شنبه / ۷ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۱:۳۴
کد خبر: 40979
گزارشگر: 548
۴۲۰۵
۰
۰
۱
از ارگ سلجوقی تا دریاچه اوان؛ روایتی تازه از استانی که پایتخت‌ها را به تماشا نشسته است

چرا بالای صفحه تلویزیون نوشته شده: «ایران جان قزوین»؟!

ایران جان قزوین
پروژه «ایران جان» که تاکنون در استان‌های مختلف، روایت‌های تازه‌ای از هویت ملی ارائه داده است، این بار با فرود در قزوین، تصویر این استان را از یک شهرک صنعتیِ صرف، به مقصدی فرهنگی، تاریخی و طبیعی تبدیل کرد. از بیست و پنجم شهریور تا دوم مهرماه، شبکه‌های سراسری میزبان تصاویر بدیعی از این دیار کهن بودند؛ تصاویری که در آن، ارگ سلجوقی در کنار باغستان‌های سرسبز تاکستان و قلعه‌های اسرارآمیز الموت، چهره‌ای تمام‌عرض از ایرانِ اصیل را به نمایش گذاشتند. برنامه‌های متنوعی چون «صبحانه ایرانی» با پخش زنده از مجموعه تاریخی سعدالسلطنه، مستندهای شبکه دو از معبد خورشیدی و آیین‌های برداشت انگور، و همچنین برنامه‌های گفتگومحوری که به بررسی ظرفیت‌های اقتصادی و صنعتی قزوین پرداختند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
شناخت ایران، بدون عبور از تاریخ و طبیعت قزوین ممکن نیست. این بار قاب تلویزیون، مخاطب را به چهارراه تمدن ایران می‌برد؛ جایی که پایتخت‌های کهن، باغ‌های سرسبز و صنعت پیشرو در هم تنیده شده‌اند. پروژه «ایران جان» در ایستگاه جدید خود، به استقبال قزوین رفته است؛ استانی که شاید در نگاه اول فقط یک مسیر عبوری بین تهران و زنجان به نظر برسد، اما در حقیقت گنجینه‌ای از تاریخ پرشکوه، اقوام خونگرم و مناظر بکر طبیعی است. این بار روایت ایران از دل قزوین آغاز شده؛ سرزمینی با دروازه‌های قرآن، اولین پایتخت صفوی و دیار خوش‌نویسان و شاعران.

ایستگاه تازه «ایران جان»؛ روایتی دیگر از قلب تاریخ

پروژه «ایران جان» که پیش‌تر در استان‌هایی چون سیستان و بلوچستان و فارس توانسته بود تصویری تازه از ایرانِ بومی ارائه دهد، این بار در قزوین فرود آمده است. استانی که با وجود قرارگیری در شاهراه ارتباطی مرکز کشور، سال‌ها در سایه پایتخت‌های همسایه قرار داشت و کمتر به عنوان یک مقصد مستقل گردشگری و فرهنگی معرفی می‌شد. از بیست‌وپنجم شهریور تا دوم مهرماه، شبکه‌های سراسری میزبان تصاویری شدند که کمتر دیده شده بود: معماری باشکوه مسجد جامع، عطر خوش انگورهای تاکستان‌های الموت، بافت تاریخیِ ثبت‌شده در یونسکو و ارگ سلجوقی که هنوز هم قامت استوارش، روایت‌گر روزگارانی دور است. «ایران جان» اما فقط یک تور گردشگری تلویزیونی نیست. این پروژه، نوعی بازتعریف هویت ملی از مسیر استان‌هاست. اینجا دیگر تهران مرکز روایت نیست؛ این بار قزوین، تاکستان، آبیک و الموت حرف می‌زنند. رسانه ملی با این حرکت، به استقبال «روایت درونی» از فرهنگ و مسائل رفته است؛ روایتی که مردم هر منطقه خود راوی آن‌اند.

صبحانه در سایه‌سار چنارهای کهنسال و مستندهایی از عمق تاریخ

در این دوره، برنامه «صبحانه ایرانی» به‌صورت زنده از مجموعه تاریخی سعدالسلطنه روی آنتن رفت؛ جایی که کاروان‌سرای قاجاری به پاتوق فرهنگیِ مردم امروز تبدیل شده است. مجریان برنامه در میان طاق‌های آجری و حجره‌های صنایع دستی، به گفت‌وگو با مردم پرداختند. موسیقی مقامی قزوین، آیین‌های بومی برداشت انگور و آشپزی سنتی با نقل و نبات و غذاهای محلی، فضای متفاوتی را به خانه‌ها آورد. این پخش زنده، نه فقط یک برنامه تلویزیونی، که پلی فرهنگی بین مرکز و حاشیه بود. شبکه دو نیز با پخش مستندهایی از قلعه الموت، معبد خورشیدی و آداب زندگی عشایر شاهسون، تصویری مستند و پژوهشی از این استان ارائه داد. برنامه‌هایی مانند «ثریا»، «زمانه» و «عصر خانواده» محتوای خود را با حال‌وهوای قزوین هماهنگ کردند؛ از ظرفیت‌های منطقه ویژه اقتصادی تا توانمندی‌های بی‌نظیر صنعت نساجی و چاپ در این استان.

شکستن کلیشه‌ها؛ روایت مسئله‌محور از غرب البرز

یکی از دستاوردهای مهم «ایران جان» در قزوین، عبور از نگاه کلیشه‌ای به این استان بود. سال‌ها بود که تصویر رسانه‌ای از قزوین، بیشتر بر محور ترانزیت و آلودگی‌های صنعتی شکل گرفته بود. اما این بار، دوربین رسانه ملی به سراغ ظرفیت‌ها رفت: زنان کارآفرین صنایع دستی، باغدارانی که محصولات ارگانیک صادر می‌کنند، هنرمندان خوش‌نویس و نگارگری که میراث ناملموس را زنده نگه داشته‌اند و جوانانی که در حوزه فناوری‌های نوین در شهرک‌های صنعتی فعالند. این تغییر نگاه، نه یک شعار، که یک سیاست راهبردی در روایت‌پردازی ملی است. همچنین، در این دوره موضوعاتی مانند تکمیل پروژه‌های قطار شهری، توسعه گردشگری ماجراجویانه در منطقه الموت و مدیریت پایدار منابع آب کشاورزی به عنوان مطالبات مردمی در رسانه ملی مطرح و پیگیری شد. تجربه نشان داده وقتی مسئله‌ای از استان‌ها به دغدغه ملی تبدیل شود، راه‌حل‌ها سریع‌تر پیدا می‌شوند.

تأثیرات اجتماعی و اقتصادی؛ از غرور محلی تا رونق گردشگری

پخش سراسری ظرفیت‌های قزوین، بازخوردهای گسترده‌ای در فضای مجازی و میان مخاطبان داشت. برای بسیاری از بینندگان ساکن مرکز و شمال کشور، این نخستین بار بود که چهره‌ای واقعی و رنگارنگ از این استان می‌دیدند که تا پیش از این، تنها به عنوان «شهر صنعتی» می‌شناختند. این تصویرسازی تازه، افزون بر تقویت عزت‌نفس ملی در میان مردم منطقه، زمینه‌ساز افزایش کنجکاوی برای سفر و سرمایه‌گذاری در این استان شده است. از منظر اقتصادی، معرفی جاذبه‌هایی مانند دریاچه‌ی اوان، روستاهای پلکانی الموت، کاروان‌سراهای تاریخی و باغستان‌های هزارساله در قاب تلویزیون، می‌تواند تحولی جدی در صنعت گردشگری غرب کشور ایجاد کند. در کنار آن، نمایش توانمندی‌های صنعتی و دانشگاهی منطقه، پیام «ایران قابل سرمایه‌گذاری» را نیز منتقل می‌کند.

تحلیل گفتمانی؛ از روایت مرکزگرا به روایت درونی

پروژه «ایران جان» را باید در چارچوب «تغییر پارادایم روایت‌پردازی ملی» تحلیل کرد. دهه‌ها بود که رسانه ملی، استان‌ها را از دریچه تهران روایت می‌کرد. قزوین نیز از این قاعده مستثنی نبود و اغلب به عنوان یک «کریدور» یا «پشت‌بند صنعتی پایتخت» معرفی می‌شد. اما «ایران جان» این معادله را به هم زد. با بردن دوربین به متن استان و واگذاری روایت به مردم بومی، نه فقط جغرافیا که «قدرت روایت» را نیز جابه‌جا کرد. در این مدل، مردم قزوین خود راوی زندگی‌شان هستند و نه سوژه‌ای منفعل. این تغییر جایگاه، از منظر جامعه‌شناختی بسیار پرمعناست و نشان می‌دهد که هویت ملی، مجموعه‌ای از روایت‌های محلی معتبر است، نه یک روایت یکدست و یکجانبه از مرکز.

چشم‌انداز؛ از پروژه تلویزیونی تا جنبش فرهنگی

آینده «ایران جان» به تصمیماتی بستگی دارد که امروز گرفته می‌شود. قزوین شروع خوبی برای فتح قله‌های جدید بود، اما این تازه اول راه است. کردستان، کرمانشاه، ایلام، خراسان شمالی و ده‌ها استان و شهرستان دیگر نیز در انتظار «روایت درونی» خود هستند. اگر «ایران جان» بتواند این مسیر را با برنامه‌ریزی، صداقت و پایداری ادامه دهد، دیگر فقط یک پروژه تلویزیونی نیست؛ بلکه نقشه راهی برای بازشناسی ایرانِ تمام‌عیار خواهد بود.

سخن پایانی

قزوین با تمام فرازونشیب‌های تاریخی‌اش، یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های هویتی و اقتصادی ایران است. پروژه «ایران جان» نشان داد که می‌توان این استان را نه از پشت شیشه و با نگاه ترحم، که از درون و با نگاه امید روایت کرد. این تغییر زاویه دید، شاید بزرگ‌ترین دستاورد رسانه ملی در سال‌های اخیر باشد. اگر این مسیر با برنامه‌ریزی، صداقت و پایداری ادامه یابد، «ایران جان» دیگر فقط یک پروژه تلویزیونی نیست؛ بلکه نقشه راهی برای بازشناسی ایرانِ تمام‌عیار خواهد بود.
https://www.asianewsiran.com/u/jwm
اخبار مرتبط
پروژه تلویزیونی «ایران جان» در ایستگاه جدید خود به سراغ سیستان و بلوچستان رفت و با پخش زنده برنامه‌هایی از چابهار، زابل و ایرانشهر، تصویری تازه از ظرفیت‌های فرهنگی، اقتصادی و گردشگری این استان ارائه داد. برنامه «صبحانه ایرانی» برای نخستین بار به‌صورت زنده از کنار دریای عمان روی آنتن رفت و موسیقی محلی، آیین‌های بومی و آشپزی سنتی بلوچستان را به خانه‌های ایرانیان برد. شبکه دو نیز با مستندهایی از سواحل مکران، شهرسوخته و تالاب هامون، رویکردی پژوهشی به این استان داشت. برنامه‌های «ثریا»، «زمانه» و «عصر خانواده» نیز با محوریت ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری، کشاورزی و صنایع دستی سیستان و بلوچستان، از نگاه کلیشه‌ای به این استان فاصله گرفتند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید