آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
ناصر غلامی هوجقان - با آغاز ماه مهر و بازگشایی مدارس، نگاهی به کارنامه سینمای کودک و نوجوان ایران نشان میدهد که جهان کودکان در طول چند دهه، به یکی از مسیرهای مهم حضور سینمای ایران در جشنوارههای بینالمللی تبدیل شده است. به گزارش آسیانیوز ایران، اول مهر تنها آغاز سال تحصیلی نیست؛ این روز فرصتی است برای مرور آثاری که دوربین سینمای ایران را به دنیای کودکان، مدرسه، خانواده، روستا و دغدغههای اجتماعی بردند و در عین سادگی، توانستند مخاطبان و جشنوارههای خارج از کشور را نیز با خود همراه کنند.
سینمای کودک و نوجوان ایران بخش مهمی از هویت خود را از تجربههای شکلگرفته در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به دست آورده است. در این میان، عباس کیارستمی یکی از چهرههای شاخص این جریان بود که با آثاری مانند «نان و کوچه»، «مسافر»، «خانه دوست کجاست؟» و «مشق شب» نگاه متفاوتی به جهان کودکان ارائه کرد. «خانه دوست کجاست؟» در جشنواره لوکارنو ۱۹۸۹ جایزه یوزپلنگ برنزی را به دست آورد و کیارستمی بعدها با «طعم گیلاس» نخل طلای جشنواره کن ۱۹۹۷ را دریافت کرد.
مجید مجیدی نیز از فیلمسازانی است که کودکان در بخش مهمی از آثارش نقش محوری دارند. «بچههای آسمان» با حضور موفق در جشنوارههای بینالمللی، به نخستین فیلم ایرانی نامزد اسکار بهترین فیلم خارجیزبان تبدیل شد. «رنگ خدا»، «باران» و «خورشید» نیز از دیگر تجربههای او در روایت جهان کودکان و نوجوانان هستند. در همین مسیر، ابراهیم فروزش با فیلمهایی مانند «کلید» و «خمره» به سراغ زندگی کودکان در محیطهای ساده و روستایی رفت. «خمره» در جشنواره لوکارنو ۱۹۹۴ جایزه یوزپلنگ طلایی را دریافت کرد.
محمدعلی طالبی نیز از فیلمسازان پرکار این حوزه است و آثاری چون «کیسه برنج»، «باد و باران» و «بید و باد» را در کارنامه دارد. «بید و باد» نیز موفق به دریافت جایزه فیل طلایی جشنواره فیلم کودکان بانکوک شد. در بخش دیگری از این جریان، پوران درخشنده با آثاری مانند «رابطه» و «پرنده کوچک خوشبختی» به مسائل کودکان، نوجوانان و خانواده پرداخت و ابوالفضل جلیلی نیز با فیلمهایی چون «دت یعنی دختر»، «رقص خاک» و «دلبَران» تصویری متفاوت از زندگی کودکان و نوجوانان ارائه کرد؛ آثاری که در جشنواره سه قاره نانت نیز حضور داشتند. نام بهرام بیضایی نیز در این مرور قابل توجه است. ارتباط او با جهان کودک به سالهای فعالیتش در کانون بازمیگردد و آثاری مانند «عمو سیبیلو» و «سفر» از این دوره هستند. «باشو، غریبه کوچک» نیز با پرداختن به کودک، جنگ، مهاجرت و تفاوتهای فرهنگی، جایگاه ویژهای در کارنامه سینمایی او دارد. نسخه مرمتشده این فیلم در جشنواره ونیز ۲۰۲۵ جایزه بهترین فیلم مرمتشده را دریافت کرد.
