آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
این روزها یک جمله از ولادیمیر پوتین در اجلاس بریکس دستبهدست میشود: بیش از چهل درصد تولید ناخالص داخلی جهان متعلق به کشورهای عضو بریکس است و سهم گروه هفت فقط بیست و نه درصد. خیلیها با خواندن این جمله سریع واکنش میدهند: یعنی بریکس از غرب قویتر شده؟ اما ماجرا آنقدرها هم ساده نیست. اگر بخواهیم صادق باشیم، باید بگوییم این ادعا درست است، اما نه به آن شکلی که در نگاه اول به نظر میرسد. درست بودنش به یک شرط بستگی دارد: اینکه تولید ناخالص داخلی را بر اساس برابری قدرت خرید حساب کنیم، نه بر اساس نرخ ارز بازار. و همین یک شرط، کل معادله را عوض میکند.
برابری قدرت خرید یا همان PPP، به زبان خیلی ساده یعنی اینکه پول شما در کشور خودتان واقعاً چقدر میارزد. با ده دلار در آمریکا شاید دو ساندویچ بخرید، اما همان ده دلار در هند شاید ده ساندویچ برایتان بخرد. پس همان پول، در جای مختلف، قدرت خرید متفاوتی دارد. حالا تصور کنید بخواهیم اقتصاد همه کشورهای جهان را با هم مقایسه کنیم. اگر فقط دلار را ملاک بگیریم، کشورهایی که قیمتهای داخلیشان پایینتر است، کوچکتر از آنچه هستند که واقعاً هستند، به نظر میرسند. اینجاست که پیپیپی وارد میشود و میگوید بیایید یک سبد کالای یکسان را در نظر بگیریم و ببینیم در هر کشور چقدر هزینه دارد.
بر اساس همین روش، سهم بریکس از تولید ناخالص داخلی جهان حدود چهل و پنج دهم درصد است و سهم گروه هفت به حدود بیست و هشت و سه دهم درصد میرسد. پس پوتین در این عدد دروغ نگفته است. اما نکته اینجاست که این فقط یک روی سکه است! روی دیگر سکه این است که اگر همین تولید ناخالص داخلی را با نرخ ارز بازار و به دلار حساب کنیم، سهم گروه هفت حدود چهل و چهار درصد میشود و سهم بریکس به حدود بیست و هشت درصد میرسد. یعنی دقیقاً برعکس. پس چرا این تفاوت؟ چون دلار در بازارهای جهانی هنوز حرف اول را میزند و اقتصادهای بزرگ غربی با همان دلار، نفت، تراشه، سلاح و کالاهای اساسی میخرند.
پس نمیتوان بهسادگی گفت بریکس اقتصادش از گروه هفت قویتر است. بریکس در یک شاخص خاص جلو زده، اما در شاخصهای دیگر هنوز عقب است. درآمد سرانه، فناوری، بهرهوری، ارز ذخیره جهانی و نفوذ در نهادهای مالی بینالمللی، همه و همه هنوز به نفع گروه هفت است. با این حال، انکار هم نمیتوان کرد که جهان در حال تغییر است. بریکس دیگر یک باشگاه حاشیهای نیست. اقتصادهای نوظهور وزنشان در حال افزایش است و همین باعث شده که ادعاهایی مثل ادعای پوتین، حتی اگر گزینشی باشند، جدی گرفته شوند. سؤال درست این نیست که «کدام قویتر است؟» سؤال درست این است که «قدرت اقتصادی را با چه معیاری میسنجیم؟»
برابری قدرت خرید چیست و چرا مهم است؟
برابری قدرت خرید یک مفهوم اقتصادی است که میگوید نرخ ارز باید به گونهای باشد که قیمت یک سبد کالای یکسان در همه کشورها برابر شود. البته در عمل این اتفاق نمیافتد، چون عوامل زیادی مثل تعرفه، حملونقل، مالیات و ساختار بازار دخالت میکنند. اما همین مفهوم به اقتصاددانان کمک میکند تا اقتصاد کشورها را بهتر مقایسه کنند. فرض کنید یک سبد کالا شامل نان، شیر، گوشت، بنزین و اجاره خانه را در نظر بگیریم. این سبد در آمریکا مثلاً هزار دلار هزینه دارد، اما در هند شاید سیصد دلار. حالا اگر تولید ناخالص داخلی هند را با دلار بازار حساب کنیم، عدد کوچکی میشود، اما اگر با پیپیپی حساب کنیم، عدد بزرگتری میشود چون پول هند در داخل خودش قدرت خرید بیشتری دارد.
به همین دلیل است که چین با PPP بزرگترین اقتصاد جهان میشود، در حالی که با دلار بازار هنوز آمریکا بزرگترین اقتصاد است. این دو عدد متناقض نیستند، بلکه دو زاویه دید متفاوت به یک واقعیت واحد هستند. یکی قدرت خرید واقعی مردم را نشان میدهد و دیگری قدرت خرید در بازارهای بینالمللی. پس وقتی پوتین میگوید بریکس بیش از چهل درصد تولید ناخالص داخلی جهان را دارد، دارد به زاویه دید پیپیپی اشاره میکند. این زاویه دید برای کشورهای در حال توسعه جذاب است، چون نشان میدهد اقتصادشان آنقدرها هم که در رسانههای غربی گفته میشود، کوچک نیست.
چرا گروه هفت هنوز در شاخص اسمی جلوتر است؟
گروه هفت شامل آمریکا، ژاپن، آلمان، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و کانادا است. این کشورها با دلار، یورو، ین و پوند، ارزهایی دارند که در بازارهای جهانی بهراحتی پذیرفته میشوند. یعنی وقتی آمریکا میخواهد نفت بخرد، لازم نیست اول دلار را به ارز دیگری تبدیل کند. خودش دلار چاپ میکند. این یک مزیت بزرگ است. کشورهای بریکس مثل چین، هند، روسیه، برزیل و آفریقای جنوبی، هر کدام ارز خودشان را دارند، اما هیچکدام ارز ذخیره جهانی نیستند. یوان چین در حال رشد است، اما هنوز فاصله زیادی با دلار دارد. روبل روسیه به دلیل تحریمها حتی از سیستم بانکی جهانی تا حد زیادی قطع شده است.
به همین دلیل است که تولید ناخالص داخلی اسمی گروه هفت حدود چهل و چهار درصد جهان است، در حالی که بریکس فقط حدود بیست و هشت درصد. این عدد نشان میدهد که در بازارهای بینالمللی، گروه هفت هنوز قدرت خرید بسیار بیشتری دارد. آنها میتوانند فناوری پیشرفته، تجهیزات نظامی، دارو و کالاهای اساسی را با ارز خودشان بخرند. نکته دیگر این است که درآمد سرانه در گروه هفت بسیار بالاتر است. شهروند آمریکایی یا آلمانی بهطور متوسط درآمدی چند برابر شهروند هندی یا برزیلی دارد. این یعنی کیفیت زندگی، دسترسی به خدمات درمانی، آموزش و رفاه اجتماعی در گروه هفت بسیار بالاتر است. پس قدرت اقتصادی فقط حجم کل تولید نیست، بلکه توزیع آن هم مهم است.
بریکس چه نقاط قوتی دارد؟
بریکس جمعیتی حدود سه و نیم میلیارد نفر را شامل میشود که تقریباً نیمی از جمعیت جهان است. این یعنی بازار مصرف عظیمی که هیچ شرکت چندملیتی نمیتواند آن را نادیده بگیرد. چین و هند به تنهایی حدود دو و هشت دهم میلیارد نفر جمعیت دارند و این دو کشور در حال تبدیل شدن به قطبهای فناوری و تولید هستند.
بریکس همچنین منابع طبیعی فراوانی دارد. روسیه و برزیل در نفت و گاز و مواد معدنی غنی هستند. آفریقای جنوبی ذخایر طلا و الماس دارد. چین در عناصر خاکی کمیاب که برای تولید باتری و تراشه لازم است، تقریباً انحصار جهانی دارد. این منابع به بریکس قدرت چانهزنی در بازارهای جهانی میدهد. علاوه بر این، بریکس در حال ساخت نهادهای مالی خودش است. بانک توسعه جدید بریکس و ترتیبات ذخیره احتیاطی، دو ابزار مهم هستند که میتوانند به کشورهای عضو در مواقع بحران مالی کمک کنند، بدون اینکه لازم باشد به صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی متوسل شوند. این یعنی کاهش وابستگی به نهادهایی که تحت نفوذ گروه هفت هستند.
بریکس همچنین در حال گسترش است. کشورهایی مثل ایران، عربستان، امارات، مصر، اتیوپی و آرژانتین به آن پیوستهاند یا درخواست عضویت دادهاند. این گسترش نشان میدهد که بسیاری از کشورها به دنبال جایگزینی برای نظم اقتصادی فعلی هستند که به نظرشان تحت سلطه غرب است.
چرا ادعای پوتین گزینشی است؟
ادعای پوتین گزینشی است چون فقط یک شاخص را انتخاب کرده که در آن بریکس برنده است. او نگفته که اگر با دلار بازار حساب کنیم، گروه هفت جلوتر است. او نگفته که درآمد سرانه در بریکس بسیار پایینتر است. او نگفته که فناوری و بهرهوری در گروه هفت بسیار بالاتر است. این تاکتیک در سیاست و رسانه رایج است. شما یک عدد درست را انتخاب میکنید، اما آن را طوری ارائه میدهید که تصویر کاملی از واقعیت نشان ندهد. این کار دروغ نیست، اما کامل هم نیست. به همین دلیل است که باید همیشه پرسید: این عدد بر اساس چه معیاری محاسبه شده است؟
پوتین همچنین گفت که بریکس بیش از نیمی از رشد اقتصادی جهان در پنج سال گذشته را به خود اختصاص داده است. این ادعا هم بر اساس پیپیپی درست است، چون چین و هند بیشترین رشد را داشتهاند. اما باز هم اگر با دلار بازار حساب کنیم، سهم گروه هفت از رشد جهانی بیشتر میشود. نکته مهم این است که پوتین این ادعا را در اجلاس بریکس مطرح کرده، جایی که مخاطبانش کشورهای عضو هستند. او میخواهد به آنها بگوید که بریکس قدرتمند است و میتواند جایگزین نظم فعلی شود. این یک پیام سیاسی است، نه فقط یک گزارش آماری. پس باید آن را در همان چارچوب سیاسی فهمید.
آینده رقابت اقتصادی بریکس و گروه هفت
آینده این رقابت به چند عامل بستگی دارد:
- اول، سرعت رشد اقتصادی بریکس. اگر چین و هند به رشد بالای خود ادامه دهند، سهم بریکس از تولید ناخالص داخلی جهانی بیشتر میشود. اما رشد چین در سالهای اخیر کند شده و هند هنوز با چالشهای ساختاری زیادی روبروست.
- دوم، توانایی بریکس در ایجاد ارز مشترک یا سیستم پرداخت جایگزین. اگر بریکس بتواند یک سیستم پرداخت بینالمللی بسازد که به دلار وابسته نباشد، قدرت اقتصادیاش در بازارهای جهانی افزایش مییابد. اما این کار بسیار دشوار است، چون کشورهای بریکس خودشان منافع متفاوتی دارند و هماهنگی بین آنها سخت است.
- سوم، تحولات فناوری. اگر بریکس بتواند در فناوریهای پیشرفته مثل هوش مصنوعی، نیمههادیها و انرژیهای تجدیدپذیر به خودکفایی برسد، وابستگیاش به گروه هفت کاهش مییابد. چین در این زمینهها سرمایهگذاری زیادی کرده و به پیشرفتهای قابل توجهی رسیده است.
- چهارم، تحولات سیاسی. تنشهای تجاری بین آمریکا و چین، جنگ اوکراین و تحریمهای غرب علیه روسیه، همه بر آینده این رقابت تأثیر میگذارند. اگر غرب به فشارهای خود ادامه دهد، ممکن است بریکس را به سمت همکاری بیشتر سوق دهد. اما اگر تنشها کاهش یابد، شاید بریکس انسجام خود را از دست بدهد.
در نهایت، باید گفت که رقابت بریکس و گروه هفت یک بازی برد-باخت نیست. اقتصاد جهانی به هم پیوسته است و همه کشورها به هم وابستهاند. آنچه مهم است این است که هر دو گروه بتوانند در یک نظام اقتصادی بینالمللی عادلانهتر و پایدارتر همکاری کنند.