آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
بریکس که روزی به عنوان پادزهری در برابر یکجانبهگرایی غرب معرفی میشد، حالا در اولین آزمون بزرگ برای دفاع از عضو جدید خود، سربلند از آزمون بیرون نیامده است. روزنامه جمهوری اسلامی در گزارشی تکاندهنده، از خودداری سازمان بریکس در محکوم کردن جنایت آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اجلاس اخیر هند خبر داده است. این در حالی است که دولت سیزدهم، عضویت ایران در بریکس را با تبلیغات گسترده به عنوان یک دستاورد مهم و راهبردی به ملت ایران معرفی کرده بود.
حالا اما واقعیت میدانی نشان میدهد که این بزرگنماییها با عملکرد واقعی بریکس فاصله معناداری دارد؛ سازمانی که حتی حاضر نشد تجاوز آشکار آمریکا و اسرائیل به خاک یکی از اعضای خود را در بیانیه پایانی محکوم کند. انتظار طبیعی این بود که وقتی یکی از اعضای بریکس مورد حمله نظامی قرار میگیرد، این سازمان دست کم در سطح سیاسی و دیپلماتیک، موضعی روشن و قاطع اتخاذ کند. اما به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، گفته میشود امارات متحده عربی که خود از اعضای تازهوارد بریکس است، با طرح این ادعا که «در جنگ دخالتی نداشته» مانع از گنجاندن بند محکومیت در بیانیه پایانی شد. این رفتار، سؤالات اساسی را درباره استقلال و کارآمدی بریکس در برابر نظام سلطه و یکجانبهگرایی آمریکا ایجاد کرده است. در گزارش پیش رو، جزئیات کامل این افشاگری، تحلیل ابعاد دیپلماتیک و سیاسی آن، نقش امارات و پیامدهای این سکوت برای جایگاه ایران در بریکس را برای شما مخاطبان عزیز تشریح خواهیم کرد.
جزئیات افشاگری روزنامه جمهوری اسلامی و زوایای پنهان ماجرا
روزنامه جمهوری اسلامی که به عنوان یکی از قدیمیترین و نزدیکترین نشریات به جریان اصولگرایی در ایران شناخته میشود، در اقدامی بیسابقه، عملکرد بریکس در قبال جنایت اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران را زیر سؤال برده است. این روزنامه که ارگان رسمی حزب جمهوری اسلامی بود و پس از انحلال حزب نیز به انتشار خود ادامه داد، معمولاً از مواضع دولت دفاع میکند، اما این بار با نقد صریح، فاصله میان شعارها و واقعیت را به تصویر کشیده است.
بر اساس این گزارش، در اجلاس اخیر بریکس در هند، ایران انتظار داشت بیانیه پایانی شامل بندی مبنی بر محکومیت تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به خاک این کشور باشد. اما با مخالفت برخی اعضا، این بند از بیانیه حذف شده است. نکته جالب اینکه این مخالفت نه از سوی کشورهای غربی (که عضو بریکس نیستند) بلکه از سوی یکی از اعضای جدید و کلیدی این سازمان صورت گرفته است. روزنامه جمهوری اسلامی به صراحت نام «امارات متحده عربی» را به عنوان مانع اصلی ذکر کرده و نوشته است که این کشور با طرح ادعای «دخالت نداشتن در جنگ» خواستار حذف بند محکومیت شده است. این افشاگری، ابعاد تازهای از روابط پشت پرده درون بریکس و تأثیرپذیری برخی اعضای تازهوارد از سیاستهای آمریکایی و اسرائیلی را آشکار میکند.
مواضع کشورهای عضو بریکس در قبال جنگ
بریکس که در حال حاضر ۱۱ عضو رسمی دارد (برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی، ایران، مصر، اتیوپی، امارات، عربستان و اندونزی)، طیف گستردهای از مواضع سیاسی و راهبردی را در خود جای داده است. در قبال جنگ (حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران)، مواضع اعضا به سه دسته تقسیم میشود:
- دسته اول، کشورهای حامی قاطع ایران مانند روسیه و چین که در عمل نیز حمایتهای سیاسی و برخی حمایتهای فنی از ایران داشتهاند. د
- سته دوم، کشورهای بیطرف یا منتقد که عمدتاً از درگیر شدن در بحران پرهیز میکنند، مانند برزیل، هند و آفریقای جنوبی.
- اما دسته سوم، کشورهایی هستند که روابط نزدیکی با آمریکا و اسرائیل دارند و مواضع آنها در عمل به نفع طرف مقابل تمام میشود. در صدر این دسته، امارات متحده عربی قرار دارد که نه تنها روابط دیپلماتیک خود با اسرائیل را عادیسازی کرده، بلکه همکاریهای اقتصادی و امنیتی گستردهای با واشنگتن دارد. عربستان سعودی نیز که به تازگی به بریکس پیوسته، با احتیاط کامل عمل میکند و تمایل ندارد در تقابل مستقیم با آمریکا قرار گیرد.
از این منظر، سکوت بریکس در قبال جنایت علیه ایران، ناشی از ساختار درونی این سازمان است. بریکس بر اساس اجماع تصمیمگیری میکند و هر عضو حق وتو دارد. در چنین شرایطی، مخالفت حتی یک عضو کافی است تا بندی از بیانیه حذف شود. امارات از همین اهرم استفاده کرده و عملاً اراده جمعی را بر خلاف منافع ایران مصادره کرده است.
امارات؛ متهم ردیف اول یا سپر بلای بریکس؟
اتهام روزنامه جمهوری اسلامی به امارات، بازتاب گستردهای در محافل سیاسی ایران داشته است. امارات متحده عربی که سالهاست به عنوان رقیب اقتصادی و سیاسی ایران در منطقه خلیج فارس شناخته میشود، در سالهای اخیر روابط خود با اسرائیل را به طور چشمگیری گسترش داده است. عادیسازی روابط امارات و اسرائیل (توافق ابراهیم در سال ۲۰۲۰) نقطه عطفی در این همکاری بود و از آن زمان، دو کشور پروژههای مشترک اقتصادی، نظامی و امنیتی متعددی را تعریف کردهاند. از منظر امارات، جنگ تحمیلی سوم یک تهدید مستقیم برای امنیت و منافع اقتصادی این کشور محسوب میشود. هرگونه تشدید تنش در منطقه، میتواند بر گردشگری، حمل و نقل دریایی و سرمایهگذاری خارجی در دبی و ابوظبی تأثیر منفی بگذارد. به همین دلیل، امارات سیاست «فاصلهگذاری هوشمندانه» را در پیش گرفته است: از یک سو روابط خود را با اسرائیل و آمریکا حفظ میکند و از سوی دیگر، سعی میکند مستقیماً در جنگ علیه ایران مشارکت نکند تا از انتقامگیری احتمالی در امان بماند. اما نکته اتهامی روزنامه جمهوری اسلامی، فراتر از این سیاستهای اعلامی است. این روزنامه مدعی است که امارات نه تنها از محکومیت حمایت نکرده، بلکه فعالانه مانع از صدور بیانیه علیه آمریکا و اسرائیل شده است. اگر این ادعا درست باشد، یعنی امارات در مقام «وکیل المدافع» از متجاوزین درون سازمان بریکس ظاهر شده است. این اقدام، امارات را نه در جایگاه یک عضو بیطرف، بلکه در جایگاه یک همپیمان فعال اسرائیل در منطقه قرار میدهد.
نقد عملکرد دولت سیزدهم در بزرگنمایی دستاورد بریکس
روزنامه جمهوری اسلامی در گزارش خود، صریحاً به دولت سیزدهم تاخته و تبلیغات گسترده آنها را درباره عضویت ایران در بریکس زیر سؤال برده است. این بخش از گزارش، یک نقد درونسیستمی مهم محسوب میشود، زیرا روزنامه جمهوری اسلامی به هیچ وجه رسانهای اصلاحطلب یا منتقد نظام نیست، بلکه جزو رسانههای نزدیک به جریان اصولگرای سنتی به شمار میرود. دولت سیزدهم از ابتدای روی کار آمدن، عضویت در سازمانهای بینالمللی شرقگرا مانند بریکس و شانگهای را به عنوان یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی خود معرفی کرد. شعار «توازن در سیاست خارجی» و «نگاه به شرق و جنوب» در کنار «خنثیسازی تحریمها از طریق عضویت در پیمانهای منطقهای» از جمله کلیدواژههای رایج سخنرانیهای مقامات دولتی بود. اما حالا این پرسش مطرح میشود که این عضویت چه دستاورد عملی برای ایران در بحرانیترین لحظه داشته است. انتقاد روزنامه جمهوری اسلامی به این نکته اشاره دارد که دولت سیزدهم، بریکس را به عنوان «جایگزین نظم غربی» و «اتحادی برای مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا» به افکار عمومی معرفی کرده بود. اما عملکرد این سازمان در سختترین آزمون (حمله مستقیم به یک عضو) نشان داد که بریکس نه تنها نتوانسته موضع مستقل و قاطعی بگیرد، بلکه حتی از صدور یک بیانیه ساده محکومیت نیز عاجز بوده است. این شکاف میان شعار و واقعیت، میتواند مشروعیت و اعتبار سیاست خارجی دولت را در افکار عمومی خدشهدار کند.
آینده بریکس و جایگاه ایران در این سازمان پس از این رویداد
- خودداری بریکس از محکوم کردن جنایت آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پیامدهای راهبردی مهمی برای آینده این سازمان و جایگاه ایران در آن خواهد داشت:
نخستین پیامد، کاهش اعتبار بریکس به عنوان یک «قطب قدرت مستقل» در نظام بینالملل است. اگر این سازمان نتواند در برابر متجاوزترین کشورهای جهان (آمریکا و اسرائیل) حتی در سطح بیانیه موضع بگیرد، چگونه میتواند ادعای ایجاد نظم جایگزین و پایان هژمونی غرب را داشته باشد؟
- دومین پیامد، تضعیف جایگاه ایران در مذاکرات و تعاملات درون بریکس است. ایران که به عنوان عضو جدید وارد سازمان شده است، اکنون میبیند که در بحرانیترین لحظه تاریخی خود، متحدانش پشت سر او را خالی کردهاند. این تجربه، درس مهمی برای دیپلماتهای ایرانی خواهد داشت: نمیتوان به صرف عضویت در سازمانهای بینالمللی، امنیت و منافع ملی را تأمین کرد. آنچه اهمیت دارد، عمق روابط استراتژیک دوجانبه است، نه صرفاً کارت عضویت در تشکلهای بزرگ اما بیخاصیت.
- سومین پیامد، احتمال تجدیدنظر ایران در استراتژی «شرقگرایی محض» است. برخی کارشناسان معتقدند ایران نباید تمام تخممرغهای راهبردی خود را در سبد بریکس بگذارد و از تعامل با غرب (حداقل در حوزههای غیرسیاسی) غافل شود. همچنین ایران باید در آینده، برای جلوگیری از تکرار چنین تجربه تلخی، روی ایجاد اجماع با اعضای همسو (روسیه و چین) و خنثیسازی نفوذ اعضای نامساعد (مانند امارات) درون بریکس کار کند. این یک فرآیند زمانبر و دشوار است که نیازمند دیپلماسی فعال و هوشمندانه است.