جمعه / ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ / ۱۲:۴۳
کد خبر: 41268
گزارشگر: 306
۳۶۱
۰
۰
۷۶
فراموشی مدیران و گذر منصب؛ عبرت‌نامه‌ای برای مسئولیت در بزنگاه قدرت

«هر آمدنی رفتنی است؛ وقتی صندلی مهم نیست، نامِ نیک می‌ماند» نویسنده : سید محمد جواد عرفن فر _ پژوهشگر رسانه و تحلیلگر مسائل اجتماعی

عرفان فر
چهار سال، در تاریخ ملت‌ها چیزی نیست؛ اما کافی است تا دفترها جابه‌جا شود، صندلی‌ها عوض شود و آدم‌ها فراموش کنند که روزی گوشه‌ی اتاق‌های اداری غر می‌زدند. آنچه در فضای اداری این سال‌ها رخ داده، تنها یک جابه‌جایی نیست؛ آزمونی است از خویشتنداری، مردمداری و یادآوریِ این حقیقت که مسئولیت، امانتی گذراست و هر آمدنی، رفتنی است
 
آسیانیوز ایران / یزد ؛
چهار سال، در تاریخ ملت‌ها چیزی نیست؛ اما کافی است تا دفترها جابه‌جا شود، صندلی‌ها عوض شود و آدم‌ها فراموش کنند که روزی گوشه‌ی اتاق‌های اداری غر می‌زدند. آنچه در فضای اداری این سال‌ها رخ داده، تنها یک جابه‌جایی نیست؛ آزمونی است از خویشتنداری، مردمداری و یادآوریِ این حقیقت که مسئولیت، امانتی گذراست و هر آمدنی، رفتنی است.

 

مسئولیت، فرصت کوتاهی برای خدمت و آزمونی بزرگ برای سنجش امانت‌داری، شایستگی و مردم‌داری است. صندلی‌های مدیریتی ماندگار نیستند، اما آثار تصمیم‌ها، شیوه رفتار با مردم و خاطره‌ای که از یک مدیر بر جای می‌ماند، گاه نسل‌ها دوام می‌آورد.
 
این یادداشت، بدون اشاره به فرد، جریان یا دوره‌ای خاص، می‌کوشد با نگاهی اخلاقی و تحلیلی، گذرا بودن منصب را یادآوری کند و مسئولان و کارکنان دستگاه‌های اجرایی را به فروتنی، پاسخ‌گویی و خدمت صادقانه فراخواند.

 

فصل اول: فراموشی؛ بیماری خاموش تالارهای قدرت
انسان چقدر فراموش‌کار است. همین انسانی که دیروز در کنج اتاقی اداری از پایمال شدن حقش سخن می‌گفت و از تخصص و سابقه‌ای که به‌کار گرفته نمی‌شد گله داشت، امروز پشت درهای بسته با قفل‌های امنیتی، با چندین رئیس و راننده، خود را از مردم پنهان می‌کند. این فراموشی، بیماری خاموشی است که نه با دارو، که با عبرت درمان می‌شود.
راستی کسی که «تره هم برایت خورد نمی‌کرد»، ضرب‌المثلی است که فقط شوخی نیست؛ یادآور روزگاری است که هیچ‌کس بهانه‌ای به یکدیگر نمی‌داد و امروز که نان و نوایی رسیده، گویی آن روزها هرگز نبوده است. اما تاریخ اداری و حکمرانی، همیشه همین چرخه را ثبت کرده است: صعودهای شتابان، فراموشی‌های شتابان‌تر و سقوط‌هایی که چشم بر هم زدنی می‌گذرند.
روایت‌های تاریخی ما پر است از سپهسالارانی که بر اوج اقتدار، از تابوت‌های خالی درس عبرت می‌گرفتند. اگر مدیر امروز، تنها یک تصویر ذهنی از فردای خویش و جای خالی خود بر صندلی داشته باشد، بسیاری از غرورها فرو می‌ریزد.
 
