پنج شنبه / ۵ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۳:۱۱
کد خبر: 40925
گزارشگر: 548
۱۲۰۶
۴
۲
۲
فاجعه‌ای در لباس کمدی پست‌مدرن / چرا «قاعده بازی» یکی از بدترین فیلم‌های سینمای ایران است؟

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «قاعده بازی» احمدرضا معتمدی

فیلم قاعده بازی
فیلم سینمایی «قاعده بازی» به کارگردانی و نویسندگی احمدرضا معتمدی و تهیه‌کنندگی بنیاد سینمایی فارابی، محصول سال ۱۳۸۵، بدون تردید یکی از ضعیف‌ترین، آشفته‌ترین و بحث‌برانگیزترین آثار سینمای ایران در دهه هشتاد است که با بازی اکبر عبدی، الناز شاکردوست، داریوش ارجمند، سعید پورصمیمی و جمشید هاشم‌پور ساخته شده است. این فیلم که با بودجه نسبتاً بالا و حمایت نهادهای رسمی ساخته شده، داستان مردی را روایت می‌کند که دو زن (یکی در پایین شهر و دیگری در بالا شهر) دارد و از هرکدام فرزندانی دارد که از وجود یکدیگر بی‌خبرند . «قاعده بازی» با وجود بازیگران مطرح، از فیلمنامه‌ای بی‌منطق، شخصیت‌پردازی صفر، شوخی‌های تکراری و بی‌مزه، کپی‌کاری از فیلم‌های معروف و بی‌نظمی‌های فنی رنج می‌برد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

فیلم «قاعده بازی» ساخته احمدرضا معتمدی (فیلمساز و نظریه‌پرداز سینما که پیش از این با آثاری چون «روزگار قریب» (۱۳۷۵) و «نوبت عاشقی» (۱۳۷۸) شناخته می‌شد) یکی از آن فیلم‌هایی است که پس از تماشا، مخاطب را با این سوال مواجه می‌کند: «اصلاً چرا این فیلم ساخته شد؟». فیلمی که با وجود «بازیگران مطرح» (اکبر عبدی، داریوش ارجمند، سعید پورصمیمی، جمشید هاشم‌پور و...) و «بودجه نسبتاً بالا» (با حمایت بنیاد سینمایی فارابی)، در «فیلمنامه»، «شخصیت‌پردازی»، «کارگردانی» و حتی «فنی» به شدت «ضعیف» و «آشفته» است. فیلمی که هیچ «روند منطقی» در هیچ‌چیز آن وجود ندارد.

خلاصه داستان

یک مرد (با بازی سعید پورصمیمی) دو زن دارد؛ یکی در محلات پایین شهر (با بازی فریده سپاه منصور) و دیگری در بالا شهر. از هرکدام فرزندانی دارد که از وجود یکدیگر بی‌خبرند. فیلم با «شوخی‌های بی‌مزه»، «ارجاعات بی‌ربط» به فیلم‌های معروف (پدرخوانده، خوب بد زشت، قیصر، راکی و...) و «صحنه‌های کارتونی» (کوبیدن میله آهنی به سر و کج شدن میله، فرار نارگیل از حوض پر از کوسه، پرتاب شدن از ارتفاع و آسیب ندیدن) پیش می‌رود و در نهایت با «پایان‌بندی» (که مشخص نیست چیست) به پایان می‌رسد.

«اکبر عبدی» در نقش نارگیل بازی «تکراری» و «بی‌روح» دارد. «الناز شاکردوست» نیز مثل همیشه در سطح ضعیفی ظاهر شده است. «داریوش ارجمند»، «سعید پورصمیمی»، «جمشید هاشم‌پور» و «گوهر خیراندیش» (که همگی بازیگران توانمندی هستند) در این فیلم «تلف شده‌اند»؛ یعنی استعدادشان به هدر رفته است، زیرا فیلمنامه به آنها فرصت «درخشش» نمی‌دهد. «علیرضا خمسه» و «مهران رجبی» نیز در نقش‌های کوتاه، بی‌تأثیر ظاهر شده‌اند. در مجموع، «قاعده بازی» یک «فیلم افتضاح» و «فاجعه‌بار» است که با وجود «بازیگران مطرح»، هیچ ارزشی برای «شعور بیننده» قائل نشده است. تماشای آن را به هیچ‌کس توصیه نمی‌کنیم. در ادامه به تحلیل فنی و دقیق‌تر این فیلم در پنج محور اصلی می‌پردازیم.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ بی‌منطقی محض

فیلمنامه «قاعده بازی» (نوشته احمدرضا معتمدی) از «هیچ روند منطقی» (نه در داستان، نه در روابط و نه در شوخی‌ها) برخوردار نیست. فیلمنامه‌نویس با «ارجاعات بی‌ربط» به فیلم‌های معروف (پدرخوانده، خوب بد زشت، قیصر، راکی و...) و «شوخی‌های کارتونی» (کوبیدن میله آهنی به سر و کج شدن میله، فرار نارگیل از حوض پر از کوسه، پرتاب شدن از ارتفاع و آسیب ندیدن) سعی کرده است «کمدی پست‌مدرن» بسازد، اما نتیجه، «مجموعه‌ای از صحنه‌های بی‌ربط» است که هیچ «انسجام» و «هدف» مشخصی ندارند. نکته قوت فیلمنامه (اگر بتوان گفت) «تلاش برای هجو ژانر» است (مانند فیلم‌های لزلی نیلسن). با این حال، این «تلاش» به دلیل «ضعف اجرا» و «نبود خلاقیت» به «شکست» انجامیده است. فیلمنامه‌نویس به جای «هجو هوشمندانه»، به «کپی‌کاری» و «تکرار کلیشه‌ها» بسنده کرده است.

نکته ضعف فیلمنامه، «بی‌منطقی محض» و «نبود شخصیت‌پردازی» است. شخصیت‌ها (اکبر عبدی، الناز شاکردوست و...) هیچ «عمق» و «لایه‌های روانشناختی» ندارند و صرفاً «تیپ‌های تکراری» (لمپن، پولدار بی‌فرهنگ، زن بدجنس و...) هستند. همچنین «داستان» فیلم (که قرار است درباره مردی با دو زن و فرزندان باشد) چنان «فراموش» می‌شود که مخاطب پس از نیم ساعت، اصلاً نمی‌داند داستان اصلی چیست!

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ تلف شدن بازیگران مطرح

«اکبر عبدی» در نقش نارگیل بازی «تکراری» و «بی‌روح» دارد. عبدی (که یکی از بهترین بازیگران کمدی سینمای ایران است) در این فیلم «تلف شده است». «الناز شاکردوست» (در نقش ...) نیز در سطح ضعیفی ظاهر شده است. «داریوش ارجمند»، «سعید پورصمیمی»، «جمشید هاشم‌پور» و «گوهر خیراندیش» (که همگی بازیگران توانمندی هستند) در این فیلم «تلف شده‌اند»؛ یعنی استعدادشان به هدر رفته است، زیرا فیلمنامه به آنها فرصت «درخشش» نمی‌دهد. «علیرضا خمسه» و «مهران رجبی» نیز در نقش‌های کوتاه، بی‌تأثیر ظاهر شده‌اند.

«شخصیت‌پردازی صفر» (که در فیلمنامه نیز وجود دارد) از نقاط ضعف فیلم است. شخصیت‌ها هیچ «انگیزه» و «هدف» مشخصی ندارند و رفتارهایشان «بی‌منطق» و «تصادفی» است. برای مثال، «داش اقدس» (با بازی ...) قلب چپ و راست برادر ناتنی‌اش را امتحان می‌کند و هر بار از هرکدام یک آواز به گوش می‌رسد! این صحنه (و بسیاری دیگر) هیچ «کارکرد دراماتیک» یا «کمیک» ندارند و صرفاً برای «پر کردن زمان» فیلم ساخته شده‌اند.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ آشفته و بی‌ریتم

احمدرضا معتمدی در «قاعده بازی» کارگردانی «آشفته» و «بی‌ریتم» ارائه داده است. فیلم از «نظم بصری» و «انسجام روایی» بی‌بهره است و «صحنه‌ها» بدون هیچ «علت و معلولی» پشت سر هم چیده شده‌اند. «فیلمبرداری فرج‌الله حیدری» (که با آثاری چون «سام و نرگس» شناخته می‌شود) در سطح «معمولی» قرار دارد، اما «تدوین مصطفی خرقه‌پوش» (که با « خوب، بد، جلف» شناخته می‌شود) نتوانسته است «ریتم» فیلم را نجات دهد.

«بی‌نظمی‌های فنی» (عدم رعایت راکورد، جلوه‌های ویژه ضعیف) از دیگر نقاط ضعف فیلم هستند. برای مثال، در صحنه سقوط صاحبخانه، گوهر خیراندیش در یک نما سر جای خودش نیست و بعد از سقوط ناگهان به جای سابقش برمی‌گردد. یا در صحنه درگیری مباشر با بیوک قراضه، درب گاوصندوق در یک نما باز و در دیگری بسته است. این «بی‌دقتی‌های فنی» (که در فیلم‌های حرفه‌ای غیرقابل قبول است) نشان از «شتابزدگی» و «بی‌توجهی» در مرحله تولید دارد.

موسیقی و طراحی صحنه؛ کپی‌کاری از فیلم‌های معروف

«موسیقی متن حیدر ساجدی» (با کپی‌کاری از موسیقی فیلم‌های معروف مانند پدرخوانده) در سطح «ضعیف» قرار دارد. استفاده از «موسیقی فیلم‌های معروف» (چه به عنوان هجو و چه به عنوان کپی‌کاری) نه تنها «خنده‌دار» نیست، بلکه «آزاردهنده» و «بی‌سلیقه» است. «طراحی صحنه و لباس» (که نام طراح در اطلاعات موجود نیست) در سطح «معمولی» قرار دارد.

جایگاه فیلم در سینمای ایران و میراث آن

«قاعده بازی» را در مقایسه با سایر فیلم‌های کمدی-پست‌مدرن سینمای ایران (مثل «مهمان مامان» (۱۳۸۲) و «شارلاتان» (۱۳۸۳)) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «جسارت در ارجاع به فیلم‌های معروف» در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «کیفیت دراماتیک» و «شخصیت‌پردازی» در سطح بسیار پایین‌تری است. با این حال، «قاعده بازی» به عنوان یک «شکست» در تاریخ سینمای ایران ثبت شده است.

میراث «قاعده بازی» برای سینمای ایران، «هشدار» درباره «ساخت فیلم‌های بی‌منطق و بی‌سلیقه» است. این فیلم نشان داد که حتی با «بازیگران مطرح» و «بودجه بالا» نیز می‌توان یک «فیلم افتضاح» ساخت. با این حال، فیلم همچنین «یادآوری» می‌کند که «سینما» نیاز به «فیلمنامه قوی»، «شخصیت‌پردازی عمیق» و «کارگردانی دقیق» دارد و «ارجاعات پست‌مدرن» به تنهایی نمی‌تواند یک فیلم را نجات دهد.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jvu
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «ضیافت» به کارگردانی و نویسندگی مسعود کیمیایی و تهیه‌کنندگی امیرحسین شریفی، محصول سال ۱۳۷۴، یکی از بحث‌برانگیزترین و در عین حال فراموش‌شده آثار کارنامه این فیلمساز نام‌آشنای سینمای ایران است که با بازی فریبرز عرب‌نیا، حسن جوهرچی، بهزاد خداویسی، پارسا پیروزفر و رامین پرچمی، داستان هفت رفیق را روایت می‌کند که در روزهای پایانی دبیرستان (سال ۱۳۵۶) قرار می‌گذارند سال‌ها بعد (پس از انقلاب و جنگ) یکدیگر را در کافه «ماطاووس» ملاقات کنند. این فیلم با وجود «سکانس‌های ابتدایی تأثیرگذار» (که از بهترین لحظات سینمای کیمیایی محسوب می‌شوند)، «فیلمبرداری درخشان علیرضا زرین‌دست» و «موسیقی بهرام سعیدی»، از نقدهای جدی در حوزه فیلمنامه آشفته، شخصیت‌پردازی ناقص و دوپارگی روایی رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «پهلوان هرگز نمی‌میرد» به کارگردانی و بازی سعید کریمی، پریسا گلدوست، شیوا خسرومهر، کیانوش گرامی و جعفر دهقان، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آثار سینمای ورزشی-اجتماعی ایران است که با محوریت «کشتی» و «فرهنگ پهلوانی» سعی دارد «اخلاق»، «ایثار» و «منش جوانمردی» را به تصویر بکشد. داستان فیلم حول محور جوانی می‌چرخد که برای تصاحب پیراهن تیم ملی کشتی، سختی‌های بسیاری را متحمل می‌شود، اما در آستانه دریافت دوبنده تیم ملی، مشکلاتی برایش رقم می‌خورد. «پهلوانان هرگز نمی‌میرند» با وجود «سوژه جذاب» (کشتی و فرهنگ پهلوانی) و «تلاش برای نمایش ارزش‌های اخلاقی»، از نقاط ضعف احتمالی در حوزه «فیلمنامه»، «شخصیت‌پردازی» و «ریتم» رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «ناپلئون در باغ زردآلو» به نویسندگی و کارگردانی حامد محمدی و تهیه‌کنندگی احسان ظلی‌پور، از چهارشنبه ۴ شهریور ماه، در سینماهای سراسر کشور اکران عمومی می‌شود. این فیلم که در ژانر کمدی-اجتماعی ساخته شده، داستان دو زندانی به نام بهمن و یحیی را روایت می‌کند که برای انجام بزرگ‌ترین سرقت زندگی خود، یک نقشه جسورانه طراحی می‌کنند. حضور بازیگران مطرحی چون سعید آقاخانی، امیر جعفری، غلامرضا نیکخواه، ناهید مسلمی، امید روحانی، شادی خلیلی، قاسم زارع، نیما نوری‌زاده و یوسف تیموری، از نقاط قوت این فیلم به شمار می‌رود.
فیلم تلویزیونی «بازجویی در کافه تهران» به کارگردانی شاهد احمدلو و نویسندگی مهدی بهپور، محصول سال ۱۳۸۸، یکی از آثار ژانر پلیسی-معمایی سیمای ایران است که با بازی مهدی سلطانی، هومن برق‌نورد، بابک کشوری و علیرضا مهران، داستان «سرگرد احمد کاویان» را روایت می‌کند که با وجود مخالفت همکارانش و با مسئولیت خود، «قاسم» (متهم به قتل پیرزنی) را از زندان آزاد می‌کند و درگیر ماجراهای ناخواسته‌ای می‌شود . این فیلم با «فضای معمایی» و «تلاش برای روایتی تازه» (بازجویی در کافه به جای اداره پلیس) تلاش می‌کند مخاطب را با خود همراه کند . «بازجویی در کافه تهران» با وجود «بازی‌های قابل قبول» و «ایده جذاب»، از نقاط ضعفی چون «ریتم کند» و «پایان‌بندی قابل پیش‌بینی» رنج می‌برد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
پویا منجزی
۱۴۰۵/۰۶/۰۶
1
1
6

نقد فیلم به حدی مغرضانه و غیر واقعیست که با خواندن چند خط از آن متوجه افراط در بدگویی می‌شویم این که چه غرض و مرضی در این سیاه نمایی بیش از حد دخیل بوده مشخص نیست ولی الان در سال ۱۴۰۵ که این فیلم را میبینیم هیچگونه ضعفی در آن در ذوقمان نمی‌زند و شاهد یک فیلم قوی با بازیگران قوی هستیم اما منتقد از بی منطق بودن فیلم خیلی گله دارد بله، اساس فیلم بر همین بی منطق بودن و مرتبط نبودن و غیرقابل پیش بینی بودن بنا شده در میان فیلم های ایرانی، این فیلم سبکی به خصوص دارد و مثل هیچ فیلم دیگری نیست، پس نمیتوان آن را با فیلم دیگری مقایسه کرد به هر حال مخالفت کامل خود را با این نقد ضعیف و مغرضانه اعلام می‌کنم و به همه‌ی مخاطبین گرامی پیشنهاد میکنم این فیلم را با تمرکز و دقت ببینند و از سنت شکنی های بسیار و خلاقیت هایی که در فیلم استفاده شده لذت ببرند این فیلم برخلاف انتظار اولیه، یک فیلم سطحی و سرگرم کننده‌ی کلیشه ای نیست با یک فیلم نوآور و بی تکرار روبرو هستید ممنونم از بذل توجه شما به عرایض بنده و من الله التوفیق

پوریا زرشناس
۱۴۰۵/۰۶/۰۷
5
0
1

«از کامنتتان ممنونم. جناب منجزی؛ اجازه دهید بحث را از برچسب "مغرضانه" خارج کنیم. لطفاً یک جمله از نقد من را نشان دهید که دروغ یا تحریف باشد. اشاره به خطاهای فنی و بازی تکراری عبدی، شواهد عینی است، نه غرض! درباره بی‌منطقی: بین "سورئالیسم هوشمندانه" و "آشفتگیِ ناشی از ضعف" تفاوت است. در فیلم‌های پست‌مدرن خوب، بی‌منطقی قاعده‌ی درونی دارد و به شخصیت‌پردازی کمک می‌کند. اما در "قاعده بازی"، بی‌منطقی یعنی فراموشی داستان اصلی و شوخی‌های بی‌کارکرد. اگر این را سبک بنامیم، هر فیلم بدی را می‌توان پست‌مدرن نامید! شما گفتید فیلم قوی است اما معیاری نیاوردید. فیلمنامه چه ساختاری دارد؟ شخصیت‌ها چه تحولی پیدا می‌کنند؟ حضور بازیگران خوب، فیلم را قوی نمی‌کند. بجای برچسب‌زدن، لطفاً صحنه ای را مثال بزنید که بی‌منطقیِ آن، به درک عمیق‌تری از فیلم کمک کند. نقد من بر شواهد فنی استوار است، نه سلیقه. خوشحال می‌شوم پاسخ مستدلی بشنوم.»

تبسم
۱۴۰۵/۰۶/۰۹
0
0
0

قاعده بازی به معنای واقعی افتضاح بود.ملغمه ای درهم و برهم از سکانس های گوناگون تمام فیلم های مطرح دنیا. توهینی بزرگ به شعور بینندگان نقدهای این فاجعه در سال ۱۳۸۶ را بخوانید بهتر متوجه منظورم خواهیدشد. در یک کلام تهوع آور بود


ناشناس
۱۴۰۵/۰۶/۰۷
0
1
3

با این بخش از نقدتون که گفتید داستان فیلم بی منطق است موافقم و کپی برداری از موسیقی های پدر خوانده و خوب بد زشت را قبول دارم ولی به نظرم فیلم آنچنان هم که میگید بد نیست به هر حال دلیل اصلی محبوب بودن فیلم همین غیر قابل پیش‌بینی بودن و غیر منطقی بودنشه. حتی اگه راستش رو بخواید کارگردانی و روایت فیلم من رو یاد فیلم های تارانتینو میندازه که سکانس های غیر معقول و جذابی رو داره. بعدشم دلیل نمیشه چون فیلم غیر منطقیه پس بد باشه اگه بخواد اونجوری باشه کل فیلم های دیوید لینچ بزرگ رو باید مزخرف خطاب کرد اما آیا این نسبت درسته؟ طبیعتا نه. فکر کنم دلیل اصلی که شما از فیلم بدت اومده اینه که هدف کارگردان رو متوجه نشدید اونم اینه که فیلم فقط قصد غیرقابل پیش‌بینی بودن رو داره


تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید