چهارشنبه / ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ / ۱۸:۱۳
کد خبر: 41406
گزارشگر: 548
۱۵۷
۰
۰
۱
زنی که پس از قتل شوهرش، ساعتی کنار جسد او نشسته و سپس با اورژانس تماس گرفته بود تا مرگ او را خودکشی نشان دهد

صحنه‌سازی خودکشی پس از قتل؛ اعتراف همسر به جنایت در شرق تهران

خودکشی با قرص
صبح جمعه گذشته، زنی با اورژانس تهران تماس گرفت و گفت شوهرش خودکشی کرده است؛ اما وقتی اورژانس در محل حاضر شد، مشخص شد که ماجرا، قتل بوده است. به گزارش سایت دیدبان ایران، گزارش این جنایت به کارآگاهان جنایی اعلام شد و آنها در محل حادثه که آپارتمانی در شرق تهران بود، حضور یافتند. مقتول مردی حدوداً ۴۰ ساله بود و عامل جنایت، کسی جز همسرش نبود که با صحنه‌سازی قصد داشت مرگ شوهرش را خودکشی نشان بدهد. متهم در اعترافات خود گفت: «شوهرم با من بدرفتاری می‌کرد و به زندگی اهمیتی نمی‌داد. روز حادثه به او قرص خواب‌آور دادم و سپس جانش را گرفتم. چند ساعتی کنار جسد او نشستم و بعد با اورژانس تماس گرفتم تا مرگ او را خودکشی نشان بدهم، اما در نهایت دستم رو شد.»

آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:

پرونده‌های جنایی و قتل‌های خانوادگی، همواره یکی از تلخ‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین موضوعاتی هستند که جامعه را با خود درگیر می‌کنند و گاه پرده از رازهایی برمی‌دارند که در سکوت و تاریکی خانه‌ها پنهان مانده‌اند. در تازه‌ترین رویداد، صبح جمعه گذشته، زنی با اورژانس تهران تماس گرفت و گفت که شوهرش خودکشی کرده است؛ اما وقتی اورژانس در محل حاضر شد، مشخص شد که ماجرا، قتل بوده است. به گزارش سایت دیدبان ایران، در این شرایط گزارش این جنایت به کارآگاهان جنایی اعلام شد و آنها در محل حادثه که آپارتمانی در شرق تهران بود، حضور یافتند. مقتول مردی حدوداً ۴۰ ساله بود و عامل جنایت، کسی جز همسرش نبود که با صحنه‌سازی قصد داشت مرگ شوهرش را خودکشی نشان بدهد. این خبر، موجی از شوک و وحشت را در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی و افکار عمومی برانگیخته است، چرا که نشان می‌دهد چگونه یک جنایت می‌تواند در میان زندگی روزمره و در پشت دیوارهای یک خانه معمولی رخ دهد و هیچ‌کس از آن باخبر نشود.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این زن پس از قتل شوهرش، ساعتی کنار جسد او نشسته و سپس با اورژانس تماس گرفته است. او در اعترافات خود گفته است: «شوهرم با من بدرفتاری می‌کرد و به زندگی اهمیتی نمی‌داد. روز حادثه به او قرص خواب‌آور دادم و سپس جانش را گرفتم. چند ساعتی کنار جسد او نشستم و بعد با اورژانس تماس گرفتم تا مرگ او را خودکشی نشان بدهم، اما در نهایت دستم رو شد.» این اعترافات، نشان‌دهنده عمق تنش‌ها و اختلافات خانوادگی است که در نهایت به بروز یک جنایت هولناک منجر شده است. این رویداد، بار دیگر بحث درباره خشونت خانگی، اختلافات زناشویی و پیامدهای آن را در کانون توجه قرار داده است و نشان می‌دهد که چگونه مشکلات خانوادگی می‌تواند به فاجعه‌های جبران‌ناپذیری منجر شود.