فصل دوم: چرخه‌ی قدرت و تقویمِ گذر
تجربه‌ی سیاسی و اداری ملت‌ها نشان می‌دهد قدرت دوره‌ای است؛ دوره‌هایی که در چشم بر هم زدنی می‌گذرند. رئیس‌جمهورها و مدیران عالی، میانی و پایین‌دستی، همگی در تقویمی مشترک نشسته‌اند که ورق‌هایش تند برمی‌گردد. کسی که امروز سماق می‌کوبد، شاید دیروز بر تخت ریاست نشسته بود؛ و کسی که امروز بر تخت نشسته، دیری نمی‌گذرد که جای خالی‌اش را دیگری پر می‌کند.
از این روست که رفتار امروز، سرمایه‌ی فردای هر مدیر است. اگر امروز با مردم مهربان باشید، اگر از خدمت دریغ نکنید و خود را پشت درهای بسته پنهان نسازید، فردا که ورق برگشت، گوشه‌ی عزلت برایتان ترسناک نخواهد بود؛ زیرا دعای خیر مردم، پشتوانه‌ای است که حتی پس از رفتن از منصب نیز همراه می‌ماند.
آیات و روایات، این حقیقت را صریح بیان کرده‌اند: «وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» و نیز سخن معروف که «عبادت به جز خدمت خلق نیست»؛ از تسبیح و سجاده تا نان و آبِ مردم، همه در یک راستای واحدند. مدیری که در دوره‌ی کوتاه مسئولیتش، مشکلی را از دوش مردم برمی‌دارد، حسنه‌ی جاری‌ای ثبت کرده که پس از او نیز جریان دارد.
 
فصل سوم : شایسته‌سالاری؛ از شعار تا عمل
همیشه سخن از شایسته‌سالاری و انتخاب افراد توانمند بوده است؛ اما عملکرد میدانی نشان می‌دهد گاهی شعار با عمل فاصله‌ای بی‌پایان دارد. وقتی هر فردی که از نزدیکی مجموعه‌های تصمیم‌ساز می‌گذرد و بوی خیر اقتصادی و مواهب موقعیتی به مشامش می‌رسد، پستی می‌گیرد بی‌آنکه سابقه یا تخصصی داشته باشد، آنگاه در توضیح این ناهماهنگی، همین شعر کهن کافی است: «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل».
شایسته‌سالاری حقیقی، سه پشتوانه دارد: آزمونِ شایستگی، پاسخ‌گویی مستمر و شفافیت در انتخاب. هر سه‌ای که غایب باشد، بورس‌بازی جایگاه‌ها جای خدمت را می‌گیرد و فرصت‌های مردم، به امتیازاتی برای آشنایان و بستگان تبدیل می‌شود. اینجاست که حیاطِ خلوتِ اداری، جای برندگان آزمون‌های علمی را می‌گیرد.
پیشنهاد پژوهشی روشن است: مدیرانی که توانایی و تخصص لازم ندارند، به سرعت کناره‌گیری کنند؛ چراکه هر جا جلوی ضرر را بگیرند، همان‌جا منفعت است. نه فقط برای مردم، که برای خودشان. زیرا روزی که دست حیرت به دندان بگیرند، دیگر زمان جبران مافات نرسیده است.
 
فصل چهارم: مردمداری؛ نسخه‌ی نجات‌بخش در گذر زمان
مردمداری فقط لحن مهربان نیست؛ نگاهی است که در هر تصمیم، مردم را محور قرار می‌دهد. یعنی به‌جای آنکه در پشت اتاق‌های دربسته با قفل‌های امنیتی پنهان شوید، خود را در دسترس بگذارید؛ به‌جای آنکه خدمت را دریغ کنید، بگذارید خاطره‌ی خوش از شما در اذهان باقی بماند. مردم خوب و ولایی، در این دنیا و همچنین در دنیای آخرت، دامن‌تان را خواهند گرفت.
قرآن کریم، الگوهای حکمرانی را با استناد به شخصیت‌هایی چون لقمان و یوسف ترسیم کرده است؛ «إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ». قوت و امانت‌داری، دو ستون شایستگی‌اند؛ نه روابط و نه چاپلوسی. احادیث بزرگان دین نیز بر این نکته تأکید دارند که «النَّاسُ أَمْوَالُ الْمُلُوکِ» نیستند تا غنیمت شمرده شوند؛ بلکه امانت‌اند تا پاسداری شوند.
روغن هر کس، چراغ اوست. اگر دیگران کم‌لطفی کردند و نکاشتند که ما بخوریم، ما بکاریم تا دیگران بخورند. این نگاه، نسخه‌ی نجات‌بخش است؛ نسخه‌ای که در آن، مدیر نه غرقِ غرورِ منصب، که متوجه‌ی مأموریت است. زمانی خواهد رسید که اگر خدمتی صادقانه و دلسوزانه و در جهت رفاه حال مردم برداشتید، علاوه بر لطف خداوند، دعای خیر مردم مادام‌العمر پشتوانه‌ی خود و خانواده‌تان خواهد بود.
 
