آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
جشنواره فیلم ونیز، بهعنوان یکی از معتبرترین رویدادهای سینمایی جهان، امسال نیز میزبان فیلمسازانی از سراسر جهان است که با آثار خود، روایتهای متفاوتی از واقعیتهای اجتماعی و سیاسی کشورشان ارائه میدهند. در میان این فیلمسازان، علی عسگری، کارگردان ایرانی، با فیلم «کمی نور» در بخش رقابتی اصلی جشنواره حضور یافته است؛ فیلمی که به گفته او، روایتگر داستان پزشک تهرانی است که پس از مواجهه با خشونتهای اعمالشده علیه معترضان، تصمیم به پایان دادن به زندگی خود میگیرد. عسگری در نشست خبری پیش از پخش فیلم، با تأکید بر اینکه در ایران امروز، حتی کوچکترین انتخابها به یک «اقدام سیاسی» تبدیل میشود، گفت که سینما ابزاری قدرتمند برای مقاومت است. این اظهارات، بازتابدهنده نقش سیاسی و اجتماعی سینما در ایران معاصر است؛ سینمایی که گاه بهعنوان یک ابزار اعتراضی و مقاومتی در برابر محدودیتها عمل میکند.
فیلم «کمی نور»، که پس از حضور عسگری در بخش رقابتی فرعی سال گذشته با فیلم «کمدی الهی» ساخته شده، امسال برای دریافت جایزه شیر طلا رقابت میکند. این فیلم، که داستان یک پزشک تهرانی را روایت میکند که پس از مواجهه با خشونت علیه معترضان ضدحکومتی، تصمیم به پایان دادن به زندگی خود میگیرد، به موضوعات حساس اجتماعی و سیاسی در ایران میپردازد که بازتابدهنده شرایط دشوار سالهای اخیر است. عسگری در نشست خبری خود، با اشاره به اینکه دسترسی ساده به اینترنت نیز گاهی جنبه سیاسی پیدا میکند، نشان داد که فیلم او فراتر از یک داستان شخصی، به بررسی ابعاد گستردهتر محدودیتها و سرکوب در جامعه ایران میپردازد.
عوامل فیلم نیز در این نشست خبری، به تشریح ابعاد مختلف شرایط اجتماعی ایران پرداختند. به گفته آنها، پس از حملات آمریکا و اسرائیل از ماه فوریه و سرکوبهای مرگبار پیشین، محدودیتها بهشدت افزایش یافته و نوعی «بیحسی و کرختی» جامعه را فراگرفته است. شادمهر راستین، یکی از نویسندگان فیلمنامه، گفت پس از جنگ اخیر، جامعه ایران دچار «بیحسی مفرط» همزمان با نوعی «شرم از نجات یافتن» شده است. این توصیف، نشاندهنده عمق تأثیرات روانی و اجتماعی بحرانهای اخیر بر جامعه ایران است؛ بحرانهایی که به کاهش همدلی، افزایش انفعال و شکلگیری احساس گناه در میان بازماندگان منجر شده است.
میثاق زارع، بازیگر فیلم، نیز در این نشست خبری با تأکید بر اینکه سینما برای کسانی که این سبک را انتخاب میکنند، تنها یک هنر نیست، بلکه «سلاحی برای مبارزه با سانسور و انواع سرکوب» است، نشان داد که فیلمسازان ایرانی، سینما را بهعنوان یک ابزار مقاومت و اعتراض تلقی میکنند. این رویکرد، در سالهای اخیر به یکی از ویژگیهای اصلی سینمای ایران تبدیل شده است؛ سینمایی که با وجود محدودیتهای متعدد، توانسته است به روایتهای جسورانه و انتقادی از واقعیتهای اجتماعی و سیاسی بپردازد و صدای اعتراض را به گوش جهانیان برساند. فیلمهایی که در جشنوارههای بینالمللی حضور مییابند، اغلب بهعنوان سفیران فرهنگی و سیاسی ایران عمل میکنند.
راستین افزود که بسیاری از فیلمسازان ایرانی به دلیل انتشار یک مطلب در اینستاگرام در دادگاه پاسخگو هستند و احتمال بازخواست عوامل این فیلم نیز برای همین صحبتهای مطرح شده وجود دارد. این هشدار، نشاندهنده فضای محدود و پرخطر برای فیلمسازان و هنرمندان ایرانی است که هرگونه اظهارنظر یا فعالیت هنری، میتواند به بازخواست قضایی و محدودیتهای بیشتر منجر شود. در چنین شرایطی، حضور فیلمسازان ایرانی در جشنوارههای بینالمللی و طرح موضوعات حساس در نشستهای خبری، یک اقدام شجاعانه و پرخطر محسوب میشود که میتواند پیامدهای قانونی برای آنها به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، فیلم «کمی نور» و اظهارات عوامل آن در جشنواره ونیز، بازتابدهنده یک تنش عمیق میان سینمای ایران و نظام سیاسی است؛ تنشی که در سالهای اخیر بهدلیل افزایش محدودیتها و سرکوب، شدت بیشتری یافته است. فیلمسازان ایرانی، با وجود خطرات و محدودیتها، همچنان تلاش میکنند با زبان هنر، واقعیتهای جامعه خود را روایت کنند و صدای اعتراض را به گوش جهانیان برسانند. این تلاش، نهتنها یک اقدام هنری، بلکه یک اقدام سیاسی و اجتماعی محسوب میشود که میتواند به افزایش آگاهی عمومی و فشار بر نظام برای کاهش محدودیتها منجر شود. در ادامه این گزارش، ابعاد مختلف این رویداد و پیامدهای آن را بررسی خواهیم کرد.
بررسی نقش سیاسی و اجتماعی سینما در ایران معاصر
سینما در ایران معاصر، فراتر از یک رسانه هنری، به یک عرصه سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است که در آن، فیلمسازان با زبان هنر، به بیان دغدغهها، انتقادات و اعتراضات خود میپردازند. اظهارات علی عسگری در جشنواره ونیز مبنی بر اینکه در ایران امروز، حتی کوچکترین انتخابها به یک «اقدام سیاسی» تبدیل میشود، نشاندهنده آن است که در شرایط کنونی، هرگونه فعالیت هنری، از انتخاب موضوع فیلم تا نحوه روایت آن، میتواند بهعنوان یک موضعگیری سیاسی تلقی شود. در چنین شرایطی، سینما به یک ابزار مقاومت و اعتراض تبدیل میشود که فیلمسازان از آن برای بیان حقیقت و مبارزه با سانسور استفاده میکنند.
فیلم «کمی نور» نیز نمونهای بارز از این رویکرد است که با روایت داستان یک پزشک تهرانی و مواجهه او با خشونت علیه معترضان، به موضوعات حساس و ممنوعهای میپردازد که در رسانههای رسمی به آنها پرداخته نمیشود. این فیلم، با انتخاب موضوعی جسورانه و روایتی انتقادی، عملاً به یک «اقدام سیاسی» تبدیل شده است که میتواند پیامدهای قانونی برای عوامل آن به همراه داشته باشد. میثاق زارع، بازیگر فیلم، نیز با توصیف سینما بهعنوان «سلاحی برای مبارزه با سانسور و انواع سرکوب»، بر نقش سیاسی و اجتماعی سینما در ایران تأکید کرده و نشان داده است که فیلمسازان ایرانی، سینما را بهعنوان یک ابزار مقاومت در برابر محدودیتها و سرکوب تلقی میکنند.
نکته قابل توجه دیگر، نقش جشنوارههای بینالمللی بهعنوان سکویی برای بیان اعتراضات و دغدغههای فیلمسازان ایرانی است. حضور فیلمهای ایرانی در جشنوارههایی مانند ونیز، به فیلمسازان امکان میدهد تا بدون محدودیتهای داخلی، به بیان دیدگاههای خود بپردازند و صدای اعتراض را به گوش جهانیان برسانند. این حضور، نهتنها به افزایش آگاهی بینالمللی درباره وضعیت ایران منجر میشود، بلکه به فیلمسازان ایرانی نیز امکان میدهد تا از حمایتهای بینالمللی برخوردار شوند و در برابر فشارهای داخلی مقاومت کنند. بنابراین، جشنوارههای بینالمللی، بهعنوان یک عرصه مهم برای سینمای سیاسی و اجتماعی ایران محسوب میشوند که نقش مهمی در تقویت صدای اعتراض و مقاومت ایفا میکنند.
ابعاد روانی و اجتماعی «بیحسی مفرط» و «شرم از نجات یافتن»
اظهارات شادمهر راستین، فیلمنامهنویس فیلم «کمی نور»، درباره «بیحسی مفرط» و «شرم از نجات یافتن» در جامعه ایران، بازتابدهنده عمق تأثیرات روانی و اجتماعی بحرانهای اخیر بر روان جمعی جامعه است. «بیحسی مفرط» یا «کرختی»، یک واکنش روانی است که در شرایط بحرانی و پس از تجربه خشونت و سرکوب گسترده، در جامعه شکل میگیرد. وقتی افراد بهطور مکرر با خشونت، مرگ و بیعدالتی روبرو میشوند، سیستم روانی آنها بهمنظور محافظت از خود، دچار نوعی بیحسی و انفعال میشود که در آن، فرد دیگر نسبت به وقایع اطراف خود واکنش عاطفی نشان نمیدهد. این پدیده، اگرچه یک مکانیسم دفاعی است، اما در بلندمدت میتواند به کاهش همدلی، افزایش انفعال و کاهش مشارکت اجتماعی منجر شود که خود، به تضعیف جامعه مدنی و کاهش توان مقاومت جمعی دامن میزند.
«شرم از نجات یافتن» نیز یکی دیگر از واکنشهای روانی رایج در میان بازماندگان بحرانها و سرکوبهاست. وقتی افراد شاهد کشته شدن دیگران هستند و خود از مرگ نجات مییابند، احساس گناه و شرمی در آنها شکل میگیرد که ناشی از این باور است که چرا آنها زنده ماندهاند و دیگران نه. این احساس، میتواند به افسردگی، اضطراب و کاهش عزت نفس منجر شود و فرد را در یک چرخه معیوب از احساس گناه و خودسرزنشگری گرفتار کند. در جامعه ایران، پس از سرکوبهای خونین و جنگ اخیر، بسیاری از افراد دچار این احساس شدهاند و همین امر، به افزایش بیحسی و انفعال در جامعه دامن زده است. فیلم «کمی نور» با روایت داستان پزشکی که پس از مواجهه با خشونت، تصمیم به پایان دادن به زندگی خود میگیرد، بهخوبی این احساسات پیچیده را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه بحرانهای اجتماعی میتوانند به فروپاشی روانی افراد منجر شوند. از منظر اجتماعی، این وضعیت روانی، پیامدهای گستردهای برای جامعه ایران به همراه دارد. کاهش همدلی و افزایش انفعال، به تضعیف سرمایه اجتماعی و کاهش مشارکت مدنی منجر میشود و زمینه را برای تشدید سرکوب و محدودیتها فراهم میکند. وقتی افراد جامعه نسبت به سرنوشت یکدیگر بیتفاوت شوند و احساس مسئولیت جمعی از بین برود، نظام سرکوبگر بهراحتی میتواند مخالفان را سرکوب کند و جامعه را به سمت انفعال بیشتر سوق دهد. بنابراین، پرداختن به ابعاد روانی و اجتماعی بحرانهای اخیر، یکی از ضرورتهای اساسی برای بازسازی جامعه و تقویت مقاومت مدنی محسوب میشود. فیلمهایی مانند «کمی نور» که به این موضوعات میپردازند، نهتنها یک اثر هنری، بلکه یک ابزار درمانی و آگاهیبخش محسوب میشوند که میتوانند به جامعه در درک و مواجهه با این احساسات پیچیده کمک کنند.
بررسی محدودیتهای سینماگران ایرانی و خطرات بازخواست قضایی
سینماگران ایرانی، در سالهای اخیر با محدودیتهای متعددی روبرو بودهاند که فضای فعالیت هنری آنها را بهشدت تنگ کرده است. شادمهر راستین در نشست خبری جشنواره ونیز اشاره کرد که بسیاری از فیلمسازان ایرانی بهدلیل انتشار یک مطلب در اینستاگرام در دادگاه پاسخگو هستند و احتمال بازخواست عوامل فیلم «کمی نور» نیز برای همین صحبتهای مطرح شده وجود دارد. این هشدار، نشاندهنده فضای پرخطر و محدود برای فیلمسازان و هنرمندان ایرانی است که هرگونه اظهارنظر یا فعالیت هنری، میتواند به بازخواست قضایی و محدودیتهای بیشتر منجر شود. در چنین شرایطی، فیلمسازان ناچارند میان بیان هنری و امنیت شخصی خود تعادل برقرار کنند و همین امر، به کاهش خلاقیت و تنوع آثار هنری منجر میشود.
محدودیتهای سینماگران ایرانی، تنها به بازخواست قضایی محدود نمیشود، بلکه شامل سانسور، ممنوعیت ساخت فیلم، محدودیت در دریافت مجوز و فشارهای اقتصادی نیز میشود. بسیاری از فیلمسازان، بهدلیل ترس از پیامدهای قانونی، از پرداختن به موضوعات حساس و انتقادی خودداری میکنند و به ساخت فیلمهای بیخطر و تجاری روی میآورند. این امر، به کاهش کیفیت و عمق آثار سینمایی ایران منجر شده و زمینه را برای تسلط فیلمهای سطحی و بیمحتوا فراهم کرده است. با این حال، برخی فیلمسازان شجاع، با وجود خطرات، همچنان به ساخت فیلمهای انتقادی و اجتماعی ادامه میدهند و از سینما بهعنوان ابزاری برای بیان حقیقت و مقاومت استفاده میکنند. این فیلمسازان، نهتنها در ایران، بلکه در جشنوارههای بینالمللی نیز حضور مییابند و صدای اعتراض را به گوش جهانیان میرسانند.
خطرات بازخواست قضایی برای فیلمسازان ایرانی، یکی از چالشهای اصلی سینمای ایران محسوب میشود که میتواند به کاهش انگیزه هنرمندان برای فعالیت در این عرصه منجر شود. بسیاری از فیلمسازان، بهدلیل ترس از بازداشت، ممنوعیت فعالیت و حتی زندان، از پرداختن به موضوعات حساس خودداری میکنند و ترجیح میدهند در سکوت و انزوا کار کنند. این وضعیت، به کاهش تنوع و غنای سینمای ایران منجر شده و زمینه را برای تسلط فیلمهای رسمی و دولتی فراهم کرده است. با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که سینمای ایران، بهدلیل وجود فیلمسازان شجاع و خلاق، همچنان توانسته است به حیات خود ادامه دهد و در جشنوارههای بینالمللی بدرخشد. فیلمهایی مانند «کمی نور» که به موضوعات حساس و ممنوعه میپردازند، نشاندهنده مقاومت و پایداری سینماگران ایرانی در برابر محدودیتها و سرکوب است.
نقش جشنوارههای بینالمللی در بازتاب سینمای انتقادی ایران
جشنوارههای بینالمللی فیلم، بهویژه جشنواره ونیز، نقش مهمی در بازتاب و معرفی سینمای انتقادی ایران به جهانیان ایفا میکنند. این جشنوارهها، بهعنوان سکوهایی برای نمایش آثار فیلمسازانی که در کشور خود با محدودیت و سانسور روبرو هستند، عمل میکنند و به آنها امکان میدهند تا بدون فشارهای سیاسی، دیدگاههای خود را بیان کنند. حضور فیلمهایی مانند «کمی نور» در جشنواره ونیز، نهتنها به افزایش آگاهی بینالمللی درباره وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران منجر میشود، بلکه به فیلمسازان ایرانی نیز امکان میدهد تا از حمایتهای بینالمللی برخوردار شوند و در برابر فشارهای داخلی مقاومت کنند. این حمایتها، میتواند شامل جوایز بینالمللی، توجه رسانهها و همکاری با فیلمسازان و تهیهکنندگان خارجی باشد که به تقویت جایگاه فیلمسازان ایرانی در عرصه بینالمللی کمک میکند.
جشنوارههای بینالمللی، همچنین بهعنوان یک عرصه برای گفتوگو و تبادل نظر میان فیلمسازان از کشورهای مختلف عمل میکنند. فیلمسازان ایرانی، با حضور در این جشنوارهها، میتوانند با همکاران خارجی خود ارتباط برقرار کنند و از تجربیات آنها بهرهمند شوند. این تعاملات، به افزایش کیفیت آثار سینمایی ایران و ارتقای سطح فنی و هنری آنها کمک میکند و زمینه را برای همکاریهای بینالمللی فراهم مینماید. همچنین، حضور فیلمسازان ایرانی در جشنوارههای بینالمللی، به آنها امکان میدهد تا با واقعیتهای سینمای جهان آشنا شوند و از آخرین تحولات و تکنیکهای سینمایی مطلع گردند که خود، به بهبود کیفیت آثار آنها کمک میکند.
آینده سینمای ایران و راهکارهای تقویت مقاومت هنری
آینده سینمای ایران نیازمند یک استراتژی جامع و چندوجهی است که در آن، فیلمسازان، نهادهای مدنی و جامعه بینالمللی مشارکت داشته باشند. یکی از راهکارهای اساسی، تقویت همبستگی میان فیلمسازان ایرانی و ایجاد شبکههای حمایتی است. فیلمسازان، با تشکیل اتحادیهها و انجمنهای مستقل، میتوانند از حقوق خود دفاع کنند و در برابر فشارهای نظام مقاومت نمایند. همچنین، همکاری با فیلمسازان و نهادهای بینالمللی، میتواند به افزایش حمایتهای جهانی از سینمای انتقادی ایران کمک کند و زمینه را برای تولید آثار جسورانهتر فراهم نماید.
راهکار دوم، استفاده از فناوریهای نوین برای دور زدن سانسور و محدودیتهاست. با گسترش اینترنت و پلتفرمهای آنلاین، فیلمسازان ایرانی میتوانند آثار خود را بدون نیاز به مجوزهای رسمی، در فضای مجازی منتشر کنند و به مخاطبان جهانی دسترسی پیدا کنند. این امر، به کاهش وابستگی به نظام سانسور و افزایش آزادی هنری منجر میشود. همچنین، استفاده از پلتفرمهای بینالمللی مانند نتفلیکس و آمازون، میتواند به فیلمسازان ایرانی امکان دهد تا آثار خود را به مخاطبان گستردهتری معرفی کنند و از درآمدهای بینالمللی بهرهمند شوند. این راهکار، اگرچه با چالشهایی مانند محدودیت دسترسی به اینترنت و فیلترینگ روبرو است، اما میتواند یک گزینه مؤثر برای تقویت سینمای مستقل ایران محسوب شود.
راهکار سوم، تقویت آموزش و پرورش نسل جدید فیلمسازان است. با وجود محدودیتها، بسیاری از جوانان ایرانی علاقهمند به سینما هستند و میتوانند با آموزش صحیح، به فیلمسازان توانمندی تبدیل شوند که در آینده، سینمای انتقادی ایران را تقویت کنند. ایجاد مدارس فیلمسازی مستقل، برگزاری کارگاههای آموزشی و تبادل استاد و دانشجو با دانشگاههای بینالمللی، میتواند به تربیت نسل جدیدی از فیلمسازان کمک کند که با زبان هنر، به بیان حقیقت و مقاومت در برابر سرکوب بپردازند. در نهایت، تقویت سینمای انتقادی ایران، نیازمند یک عزم ملی و همکاری همه جانبه فیلمسازان، نهادهای مدنی و جامعه بینالمللی است تا با اجرای راهکارهای عملی، زمینه را برای حفظ و توسعه آزادی هنری و بیان در ایران فراهم کنیم.