قتل‌های خانوادگی، یکی از مهم‌ترین چالش‌های اجتماعی در جوامع مختلف محسوب می‌شوند که پیامدهای اجتماعی قابل‌توجهی به همراه دارند. در این پرونده، قتل یک مرد ۴۰ ساله به دست همسرش، نشان‌دهنده آسیب‌پذیری خانواده‌ها در برابر تنش‌ها و اختلافات حل‌نشده است که می‌تواند به بروز جنایات هولناک منجر شود. بسیاری از کارشناسان معتقدند که ریشه بسیاری از قتل‌های خانوادگی، در عدم مدیریت صحیح اختلافات، عدم دسترسی به خدمات مشاوره‌ای و روانشناختی، و عدم حمایت قانونی کافی از قربانیان خشونت خانگی نهفته است. بنابراین، این پرونده، می‌تواند به‌عنوان یک هشدار جدی برای جامعه و قانون‌گذاران تلقی شود تا با تدوین قوانین حمایتی مناسب و ارائه خدمات مشاوره‌ای، از بروز چنین فجایعی جلوگیری کنند. قتل عمدی، یکی از سنگین‌ترین جرایم محسوب می‌شود که مجازات آن، قصاص یا در صورت عدم امکان قصاص، دیه و حبس است. در این پرونده، متهم که همسر مقتول بوده، با انگیزه‌ای که هنوز به‌طور دقیق مشخص نشده، دست به قتل زده و با صحنه‌سازی خودکشی، سعی در پنهان کردن جرم خود داشته است. این اقدام، نه‌تنها یک جنایت علیه یک انسان بی‌گناه است، بلکه به‌دلیل صحنه‌سازی و تلاش برای فریب مراجع قانونی، به‌عنوان یک جرم سنگین‌تر تلقی می‌شود. بر اساس قانون مجازات اسلامی، صحنه‌سازی جنایت و تلاش برای پنهان کردن جرم، می‌تواند به‌عنوان یک عامل تشدیدکننده مجازات تلقی شود و متهم را با مجازات‌های سنگین‌تری روبرو کند. بنابراین، انتظار می‌رود که مراجع قضایی با دقت و سرعت، به این پرونده رسیدگی کنند و حکم متناسب با جرم را صادر نمایند.

این پرونده، به افزایش احساس ناامنی و ترس در جامعه منجر می‌شود و اعتماد عمومی به نهادهای مسئول را کاهش می‌دهد. بسیاری از شهروندان، با شنیدن اخبار مربوط به چنین جنایاتی، دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند و ممکن است احساس کنند که در محیط زندگی خود نیز در معرض خطر قرار دارند. این امر، به‌ویژه در شرایطی که جامعه با چالش‌های متعددی از جمله خشونت، فقر و بی‌ثباتی روبرو است، می‌تواند به افزایش تنش‌های اجتماعی و کاهش همبستگی اجتماعی منجر شود. بنابراین، نهادهای مسئول باید با اطلاع‌رسانی شفاف و به‌موقع درباره روند رسیدگی به پرونده، به کاهش نگرانی‌های عمومی و افزایش اعتماد اجتماعی کمک کنند. نکته قابل توجه دیگر، نقش خشونت خانگی در این پرونده است. متهم در اعترافات خود گفته است که شوهرش با او بدرفتاری می‌کرد و به زندگی اهمیتی نمی‌داد. این اظهارات، نشان‌دهنده آن است که خشونت خانگی و اختلافات زناشویی، می‌تواند به بروز جنایات هولناک منجر شود. بسیاری از زنان در چنین روابطی، به‌دلیل عدم حمایت قانونی کافی، عدم دسترسی به خدمات مشاوره‌ای و ترس از پیامدهای گزارش‌دهی، در سکوت و انزوا باقی می‌مانند و ممکن است قربانی خشونت یا سوءاستفاده شوند. بنابراین، این پرونده، می‌تواند به‌عنوان یک هشدار برای جامعه و قانون‌گذاران تلقی شود تا با تدوین قوانین حمایتی مناسب، از زنان در چنین روابطی محافظت کنند و زمینه را برای کاهش آسیب‌پذیری آنها فراهم نمایند.

از منظر روانشناختی، وقوع چنین جنایاتی، می‌تواند تأثیرات عمیقی بر سلامت روان جامعه بگذارد. بسیاری از شهروندان، به‌ویژه زنان، با شنیدن اخبار مربوط به خشونت علیه زنان، دچار ترس، اضطراب و کاهش اعتمادبه‌نفس می‌شوند و ممکن است از حضور در فضاهای عمومی خودداری کنند. این امر، به کاهش مشارکت اجتماعی زنان و افزایش انزوای آنها منجر می‌شود که خود، به کاهش سلامت روان جامعه و افزایش مشکلات اجتماعی کمک می‌کند. بنابراین، توجه به سلامت روان جامعه و ارائه خدمات مشاوره‌ای و روانشناختی به قربانیان و خانواده‌های آنها، یکی از اولویت‌های اساسی نهادهای مسئول محسوب می‌شود.

در پایان، باید تأکید کرد که قتل یک مرد ۴۰ ساله به دست همسرش و صحنه‌سازی خودکشی، یک رویداد تکان‌دهنده و هشداردهنده در جامعه ایران محسوب می‌شود که نشان‌دهنده آسیب‌پذیری خانواده‌ها در برابر تنش‌ها و اختلافات حل‌نشده و ضرورت توجه جدی به خشونت خانگی است. این رویداد، از یک سو، به افزایش نگرانی‌های عمومی و کاهش اعتماد اجتماعی منجر شده، و از سوی دیگر، به بحث درباره ضرورت تقویت سیستم‌های نظارتی، حقوقی و حمایتی برای پیشگیری از چنین فجایعی دامن زده است. بنابراین، نهادهای مسئول و جامعه باید با همکاری یکدیگر، به‌دنبال راهکارهایی برای افزایش امنیت خانواده‌ها، تقویت سیستم‌های مشاوره‌ای و روانشناختی و جلوگیری از بروز چنین جنایاتی باشند. حالا باید منتظر ماند و دید که این پرونده، چه مسیری را طی خواهد کرد و آیا به صدور حکم عادلانه و برخورد قاطع با قاتل منجر خواهد شد یا خیر. در ادامه این گزارش، جزئیات کامل این پرونده، ابعاد حقوقی و اجتماعی آن و پیامدهای آن را بررسی خواهیم کرد.

بررسی ابعاد حقوقی قتل عمدی و صحنه‌سازی خودکشی

قتل عمدی، از منظر حقوقی، یکی از سنگین‌ترین جرایم محسوب می‌شود که مجازات آن، قصاص یا در صورت عدم امکان قصاص، دیه و حبس است. در این پرونده، متهم که همسر مقتول بوده، با انگیزه‌ای که هنوز به‌طور دقیق مشخص نشده، دست به قتل زده و با صحنه‌سازی خودکشی، سعی در پنهان کردن جرم خود داشته است. این اقدام، نه‌تنها یک جنایت علیه یک انسان بی‌گناه است، بلکه به‌دلیل صحنه‌سازی و تلاش برای فریب مراجع قانونی، به‌عنوان یک جرم سنگین‌تر تلقی می‌شود. بر اساس قانون مجازات اسلامی، صحنه‌سازی جنایت و تلاش برای پنهان کردن جرم، می‌تواند به‌عنوان یک عامل تشدیدکننده مجازات تلقی شود و متهم را با مجازات‌های سنگین‌تری روبرو کند. بنابراین، انتظار می‌رود که مراجع قضایی با دقت و سرعت، به این پرونده رسیدگی کنند و حکم متناسب با جرم را صادر نمایند.

یکی از چالش‌های اصلی در این پرونده، اثبات جرم و احراز ارتباط میان متهم و قربانی است. در بسیاری از موارد، قتل‌هایی که در روابط خصوصی و در پشت دیوارهای خانه رخ می‌دهند، به‌دلیل عدم وجود شاهدان و مستندات کافی، اثبات آنها دشوار است. در این پرونده، با توجه به اینکه متهم خود به قتل اعتراف کرده است، اثبات جرم چندان دشوار نیست، اما باید بررسی شود که آیا انگیزه قتل، ناشی از خشونت خانگی و بدرفتاری مقتول بوده است یا خیر. این امر، می‌تواند بر تصمیم‌گیری قضایی و تعیین مجازات تأثیر بگذارد. بنابراین، مراجع قضایی باید با بررسی همه جانبه انگیزه و شرایط متهم، به صدور حکم عادلانه و متناسب با جرم اقدام کنند. نکته قابل توجه دیگر، لزوم توجه به حقوق متهم و رعایت اصول دادرسی عادلانه است. بر اساس قانون، متهم حق دارد که از اتهامات خود مطلع شود، به وکیل دسترسی داشته باشد و در یک دادگاه عادلانه محاکمه شود. بنابراین، مراجع قضایی باید با رعایت این اصول، زمینه را برای صدور حکم عادلانه فراهم کنند و از بروز هرگونه اجحاف در حق متهم جلوگیری نمایند. همچنین، توجه به شرایط روانی متهم و بررسی احتمال وجود اختلالات روانی نیز می‌تواند در تعیین مجازات و تصمیم‌گیری قضایی مؤثر باشد. در نهایت، هدف مشترک همه ما باید اجرای عدالت و جلوگیری از بروز جنایات مشابه باشد.

