آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
ماجرایی تکاندهنده و تلخ که این روزها در محافل حقوقی و اجتماعی مشهد دستبهدست میشود، روایت پدری است که برای نجات فرزند بیمارش از درد و رنج، دست به قتل او زد. متهم ۴۶ ساله که ساعاتی بعد از وقوع قتل، پای میز بازپرسی نشسته بود، با چشمانی اشکبار و قلبی شکسته، پرده از راز این جنایت هولناک برداشت. همه چیز از روزی شروع شد که آرتین، پسر کوچک این خانواده، ناگهان بر اثر تومور مغزی به زمین افتاد و زندگی شاد و بیدغدغهاش برای همیشه تغییر کرد. جراحیهای پیدرپی، فلج شدن صورت و در نهایت از دست دادن کامل بینایی، روزگار را برای این کودک معصوم و خانوادهاش به جهنم تبدیل کرده بود.
پدر این کودک که خود را «م-و» معرفی کرده است، با صراحت کامل ارتکاب به قتل را پذیرفت و اشکهای غلتان بر چهرهاش را پاک کرد و گفت که تصمیم به قتل فرزندش را از سر ترحم و برای رهایی او از عذاب بیماری گرفته است. او در اعترافات خود، روزهای تلخ پایانی زندگی آرتین را روایت کرد؛ روزهایی که کودک ۱۰ ساله از پدرش میخواست که به او مرگ بدهد و دیگر او را برای جراحی و درمان به بیمارستان نبرند. متهم در ادامه گفت که پس از ناامیدی کامل از درمان، شب هنگام تعدادی قرص خوابآور را درون شربت حل کرد و به پسرش خوراند. سپس با قرار دادن یک کیسه پلاستیکی درون بالشت، فرزندش را خفه کرد و برای اطمینان از مرگ، رگ دست او را با تیغ زد. این لحظات، تصویری دلخراش از عشقی بود که به جنایت تبدیل شد.
همسر متهم نیز که شاهد این صحنه نبود، پس از اطلاع از مرگ پسرش، اقدام به خودکشی کرد و با خوردن چند قرص، رگ دست خود را زد. پدر خانواده نیز به صورت سطحی رگ دست خود را زد و قرص خورد، اما پس از مدتی که متوجه شدند خون بند آمده و اینگونه نمیمیرند، با اورژانس تماس گرفتند و خود را نجات دادند. در بازجوییهای قضایی، متهم تأکید کرد که هیچ راهکار دیگری برای نجات فرزندش وجود نداشته و این تنها راهی بوده که میتوانسته او را از رنج و عذاب نجات دهد. او گفت که آرتین همه زندگی آنها بوده و فقط برای ترحم، دست به این کار زده است.
پس از اعترافات صریح این مرد، قاضی ویژه قتل عمد مشهد با صدور قرار قانونی، او را بازداشت کرد تا پرونده این جنایت تلخ دیگر مراحل دادرسی را طی کند. اما سوال اصلی اینجاست که آیا قانون و جامعه، این اقدام را ترحم میداند یا قتل؟ این پرونده، بار دیگر بحثهای داغی را درباره چالشهای خانوادههای دارای بیماران صعبالعلاج و نبود حمایتهای کافی از سوی نهادهای اجتماعی و درمانی در کشور مطرح کرده است. بسیاری از کارشناسان اجتماعی معتقدند که این حادثه، نشان از خلأ عمیق حمایتهای روانی و اجتماعی از این خانوادهها دارد.
ابعاد حقوقی و قضایی پرونده
متهم به قتل عمدی فرزندش در ماه حرام، با اعترافات صریح خود، پای میز عدالت قرار گرفته است. قاضی ویژه قتل عمد مشهد با صدور قرار قانونی، او را بازداشت کرده تا این پرونده جنایی تلخ دیگر مراحل دادرسی را طی کند. این پرونده، یکی از پیچیدهترین پروندههای قضایی در سالهای اخیر محسوب میشود که ابعاد حقوقی و انسانی زیادی دارد.
نبود حمایتهای اجتماعی از خانوادههای بیماران صعبالعلاج
این حادثه تلخ، نشان از خلأ عمیق حمایتهای روانی و اجتماعی از خانوادههای دارای بیماران صعبالعلاج در کشور دارد. بسیاری از کارشناسان اجتماعی معتقدند که دولت و نهادهای مرتبط باید با ایجاد مراکز مشاوره و حمایتهای روانی، از بروز چنین حوادث تلخی جلوگیری کنند.
مسئله اتانازی و چالشهای اخلاقی و قانونی
این پرونده، بار دیگر بحثهای داغی را درباره اتانازی (مرگ ترحمآمیز) در ایران مطرح کرده است. در حالی که اتانازی در ایران جرم محسوب میشود و هیچ قانونی برای آن وجود ندارد، این پرونده نشان میدهد که برخی خانوادهها در شرایط بحرانی، دست به اقدامات غیرقانونی میزنند.
نیاز به بازنگری در قوانین حمایت از بیماران
کارشناسان معتقدند که این پرونده، ضرورت بازنگری در قوانین حمایت از بیماران و خانوادههای آنها را بیش از پیش آشکار کرده است. ایجاد سیستمهای حمایتی مناسب و ارائه خدمات مشاورهای به خانوادههای دارای بیماران صعبالعلاج، میتواند از بروز چنین فجایع انسانی جلوگیری کند.