فصل پنجم: عبرت و عاقبت‌بخیری؛ بذرکاری برای آیندگان
«به حسنت نناز که به تَبّی بند است، به مالت مناز که به یک شبی بند است». این ضرب‌المثل، چکیده‌ی عبرت است؛ نه به مقام مغرور شو، نه به مال. مقام گذراست، مال ماندنی نیست؛ اما نامِ نیک و حسنه‌ی جاری، هر دو می‌مانند. خداوند دیرگیر و سخت‌گیر است و شاید دیگر زمان جبران مافات هم نرسد؛ پس باید از همین امروز، بذرهای عاقبت‌بخیری را کاشت.
یادمان باشد که خود و فرزندانمان پس از سپری شدن این ایام، در همین کشور و مملکت و شهر و استان و روستا زندگی خواهیم کرد. کاری نکنیم که حتی نوادگان‌مان مورد سرزنشِ رفتار و کردار و اعمال فعلی ما قرار گیرند. اگر صرفاً به خود و خانواده و بستگان و دوستان و آشنایان توجه کنیم و عموم عامه‌ی مردم را مدنظر نگذاریم، روزی دستِ حیرت به دندان خواهیم گرفت و دیگر سودی نخواهد داشت.
در نهایت، آنچه بر جای می‌ماند نه پست است، نه منصب، نه صندلی و نه قفل امنیتی؛ آنچه می‌ماند آثاری است که بر جای می‌گذاریم. یا آثار مثبت که نام نیک است و دعای خیر؛ یا آثار منفی که خدای ناکرده سرزنشِ آیندگان است. انتخاب، امروز با ماست؛ فردا دیر خواهد بود.
 
واکاوی و تحلیل :

 

۱: فراموشی مدیران به‌عنوان یک معضل ساختاری
فراموشی مدیران، نه یک خطای فردی که یک معضل ساختاری است. وقتی سیستم، جایگزینی را بدون یادآوری گذشته‌ی هر فرد انجام می‌دهد، انگار حافظه‌ی سازمان دچار قطعی شده است. مدیران تازه ‌نفس، گویی تازه متولد شده‌اند و هیچ پیشینه‌ای از روزهای بی‌منصبی ندارند.
پیامد این فراموشی، فاصله گرفتن از مردم است؛ نه در زمان، که در نگاه. مدیر فراموش‌کار، مردم را نه شهروندِ صاحب‌اختیار، که مزاحمِ کارِ روزانه می‌بیند. این نگاه، در درهای بسته و قفل‌های امنیتی، در چندین رئیس دفتر و کارمند و راننده، نمود پیدا می‌کند.
راهکار پژوهشی: ایجاد سازوکارهای «خاطره ‌نگاری مشترک» در سازمان؛ یعنی مدیران، تجربه‌ی روزهای بی‌منصبی خود را مستند و بازگو کنند. این کار، ضد فراموشی است و همدلی سازمانی را تقویت می‌کند.
 
۲: گذرا بودن منصب و مسئولیت
منصب، امانتی است که به صاحب‌امان بازگردانده می‌شود. در هر ساختار اداری و سیاسی، دوره‌ی خدمت کوتاه است و حافظه‌ی مردم، بلند. کسی که امروز صندلی را پر کرده، فردا جایش را دیگری می‌گیرد و صندلی، صندلی می‌ماند.
از منظر جامعه‌ شناختی، قدرت یک چرخه است: صعود، ثبات، افول و جایگزینی. هرچه صعود شتابان‌تر باشد، افول نیز تندتر است. مدیرانی که این چرخه را ندیده می‌گیرند، در دوره‌ی افول، آسیب‌پذیرترند.
راهکار پژوهشی: آموزش «ادبِ گذر» در دوره‌های ضمن خدمت؛ یعنی اینکه مدیران، با سناریوی ترک مسئولیت، همراه با حفظ کرامت و خدمتِ داوطلبانه‌ی پس از منصب، آشنا شوند. این آموزش، پیش‌بینی رفتاری است که از غرور جلوگیری می‌کند.
 
۳: شایسته‌سالاری در برابر رانت‌سالاری
در میان دو قطب شایسته‌سالاری و رانت‌سالاری، هر سازمان در یک نقطه‌ای از طیف قرار دارد. هرچه از نزدیکی مراکز تصمیم‌سازی عبور کند و «بوی مواهب» استشمام شود، گویی بلیت ورود است؛ آنجا که شایستگی کنار می‌رود و آشنایی جا می‌گیرد.
راهکار پژوهشی: شفافیت در فرآیند انتخاب؛ مستندسازی سوابق، ارزیابی مستقل شایستگی و نه‌صرفاً استناد به «تخصص و سابقه» به‌عنوان شعار. مدیران بالادستی باید برای این انتخاب، پاسخ‌گوی منصبِ بالاتر و مردم باشند.
 
۴: خویشتنداری و مردمداری؛ دو بال پرواز
خویشتنداری و مردمداری، دو بالِ پرواز مدیران‌اند؛ اولی ضامن کنترل درونی و دومی ضامن ارتباط بیرونی. بدون خویشتنداری، قدرت در انسان غرور می‌سازد؛ بدون مردمداری، خدمت به تشریفات و تشریفات به تشریفاتِ خالی تبدیل می‌شود.
از منظر مدیریت منابع انسانی، خویشتنداری یک مهارت است و مردمداری یک فرآیند. خویشتنداری با خودآگاهی، تأمل و تعهد آغاز می‌شود؛ مردمداری با دسترسی‌پذیری، پاسخ‌گویی و شفافیت.
راهکار پژوهشی: سنجش شاخص‌های مردمداری در ارزیوهشی: سنجش شاخص‌های مردمداری در ارزی‌رسانی به مردم، درصد پاسخ‌گویی به شکایات، بازدید میدانی بدون تشریفات و تعامل مستقیم با شهروندان. در این صورت، مردمداری از شعار به شاخص تبدیل می‌شود.
 
۵: خدمت به مردم به‌مثابه عبادت
«عبادت به جز خدمت خلق نیست»؛ این شعر، تنها یک ادبیات نیست؛ یک مرز مطالعاتی میان رفتار و عبادت است. در نگاه دینی، خدمت به مردم، قربانی در محضر پروردگار است. پس مدیرِ خدمتگزار، همزمان خادم و عابد است.
در الگوهای قرآنی، بزرگانِ دارای قدرت و منصب، همواره با امانت‌داری و رحمت توصیف شده‌اند؛ نه با اقتدار صرف. یوسف (ع ) در سرزمین مصر، تنها مقام و ثروت نداشت؛ نجات‌بخشی و مدیریت بحران داشت. لقمان حکیم ، اندرز نمی‌داد که رئیس باش؛ اندرز می‌داد که امانت‌دار باش.
راهکار پژوهشی: الگوسازی از مدیران خدمتگزار در تاریخ اداری ایران و استان‌ها؛ تدوین «کتاب سبز الگوهای خدمت» به‌عنوان منبع آموزشی برای دوره‌های مدیریت؛ این کار، هم عبرت‌آموز است و هم امیدآفرین.
 
۶: عاقبت‌بخیری و مسئولیت در برابر آیندگان
عاقبت‌بخیری، یک اصطلاح صرفاً اخلاقی نیست؛ یک مفهوم برنامه‌ریزی راهبردی است. مدیرِ عاقبت‌اندیش، امروز تصمیم می‌گیرد که فردا و دهه‌ی بعد و نسل‌های بعد، از آن آسیب نبینند. یعنی تصمیم‌های امروز، بذرهای فردای ماست.
در تعامل با مردم و منابع، هر مدیریت که صرفاً به خود و خانواده و بستگان و دوستان و آشنایان توجه کند، در واقع سرمایه‌ی عمومی را خصوصی می‌کند. این حرکت، در کوتاه‌ مدت به سودِ گروه محدود است؛ اما در میان‌مدت و بلندمدت، به زیانِ همه است؛ حتی به زیان فرزندان و نوادگانِ همان گروهِ محدود.
راهکار پژوهشی: ارزیابی اثرگذاری تصمیم‌ها بر آیندگان؛ یعنی در هر پروژه و هر انتصاب، یک سؤال ساده بپرسیم: «اگر ۲۰ سال دیگر، فرزندانمان از این تصمیم بپرسند، چه پاسخی داریم؟» این سؤال، فیلتر سخت‌گیرانه‌ای است که بسیاری از تصمیم‌های غیرمنصفانه را قبل از اجرا مسدود می‌کند.
 
۷: عدم سوءاستفاده از مسئولیت
مسئولیت، فرصت است؛ اما فرصتی که با سوءاستفاده به تهدید تبدیل می‌شود. در چشم بر هم زدنی می‌گذرد و هر رفتار امروز، پرونده‌ای است که فردا بازخوانی می‌شود. خداوند دیرگیر و سخت‌گیر است و شاید دیگر زمان جبران مافات هم نرسد.
سوءاستفاده از مسئولیت، همیشه مالی نیست؛ گاهی «بورس‌بازی جایگاه‌ها»، «پنهان‌کاری پشت درهای بسته»، «دریغِ خدمت» و «تقدیم نان به آشنایان» است. اینها همه در یک طیف مشترک‌اند: تبدیل امانت به مالکیت.
راهکار پژوهشی: ایجاد سامانه‌های نظارت مردمی و مستندسازی؛ نه برای انگ، که برای بازخورد. وقتی مردم بدانند صدایشان شنیده می‌شود و مدیران بدانند پاسخ‌گو هستند، سوءاستفاده کم می‌شود و اعتماد عمومی بالا می‌رود.
 
۸: درس‌هایی از چرخه‌های گذشته؛ سوق دادن به خویشتنداری
روایت‌های گذشته‌ی اداری و مدیریتی، اگر با نگاه پژوهشی بررسی شوند، الگوهایی روشن به دست می‌دهند: صعودهای شتابان بدون پشتوانه‌ی شایستگی، همواره با افول‌های تند همراه بوده‌اند؛ مدیرانی که در روزهای اقتدار، خود را بی‌نیاز از مردم دیده بودند، در روزهای گذر، تنها مانده‌اند.
در نقطه‌ی مقابل، مدیرانی که در روزهای اقتدار، «مردمدار» بودند و «خودشان را در پشت اتاق‌های دربسته پنهان نکردند»، پس از گذر نیز محبوب مانده‌اند؛ چراکه دعای خیر مردم، پشتوانه‌ای است که حتی پس از رفتن نیز همراه است.
راهکار پژوهشی: تدوین «کارتِ عبرت» برای هر مدیر؛ یک صفحه‌ی ساده که در آن، شروع، اوج و پایانِ یک الگوی مدیریتی گذشته، همراه با داوری مردم، گنجانده شده باشد. این کارت، نه برای سرزنش، که برای یادآوری است: هر آمدنی را رفتنی است.
 
جمع‌بندی :
مسئولیت، امانتی گذراست و حافظه‌ی مردم، بلندتر از دوره‌ی هر مدیری. آنچه در این یادداشت واکاوی شد، نه یک گله‌گذاری، که یک نسخه‌ی گذر از فراموشی به یادآوری است؛ نسخه‌ای که در پنج فصل و هشت محور، از خویشتنداری، مردمداری، شایسته‌سالاری، عاقبت‌بخیری، عدم سوءاستفاده و عبرت‌گیری از چرخه‌های گذشته سخن گفت.
پیام نهایی این یادداشت برای همه‌ی دست‌اندرکاران، مصادر و مسئولین و مدیران بالادستی و میانی و سایر سطوح و همچنین تمامی کارکنان دولتی روشن است: رفتار کنید به‌گونه‌ای که احترام به شخصیتِ وجودی شما باشد، نه صرفاً به‌خاطر پست و مسئولیتی که زودگذرتر از آن است که فکرش را بکنید. با مردم مهربان باشید، خودتان را پنهان نکنید، خدمت را دریغ نکنید و بگذارید خاطره‌ی خوش از شما در اذهان باقی بماند؛ زیرا عبادت به جز خدمت خلق نیست و هر آمدنی را رفتنی است. اگر امروز کاشتیم، فردا دیگران خواهند خورد؛ زیرا روغن هر کس، چراغ اوست و می‌سوزد.

 

 

سید محمد جواد عرفانفر
https://www.asianewsiran.com/u/jE3
اخبار مرتبط
تازه‌ترین گزارش مشترک سازمان جهانی بهداشت و صندوق کودکان ملل متحد با ارزیابی شاخص‌های پایش جهانی، ایران را با دستیابی به پوشش ۹۴ درصدی در بالاترین سطح خدمات آب شرب ایمن و بهداشتی، بیست درصد بالاتر از میانگین جهانی معرفی کرد؛ موفقیتی بنیادین که زیر سایه شدیدترین خشکسالی‌ها، توسعه پیوسته خطوط انتقال، ایستگاه‌های فشار قوی، تصفیه‌خانه‌های پیشرفته و مخازن ذخیره راهبردی را به سند افتخار صنعت آب کشور بدل ساخته است
در حالی که جهان در شعله‌های جنگ و تشنه‌ی یک الگو برای صلح است، بازخوانی سیره پیامبر (ص) نشان می‌دهد که بحران‌های امروز، نه کمبودِ قدرت، که کمبودِ «اخلاق» است. جایی که سردارانِ قدرت، «مصلحت» را با «جنگ» پیوند زده‌اند، تمدن در آستانه فروپاشی است؛ اما پیامبر (ص) با تکیه بر مکارم اخلاق، الگویی از «قدرتِ مهربان» را ارائه داد که هنوز هم تنها راه نجات بشر است
در شرایطی که آمارهای رسمی بخش کشاورزی از بهره‌وری چشمگیر، خودکفایی و تولید میلیونی دم می‌زنند، واقعیت عریان جامعه از تورم لحظه‌ای، دستمزدهای ناچیز و ناتوانی در تأمین ابتدایی‌ترین اقلام خوراکی حکایت دارد. این یادداشت تحلیلی، پژوهشی و مطالبه‌گرانه، تضاد عمیق میان گزاره‌های مدیریتی و زیست واقعی کارگران و حقوق‌بگیران را به چالش می‌کشد؛ بحرانی چندلایه که با تداوم فقر ساختاری، بنیان‌های اخلاقی و اجتماعی کشور را در معرض فروپاشی قرار داده و راهکارهای بنیادین عبور از آن را پیش روی سیاست‌گذاران می‌گذارد
نشست مطبوعاتی مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان یزد، تصویری پرجزئیات از مسائل انباشته استان ارائه کرد؛ از تأخیر در تحویل خودرو و نگرانی مردم از خالی‌فروشی، تا مصرف گسترده سوخت در معادن، انتقال حساب‌های بانکی، آلودگی، جاده‌های معدنی، طرح‌های کاغذی و خام‌فروشی. اکنون پرسش اصلی این است که کدام‌یک از وعده‌های اعلام‌شده، چه زمانی، با چه بودجه‌ای و زیر نظارت چه نهادی به نتیجه‌ای قابل لمس برای مردم یزد تبدیل خواهد شد؟
خاموشی برق در یزد فقط یک محدودیت فنی یا جابه‌جایی چندساعته مصرف نیست؛ در استانی کویری با گرمای سنگین، صنایع پیوسته، چاه‌های کشاورزی و خانواده‌هایی که بیماران وابسته به تجهیزات پزشکی در منزل دارند، هر قطع برق باید با زمان‌بندی شفاف، ملاحظات انسانی و سازوکار عادلانه مدیریت شود. نشست خبری مدیرعامل شرکت توزیع برق یزد، اگرچه آمارهای مهمی از توسعه شبکه و انرژی خورشیدی ارائه کرد، اما مطالبه اصلی مردم همچنان روشن است: سهم یزد از خاموشی‌ها بر چه مبنا و با چه سازوکاری تعیین می‌شود و چه برنامه‌ای برای حفاظت از جان، تولید و زندگی روزمره شهروندان وجود دارد؟
همایش «هزار روز طلایی زندگی» در میبد، بیش از آنکه یک برنامه آموزشی درباره بارداری و نوزادی باشد، هشداری اجتماعی درباره آینده نسلی بود که سلامت جسم و روانش از نخستین لحظه‌های شکل‌گیری تا سال‌های پیش از مدرسه در خانواده رقم می‌خورد؛ دوره‌ای حساس که محبت، آرامش، تغذیه، شیوه رفتار والدین و سبک زندگی می‌تواند مسیر زندگی کودک را به سوی سلامت یا آسیب‌های اجتماعی تغییر دهد
در یک نشستِ سه‌ساعته که به گفتمانی بی‌سابقه و صریح میان دادستان مرکز استان یزد و اهالی رسانه بدل شد، پیشنهادِ راه‌اندازی «اتاق خبر حقوق عامه» با استقبالِ ویژه دستگاه قضا مواجه شد. در این نشست که با حضور دادستان و شش تن از معاونین وی برگزار گردید، نقشه راهی برای هم‌افزاییِ «چشمِ رسانه» و «گوشِ دادستانی» ترسیم شد تا مطالبات مردم پیش از آنکه به فریاد و اعتراض تبدیل شود، در مسیری قانونی، پاسخگو و زمان‌بندی‌شده به سرانجام برسد
مدیرعامل سازمان همیاری شهرداری‌های استان یزد، به نمایندگی از استاندار، با حضور در جمع صمیمی خانواده رسانه از سیدمحمدجواد عرفان‌فر، خبرنگار باسابقه و چهره اخلاق‌مدار رسانه‌های استان، و زهره امامی، خبرنگار بانوی یزدی و همسر وی، تجلیل کرد؛ نشستی که در آن ضمن پاسداشت سال‌ها تلاش حرفه‌ای اهالی رسانه، عملکرد سازمان همیاری در اجرای طرح نهضت ملی مسکن و چشم‌انداز مشارکت این سازمان در پروژه‌های بزرگراهی استان مورد توجه قرار گرفت
هفدهم مرداد، برای من که از سال ۱۳۵۶ قدم در مسیر خبر و رسانه گذاشته‌ام، فقط روز تبریک و یادبود نیست؛ روز مرور سال‌هایی است که با مردم، دردهایشان، شادی‌هایشان، امیدهایشان و دغدغه‌هایشان زندگی کرده‌ام. این یادداشت، حرف دل یک خبرنگار پیشکسوت با مردم، همکاران رسانه‌ای و نسل تازه خبرنگارانی است که راه دشوار اما شریف اطلاع‌رسانی را انتخاب کرده‌اند
استاندار یزد با تأکید بر نقش تعیین‌کننده خبرنگاران در تبیین مسائل، مطالبه‌گری و همراهی با مسیر توسعه استان، گفت: رسانه‌های حرفه‌ای باید در معرفی ابعاد سند «یزد پایدار» و انتقال دقیق دغدغه‌های مردم نقش‌آفرینی کنند. محمدرضا بابایی همچنین از پیگیری مطالبات صنفی خبرنگاران، از جمله مرمت خانه مطبوعات، مسائل بیمه‌ای، سختی کار، مسکن و رفاهیات در چارچوب قانون خبر داد
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید