دوشنبه / ۹ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۱:۲۴
کد خبر: 41012
گزارشگر: 548
۱۱۴۷
۰
۰
۱
از تلویزیون دزدیده‌شده تا زندگی فلاکت‌بار هفت خانواده؛ چرا «صنوبرهای سوزان» یک فیلم نوستالژیک است؟

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «صنوبرهای سوزان»

پوستر فیلم صنوبرهای سوزان
فیلم سینمایی «صنوبرهای سوزان» به کارگردانی و نویسندگی عباس شیخ بابایی، محصول سال ۱۳۶۸، یکی از آثار اجتماعی-درام سینمای ایران در اواخر دهه شصت است که با بازی بیژن امکانیان، مرتضی احمدی، جمیله شیخی، عبدالرضا اکبری، بهزاد فراهانی و فریبا کوثری ساخته شده است. این فیلم که در یک خانه قدیمی (که به «خراب‌آباد» موسوم است) می‌گذرد، داستان هفت خانواده را روایت می‌کند که زندگی فلاکت‌باری دارند و تنها لذتشان این است که هر شب با تلویزیون محمد (پادوی تماشاخانه) خود را سرگرم می‌کنند. اما روزی تلویزیون به سرقت برده می‌شود و منصور (برادر محمد) و حاج عمو (صاحب خانه) به مستأجرها بدگمان می‌شوند و همه اتاق‌ها را جستجو می‌کنند، تا این که روشن می‌شود دزد کسی جز صاحب تلویزیون نبوده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 فیلم «صنوبرهای سوزان» ساخته عباس شیخ بابایی یکی از آثار اجتماعی-درام سینمای ایران در اواخر دهه شصت است که با «نگاهی انسانی» و «تمرکز بر زندگی طبقه محروم»، «فقر»، «همبستگی» و «فریب» را به تصویر کشیده است. داستان فیلم در یک «خانه قدیمی» (خراب‌آباد) می‌گذرد که هفت خانواده در آن زندگی فلاکت‌باری دارند و تنها لذتشان، تماشای تلویزیون «محمد» (پادوی تماشاخانه) است. اما روزی تلویزیون دزدیده می‌شود و ماجراهای فیلم آغاز می‌شود.

«بیژن امکانیان» در نقش «محمد» (پادوی تماشاخانه و صاحب تلویزیون) یکی از نقاط قوت فیلم است. امکانیان با «چهره خسته» و «نگاه‌های عمیق» خود، «جوانی ساده‌دل» و «خوش‌قلب» را به تصویر کشیده است. «مرتضی احمدی» در نقش «حاج عمو» (صاحب خانه) با بازی «باوقار» و «پراحساس» خود، یکی از نقاط قوت فیلم است. «جمیله شیخی»، «عبدالرضا اکبری» (در نقش منصور، برادر محمد)، «بهزاد فراهانی» و «فریبا کوثری»نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند. «فریده سپاه‌منصور» و «غلامرضا طباطبایی» نیز در نقش‌های مکمل در سطح خوبی ظاهر شده‌اند.

از نقاط قوت فیلم، «بازی‌های بسیار عالی و قوی» (به ویژه بیژن امکانیان، مرتضی احمدی و جمیله شیخی)، «قصه ساده اما تأثیرگذار»، «روایت کلاسیک از زندگی در دهه شصت» و «حضور بازیگران نوستالژیک سینمای ایران» است. فیلم با «موسیقی متن سیدمحمد میرزمانی» و «تدوین صمد تواضعی» در سطح قابل قبولی قرار دارد. «صنوبرهای سوزان» با «فیلمبرداری حسین جعفریان» (که فضای دهه شصت را به خوبی بازآفرینی کرده) به «باورپذیری» و «حس نوستالژی» کمک کرده است. در مجموع، «صنوبرهای سوزان» یک «فیلم دوست‌داشتنی» و «تأمل‌برانگیز» است که با وجود «قصه ساده» و «ریتم کند»، برای علاقه‌مندان سینمای اجتماعی و نوستالژیک، اثری است «قابل تماشا» و «خاطره‌انگیز». تماشای آن را به طرفداران بازیگران فیلم و علاقه‌مندان سینمای دهه شصت توصیه می‌کنیم.

فیلمنامه و ساختار روایی

فیلمنامه «صنوبرهای سوزان» (نوشته عباس شیخ بابایی) از یک «ایده مرکزی» ساده (دزدیده شدن تلویزیون) و «ساختار کلاسیک» (معرفی شخصیت‌ها، گره‌افکنی، بحران، گره‌گشایی) بهره می‌برد . با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» این ایده، دچار «کندی» و «سطحی‌نگری» جزئی شده است. «گره‌های داستانی» (جستجوی تلویزیون) به خوبی «بسط» و «پرداخت» می‌شوند، اما «پایان‌بندی» فیلم چنان «قابل پیش‌بینی» است که از «تأثیر عاطفی» لازم بی‌بهره می‌ماند.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها

«بیژن امکانیان» در نقش «محمد» (پادوی تماشاخانه و صاحب تلویزیون) یکی از نقاط قوت فیلم است. امکانیان با «چهره خسته» و «نگاه‌های عمیق» خود، «جوانی ساده‌دل» و «خوش‌قلب» را به تصویر کشیده است. «مرتضی احمدی» در نقش «حاج عمو» (صاحب خانه) با بازی «باوقار» و «پراحساس» خود، یکی از نقاط قوت فیلم است. «جمیله شیخی»، «عبدالرضا اکبری» (در نقش منصور، برادر محمد)، «بهزاد فراهانی» و «فریبا کوثری» نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند . «فریده سپاه‌منصور» و «غلامرضا طباطبایی» نیز در نقش‌های مکمل در سطح خوبی ظاهر شده‌اند. «حضور بازیگران نوستالژیک» (مرتضی احمدی، جمیله شیخی، فریده سپاه‌منصور و...) بر «غنای بازی‌های» فیلم افزوده است.

کارگردانی و فیلمبرداری

عباس شیخ بابایی در «صنوبرهای سوزان» کارگردانی «مطمئن» و «هماهنگ» با فضای فیلم ارائه داده است. او با «نماهای بسته» (برای ثبت ریزه‌های احساسی بازیگران) و «نماهای باز» (برای نمایش فضای خانه قدیمی) به «فضاسازی» کمک کرده است. «فیلمبرداری حسین جعفریان» در سطح «قابل قبول» قرار دارد و «فضای دهه شصت» را به خوبی بازآفرینی کرده است.

موسیقی و طراحی صحنه

«موسیقی سیدمحمد میرزمانی» در سطح «قابل قبول» قرار دارد و با «فضای درام» فیلم هماهنگ است . «طراحی صحنه و لباس» (که نام طراح در اطلاعات موجود نیست) در سطح «معمولی» قرار دارد و فضای دهه شصت را بازآفرینی کرده است.

جایگاه فیلم در سینمای ایران

«صنوبرهای سوزان» را در مقایسه با سایر فیلم‌های اجتماعی-درام سینمای ایران در دهه شصت (مثل «اجاره‌نشین‌ها» (۱۳۶۵) و «دست‌های آلوده» (۱۳۷۸)) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «بازی‌ها» و «فضاسازی» در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «ریتم» و «پایان‌بندی» در سطح پایین‌تری است.

به قلم دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jwS
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «مجردها» به کارگردانی اصغر هاشمی و نویسندگی فرهاد توحیدی، محصول سال ۱۳۸۳، یکی از آثار کمدی-رمانتیک سینمای ایران در اوایل دهه هشتاد است که با بازی محمدرضا فروتن، مجید صالحی، مریلا زارعی، الناز شاکردوست و کاوه کاویان ساخته شده است. این فیلم با تهیه‌کنندگی یدالله شهیدی و موسیقی سعید انصاری، داستان سه جوان (منوچهر، شاهکار و امیرحسین) را روایت می‌کند که برای رسیدن به آرزوهایشان تصمیم می‌گیرند برای کار به یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس بروند، اما با دزدیده شدن پول‌هایشان مسیر زندگی‌شان تغییر می‌کند . «مجردها» با وجود «فیلمنامه قابل قبول»، «بازی‌های خوب» و «ریتم مناسب»، از نقاط ضعفی چون «پایان‌بندی شتابزده» و «کلیشه‌های تکراری» رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «قاعده بازی» به کارگردانی و نویسندگی احمدرضا معتمدی و تهیه‌کنندگی بنیاد سینمایی فارابی، محصول سال ۱۳۸۵، بدون تردید یکی از ضعیف‌ترین، آشفته‌ترین و بحث‌برانگیزترین آثار سینمای ایران در دهه هشتاد است که با بازی اکبر عبدی، الناز شاکردوست، داریوش ارجمند، سعید پورصمیمی و جمشید هاشم‌پور ساخته شده است. این فیلم که با بودجه نسبتاً بالا و حمایت نهادهای رسمی ساخته شده، داستان مردی را روایت می‌کند که دو زن (یکی در پایین شهر و دیگری در بالا شهر) دارد و از هرکدام فرزندانی دارد که از وجود یکدیگر بی‌خبرند . «قاعده بازی» با وجود بازیگران مطرح، از فیلمنامه‌ای بی‌منطق، شخصیت‌پردازی صفر، شوخی‌های تکراری و بی‌مزه، کپی‌کاری از فیلم‌های معروف و بی‌نظمی‌های فنی رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «ضیافت» به کارگردانی و نویسندگی مسعود کیمیایی و تهیه‌کنندگی امیرحسین شریفی، محصول سال ۱۳۷۴، یکی از بحث‌برانگیزترین و در عین حال فراموش‌شده آثار کارنامه این فیلمساز نام‌آشنای سینمای ایران است که با بازی فریبرز عرب‌نیا، حسن جوهرچی، بهزاد خداویسی، پارسا پیروزفر و رامین پرچمی، داستان هفت رفیق را روایت می‌کند که در روزهای پایانی دبیرستان (سال ۱۳۵۶) قرار می‌گذارند سال‌ها بعد (پس از انقلاب و جنگ) یکدیگر را در کافه «ماطاووس» ملاقات کنند. این فیلم با وجود «سکانس‌های ابتدایی تأثیرگذار» (که از بهترین لحظات سینمای کیمیایی محسوب می‌شوند)، «فیلمبرداری درخشان علیرضا زرین‌دست» و «موسیقی بهرام سعیدی»، از نقدهای جدی در حوزه فیلمنامه آشفته، شخصیت‌پردازی ناقص و دوپارگی روایی رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «پهلوان هرگز نمی‌میرد» به کارگردانی و بازی سعید کریمی، پریسا گلدوست، شیوا خسرومهر، کیانوش گرامی و جعفر دهقان، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آثار سینمای ورزشی-اجتماعی ایران است که با محوریت «کشتی» و «فرهنگ پهلوانی» سعی دارد «اخلاق»، «ایثار» و «منش جوانمردی» را به تصویر بکشد. داستان فیلم حول محور جوانی می‌چرخد که برای تصاحب پیراهن تیم ملی کشتی، سختی‌های بسیاری را متحمل می‌شود، اما در آستانه دریافت دوبنده تیم ملی، مشکلاتی برایش رقم می‌خورد. «پهلوانان هرگز نمی‌میرند» با وجود «سوژه جذاب» (کشتی و فرهنگ پهلوانی) و «تلاش برای نمایش ارزش‌های اخلاقی»، از نقاط ضعف احتمالی در حوزه «فیلمنامه»، «شخصیت‌پردازی» و «ریتم» رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «ناپلئون در باغ زردآلو» به نویسندگی و کارگردانی حامد محمدی و تهیه‌کنندگی احسان ظلی‌پور، از چهارشنبه ۴ شهریور ماه، در سینماهای سراسر کشور اکران عمومی می‌شود. این فیلم که در ژانر کمدی-اجتماعی ساخته شده، داستان دو زندانی به نام بهمن و یحیی را روایت می‌کند که برای انجام بزرگ‌ترین سرقت زندگی خود، یک نقشه جسورانه طراحی می‌کنند. حضور بازیگران مطرحی چون سعید آقاخانی، امیر جعفری، غلامرضا نیکخواه، ناهید مسلمی، امید روحانی، شادی خلیلی، قاسم زارع، نیما نوری‌زاده و یوسف تیموری، از نقاط قوت این فیلم به شمار می‌رود.
فیلم تلویزیونی «بازجویی در کافه تهران» به کارگردانی شاهد احمدلو و نویسندگی مهدی بهپور، محصول سال ۱۳۸۸، یکی از آثار ژانر پلیسی-معمایی سیمای ایران است که با بازی مهدی سلطانی، هومن برق‌نورد، بابک کشوری و علیرضا مهران، داستان «سرگرد احمد کاویان» را روایت می‌کند که با وجود مخالفت همکارانش و با مسئولیت خود، «قاسم» (متهم به قتل پیرزنی) را از زندان آزاد می‌کند و درگیر ماجراهای ناخواسته‌ای می‌شود . این فیلم با «فضای معمایی» و «تلاش برای روایتی تازه» (بازجویی در کافه به جای اداره پلیس) تلاش می‌کند مخاطب را با خود همراه کند . «بازجویی در کافه تهران» با وجود «بازی‌های قابل قبول» و «ایده جذاب»، از نقاط ضعفی چون «ریتم کند» و «پایان‌بندی قابل پیش‌بینی» رنج می‌برد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید