آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
فیلم «قاعده بازی» ساخته احمدرضا معتمدی (فیلمساز و نظریهپرداز سینما که پیش از این با آثاری چون «روزگار قریب» (۱۳۷۵) و «نوبت عاشقی» (۱۳۷۸) شناخته میشد) یکی از آن فیلمهایی است که پس از تماشا، مخاطب را با این سوال مواجه میکند: «اصلاً چرا این فیلم ساخته شد؟». فیلمی که با وجود «بازیگران مطرح» (اکبر عبدی، داریوش ارجمند، سعید پورصمیمی، جمشید هاشمپور و...) و «بودجه نسبتاً بالا» (با حمایت بنیاد سینمایی فارابی)، در «فیلمنامه»، «شخصیتپردازی»، «کارگردانی» و حتی «فنی» به شدت «ضعیف» و «آشفته» است. فیلمی که هیچ «روند منطقی» در هیچچیز آن وجود ندارد.
خلاصه داستان
یک مرد (با بازی سعید پورصمیمی) دو زن دارد؛ یکی در محلات پایین شهر (با بازی فریده سپاه منصور) و دیگری در بالا شهر. از هرکدام فرزندانی دارد که از وجود یکدیگر بیخبرند. فیلم با «شوخیهای بیمزه»، «ارجاعات بیربط» به فیلمهای معروف (پدرخوانده، خوب بد زشت، قیصر، راکی و...) و «صحنههای کارتونی» (کوبیدن میله آهنی به سر و کج شدن میله، فرار نارگیل از حوض پر از کوسه، پرتاب شدن از ارتفاع و آسیب ندیدن) پیش میرود و در نهایت با «پایانبندی» (که مشخص نیست چیست) به پایان میرسد.
«اکبر عبدی» در نقش نارگیل بازی «تکراری» و «بیروح» دارد. «الناز شاکردوست» نیز مثل همیشه در سطح ضعیفی ظاهر شده است. «داریوش ارجمند»، «سعید پورصمیمی»، «جمشید هاشمپور» و «گوهر خیراندیش» (که همگی بازیگران توانمندی هستند) در این فیلم «تلف شدهاند»؛ یعنی استعدادشان به هدر رفته است، زیرا فیلمنامه به آنها فرصت «درخشش» نمیدهد. «علیرضا خمسه» و «مهران رجبی» نیز در نقشهای کوتاه، بیتأثیر ظاهر شدهاند. در مجموع، «قاعده بازی» یک «فیلم افتضاح» و «فاجعهبار» است که با وجود «بازیگران مطرح»، هیچ ارزشی برای «شعور بیننده» قائل نشده است. تماشای آن را به هیچکس توصیه نمیکنیم. در ادامه به تحلیل فنی و دقیقتر این فیلم در پنج محور اصلی میپردازیم.
فیلمنامه و ساختار روایی؛ بیمنطقی محض
فیلمنامه «قاعده بازی» (نوشته احمدرضا معتمدی) از «هیچ روند منطقی» (نه در داستان، نه در روابط و نه در شوخیها) برخوردار نیست. فیلمنامهنویس با «ارجاعات بیربط» به فیلمهای معروف (پدرخوانده، خوب بد زشت، قیصر، راکی و...) و «شوخیهای کارتونی» (کوبیدن میله آهنی به سر و کج شدن میله، فرار نارگیل از حوض پر از کوسه، پرتاب شدن از ارتفاع و آسیب ندیدن) سعی کرده است «کمدی پستمدرن» بسازد، اما نتیجه، «مجموعهای از صحنههای بیربط» است که هیچ «انسجام» و «هدف» مشخصی ندارند. نکته قوت فیلمنامه (اگر بتوان گفت) «تلاش برای هجو ژانر» است (مانند فیلمهای لزلی نیلسن). با این حال، این «تلاش» به دلیل «ضعف اجرا» و «نبود خلاقیت» به «شکست» انجامیده است. فیلمنامهنویس به جای «هجو هوشمندانه»، به «کپیکاری» و «تکرار کلیشهها» بسنده کرده است.
نکته ضعف فیلمنامه، «بیمنطقی محض» و «نبود شخصیتپردازی» است. شخصیتها (اکبر عبدی، الناز شاکردوست و...) هیچ «عمق» و «لایههای روانشناختی» ندارند و صرفاً «تیپهای تکراری» (لمپن، پولدار بیفرهنگ، زن بدجنس و...) هستند. همچنین «داستان» فیلم (که قرار است درباره مردی با دو زن و فرزندان باشد) چنان «فراموش» میشود که مخاطب پس از نیم ساعت، اصلاً نمیداند داستان اصلی چیست!
شخصیتپردازی و بازیها؛ تلف شدن بازیگران مطرح
«اکبر عبدی» در نقش نارگیل بازی «تکراری» و «بیروح» دارد. عبدی (که یکی از بهترین بازیگران کمدی سینمای ایران است) در این فیلم «تلف شده است». «الناز شاکردوست» (در نقش ...) نیز در سطح ضعیفی ظاهر شده است. «داریوش ارجمند»، «سعید پورصمیمی»، «جمشید هاشمپور» و «گوهر خیراندیش» (که همگی بازیگران توانمندی هستند) در این فیلم «تلف شدهاند»؛ یعنی استعدادشان به هدر رفته است، زیرا فیلمنامه به آنها فرصت «درخشش» نمیدهد. «علیرضا خمسه» و «مهران رجبی» نیز در نقشهای کوتاه، بیتأثیر ظاهر شدهاند.
«شخصیتپردازی صفر» (که در فیلمنامه نیز وجود دارد) از نقاط ضعف فیلم است. شخصیتها هیچ «انگیزه» و «هدف» مشخصی ندارند و رفتارهایشان «بیمنطق» و «تصادفی» است. برای مثال، «داش اقدس» (با بازی ...) قلب چپ و راست برادر ناتنیاش را امتحان میکند و هر بار از هرکدام یک آواز به گوش میرسد! این صحنه (و بسیاری دیگر) هیچ «کارکرد دراماتیک» یا «کمیک» ندارند و صرفاً برای «پر کردن زمان» فیلم ساخته شدهاند.
کارگردانی و فیلمبرداری؛ آشفته و بیریتم
احمدرضا معتمدی در «قاعده بازی» کارگردانی «آشفته» و «بیریتم» ارائه داده است. فیلم از «نظم بصری» و «انسجام روایی» بیبهره است و «صحنهها» بدون هیچ «علت و معلولی» پشت سر هم چیده شدهاند. «فیلمبرداری فرجالله حیدری» (که با آثاری چون «سام و نرگس» شناخته میشود) در سطح «معمولی» قرار دارد، اما «تدوین مصطفی خرقهپوش» (که با « خوب، بد، جلف» شناخته میشود) نتوانسته است «ریتم» فیلم را نجات دهد.
«بینظمیهای فنی» (عدم رعایت راکورد، جلوههای ویژه ضعیف) از دیگر نقاط ضعف فیلم هستند. برای مثال، در صحنه سقوط صاحبخانه، گوهر خیراندیش در یک نما سر جای خودش نیست و بعد از سقوط ناگهان به جای سابقش برمیگردد. یا در صحنه درگیری مباشر با بیوک قراضه، درب گاوصندوق در یک نما باز و در دیگری بسته است. این «بیدقتیهای فنی» (که در فیلمهای حرفهای غیرقابل قبول است) نشان از «شتابزدگی» و «بیتوجهی» در مرحله تولید دارد.
موسیقی و طراحی صحنه؛ کپیکاری از فیلمهای معروف
«موسیقی متن حیدر ساجدی» (با کپیکاری از موسیقی فیلمهای معروف مانند پدرخوانده) در سطح «ضعیف» قرار دارد. استفاده از «موسیقی فیلمهای معروف» (چه به عنوان هجو و چه به عنوان کپیکاری) نه تنها «خندهدار» نیست، بلکه «آزاردهنده» و «بیسلیقه» است. «طراحی صحنه و لباس» (که نام طراح در اطلاعات موجود نیست) در سطح «معمولی» قرار دارد.
جایگاه فیلم در سینمای ایران و میراث آن
«قاعده بازی» را در مقایسه با سایر فیلمهای کمدی-پستمدرن سینمای ایران (مثل «مهمان مامان» (۱۳۸۲) و «شارلاتان» (۱۳۸۳)) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «جسارت در ارجاع به فیلمهای معروف» در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «کیفیت دراماتیک» و «شخصیتپردازی» در سطح بسیار پایینتری است. با این حال، «قاعده بازی» به عنوان یک «شکست» در تاریخ سینمای ایران ثبت شده است.
میراث «قاعده بازی» برای سینمای ایران، «هشدار» درباره «ساخت فیلمهای بیمنطق و بیسلیقه» است. این فیلم نشان داد که حتی با «بازیگران مطرح» و «بودجه بالا» نیز میتوان یک «فیلم افتضاح» ساخت. با این حال، فیلم همچنین «یادآوری» میکند که «سینما» نیاز به «فیلمنامه قوی»، «شخصیتپردازی عمیق» و «کارگردانی دقیق» دارد و «ارجاعات پستمدرن» به تنهایی نمیتواند یک فیلم را نجات دهد.