سه شنبه / ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۰:۰۷
کد خبر: 41042
گزارشگر: 548
۲۶۶
۰
۰
۲
از فضاسازی خوب و صحنه‌های جنگی تا شخصیت‌پردازی ضعیف و بازی‌های مصنوعی

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «شور شیرین»

پوستر فیلم شور شیرین احمد نجفی رضا رویگری شبنم قلی خانی
فیلم سینمایی «شور شیرین» به کارگردانی جواد اردکانی و تهیه‌کنندگی ابراهیم اصغری، محصول سال ۱۳۸۹، یکی از آثار سینمای دفاع مقدس است که با حمایت بنیاد سینمایی فارابی و با محوریت «شهید محمود کاوه» (فرمانده لشکر ویژه سیدالشهدا) و نقش او در غائله کردستان (منطقه سقز و بوکان) در سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ ساخته شده است . این فیلم که نسخه سینمایی ۱۰۰ دقیقه‌ای یک مجموعه تلویزیونی پنج قسمتی است، با بازی حمیدرضا عمارلو (در نقش شهید کاوه)، رضا رویگری، احمد نجفی، شبنم قلی‌خانی و پردیس افکاری، از نقاط قوتی چون فیلمنامه نسبتاً مستند، فضاسازی خوب از کردستان آن سال‌ها، صحنه‌های جنگی تأثیرگذار و بازی قابل قبول رضا رویگری برخوردار است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

سینمای دفاع مقدس ایران در سال‌های اخیر با موج تازه‌ای از فیلم‌های «پرتره‌گونه» از فرماندهان شهید مواجه بوده است. از «ایستاده در غبار» (۱۳۹۴) درباره متوسلیان تا «موقعیت مهدی» (۱۴۰۰) درباره باکری، فیلمسازان تلاش کرده‌اند تا «زندگی» و «شهادت» این قهرمانان را به تصویر بکشند. فیلم «شور شیرین» ساخته جواد اردکانی، یکی از این تلاش‌هاست که با محوریت «شهید محمود کاوه» (فرمانده لشکر ویژه سیدالشهدا) و نقش او در غائله کردستان (منطقه سقز و بوکان) ساخته شده است. فیلم با «فضاسازی خوب» و «تلاش برای روایت مستند» از وقایع سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰، سعی دارد «گوشه‌های تلخ» تاریخ انقلاب را به تصویر کشد که پیش از این کمتر در سینمای داستانی به آن پرداخته شده است.

خلاصه داستان

فیلم در روز ۱۳ آذر ۱۳۵۹ و در یک مینی‌بوس که به سمت سقز در حرکت است، آغاز می‌شود. «حمید میلانی» (رضا رویگری) برای عروسی پسرش «پوریا» (که یکی از نزدیکان محمود کاوه است) به سقز می‌رود. در راه، کومله‌ها مینی‌بوس را متوقف کرده و آنها را دستگیر می‌کنند. میلانی با «سرگرد علی‌یار» (احمد نجفی) آشنا می‌شود و درگیر ماجرایی می‌گردد که او را به «محمود کاوه» (حمیدرضا عمارلو) و نیروهای سپاه نزدیک می‌کند. فیلم با «تعقیب و گریز»، «آزادی اسرا»، «بازجویی از خسروخان» و «مبادله اسرا» پیش می‌رود و در نهایت با پیروزی کاوه به پایان می‌رسد.

«جواد اردکانی» (کارگردان فیلم) که پیش از این با فیلم «به کبودی یاس» (۱۳۸۷) درباره شهید برونسی تجربه‌ای در این ژانر داشت، در «شور شیرین» با «تحقیقات گسترده» (به همراهی مجید ایافت و ماشاءالله شاهمرادی‌زاده، از همرزمان کاوه) تلاش کرده است تا «روایتی جامع» از وقایع کردستان ارائه دهد. فیلم با «فیلمنامه‌ای نسبتاً مستند» (با تغییراتی برای «نخ تسبیح» قصه) و «فضاسازی دقیق» (با فیلمبرداری در لوکیشن‌های واقعی سقز و کرمانشاه) توانسته است «حال و هوای» آن روزها را به مخاطب منتقل کند. با این حال، فیلم در «شخصیت‌پردازی» و «بازی‌ها» به شدت دچار «ضعف» شده است.

«حمیدرضا عمارلو» در نقش «شهید محمود کاوه» (فرمانده سپاه) یکی از نقاط ضعف فیلم است. عمارلو (که برای اولین بار در این نقش حساس جلوی دوربین رفته) از «قامت رشید» کاوه بی‌بهره است و «آرامش بیش از حد» و «کم‌تحرکی» او (که با «فرمانده‌ای پرتحرک و جسور» در تضاد است) به «باورپذیری» شخصیت لطمه زده است. همچنین «صدای دوبله‌شده» عمارلو (و دو بازیگر دیگر) «حسی تصنعی» به فیلم داده است. «رضا رویگری» در نقش «حمید میلانی» (پدر داماد) یکی از نقاط قوت فیلم است. رویگری با «بازی پراحساس» و «مهارت تیراندازی» خود (در سکانس‌های اکشن) شخصیتی «جذاب» و «تأثیرگذار» خلق کرده است. با این حال، «پرداخت بیش از حد» به شخصیت میلانی (که گاهی از «کاوه» پررنگ‌تر است) از نقاط ضعف فیلمنامه است.

«احمد نجفی» در نقش «سرگرد علی‌یار» (نیروی ضد انقلاب) و «شبنم قلی‌خانی» (در نقش عروس پوریا) نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند. «پردیس افکاری» (در نقش رباب، رابط میلانی) نیز بازی «معمولی» دارد. با این حال، «شخصیت‌های کرد» (به ویژه «خسرو خان» و «زن تک‌تیرانداز») چنان «اغراق‌آمیز» و «کاریکاتوری» طراحی شده‌اند که از «باورپذیری» فیلم کاسته است. «حضور زنان در خط مقدم» (که خلاف واقعیت تاریخی است) و «آتش زدن مسجد توسط ضد انقلاب» (که با ادعای دینی آن ها در تضاد است) از دیگر «ناهماهنگی‌های تاریخی» فیلم هستند.

از نقاط قوت فیلم، «صحنه‌های جنگی» و «جلوه‌های ویژه میدانی» (جواد شریفی‌راد) است که «باورپذیر» و «تأثیرگذار» از آب درآمده‌اند. «سکانس به آتش کشیده شدن مسجد و کشته شدن ماموستا»، «صحنه بریدن سر پاسداران توسط ضد انقلاب»، «حمله شبانه به دکل بنفشه» و «مبادله اسرا در معدن سنگ» از جمله صحنه‌های «دراماتیک» و «تکان‌دهنده» فیلم هستند که با «کارگردانی حرفه‌ای» و «تدوین خوب» اجرا شده‌اند. «موسیقی ستار اورکی» نیز (هرچند با «حجم زیاد» و «خستگی گوش» همراه است) «گوشنواز» و «هماهنگ» با فضای فیلم است.

با وجود نقاط قوت، «شور شیرین» از نقدهای جدی در حوزه «شخصیت‌پردازی» و «فیلمنامه» رنج می‌برد. همان‌طور که اشاره شد، «محمود کاوه» در فیلم «نقش سوم» (پس از میلانی و سرگرد علی‌یار) ظاهر می‌شود و مخاطب «بیش از آنکه او را بشناسد، از وقایع کردستان خبر می‌شنود». «کارگردان» در پاسخ به این نقد گفته است که «نمی‌خواستیم از شهید کاوه چیزهای عجیب و غریب ببینیم»، اما این «کم‌رنگ بودن» شخصیت اصلی، از «تأثیر عاطفی» فیلم کاسته است. همچنین «بازجویی از خسروخان» (که به سبک فیلم‌های غربی و حتی با اقتباس از فیلم «پنجه گربه» (۱۹۳۴) هارولد لوید است) با «روش‌های اسلامی» همخوانی ندارد. «فیلمبرداری محمدتقی پاک‌سیما» نیز (که «هیچ خلاقیت و نوآوری» ندارد) به «کهنگی» فیلم دامن زده است. در مجموع، «شور شیرین» یک «تلاش ارجمند» اما «ناقص» در سینمای دفاع مقدس است که با وجود «فضاسازی خوب»، «صحنه‌های جنگی تأثیرگذار» و «بازی قابل قبول رضا رویگری»، در «شخصیت‌پردازی» و «بازی‌ها» به شدت «ضعیف» است. تماشای آن را به علاقه‌مندان سینمای دفاع مقدس و کسانی که به دنبال آشنایی با وقایع کردستان هستند، توصیه می‌کنیم.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ مستند اما ناقص در شخصیت‌پردازی

فیلمنامه «شور شیرین» (نوشته جواد اردکانی، مجید ایافت و ماشاءالله شاهمرادی‌زاده) از یک «ایده مرکزی» قدرتمند (روایت غائله کردستان با محوریت شهید کاوه) و «ساختار مستندگونه» (با استفاده از خاطرات همرزمان) بهره می‌برد . با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» شخصیت اصلی (کاوه) دچار «ضعف» شده است. «محمود کاوه» در فیلم «نقش سوم» (پس از میلانی و سرگرد علی‌یار) ظاهر می‌شود و مخاطب «بیش از آنکه او را بشناسد، از وقایع کردستان خبر می‌شنود». کارگردان در پاسخ به این نقد گفته است که «نمی‌خواستیم از شهید کاوه چیزهای عجیب و غریب ببینیم»، اما این «کم‌رنگ بودن» شخصیت اصلی، از «تأثیر عاطفی» فیلم کاسته است.

نکته قوت فیلمنامه، «وفاداری نسبی به وقایع تاریخی» و «استفاده از خاطرات مستند» است. وقایعی مانند «حمله به دکل بنفشه»، «محاصره سپاه»، «حمله به بوکان» و «گرفتن سرا» همگی مستند هستند و برخی از شخصیت‌ها (مانند گروهبان جعفری، عبدی، مجید، چنگیز، مرشد و جعفر) هنوز زنده هستند . همچنین «تغییرات» (مانند ورود پدر داماد به قصه) برای «نخ تسبیح» روایت انجام شده است که از نظر «زبان سینما» قابل دفاع است. نکته ضعف فیلمنامه، «شخصیت‌پردازی سطحی» (به ویژه شخصیت‌های کرد) و «برخی اغراق‌های تاریخی» است. شخصیت‌های «خسرو خان» و «زن تک‌تیرانداز» چنان «کاریکاتوری» و «اغراق‌آمیز» طراحی شده‌اند که از «باورپذیری» فیلم کاسته است. همچنین «حضور زنان در خط مقدم» (که خلاف واقعیت تاریخی است) و «آتش زدن مسجد توسط ضد انقلاب» (که با ادعای دینی آنها در تضاد است) از دیگر «ناهماهنگی‌های تاریخی» فیلم هستند.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ رویگری درخشان، عمارلو ضعیف

«رضا رویگری» در نقش «حمید میلانی» (پدر داماد) یکی از نقاط قوت فیلم است. رویگری با «بازی پراحساس» و «مهارت تیراندازی» خود (در سکانس‌های اکشن) شخصیتی «جذاب» و «تأثیرگذار» خلق کرده است. با این حال، «پرداخت بیش از حد» به شخصیت میلانی (که گاهی از «کاوه» پررنگ‌تر است) از نقاط ضعف فیلمنامه و کارگردانی است. «حمیدرضا عمارلو» در نقش «شهید محمود کاوه» (فرمانده سپاه) یکی از نقاط ضعف فیلم است. عمارلو (که برای اولین بار در این نقش حساس جلوی دوربین رفته) از «قامت رشید» کاوه بی‌بهره است و «آرامش بیش از حد» و «کم‌تحرکی» او (که با «فرمانده‌ای پرتحرک و جسور» در تضاد است) به «باورپذیری» شخصیت لطمه زده است. همچنین «صدای دوبله‌شده» عمارلو (و دو بازیگر دیگر) «حسی تصنعی» به فیلم داده است.

«احمد نجفی» در نقش «سرگرد علی‌یار» (نیروی ضد انقلاب) و «شبنم قلی‌خانی» (در نقش تازه عروس پوریا) نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند. «پردیس افکاری» (در نقش رباب، رابط میلانی) نیز بازی «معمولی» دارد. با این حال، «شخصیت‌های کرد» (به ویژه خسرو خان و زن تک‌تیرانداز) چنان «کاریکاتوری» هستند که از «باورپذیری» فیلم کاسته است.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ فضاسازی خوب، اما فیلمبرداری کهنه

جواد اردکانی در «شور شیرین» کارگردانی «مطمئن» در بخش «فضاسازی» و «متوسط» در بخش «درام» ارائه داده است. او با «فیلمبرداری در لوکیشن‌های واقعی» (سقز و کرمانشاه) و «استفاده از جلوه‌های ویژه میدانی» (جواد شریفی‌راد) توانسته است «فضای کردستان آن سال‌ها» را به خوبی به تصویر کشد. «صحنه‌های جنگی» (مانند حمله به دکل بنفشه و مبادله اسرا) «باورپذیر» و «تأثیرگذار» از آب درآمده‌اند. با این حال، «فیلمبرداری محمدتقی پاک‌سیما» (که «هیچ خلاقیت و نوآوری» ندارد) به «کهنگی» فیلم دامن زده است. «ریتم» فیلم در برخی نقاط «کند» و «کشدار» است و «تعلیق» (که در فیلم‌های جنگی ضروری است) به ندرت شکل می‌گیرد.

موسیقی و طراحی صحنه؛ ستار اورکی، نقطه قوت

موسیقی «ستار اورکی» (هرچند با «حجم زیاد» و «خستگی گوش» همراه است) «گوشنواز» و «هماهنگ» با فضای فیلم است. «طراحی صحنه و لباس» (شهرام قدیری) که کاندید سیمرغ بلورین نیز شد، در سطح «خوب» قرار دارد و فضای کردستان و لباس‌های آن دوران را بازآفرینی کرده است.

جایگاه فیلم در سینمای دفاع مقدس و میراث آن

«شور شیرین» را در مقایسه با سایر فیلم‌های پرتره‌گونه سینمای دفاع مقدس (مثل «به کبودی یاس» (۱۳۸۷) جواد اردکانی، «ایستاده در غبار» (۱۳۹۴) محمدحسین مهدویان، و «موقعیت مهدی» (۱۴۰۰) هادی حجازی‌فر) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «سوژه» (غائله کردستان و شهید کاوه) و «فضاسازی» در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «شخصیت‌پردازی» و «بازی‌ها» در سطح پایین‌تری است.

میراث «شور شیرین» برای سینمای ایران، «تلاش برای روایت یک برهه کمتر پرداخته‌شده از تاریخ انقلاب» (غائله کردستان) و «نمایش جنایات ضد انقلاب» است. این فیلم نشان داد که می‌توان با «تحقیقات گسترده» و «فیلمنامه مستند» به «رویدادهای تاریخی» پرداخت. با این حال، فیلم همچنین «هشدار» می‌دهد که «شخصیت‌پردازی ضعیف» و «بازی‌های مصنوعی» می‌تواند از «تأثیر عاطفی» اثر بکاهد.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jxm
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «صنوبرهای سوزان» به کارگردانی و نویسندگی عباس شیخ بابایی، محصول سال ۱۳۶۸، یکی از آثار اجتماعی-درام سینمای ایران در اواخر دهه شصت است که با بازی بیژن امکانیان، مرتضی احمدی، جمیله شیخی، عبدالرضا اکبری، بهزاد فراهانی و فریبا کوثری ساخته شده است. این فیلم که در یک خانه قدیمی (که به «خراب‌آباد» موسوم است) می‌گذرد، داستان هفت خانواده را روایت می‌کند که زندگی فلاکت‌باری دارند و تنها لذتشان این است که هر شب با تلویزیون محمد (پادوی تماشاخانه) خود را سرگرم می‌کنند. اما روزی تلویزیون به سرقت برده می‌شود و منصور (برادر محمد) و حاج عمو (صاحب خانه) به مستأجرها بدگمان می‌شوند و همه اتاق‌ها را جستجو می‌کنند، تا این که روشن می‌شود دزد کسی جز صاحب تلویزیون نبوده است.
فیلم سینمایی «مجردها» به کارگردانی اصغر هاشمی و نویسندگی فرهاد توحیدی، محصول سال ۱۳۸۳، یکی از آثار کمدی-رمانتیک سینمای ایران در اوایل دهه هشتاد است که با بازی محمدرضا فروتن، مجید صالحی، مریلا زارعی، الناز شاکردوست و کاوه کاویان ساخته شده است. این فیلم با تهیه‌کنندگی یدالله شهیدی و موسیقی سعید انصاری، داستان سه جوان (منوچهر، شاهکار و امیرحسین) را روایت می‌کند که برای رسیدن به آرزوهایشان تصمیم می‌گیرند برای کار به یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس بروند، اما با دزدیده شدن پول‌هایشان مسیر زندگی‌شان تغییر می‌کند . «مجردها» با وجود «فیلمنامه قابل قبول»، «بازی‌های خوب» و «ریتم مناسب»، از نقاط ضعفی چون «پایان‌بندی شتابزده» و «کلیشه‌های تکراری» رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «قاعده بازی» به کارگردانی و نویسندگی احمدرضا معتمدی و تهیه‌کنندگی بنیاد سینمایی فارابی، محصول سال ۱۳۸۵، بدون تردید یکی از ضعیف‌ترین، آشفته‌ترین و بحث‌برانگیزترین آثار سینمای ایران در دهه هشتاد است که با بازی اکبر عبدی، الناز شاکردوست، داریوش ارجمند، سعید پورصمیمی و جمشید هاشم‌پور ساخته شده است. این فیلم که با بودجه نسبتاً بالا و حمایت نهادهای رسمی ساخته شده، داستان مردی را روایت می‌کند که دو زن (یکی در پایین شهر و دیگری در بالا شهر) دارد و از هرکدام فرزندانی دارد که از وجود یکدیگر بی‌خبرند . «قاعده بازی» با وجود بازیگران مطرح، از فیلمنامه‌ای بی‌منطق، شخصیت‌پردازی صفر، شوخی‌های تکراری و بی‌مزه، کپی‌کاری از فیلم‌های معروف و بی‌نظمی‌های فنی رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «ضیافت» به کارگردانی و نویسندگی مسعود کیمیایی و تهیه‌کنندگی امیرحسین شریفی، محصول سال ۱۳۷۴، یکی از بحث‌برانگیزترین و در عین حال فراموش‌شده آثار کارنامه این فیلمساز نام‌آشنای سینمای ایران است که با بازی فریبرز عرب‌نیا، حسن جوهرچی، بهزاد خداویسی، پارسا پیروزفر و رامین پرچمی، داستان هفت رفیق را روایت می‌کند که در روزهای پایانی دبیرستان (سال ۱۳۵۶) قرار می‌گذارند سال‌ها بعد (پس از انقلاب و جنگ) یکدیگر را در کافه «ماطاووس» ملاقات کنند. این فیلم با وجود «سکانس‌های ابتدایی تأثیرگذار» (که از بهترین لحظات سینمای کیمیایی محسوب می‌شوند)، «فیلمبرداری درخشان علیرضا زرین‌دست» و «موسیقی بهرام سعیدی»، از نقدهای جدی در حوزه فیلمنامه آشفته، شخصیت‌پردازی ناقص و دوپارگی روایی رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «پهلوان هرگز نمی‌میرد» به کارگردانی و بازی سعید کریمی، پریسا گلدوست، شیوا خسرومهر، کیانوش گرامی و جعفر دهقان، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آثار سینمای ورزشی-اجتماعی ایران است که با محوریت «کشتی» و «فرهنگ پهلوانی» سعی دارد «اخلاق»، «ایثار» و «منش جوانمردی» را به تصویر بکشد. داستان فیلم حول محور جوانی می‌چرخد که برای تصاحب پیراهن تیم ملی کشتی، سختی‌های بسیاری را متحمل می‌شود، اما در آستانه دریافت دوبنده تیم ملی، مشکلاتی برایش رقم می‌خورد. «پهلوانان هرگز نمی‌میرند» با وجود «سوژه جذاب» (کشتی و فرهنگ پهلوانی) و «تلاش برای نمایش ارزش‌های اخلاقی»، از نقاط ضعف احتمالی در حوزه «فیلمنامه»، «شخصیت‌پردازی» و «ریتم» رنج می‌برد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید