آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
فردایی را تصور کن که زمین زیر پایت، ناگهان با خشونتی بیسابقه میلرزد؛ لرزشی که نه تنها ساختمانها، بلکه تمام زیرساختهای زندگی در تهران را از هم میپاشد. این شاید هولناکترین سناریویی باشد که هر تهرانی میتواند در ذهن خود مرور کند. دکتر مهدی زارع، استاد برجستهی پژوهشکدهی بینالمللی زلزلهشناسی، تازهترین هشدار خود را دربارهی وقوع زلزلهای با بزرگای ۷ در هستهی مرکزی تهران داده است؛ سناریویی که به گفتهی او، «فاجعهبار» است و همهی معادلات شهری را در هم میریزد.
او تأکید کرده است که به دلیل نزدیکی کانون زلزله به مرکز شهر، امواج مخرب و اولیه تقریباً همزمان به سطح زمین میرسند و تنها چند ثانیه فرصت برای هشدار باقی میماند؛ یعنی عملاً هیچ وقت برای فرار یا آمادهسازی وجود نخواهد داشت. در چنین شرایطی، مهمترین و حیاتیترین بازهی زمانی، ۳۰ دقیقهی نخست پس از وقوع زلزله است. به گفتهی زارع، این «زمان طلایی» برای نجات جانهاست و اگر در این بازه، اقدامات خودکار، غیرمتمرکز و مبتنی بر پروتکلهای از پیش تعیینشده انجام نشود، بسیاری از قربانیان، هرگز فرصت نجات نخواهند یافت. این سناریو، پنج مرحلهی حیاتی را شامل میشود که از تشخیص موج اولیه در ۱ تا ۳ ثانیه شروع میشود و تا صدور اطلاعیههای خودکار رسانهای در ۱۵ تا ۳۰ دقیقه ادامه مییابد. هر ثانیه از این زمان، میتواند تفاوت میان زندگی و مرگ باشد.
اما بزرگترین چالش، نه خود زلزله، بلکه فلج ارتباطی پس از آن است. قطع آنتنهای مخابراتی و ترافیک سنگین تماسها، هرگونه هماهنگی متمرکز را غیرممکن میکند و به همین دلیل، زارع بر اجرای «پروتکلهای کور» تأکید دارد؛ یعنی هر نهاد بدون منتظر ماندن برای دستور، بر اساس وظیفهای که از قبل تمرین کرده است، وارد عمل شود. از قطع گاز و برق گرفته تا تخلیهی مترو، باز نگهداشتن کریدورهای امدادی، اعلام وضعیت قرمز توسط وزارت بهداشت و نقشآفرینی هلالاحمر و گروههای محلی، همه و همه باید در دقایق اولیه و بدون کوچکترین تأخیری انجام شوند؛ وگرنه، شهر با یک فاجعهی انسانی بیسابقه رو به رو خواهد شد.
ویژگیهای لرزهشناسی زلزلهی ۷ ریشتری در هستهی تهران
زلزلهای با بزرگای ۷ در مقیاس ریشتر، اگر در هستهی مرکزی تهران رخ دهد، به دلیل نزدیکی بسیار زیاد به سطح زمین و تراکم جمعیتی و ساختمانی، یکی از مرگبارترین زلزلههای تاریخ ایران خواهد بود. دکتر زارع تأکید کرده است که در چنین سناریویی، امواج مخرب (امواج S) با فاصلهی زمانی بسیار ناچیزی پس از امواج اولیه (امواج P) به سطح میرسند، به طوری که عملاً سیستمهای هشدار سریع، تنها چند ثانیه فرصت اعلام خطر خواهند داشت و این زمان برای هرگونه واکنش جمعی و سازمانیافته، کاملاً ناکافی است. همچنین عمق کانونی پایین، باعث میشود که شدت لرزشها در سطح شهر به حداکثر ممکن برسد و بسیاری از ساختمانهای قدیمی و غیرمقاوم، به ویژه در بافتهای فرسوده، به طور کامل تخریب شوند.
محور دوم: گامهای حیاتی ۳۰ دقیقهی اول؛ ثانیهها را بشمار
دکتر زارع، بازهی ۳۰ دقیقهی اول را به پنج مرحلهی دقیق تقسیم کرده است. در ۱ تا ۳ ثانیه، شبکههای شتابنگاری باید موج P را شناسایی کنند و سیستمهای هشدار را فعال نمایند. در ۳ تا ۶۰ ثانیه، عملیات حیاتی قطع گاز، برق و توقف قطارهای مترو در ایستگاهها باید به صورت خودکار انجام شود تا از وقوع آتشسوزیهای گسترده و حوادث ریلی جلوگیری گردد. در ۲ تا ۵ دقیقه، سیستمهای هوشمند تخمین تلفات بر اساس شدت لرزش در محلههای مختلف، شروع به کار میکنند تا اولویتهای امداد مشخص شود. در ۵ تا ۱۵ دقیقه، مسیریابی پویا برای شناسایی معابر باز و ایمن برای ورود خودروهای امدادی انجام میگیرد و در نهایت، در ۱۵ تا ۳۰ دقیقه، اطلاعیههای خودکار رسانهای و هشدارهای محلی برای راهنمایی مردم صادر میشود. هرگونه تأخیر در هر یک از این مراحل، میتواند به قیمت جان هزاران نفر تمام شود.
فلج ارتباطی؛ بزرگترین سدِ عملیات نجات
یکی از چالشهایی که کمتر به آن پرداخته میشود، فروپاشی شبکههای ارتباطی بلافاصله پس از زلزله است. زارع با اشاره به قطع آنتنهای مخابراتی و ترافیک سنگین و بیسابقهی تماسها، این پدیده را «فلج ارتباطی» نامیده است. در چنین شرایطی، نه تنها مردم نمیتوانند با اورژانس تماس بگیرند، بلکه دستگاههای امدادی نیز قادر به هماهنگی با یکدیگر نخواهند بود و عملاً هرگونه فرماندهی متمرکز از بین میرود. به همین دلیل، او بر اجرای «پروتکلهای کور» تأکید دارد؛ یعنی هر نهاد و هر گروه امدادی، دقیقاً میداند که در ۳۰ دقیقهی اول چه وظیفهای دارد و بدون نیاز به دریافت دستور از مرکز، عملیات خود را آغاز میکند. این رویکرد، اگرچه سختگیرانه به نظر میرسد، اما در سناریوهای مشابه در کشورهای زلزلهخیز مانند ژاپن، به خوبی جواب داده است.
نقشآفرینی نهادهای کلیدی در ساعات اولیه
در سناریوی طراحیشده توسط زارع، هر نهاد دولتی و عمومی یک مأموریت مشخص و فوری دارد. وزارت نیرو و وزارت نفت باید بلافاصله و به صورت خودکار، جریان گاز و برق را در مناطق آسیبدیده قطع کنند تا از انفجار و آتشسوزی جلوگیری شود. وزارت بهداشت نیز موظف است وضعیت قرمز اعلام کرده و تمامی بیمارستانها و مراکز درمانی را در حالت آمادهباش کامل قرار دهد. مترو باید تمام قطارها را در ایستگاهها متوقف کرده و مسافران را سریعاً تخلیه نماید. پلیس راهور نیز باید کریدورهای امدادی را از همان دقایق اولیه باز نگه دارد و از ورود خودروهای غیرامدادی به مسیرهای حیاتی جلوگیری کند. فراجا نیز تأمین امنیت مراکز حیاتی مانند بیمارستانها، بانکها و پاسگاههای انتظامی را بر عهده دارد تا از غارت و هرج و مرج جلوگیری شود.
نقش مردم و گروههای محلی؛ حلقهی گمشدهی مدیریت بحران
دکتر زارع در کنار نهادهای دولتی، بر نقش کلیدی مردم و گروههای محلی، به ویژه گروههای دوام (داوطلبان آمادهی واکنش در محلات)، تأکید دارد. او معتقد است که در ۳۰ دقیقهی اول، به دلیل فلج ارتباطی، نمیتوان روی نیروهای امدادی از خارج از منطقه حساب کرد و بنابراین، آموزشدیدهترین افراد در هر محله، باید اولین پاسخدهندگان به بحران باشند. این گروهها باید آموزشهای لازم برای آواربرداری سبک، امداد اولیه، کمک به مجروحان و هدایت مردم به نقاط امن را دیده باشند و با تجهیزات اولیه مانند چراغقوه، جعبهی کمکهای اولیه و ابزار سادهی برش، آمادهی عملیات شوند. زارع تأکید میکند که تمرین و مانورهای مستمر در محلات، تنها راهی است که میتواند این گروهها را برای صحنهی واقعی آماده کند و بدون آن، حتی بهترین پروتکلهای نوشتهشده نیز بیاثر خواهند بود.