پیامدهای اجتماعی خشونت خانگی و ضرورت حمایت قانونی

خشونت خانگی، یکی از مهم‌ترین چالش‌های اجتماعی در جوامع مختلف محسوب می‌شود که پیامدهای اجتماعی قابل‌توجهی به همراه دارد. در این پرونده، قتل یک مرد ۴۰ ساله به دست همسرش، نشان‌دهنده آسیب‌پذیری خانواده‌ها در برابر تنش‌ها و اختلافات حل‌نشده است که می‌تواند به بروز جنایات هولناک منجر شود. متهم در اعترافات خود گفته است که شوهرش با او بدرفتاری می‌کرد و به زندگی اهمیتی نمی‌داد. این اظهارات، نشان‌دهنده آن است که خشونت خانگی و اختلافات زناشویی، می‌تواند به بروز جنایات هولناک منجر شود. بسیاری از زنان در چنین روابطی، به‌دلیل عدم حمایت قانونی کافی، عدم دسترسی به خدمات مشاوره‌ای و ترس از پیامدهای گزارش‌دهی، در سکوت و انزوای باقی می‌مانند و ممکن است قربانی خشونت یا سوءاستفاده شوند.

خشونت خانگی، به کاهش اعتماد عمومی به نهادهای مسئول و افزایش احساس ناامنی در جامعه منجر می‌شود. بسیاری از زنان، با شنیدن اخبار مربوط به خشونت علیه زنان، دچار ترس و اضطراب می‌شوند و ممکن است از حضور در فضاهای عمومی خودداری کنند که خود، به کاهش مشارکت اجتماعی زنان و افزایش انزوای آنها منجر می‌شود. این امر، به‌ویژه در شرایطی که جامعه با چالش‌های متعددی از جمله فقر، بیکاری و بی‌ثباتی روبرو است، می‌تواند به افزایش تنش‌های اجتماعی و کاهش همبستگی اجتماعی کمک کند. بنابراین، نهادهای مسئول باید با اتخاذ تدابیر مناسب، به افزایش امنیت خانواده‌ها و کاهش خشونت خانگی کمک کنند. نکته قابل توجه دیگر، لزوم تقویت سیستم‌های حمایتی از قربانیان خشونت خانگی است. بسیاری از زنان، به‌دلیل عدم دسترسی به خدمات مشاوره‌ای، حقوقی و امنیتی، نمی‌توانند از خود در برابر خشونت محافظت کنند و ممکن است قربانی جنایات سنگین شوند. بنابراین، دولت و نهادهای مسئول باید با ایجاد مراکز حمایتی، ارائه خدمات مشاوره‌ای رایگان و تقویت قوانین حمایتی، به افزایش توان زنان برای مقابله با خشونت و جلوگیری از بروز چنین فجایعی کمک کنند.

نقش سیستم‌های نظارتی و اطلاعاتی در کشف جنایات خانوادگی

سیستم‌های نظارتی و اطلاعاتی، یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده در کشف جنایات خانوادگی محسوب می‌شوند که در این پرونده، نقش آنها به‌وضوح نمایان است. در این پرونده، متهم با صحنه‌سازی خودکشی، سعی در پنهان کردن جرم خود داشته است، اما کارآگاهان جنایی با بررسی دقیق صحنه جرم و جمع‌آوری مستندات، توانستند حقیقت را کشف کنند و متهم را دستگیر نمایند. این امر، نشان‌دهنده آن است که سیستم‌های نظارتی و اطلاعاتی، در صورت کارآمدی، می‌توانند به کشف سریع‌تر جنایات خانوادگی کمک کنند و از فرار مجرمان جلوگیری نمایند. بنابراین، تقویت این سیستم‌ها، یکی از اولویت‌های اساسی نهادهای مسئول محسوب می‌شود.

تقویت سیستم‌های اطلاعاتی و استفاده از فناوری‌های نوین، می‌تواند به کشف سریع‌تر جنایات خانوادگی کمک کند. استفاده از دوربین‌های نظارتی، سیستم‌های تشخیص چهره، بانک‌های اطلاعاتی جامع و همکاری میان نهادهای امنیتی، می‌تواند به شناسایی سریع‌تر متهمان و کشف حقیقت کمک کند. همچنین، ایجاد یک سیستم یکپارچه برای ثبت و پیگیری پرونده‌های جنایی، می‌تواند به افزایش کارایی نهادهای مسئول در کشف جنایات کمک کند. بنابراین، سرمایه‌گذاری در تقویت سیستم‌های نظارتی و اطلاعاتی، یکی از اولویت‌های اساسی برای پیشگیری از بروز چنین فجایعی محسوب می‌شود. نکته قابل توجه دیگر، لزوم همکاری میان نهادهای مختلف از جمله پلیس، دادستانی، پزشکی قانونی و نهادهای امنیتی در کشف جنایات خانوادگی است. هر یک از این نهادها، وظایف مشخصی در زمینه شناسایی، پیگیری و کشف جنایات دارند و هماهنگی میان آنها، یکی از شروط اساسی موفقیت در این زمینه محسوب می‌شود. در این پرونده، کشف حقیقت پس از صحنه‌سازی خودکشی، نشان‌دهنده آن است که هماهنگی میان نهادها، می‌تواند به کشف جنایات پنهان کمک کند، اما این هماهنگی باید سریع‌تر و مؤثرتر باشد تا از بروز چنین تأخیرهای طولانی جلوگیری شود.

ابعاد روانی و اجتماعی قتل‌های خانوادگی بر خانواده‌ها

قتل‌های خانوادگی، پیامدهای روانی و اجتماعی عمیقی برای خانواده‌ها و جامعه به همراه دارد که نمی‌توان از آنها غافل شد. نخستین پیامد روانی، بروز اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه در میان اعضای خانواده قربانی و متهم است. بسیاری از اعضای خانواده، پس از وقوع چنین جنایاتی، دچار ترس، احساس گناه و انزوای اجتماعی می‌شوند و نیازمند درمان و حمایت روانی هستند. این امر، به‌ویژه برای فرزندان این خانواده‌ها، می‌تواند به کاهش کیفیت زندگی و افزایش مشکلات روانی منجر شود که خود، به افزایش مشکلات اجتماعی در جامعه کمک می‌کند. بنابراین، ارائه خدمات مشاوره‌ای و روانشناختی به خانواده‌های قربانیان و متهمان، یکی از اولویت‌های اساسی نهادهای مسئول محسوب می‌شود.

قتل‌های خانوادگی، به کاهش همبستگی اجتماعی و افزایش احساس ناامنی در جامعه منجر می‌شود. بسیاری از خانواده‌ها، با تجربه چنین جنایاتی، دچار احساس بی‌اعتمادی به نهادهای مسئول و کاهش اعتماد به جامعه می‌شوند که خود، به افزایش انزوای اجتماعی و کاهش مشارکت اجتماعی آنها منجر می‌شود. این امر، به‌ویژه در شرایطی که جامعه با چالش‌های متعددی روبرو است، می‌تواند به افزایش تنش‌های اجتماعی و کاهش همبستگی اجتماعی کمک کند. بنابراین، حمایت از خانواده‌های قربانیان و ارائه خدمات مشاوره‌ای و اجتماعی به آنها، یکی از اولویت‌های اساسی نهادهای مسئول محسوب می‌شود. نکته قابل توجه دیگر، لزوم اطلاع‌رسانی شفاف و به‌موقع به خانواده‌های قربانیان و متهمان درباره روند پیگیری پرونده است. بسیاری از خانواده‌ها، به‌دلیل عدم آگاهی از روند پیگیری، دچار سردرگمی و ناامیدی می‌شوند و ممکن است احساس کنند که نهادهای مسئول به پرونده آنها توجه کافی ندارند. بنابراین، نهادهای مسئول باید با اطلاع‌رسانی شفاف و منظم به خانواده‌ها، به کاهش نگرانی‌های آنها و افزایش اعتماد عمومی کمک کنند. همچنین، ارائه گزارش‌های دوره‌ای درباره اقدامات انجام‌شده برای رسیدگی به پرونده، می‌تواند به افزایش امیدواری خانواده‌ها و کاهش فشار روانی بر آنها کمک کند.

راهکارهای پیشگیری از بروز جنایات خانوادگی

  1. آینده پیشگیری از بروز جنایات خانوادگی، با توجه به پیامدهای گسترده خشونت خانگی، نیازمند یک استراتژی جامع و پیشگیرانه است که در آن، همه عوامل مؤثر از جمله قوانین، نظارت، آموزش و حمایت‌های اجتماعی در نظر گرفته شود. یکی از راهکارهای اساسی، تقویت قوانین حمایتی از قربانیان خشونت خانگی و افزایش مجازات‌های مربوط به آن است. با تشدید مجازات‌های مربوط به قتل، خشونت خانگی و صحنه‌سازی جنایت، می‌توان به کاهش انگیزه برای ارتکاب چنین جنایاتی کمک کرد و زمینه را برای افزایش امنیت خانواده‌ها فراهم نمود. همچنین، تدوین قوانین شفاف برای حمایت از زنان در روابط خانوادگی و افزایش دسترسی آنها به خدمات حقوقی، می‌تواند به کاهش آسیب‌پذیری آنها کمک کند.
  2. راهکار دوم، تقویت سیستم‌های مشاوره‌ای و روانشناختی برای خانواده‌هاست. بسیاری از جنایات خانوادگی، ریشه در اختلافات حل‌نشده و عدم دسترسی به خدمات مشاوره‌ای دارد و بنابراین، ارائه خدمات مشاوره‌ای رایگان به خانواده‌ها، می‌تواند به کاهش تنش‌ها و پیشگیری از بروز جنایات کمک کند. همچنین، آموزش مهارت‌های زندگی و مدیریت خشم به زوج‌های جوان، می‌تواند به بهبود روابط خانوادگی و کاهش خشونت کمک کند. بنابراین، سرمایه‌گذاری در تقویت سیستم‌های مشاوره‌ای و روانشناختی، یکی از اولویت‌های اساسی نهادهای مسئول محسوب می‌شود.
  3. راهکار سوم، افزایش آگاهی عمومی و آموزش درباره خشونت خانگی و اهمیت گزارش‌دهی به‌موقع است. بسیاری از جنایات، به‌دلیل عدم آگاهی قربانیان از حقوق خود و ترس از گزارش‌دهی، پنهان می‌مانند و بنابراین، آموزش عمومی می‌تواند به افزایش آگاهی قربانیان و تشویق آنها به گزارش‌دهی کمک کند. همچنین، ارائه خدمات حمایتی و امنیتی به قربانیان خشونت خانگی، می‌تواند به کاهش آسیب‌پذیری آنها و پیشگیری از بروز جنایات کمک کند. در نهایت، هدف مشترک همه ما باید ایجاد جامعه‌ای امن و حمایتگر برای همه شهروندان، به‌ویژه زنان و کودکان، باشد تا هیچ‌کس در معرض خشونت و جنایت قرار نگیرد و همه بتوانند با آرامش و امنیت زندگی کنند.
https://www.asianewsiran.com/u/jD9
اخبار مرتبط
پدری ۴۶ ساله در مشهد، فرزند ۱۰ ساله‌اش را که از تومور مغزی رنج می‌برد و بینایی خود را از دست داده بود، از سر ترحم به قتل رساند. متهم در اعترافات خود گفت که فرزندش از او خواسته بود که به او مرگ بدهد و دیگر طاقت عذاب را نداشته است. همسر متهم نیز پس از این حادثه اقدام به خودکشی کرد اما نجات یافت. پرونده این جنایت تلخ، بحث‌های داغی را درباره حمایت از خانواده‌های دارای بیماران صعب‌العلاج مطرح کرده است.
ویکتور یالوم، فرزند اروین یالوم، روان‌درمانگر و نویسنده مشهور، در ماه فوریه و بر اثر خودکشی در ۶۶ سالگی درگذشت. خانواده او پس از چند ماه سکوت، با انتشار بیانیه‌ای رسمی این خبر را تأیید کردند. ویکتور یالوم، روان‌درمانگری که در کنار فعالیت حرفه‌ای خود، کارآفرین، مدرس و هنرمند نیز بود، سال‌ها با بیماری روانی دست‌وپنجه نرم کرد. این بیماری پس از سال‌ها ثبات نسبی، در سال گذشته بار دیگر شدت گرفت و سرانجام به مرگ او انجامید. اروین یالوم که در سال‌های اخیر پس از درگذشت همسرش، مرلین، بسیار درباره سوگ و فقدان نوشته است، اکنون با تلخ‌ترین فقدان زندگی خود روبرو شده است.
صبح امروز، یک دانشجوی پسر سال آخر دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی قزوین با ورود به درمانگاه دانشکده، همسر خود (دانشجوی دختر همان دوره) را با سلاح کلت جنگی به قتل رساند و سپس با شلیک به سر خود، دست به خودکشی زد. دادستان عمومی و انقلاب قزوین اعلام کرد که این دو دانشجو در مرحله متارکه از یک رابطه عاطفی بوده و پیش از این نیز اختلافات خانوادگی شدیدی با یکدیگر داشتند. اجساد هر دو نفر برای معاینات دقیق به پزشکی قانونی منتقل شده و تحقیقات برای بررسی نحوه تهیه سلاح و ابعاد پنهان حادثه ادامه دارد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید