دوشنبه / ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ / ۰۴:۴۸
کد خبر: 41353
گزارشگر: 548
۴۰۲
۰
۰
۱
نوستالژی‌ای که حتی خودش را هم نمی تواند تکرار کند!

نقد و بررسی سریال «کاراگاه علوی»: سری سوم

کاراگاه علوی احمد نجفی بهنام تشکر
فصل سوم سریال «کارآگاه علوی» پس از نزدیک به دو دهه، با تغییرات اساسی در کارگردانی و بازیگر نقش اصلی روی آنتن شبکه یک رفته است. در این فصل، بهنام تشکر نقش برادرزاده کارآگاه علوی را ایفا می‌کند و احمد نجفی که در فصل‌های قبلی نقش اصلی را داشت، این بار در نقش عموی او ظاهر شده است. با وجود تلاش برای احیای نوستالژی این مجموعه خاطره‌انگیز، فصل سوم از همان ابتدا با انتقادهای جدی روبه‌رو شده است. خط زمانی مبهم داستان، صحنه‌پردازی غیرواقعی از دوران پهلوی اول، تیتراژ ضعیف، ضعف در شخصیت‌پردازی و نبود خلاقیت در روایت، از جمله مهم‌ترین نقدهای وارد بر این فصل است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 بازگشت «کارآگاه علوی» بعد از سال‌ها، با پخش نخستین قسمت فصل سوم، بار دیگر نام این مجموعه خاطره‌انگیز را سر زبان‌ها انداخت. تلویزیون در سال‌های اخیر بارها تلاش کرده است با بازگرداندن شخصیت‌ها و مجموعه‌های قدیمی، بخشی از خاطرات مخاطبان دهه‌های گذشته را زنده کند؛ اما «کارآگاه علوی» از آن دست مجموعه‌هایی است که خودِ نامش برای بسیاری از مخاطبان یادآور یک دوره خاص از سریال‌سازی تلویزیون است. فصل اول این مجموعه در سال ۱۳۷۵ به کارگردانی حسن هدایت روی آنتن رفت و با ترکیب متفاوت ژانر پلیسی، معمایی و روایت تاریخی توانست جای خود را در میان سریال‌های خاطره‌انگیز تلویزیون باز کند. احمد نجفی با بازی در نقش کارآگاه علوی، چهره‌ای را ساخت که برای مخاطبان آن سال‌ها به یکی از شخصیت‌های شناخته‌شده تلویزیونی تبدیل شد. دوازده سال بعد، فصل دوم در سال ۱۳۸۷ ساخته شد و بار دیگر مخاطبان را با همان شخصیت و فضای تاریخی همراه کرد. اکنون پس از نزدیک به دو دهه، فصل سوم این مجموعه به تلویزیون بازگشته است.

حضور احمد نجفی به عنوان نماد این سریال، در کنار ورود چهره‌های جدیدی مانند بهنام تشکر، تلاش دست‌اندرکاران سریال برای تزریق کمی خلاقیت و مخاطب به سریال بوده؛ گرچه این اتفاق موفقیت را گارانتی نمی‌کند. تلویزیون هم با این خلاقیت نه‌چندان به‌روز واقعاً ما را کشته! هر وقت ایده‌ای کم می‌آورد، دست می‌گذارد روی یک نوستالژی قدیمی و بازسازی‌اش می‌کند. واقعاً سازمان مرکز ایده‌پردازی ندارد یا قرار است تا ابد با خاطرات گذشته سر کنیم؟ به هر حال در اینجا به بررسی افتتاحیه فصل سوم می‌پردازیم.

«شهر سینما» شروع فصل سوم را موفقیت‌آمیز توصیف کرده و پس از کمی رپورتاژِ نه‌چندان قابل اتکا برای کارگردان اثر برای خلق یک نوآر ایرانی، درباره حضور بهنام تشکر نوشت: در پی سیاست جدید تلویزیون مبنی بر زنده کردن برندهای موفق قدیمی‌اش، فصل سوم سریال «کارآگاه علوی» سال گذشته با تغییراتی اساسی که مهم‌ترین آن‌ها تعویض کارگردان و بازیگر نقش اصلی بود جلوی دوربین رفت. یکی از مهم‌ترین تغییرات فصل سوم حضور بهنام تشکر در نقش برادرزاده «محمد علوی» است که حالا به عنوان کارآگاه پرونده‌ها را به سرانجام می‌رساند. تشکر در همین قسمت اول نشان داد که انتخاب خوبی بوده و مخاطب می‌تواند به عنوان یک کارآگاه باهوش و زیرک با او همراه شود. روزنامه جام جم نیز در بخشی از گزارش مثبت خود برای این سریال می‌نویسد: اما چرا بازگشت به آثار قدیمی اهمیت دارد؟ پاسخ در کلمه کلیدی نوستالژی نهفته است. تلویزیون امروز با درک عمیق از روانشناسی مخاطب، به سراغ پروژه‌هایی رفته است که در حافظه جمعی مردم جای دارند. بازگشت سریال‌هایی همچون «مرد سه‌هزارچهره»، «زیر آسمان شهر»، «آژانس دوستی» و اکنون کارآگاه علوی، نشان‌دهنده یک تحول راهبردی در سیاست‌های پخش است.

نوستالژی کجا رفت؟!

بازگشت «کارآگاه علوی» بعد از سال‌ها قرار بود نوستالژی یک کارآگاه قدیمی تلویزیون را زنده کند، اما فصل سوم از همان ابتدا با پرسش‌هایی درباره روایت، زمان تاریخی، بازیگران و حتی هویت بصری سریال روبه‌رو شده است. برای قضاوت نهایی درباره یک سریال، تماشای دو قسمت کافی نیست؛ اما همین دو قسمت برای شناخت فرم، فضای بصری و خط زمانی روایت کافی است. فصل نخست «کارآگاه علوی» در دوران پهلوی اول می‌گذشت و احمد نجفی در نقش علوی، کارآگاهی حدوداً ۵۰ ساله بود که بیشتر پرونده‌های شهری و جنایی را دنبال می‌کرد و در نهایت به دلیل پایبندی به شرافت حرفه‌ای تبعید شد. فصل دوم نیز با ارجاع به همین گذشته آغاز شد و داستان علوی را در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۹ ادامه داد؛ دورانی که مسائل سیاسی بیش از گذشته وارد پرونده‌های او شد؛ بنابراین انتظار طبیعی این بود که فصل سوم، روایت را به سال‌های پس از کودتای ۲۸ مرداد و سپس دهه ۴۰ ببرد. اما سری سوم دوباره به فضای پهلوی اول بازمی‌گردد و همین مسئله، نسبت آن را با دو فصل قبلی مبهم می‌کند. پرسش ساده، اما مهم این است: اگر علوی در فصل نخست در دوران پهلوی اول کارآگاهی حدوداً ۵۰ ساله بود، چرا حالا دوباره به همان دوره برگشته‌ایم و اساساً نسبت سنی و زمانی این شخصیت با روایت قبلی چیست؟

بهتر بود نام سریال به جای کارآگاه علوی، شرلوک علوی گذاشته می‌شد و احمد نجفی را هم به کلی کنار می‌گذاشتند تا حداقل این سریال با سری‌های قبلی کارآگاه علوی اشتباه گرفته نشود. در تمامی صحنه‌پردازی‌ها آنچه به نمایش گذاشته شده، صحنه‌پردازی فانتزی از دوران پهلوی اول است. عمق این مسئله در داخل ساختمان شهربانی قابل مشاهده است. میزکار کارآگاه علوی و رئیس او در کنار زمین شطرنجی و دیوارهای چوبی کارشده، کاملاً این ادعا را ثابت می‌کند که صحنه‌پردازان هیچ درکی از فضای سال‌های ۱۳۱۰-۱۳۲۰ نداشته‌اند. مدل سیبیل و آرایش صورت زنان و مردان شاغل در شهربانی و کوچه و بازار هم نشان می‌دهد که آرایش صورت مردان در آن دوره هم چندان مورد توجه سازندگان نبوده است. آرایش صورت زنان از جمله هدیه بازوند و حمیده مقدسی بیشتر شبیه زنان امروزی است تا زنان آن دوران! مشخصاً در چهره‌پردازی‌ها و صحنه‌پردازی‌ها بیش از آنکه ایران دوران رضاشاهی را نشان دهد، یادآور لندن در سال‌های ۱۹۰۰-۱۹۲۰ است. نمایی کاملاً انگلیسی که هیچ خط ارتباطی با تهران سال ۱۳۱۵ یا ۱۳۲۰ ندارد. در نتیجه مخاطب، به خصوص مخاطبی که سری‌های قبلی سریال را دیده باشد، ارتباطی با این صحنه‌پردازی گنگ برقرار نمی‌کند. کافی بود دست‌اندرکاران این سریال با دقت بیشتری به تصاویر آرشیوی آن دوره نگاه می‌کردند یا حتی با هوش مصنوعی در رابطه با پهلوی اول گفت‌وگو می‌کردند.

تیتراژ چرا اینقدر آبکی است؟!

تیتراژ آن نخستین نشانه فاصله این نسخه با هویت بصری و شنیداری کارآگاه علوی قدیم است. تیتراژی که به‌جای ساختن یک امضای ماندگار و ایجاد حس تعلیق و رازآلودگی، بیشتر شبیه یک معرفی ساده از بازیگران و فضای سریال عمل می‌کند و در مقایسه با خاطره ماندگار فصل‌های پیشین، فاقد آن قدرتی است که بتواند مخاطب را از همان ثانیه‌های نخست وارد جهان کارآگاه علوی کند. این ضعف زمانی بیشتر به چشم می‌آید که بازگشت چنین مجموعه‌ای پس از سال‌ها، بیش از هر چیز به یک تیتراژ قدرتمند برای احیای همان حس نوستالژیک نیاز داشت. در نمونه‌های مشابه خارجی که بخشی از نوستالژی‌های مردم را شکل می‌دهند هم تیتراژ بیشتر از شخصیت در ذهن مردم مانده است.

غرغرهای حسن هدایت!

پس از پخش اول سری سوم بود که حسن هدایت، نویسنده قدیمی کارآگاه علوی در مصاحبه‌ای ضمن انتقاد از دست‌اندرکاران ساخت سریال مدعی شد که نظرات او در این فصل کنار گذاشته شده است. به همین خاطر نام کارگردان هم متفاوت است و شاهد حضور سیدجمال سیدحاتمی در این فصل از سریال هستیم. کارگردانی که بیشتر عمر کاری خود را مشغول دستیاری کارگردان‌ها بوده است. هدایت مدعی است که حضور احمد نجفی حتی در سری دوم هم مورد انتقاد او بوده، اما در نهایت مجبور به پذیرش آن شده است. نکته اینجاست که حالا در سری سوم نه احمد نجفی بلکه بهنام تشکر جای کارآگاه علوی را پرکرده که به نظر فاصله بسیاری با علوی واقعی دارد. کارآگاه علوی که قرار بود شرلوک هلمز یا هرکول پوآروی ایران باشد، حالا آن‌چنان در یک کتابخانه متروکه حبس شده که دیگر جانی برای رقابت با نمونه‌های خارجی ندارد. طبق شنیده‌ها در انتخاب تهیه‌کننده هم اختلافاتی شکل گرفته و پرویز امیری، جای پیمان جعفری را گرفته است. مجموع این تضادهای درونی باعث شد حسن هدایت در این سری بسیار کم‌رنگ شود که اثر آن را نیز کاملاً مشاهده می‌کنیم؛ مانند آن اتفاقی که بر سر سریال پایتخت پس از فوت خشایار الوند آمد.

نوستالژی چیست؟!

نوستالژی صرفاً رجوع به گذشته نیست؛ بلکه ابزاری برای ایجاد امنیت روانی در میان خانواده‌هاست. در دنیایی که تغییرات بسیار سریع رخ می‌دهد، تماشای آثاری که با آن‌ها بزرگ شده‌ایم، نوعی بازگشت به آرامش و هویت ملی فراهم می‌کند. تلویزیون با این رویکرد، سعی دارد «خاطرات خوش جمعی خانواده‌ها» را که در سند تحول رسانه‌ای نیز بر آن تأکید شده، احیا کند. اما واقعاً کارآگاه علوی ورژن ۱۴۰۵ آن‌قدرها تعریفی است؟

فصل سوم سریال «کارآگاه علوی» شب گذشته در شبکه یک شروع شد و قرار است جمعه‌ها روی آنتن برود. حالا بهنام تشکر به‌جای احمد نجفی کارآگاه است. تشکر در مجموع موفق است؛ اما در لحظاتی رفتار و گفتارش، ذهن را به سمت تجربیات پیشین این بازیگر می‌برد. همچنین شمایل او طوری است که انگار از مسابقات مافیایی که در آن‌ها حضور مستمر داشته به سریال آمده. چون در آن مسابقات هم کلاه و بارانی داشت و شاید فکر نمی‌کرد روزی برای نقش کارآگاه علوی انتخاب شود و شاید هم کارگردان روی عادت مخاطب سوار شده است. داستان قسمت اول مقدمه‌ای طولانی دارد و وقتی دیگران پرونده را بسته‌شده می‌دانند، کارآگاه دنبال نشانه‌هایی دیگر می‌رود. این کار چندان نوآورانه نیست و نیز نبوغ علوی به‌درستی آشکار نمی‌شود. همچنین یک اثر معمایی باید ذهن مخاطب را تا حد زیادی درگیر کند؛ اما قسمت اول فاقد این ویژگی است. پایان قصه شبیه آثار ضدپهلوی است. به این ترتیب که راننده سرهنگ، او را کشت؛ چون به زنش نظر بد داشته. عدم گزارش واقعی پرونده به بالادستی‌ها برای اینکه خاطر اعلیحضرت مکدر نشود نیز از همین جنس است. هرچند شهرک غزالی کار را راحت‌تر کرده؛ اما صحنه و دکور، لباس‌ها، گریم و موسیقی فضایی باورپذیر از تهران قدیم ایجاد کرده‌اند.

واکنش کاربران در فضای مجازی

کاربران نیز در شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های متفاوتی به این فصل نشان داده‌اند. ژوبین نوشت: فیلم کارآگاه علوی مثلاً مربوط به دوره رضاخان هست. بعد تو این قسمت بازیگر زن قاتل، ۲ سی‌سی ژل به لبش زده. گُلپر هم یاد کاراکترهای کمدی بهنام تشکر افتاده: هی می‌خوام کارآگاه علوی رو جدی بگیرم، یاد جلف بازیاش تو «پادری» می‌فتم. یکی از کاربران نوشته است: دارم کارآگاه علوی می‌بینم، فصل ۳. تو هر سکانس می‌گم ان‌شاءالله که بعدی خوبه… چه اجباری بود گند بزنید تو نوستالژی ما؟ یکی از مهم‌ترین نقدهای مطرح‌شده به فصل سوم، به خط زمانی داستان مربوط می‌شود. یکی از کاربران نوشته است: مشکل بزرگ فصل سوم، خط زمانی آن است؛ فصل اول در سال‌های ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۴ و فصل دوم در حدود ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ می‌گذرد. حالا فصل سوم در سال ۱۳۱۹، یعنی پیش از وقایع فصل دوم، علوی را پیر و بازنشسته و برادرزاده‌اش را جایگزین او نشان می‌دهد که با روند زندگی شخصیت جور درنمی‌آید. او در ادامه نوشته است: به نظرم بهتر بود داستان در دهه‌های ۴۰ یا ۵۰ می‌گذشت؛ بااین‌حال بهنام تشکر، دست‌کم در قسمت اول، نقش خود را بسیار خوب بازی کرده است. بخش دیگری از واکنش‌ها به دوبله فصل نخست و صدای منوچهر اسماعیلی مربوط بوده است. یکی از کاربران نوشته است: اصلی‌ترین دلیل جذاب بودن کارآگاه علوی ۱ صدای مرحوم منوچهر اسماعیلی بود. کاربری دیگر نیز نوشته است: من فصل اول را بیشتر دوست داشتم، خصوصاً صدای جذاب و گیرای مرد حنجره طلایی ایران، استاد مرحوم منوچهر اسماعیلی که به طرز عجیبی روی چهره احمد نجفی نشسته بود؛ فقط فصل اول. یکی دیگر از کاربران نیز فصل جدید را با دو فصل گذشته مقایسه کرده و نوشته است کارآگاه علوی ۳ «کیلومترها دور از فصل یک و دو» است.

فصل سوم کارآگاه علوی همچون فصل‌های قبلی ساختاری اپیزودیک دارد و هر قسمت یا چند قسمت، پرونده‌ای جنایی و معمایی را در بستری تاریخی روایت می‌کند. داستان این فصل از سال‌های پایانی حکومت رضاشاه آغاز می‌شود و پرونده‌های جنایی در کنار اتفاقات سیاسی و اجتماعی آن دوره پیش می‌روند. سیدجمال سیدحاتمی کارگردانی کارآگاه علوی ۳ را بر عهده دارد و پرویز امیری تهیه‌کننده این مجموعه است. حسن هدایت که خالق و کارگردان فصل‌های پیشین کارآگاه علوی بود، نویسندگی فصل جدید را بر عهده دارد. در این فصل بهنام تشکر نقش کارآگاه علوی را ایفا می‌کند و احمد نجفی که در فصل‌های قبلی در نقش اصلی حضور داشت، این بار در نقش عموی او ظاهر شده است. رسول نقوی، مرتضی اسماعیل‌کاشی، هدیه بازوند، حمیده مقدسی، علی دهکردی، رامین ناصرنصیر و کیوان ساکت‌اف نیز از دیگر بازیگران این فصل هستند. فصل سوم کارآگاه علوی ابتدا برای ۲۶ قسمت برنامه‌ریزی شده بود، اما تعداد قسمت‌های آن بعدتر به ۴۰ قسمت افزایش پیدا کرد. این مجموعه جمعه‌شب‌ها از شبکه یک سیما پخش می‌شود. کاربری به نام ۵۲hz نیز نوشته است: از تولید تصویری ایرانی، فیلمبردار فصل نخست کارآگاه علوی با عنوان کارآگاه در سال ۱۳۷۵ از شبکه یک سیما پخش شد و احمد نجفی در نقش اصلی آن حضور داشت. این مجموعه ۱۶ قسمتی به نویسندگی و کارگردانی حسن هدایت، با فضای پلیسی-تاریخی، پرونده‌های معمایی و دوبله‌ای که صدای منوچهر اسماعیلی برای شخصیت علوی از بخش‌های به‌یادماندنی آن بود، در ذهن بسیاری از مخاطبان ماندگار شد. فصل دوم نیز در سال ۱۳۸۷ ساخته و پخش شد و ادامه ماجراهای این شخصیت را روایت کرد. فاصله طولانی میان پخش دو فصل نخست و بازگشت مجموعه با فصل سوم در سال ۱۴۰۵، باعث شده مقایسه نسخه جدید با دو فصل قدیمی و به‌ویژه فصل اول، بخش مهمی از واکنش‌های مخاطبان باشد. کاربری نیز نوشته است: از تولید تصویری ایرانی، فیلمبردار رو فاکتور بگیرن چیزی باقی نمی‌مونه. بازی‌ها داغون، فیلمنامه انشای بچه دبیرستانی. زن ایرانی پایین شهری دهه ۲۰ دماغش عملیه، آرایش دم در اومدنش مدل ۱۴۰۵. بهنام تشکر مثل همیشه ادای مطلق. دریغ از یک سکانس بازیگری. راننده حساب بانکی داره!

در نهایت، فصل سوم «کارآگاه علوی» را می‌توان نمونه‌ای قابل تأمل از چالش‌های موجود در بازسازی نوستالژی‌های قدیمی در تلویزیون ایران دانست. سریالی که قرار بود با تکیه بر نام و خاطره کارآگاه علوی، مخاطبان قدیمی را بازگرداند و نسل جدید را با این شخصیت آشنا کند، اما در اجرا با مشکلات متعددی از جمله خط زمانی مبهم، صحنه‌پردازی غیرواقعی، ضعف در شخصیت‌پردازی و نبود خلاقیت در روایت روبه‌رو شده است. با این حال، نباید از این نکته غافل شد که قضاوت نهایی درباره یک سریال ۴۰ قسمتی، با تماشای تنها دو قسمت امکان‌پذیر نیست و شاید قسمت‌های بعدی بتوانند ضعف‌های ابتدایی را جبران کنند. اما آنچه مسلم است، این است که نوستالژی به‌تنهایی نمی‌تواند ضامن موفقیت یک اثر باشد و بازسازی خاطرات گذشته، نیازمند خلاقیت، دقت و احترام به اصالت اثر اصلی است.

نگاهی به فصل سوم سریال خاطره‌انگیز تلویزیون که با وجود حضور بهنام تشکر و احمد نجفی، نتوانسته انتظارات را برآورده کند

بازگشت «کارآگاه علوی» بعد از سال‌ها، با پخش نخستین قسمت فصل سوم، بار دیگر نام این مجموعه خاطره‌انگیز را سر زبان‌ها انداخت. تلویزیون در سال‌های اخیر بارها تلاش کرده است با بازگرداندن شخصیت‌ها و مجموعه‌های قدیمی، بخشی از خاطرات مخاطبان دهه‌های گذشته را زنده کند؛ اما «کارآگاه علوی» از آن دست مجموعه‌هایی است که خودِ نامش برای بسیاری از مخاطبان یادآور یک دوره خاص از سریال‌سازی تلویزیون است. فصل اول این مجموعه در سال ۱۳۷۵ به کارگردانی حسن هدایت روی آنتن رفت و با ترکیب متفاوت ژانر پلیسی، معمایی و روایت تاریخی توانست جای خود را در میان سریال‌های خاطره‌انگیز تلویزیون باز کند. احمد نجفی با بازی در نقش کارآگاه علوی، چهره‌ای را ساخت که برای مخاطبان آن سال‌ها به یکی از شخصیت‌های شناخته‌شده تلویزیونی تبدیل شد. دوازده سال بعد، فصل دوم در سال ۱۳۸۷ ساخته شد و بار دیگر مخاطبان را با همان شخصیت و فضای تاریخی همراه کرد. اکنون پس از نزدیک به دو دهه، فصل سوم این مجموعه به تلویزیون بازگشته است. 

اما چرا بازگشت به آثار قدیمی اهمیت دارد؟

پاسخ در کلمه کلیدی نوستالژی نهفته است. تلویزیون امروز با درک عمیق از روانشناسی مخاطب، به سراغ پروژه‌هایی رفته است که در حافظه جمعی مردم جای دارند. بازگشت سریال‌هایی همچون «مرد سه‌هزارچهره»، «زیر آسمان شهر»، «آژانس دوستی» و اکنون کارآگاه علوی، نشان‌دهنده یک تحول راهبردی در سیاست‌های پخش است. بازگشت «کارآگاه علوی» بعد از سال‌ها قرار بود نوستالژی یک کارآگاه قدیمی تلویزیون را زنده کند، اما فصل سوم از همان ابتدا با پرسش‌هایی درباره روایت، زمان تاریخی، بازیگران و حتی هویت بصری سریال روبه‌رو شده است. برای قضاوت نهایی درباره یک سریال، تماشای دو قسمت کافی نیست؛ اما همین دو قسمت برای شناخت فرم، فضای بصری و خط زمانی روایت کافی است.

فصل نخست «کارآگاه علوی» در دوران پهلوی اول می‌گذشت و احمد نجفی در نقش علوی، کارآگاهی حدوداً ۵۰ ساله بود که بیشتر پرونده‌های شهری و جنایی را دنبال می‌کرد و در نهایت به دلیل پایبندی به شرافت حرفه‌ای تبعید شد. فصل دوم نیز با ارجاع به همین گذشته آغاز شد و داستان علوی را در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۹ ادامه داد؛ دورانی که مسائل سیاسی بیش از گذشته وارد پرونده‌های او شد؛ بنابراین انتظار طبیعی این بود که فصل سوم، روایت را به سال‌های پس از کودتای ۲۸ مرداد و سپس دهه ۴۰ ببرد. اما سری سوم دوباره به فضای پهلوی اول بازمی‌گردد و همین مسئله، نسبت آن را با دو فصل قبلی مبهم می‌کند. پرسش ساده، اما مهم این است: اگر علوی در فصل نخست در دوران پهلوی اول کارآگاهی حدوداً ۵۰ ساله بود، چرا حالا دوباره به همان دوره برگشته‌ایم و اساساً نسبت سنی و زمانی این شخصیت با روایت قبلی چیست؟

ساختار روایی و خط زمانی مبهم

فصل سوم «کارآگاه علوی» از یک پیرنگ اپیزودیک پیروی می‌کند که در آن، هر قسمت یا چند قسمت، پرونده‌ای جنایی و معمایی را در بستری تاریخی روایت می‌کند. این ساختار که در فصل‌های قبلی نیز وجود داشت، به سریال امکان می‌دهد تا داستان‌های متنوعی را با محوریت کارآگاه علوی روایت کند. با این حال، مشکل اصلی این فصل، خط زمانی مبهم و متناقض آن است. فصل نخست در دوران پهلوی اول می‌گذشت و احمد نجفی در نقش علوی، کارآگاهی حدوداً ۵۰ ساله بود. فصل دوم نیز داستان علوی را در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۹ ادامه داد. بنابراین انتظار طبیعی این بود که فصل سوم، روایت را به سال‌های پس از کودتای ۲۸ مرداد و سپس دهه ۴۰ ببرد. اما سری سوم دوباره به فضای پهلوی اول بازمی‌گردد و همین مسئله، نسبت آن را با دو فصل قبلی مبهم می‌کند.

پرسش ساده، اما مهم این است: اگر علوی در فصل نخست در دوران پهلوی اول کارآگاهی حدوداً ۵۰ ساله بود، چرا حالا دوباره به همان دوره برگشته‌ایم و اساساً نسبت سنی و زمانی این شخصیت با روایت قبلی چیست؟ این تناقض زمانی، باعث شده که مخاطب نتواند ارتباط منطقی با داستان برقرار کند و حس کند که سازندگان، بدون توجه به تاریخچه شخصیت، صرفاً به دنبال استفاده از نام کارآگاه علوی برای جذب مخاطب بوده‌اند. یکی از کاربران نیز به درستی به این مسئله اشاره کرده و نوشته است: مشکل بزرگ فصل سوم، خط زمانی آن است. بهتر بود داستان در دهه‌های ۴۰ یا ۵۰ می‌گذشت.

از منظر ساختار سه‌پرده‌ای، هر قسمت از سریال در پرده اول به معرفی پرونده و شخصیت‌ها می‌پردازد، در پرده دوم با گره‌های متعدد مواجه می‌شود و در پرده سوم، سعی در گره‌گشایی دارد. اما این گره‌گشایی، در قسمت اول چنان شتاب‌زده و بدون بسترچینی است که مخاطب را قانع نمی‌کند. داستان قسمت اول مقدمه‌ای طولانی دارد و وقتی دیگران پرونده را بسته‌شده می‌دانند، کارآگاه دنبال نشانه‌هایی دیگر می‌رود. این کار چندان نوآورانه نیست و نیز نبوغ علوی به‌درستی آشکار نمی‌شود. همچنین یک اثر معمایی باید ذهن مخاطب را تا حد زیادی درگیر کند؛ اما قسمت اول فاقد این ویژگی است. پایان قصه شبیه آثار ضدپهلوی است. به این ترتیب که راننده سرهنگ، او را کشت؛ چون به زنش نظر بد داشته. عدم گزارش واقعی پرونده به بالادستی‌ها برای اینکه خاطر اعلیحضرت مکدر نشود نیز از همین جنس است.

کارگردانی و مدیریت بازیگران

سیدجمال سیدحاتمی در نخستین تجربه کارگردانی خود در این مجموعه، نشان داده که با وجود تجربه قابل توجه در دستیاری کارگردان‌ها، در برخی جنبه‌های کارگردانی دچار ضعف است. او می‌کوشد یک مسئله اجتماعی را در قالب یک قصه پرتنش و مخاطب‌محور روایت کند؛ انتخابی که در شرایط امروز سینمای ایران، خود واجد اهمیت است. سریال می‌خواهد هم قصه بگوید و هم درباره تاریخ، بحران و انتخاب‌های اخلاقی سخن بگوید و همین تلاش، نقطه آغاز خوانش جامعه‌شناختی آن است. با این حال، در برخی نقاط، کارگردانی دچار تزلزل می‌شود و کنترل ریتم را تا حدودی از دست می‌دهد. میزانسن‌ها در برخی نقاط چندان دقیق نیست و حرکت دوربین، گاه به جای تأکید بر احساسات شخصیت‌ها، صرفاً به ثبت دیالوگ‌ها می‌پردازد.

بهنام تشکر در نقش اصلی فیلم، بازی قابل قبولی ارائه می‌دهد، هرچند که منتقدان به این نکته اشاره کرده‌اند که شخصیت او دیگر آن جذابیت سابق را ندارد. تشکر در مجموع موفق است؛ اما در لحظاتی رفتار و گفتارش، ذهن را به سمت تجربیات پیشین این بازیگر می‌برد. همچنین شمایل او طوری است که انگار از مسابقات مافیایی که در آن‌ها حضور مستمر داشته به سریال آمده. چون در آن مسابقات هم کلاه و بارانی داشت و شاید فکر نمی‌کرد روزی برای نقش کارآگاه علوی انتخاب شود و شاید هم کارگردان روی عادت مخاطب سوار شده است. از سوی دیگر، احمد نجفی که در فصل‌های قبلی نقش اصلی را داشت، این بار در نقش عموی علوی ظاهر شده و حضورش، هرچند کوتاه، توانسته حس نوستالژیک را به مخاطب منتقل کند.

حسن هدایت، کارگردان فصل‌های پیشین، درباره انتخاب بازیگران این فصل انتقادهای جدی داشته است. او درباره حضور احمد نجفی در نقش کارآگاه علوی صراحتاً گفته بود که این بازیگر انتخاب مناسبی برای این نقش نبوده و اگر از ابتدا از حضور او در پروژه مطلع می‌شد، نظر مخالف خود را مطرح می‌کرد. هدایت حتی عملکرد نجفی در فصل دوم را نیز چندان موفق نمی‌داند. این کارگردان درباره بهنام تشکر نیز نظر مشابهی از زاویه‌ای دیگر داشت. او تشکر را بازیگری توانمند برای نقش‌های مکمل و فرعی می‌داند، اما معتقد است حضور او در نقش اصلی و به‌عنوان کارآگاه علوی انتخاب مناسبی نیست. مجموع این تضادهای درونی باعث شد حسن هدایت در این سری بسیار کم‌رنگ شود که اثر آن را نیز کاملاً مشاهده می‌کنیم؛ مانند آن اتفاقی که بر سر سریال پایتخت پس از فوت خشایار الوند آمد.

صحنه‌پردازی، طراحی لباس و چهره‌پردازی

یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف فصل سوم «کارآگاه علوی»، صحنه‌پردازی و طراحی لباس و چهره‌پردازی آن است. بهتر بود نام سریال به جای کارآگاه علوی، شرلوک علوی گذاشته می‌شد و احمد نجفی را هم به کلی کنار می‌گذاشتند تا حداقل این سریال با سری‌های قبلی کارآگاه علوی اشتباه گرفته نشود. در تمامی صحنه‌پردازی‌ها آنچه به نمایش گذاشته شده، صحنه‌پردازی فانتزی از دوران پهلوی اول است. عمق این مسئله در داخل ساختمان شهربانی قابل مشاهده است. میزکار کارآگاه علوی و رئیس او در کنار زمین شطرنجی و دیوارهای چوبی کارشده، کاملاً این ادعا را ثابت می‌کند که صحنه‌پردازان هیچ درکی از فضای سال‌های ۱۳۱۰-۱۳۲۰ نداشته‌اند.

مدل سیبیل و آرایش صورت زنان و مردان شاغل در شهربانی و کوچه و بازار هم نشان می‌دهد که آرایش صورت مردان در آن دوره هم چندان مورد توجه سازندگان نبوده است. آرایش صورت زنان از جمله هدیه بازوند و حمیده مقدسی بیشتر شبیه زنان امروزی است تا زنان آن دوران! مشخصاً در چهره‌پردازی‌ها و صحنه‌پردازی‌ها بیش از آنکه ایران دوران رضاشاهی را نشان دهد، یادآور لندن در سال‌های ۱۹۰۰-۱۹۲۰ است. نمایی کاملاً انگلیسی که هیچ خط ارتباطی با تهران سال ۱۳۱۵ یا ۱۳۲۰ ندارد. در نتیجه مخاطب، به خصوص مخاطبی که سری‌های قبلی سریال را دیده باشد، ارتباطی با این صحنه‌پردازی گنگ برقرار نمی‌کند. کافی بود دست‌اندرکاران این سریال با دقت بیشتری به تصاویر آرشیوی آن دوره نگاه می‌کردند یا حتی با هوش مصنوعی در رابطه با پهلوی اول گفت‌وگو می‌کردند.

یکی از کاربران نیز به درستی به این مسئله اشاره کرده و نوشته است: از تولید تصویری ایرانی، فیلمبردار رو فاکتور بگیرن چیزی باقی نمی‌مونه. بازی‌ها داغون، فیلمنامه انشای بچه دبیرستانی. زن ایرانی پایین شهری دهه ۲۰ دماغش عملیه، آرایش دم در اومدنش مدل ۱۴۰۵. بهنام تشکر مثل همیشه ادای مطلق. دریغ از یک سکانس بازیگری. راننده حساب بانکی داره! این نقد، به خوبی نشان می‌دهد که عدم توجه به جزئیات تاریخی و طراحی نامناسب صحنه و لباس، چقدر می‌تواند به باورپذیری سریال لطمه بزند و مخاطب را از فضای داستان دور کند. هرچند شهرک غزالی کار را راحت‌تر کرده؛ اما صحنه و دکور، لباس‌ها، گریم و موسیقی فضایی باورپذیر از تهران قدیم ایجاد کرده‌اند. این تناقض میان طراحی نامناسب و فضاسازی قابل قبول، یکی از مشکلات اصلی این فصل است.

صدا و هویت بصری

یکی از مهم‌ترین دلایل جذابیت فصل اول «کارآگاه علوی»، دوبله آن و صدای منوچهر اسماعیلی بود. یکی از کاربران در این باره نوشته است: اصلی‌ترین دلیل جذاب بودن کارآگاه علوی ۱ صدای مرحوم منوچهر اسماعیلی بود. کاربری دیگر نیز نوشته است: من فصل اول را بیشتر دوست داشتم، خصوصاً صدای جذاب و گیرای مرد حنجره طلایی ایران، استاد مرحوم منوچهر اسماعیلی که به طرز عجیبی روی چهره احمد نجفی نشسته بود؛ فقط فصل اول. این نکته نشان می‌دهد که هویت شنیداری سریال، به اندازه هویت بصری آن مهم است و نبود صدای منوچهر اسماعیلی در فصل سوم، یکی از دلایل فاصله گرفتن مخاطبان قدیمی از این فصل است.

از منظر موسیقی، فصل سوم نیز نتوانسته آن حس تعلیق و رازآلودگی فصل‌های قبلی را بازسازی کند. موسیقی متن که در فصل‌های قبلی به خوبی با فضای پلیسی-تاریخی سریال هماهنگ بود، در این فصل جای خود را به قطعاتی داده که چندان در ذهن مخاطب نمی‌مانند. این ضعف در موسیقی، در کنار تیتراژ نه‌چندان قدرتمند، باعث شده که فصل سوم از نظر هویت بصری و شنیداری، نتواند انتظارات مخاطبان قدیمی را برآورده کند. در سریالی که قرار است نوستالژی را زنده کند، تیتراژ و موسیقی باید از همان ثانیه‌های نخست، مخاطب را به جهان اثر وارد کنند؛ اتفاقی که در این فصل رخ نمی‌دهد.

جایگاه سریال در تلویزیون امروز و تأثیرات فرهنگی

فصل سوم «کارآگاه علوی» را باید در بستر تلویزیون امروز ایران و تحولات آن در سال‌های اخیر بررسی کرد. در شرایطی که تلویزیون با چالش‌های متعددی از جمله کاهش مخاطب، رقابت با پلتفرم‌های اینترنتی و تغییر ذائقه نسل جدید روبه‌رو است، بازگشت به نوستالژی‌های قدیمی، یکی از راهبردهای اصلی برای جذب مخاطب محسوب می‌شود. روزنامه جام جم در این باره می‌نویسد: تلویزیون امروز با درک عمیق از روانشناسی مخاطب، به سراغ پروژه‌هایی رفته است که در حافظه جمعی مردم جای دارند. بازگشت سریال‌هایی همچون «مرد سه‌هزارچهره»، «زیر آسمان شهر»، «آژانس دوستی» و اکنون کارآگاه علوی، نشان‌دهنده یک تحول راهبردی در سیاست‌های پخش است!!! (عجب تحولی)

با این حال، این راهبرد، چالش‌های خاص خود را دارد. نوستالژی صرفاً رجوع به گذشته نیست؛ بلکه ابزاری برای ایجاد امنیت روانی در میان خانواده‌هاست. در دنیایی که تغییرات بسیار سریع رخ می‌دهد، تماشای آثاری که با آن‌ها بزرگ شده‌ایم، نوعی بازگشت به آرامش و هویت ملی فراهم می‌کند. اما اگر این بازگشت، با کیفیت پایین و بدون احترام به اصالت اثر اصلی انجام شود، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و به جای جذب مخاطب، او را از تلویزیون دور کند. فصل سوم «کارآگاه علوی» نمونه‌ای از این چالش است؛ سریالی که قرار بود نوستالژی را زنده کند، اما با ضعف در روایت، صحنه‌پردازی و شخصیت‌پردازی، نتوانسته انتظارات را برآورده کند.

از منظر تأثیرات فرهنگی، «کارآگاه علوی» به عنوان یکی از شخصیت‌های محبوب تلویزیون ایران، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک برند ماندگار دارد. اما تحقق این پتانسیل، نیازمند دقت، خلاقیت و احترام به تاریخچه شخصیت است. سازندگان فصل سوم، با تغییرات اساسی در کارگردانی و بازیگر نقش اصلی، تلاش کرده‌اند تا این شخصیت را با نسل جدید آشنا کنند، اما این تلاش، به دلیل ضعف در اجرا، چندان موفق نبوده است. در نهایت، باید دید که آیا قسمت‌های بعدی این فصل می‌توانند ضعف‌های ابتدایی را جبران کنند و «کارآگاه علوی» را به جایگاه شایسته‌اش در تلویزیون ایران بازگردانند یا خیر.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jCk
اخبار مرتبط
سریال «مرد سه هزار چهره» سومین فصل از مجموعه محبوب مهران مدیری است که این روزها از شبکه سه سیما پخش می‌شود و داستان مسعود شصت‌چی را روایت می‌کند که بار دیگر وارد موقعیت‌های عجیب و غیرمنتظره شده است. در قسمت دوم این فصل، شصت‌چی به اشتباه به‌عنوان رئیس یک باند خلافکار شناخته می‌شود و پای یک گروه تبهکار صربستانی به داستان باز می‌شود. با وجود ورود داستان به مرحله‌ای جدی‌تر، کیفیت کلی سریال همچنان فاصله محسوسی با دو فصل قبلی دارد و نتوانسته اقبال «مرد هزار چهره» و «مرد دو هزار چهره» را تکرار کند. منتقدان معتقدند شیوه طنزپردازی مدیری قدیمی شده و دیالوگ‌محور بودن که روزی امضای او بود، حالا دیگر برای مخاطب امروزی جذاب نیست.
سریال تلویزیونی «در و تخته» به کارگردانی و نویسندگی محسن امانی و تهیه‌کنندگی مسعود ملکی، محصول سال ۱۴۰۵، یکی از آثار متفاوت و جسورانه شبکه دو سیما است که با پرداختن به موضوعی کمتر دیده‌شده (جابه‌جایی نوزادان در بیمارستان و پیامدهای شرعی و اجتماعی آن) توانسته است توجه مخاطبان را به خود جلب کند. این مجموعه ۱۱ قسمتی که در مرکز سریال سوره تولید شده، داستان دو پدر (با بازی نادر فلاح و سید علی صالحی) را روایت می‌کند که پس از هفده سال متوجه می‌شوند دختر و پسرشان در بدو تولد جابه‌جا شده‌اند و دختر نسبت به خانواده‌ای که سال‌ها در آن بزرگ شده، از نظر شرعی نامحرم است. با این حال، این سریال برای مخاطبان خانواده و علاقه‌مندان به آثار اجتماعی-دینی، اثری است «دوست‌داشتنی» و «تأمل‌برانگیز».
سریال تلویزیونی «اکسیر» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی احمد درویش‌علی‌پور و نویسندگی محمد درویش‌علی‌پور، محصول سال ۱۴۰۵، یکی از تازه‌ترین آثار شبکه دو سیما است که با بازگشت داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) پس از ۵ سال به تلویزیون، توانسته است توجه مخاطبان را به خود جلب کند. این سریال که از اول شهریور ۱۴۰۵ پخش خود را آغاز کرده، داستان «پیروز» (با بازی داریوش فرضیایی)، یک عطرساز سنتی را روایت می‌کند که با رخ دادن یک رویداد غیرمنتظره، زندگی‌اش وارد مسیری تازه و متفاوت می‌شود . «اکسیر» با بازی مهلقا باقری، حامد وکیلی، سوسن پرور، سپیده خداوردی، فرهاد بشارتی و ترنم کرمانیان، به «فاصله میان نسل‌ها»، «ارزش زمان» و «میل به جوان ماندن» می‌پردازد.
سریال تلویزیونی «شوق پرواز» به کارگردانی یدالله صمدی و تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی، محصول سال ۱۳۹۰، یکی از ماندگارترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخی-جنگی سیمای ایران است که با بازی شهاب حسینی در نقش «سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی»، شهرام حقیقت‌دوست، افسانه بایگان و الهام حمیدی، به زندگی این قهرمان ملی از دوران کودکی تا شهادت می‌پردازد. این سریال ۲۴ قسمتی که با مشورت خانواده شهید (به ویژه همسرش ملیحه حکمت) ساخته شده، روایتی «لطیف»، «انسانی» و «غیرکلیشه‌ای» از یک فرمانده آسمانی ارائه می‌دهد و به «ابعاد شخصی»، «عاشقانه» و «معنوی» زندگی او می‌پردازد. «شوق پرواز» با بازی درخشان شهاب حسینی، فیلمنامه قوی و فضاسازی دقیق، به یکی از بهترین سریال‌های تولیدشده درباره شهدای ارتش تبدیل شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید