای قدرت در جنوب آسیا و تلاش اسلامآباد برای ایفای نقش فعالتر در تحولات خاورمیانه باشد.
همزمانی دو سفر؛ آیا یک هماهنگی پنهان وجود دارد؟
همزمانی سفر مقامات عمانی و پاکستانی به تهران، به هیچ وجه تصادفی به نظر نمیرسد. عمان و پاکستان، هر دو به نحوی با غرب و به ویژه آمریکا در ارتباط هستند و هماهنگی این دو سفر، ممکن است نشان از یک ابتکار عمل مشترک برای کاهش تنشها در منطقه داشته باشد. در حالی که عمان پیامهای دیپلماتیک را از کانال وزارت خارجه منتقل میکند، حضور یک فرمانده ارشد پاکستانی، جنبه امنیتی و نظامی این ابتکار را تقویت میکند. این هماهنگی، میتواند به ایران این پیام را بدهد که غرب و متحدان منطقهایاش، به دنبال یک راهحل دیپلماتیک برای بحرانهای موجود هستند و نه تشدید تنش.
واکنش احتمالی ایران به این پیامهای دیپلماتیک
جمهوری اسلامی ایران، همواره با احتیاط و در عین حال با نگاه به منافع ملی، به پیشنهادهای دیپلماتیک واکنش نشان داده است. با توجه به اینکه ایران در ماههای اخیر، بارها بر «مقاومت فعال» و «عدم مذاکره تحت فشار» تأکید کرده، پذیرش میانجیگری عمان و پاکستان، میتواند به عنوان یک راهکار میانهروانه برای کاهش تنشها و همزمان حفظ عزت ملی تلقی شود. همچنین، ایران ممکن است از این فرصت برای طرح دغدغههای خود درباره امنیت منطقه، تحریمها و همچنین موضوعات دوجانبه با دو کشور میزبان استفاده کند. به هر حال، نوع واکنش تهران به پیامهای احتمالی، میتواند مسیر آینده مذاکرات و روابط منطقهای را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
تأثیر این سفرها بر آینده مذاکرات هستهای و تحریمها
اگرچه رسماً اعلام نشده که محور گفتوگوهای تهران، مذاکرات هستهای است، اما با توجه به درخواست واشنگتن از پاکستان و نقش میانجیگرانه عمان، به نظر میرسد که احیای برجام یا دستیابی به یک توافق جدید، یکی از اهداف اصلی این سفرها باشد. ایران در شرایط کنونی، با فشار حداکثری تحریمها و کاهش صادرات نفت مواجه است و هرگونه گشایش دیپلماتیک، میتواند به کاهش فشارهای اقتصادی کمک کند. در مقابل، غرب نیز نگران تشدید فعالیتهای هستهای ایران و نزدیکتر شدن آن به آستانه هستهای است و به دنبال یک چارچوب جدید برای مهار این فعالیتهاست. این سفرها، میتواند سرآغازی بر دور جدیدی از مذاکرات باشد، اما موفقیت آن، به اراده سیاسی هر دو طرف و همچنین انعطافپذیری در مواضع قبلی بستگی دارد.
خبر تکمیلی
ایران مستقیماً پیشنهاد مورد حمایت ترامپ که چند ساعت پیش از طریق پاکستان به ایران ارائه شد را رد کرد. ایران از سرگیری مذاکرات با ایالات متحده را نیز نپذیرفت.