در کنار این نامها، امیر نادری نیز با فیلمهایی همچون «سازدهنی»، «دونده» و «آب، باد، خاک» بخشی از تجربه متفاوت سینمای ایران درباره کودکان و نوجوانان را شکل داد. «دونده» و «آب، باد، خاک» نیز در جشنواره سه قاره نانت مورد توجه قرار گرفتند. در سالهای اخیر، علیرضا جمالی اخوان نیز با تمرکز بر روایتهای انسانی و جهان کودکان، تجربهای تازه را دنبال کرده است. ۱۲ اثر او بهصورت همزمان به سه جشنواره بینالمللی در انگلستان، پرتغال و کانادا راه یافتهاند و فیلم «ژنهاژ» نیز در جشنواره سیلنزیو پرتغال موفق به دریافت دیپلم افتخار شده است.
مرور این کارنامه نشان میدهد که سینمای کودک ایران صرفاً به تولید فیلم برای مخاطب کودک محدود نبوده است؛ بلکه بسیاری از فیلمسازان از دریچه نگاه کودک، موضوعاتی مانند خانواده، فقر، دوستی، امید، مهاجرت، مسئولیت و مسائل اجتماعی را روایت کردهاند. به این ترتیب، ماه مهر و آغاز سال تحصیلی، فرصتی برای یادآوری نسلی از فیلمسازان ایرانی است که جهان کودکان را به یکی از زبانهای اثرگذار سینمای ایران تبدیل کردند؛ زبانی که از مدرسه و کوچه آغاز شد و در بسیاری از موارد تا جشنوارههای معتبر جهان امتداد یافت.
کانون پرورش فکری و نقش آن در شکلگیری سینمای کودک ایران
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، یکی از مهمترین نهادهای فرهنگی ایران در نیم قرن گذشته بوده است. این نهاد، با هدف پرورش خلاقیت و استعداد کودکان و نوجوانان تأسیس شد و در حوزههای مختلفی از جمله کتاب، تئاتر، انیمیشن و سینما فعالیت کرد. در حوزه سینما، کانون به عنوان یک نهاد تولیدکننده و حامی، نقش مهمی در رشد فیلمسازان جوان ایفا کرد. بسیاری از چهرههای شاخص سینمای ایران، فعالیت خود را از کانون آغاز کردند.
عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، امیر نادری و دیگران، در سالهای فعالیت خود در کانون، تجربههای ارزشمندی کسب کردند که بعدها در آثارشان بازتاب یافت. کانون، با فراهم کردن فضایی برای آزمایش و تجربه، به فیلمسازان اجازه داد تا زبان و نگاه خود را شکل دهند. نکته مهم دیگر، رویکرد کانون به سینمای کودک بود. این نهاد، برخلاف بسیاری از تولیدکنندگان تجاری، به دنبال ساخت فیلمهایی با ارزش هنری و آموزشی بود. فیلمهای کانون، اغلب به مسائل اجتماعی، فرهنگی و انسانی میپرداختند و از کلیشههای رایج در سینمای تجاری فاصله داشتند. همین رویکرد، به شکلگیری یک جریان متفاوت در سینمای کودک ایران منجر شد.
عباس کیارستمی و نگاه متفاوت به جهان کودکان
عباس کیارستمی، بیشک یکی از مهمترین چهرههای سینمای ایران و جهان است. او با آثاری مانند «نان و کوچه»، «مسافر»، «خانه دوست کجاست؟» و «مشق شب»، نگاه متفاوتی به جهان کودکان ارائه کرد. آثار او، برخلاف بسیاری از فیلمهای کودک، از سادگی، صبر و توجه به جزئیات شکل گرفته بودند. «خانه دوست کجاست؟» یکی از شاخصترین آثار کیارستمی است که در جشنواره لوکارنو ۱۹۸۹ جایزه یوزپلنگ برنزی را به دست آورد.
این فیلم، داستان پسری را روایت میکند که به دنبال پیدا کردن خانه دوستش میرود تا دفتر مشق او را پس بدهد. سادگی این داستان، در کنار عمق انسانی آن، فیلم را به یکی از ماندگارترین آثار سینمای ایران تبدیل کرده است. کیارستمی بعدها با «طعم گیلاس» نخل طلای جشنواره کن ۱۹۹۷ را دریافت کرد. این موفقیت، نشاندهنده توانایی او در خلق آثاری بود که هم مخاطبان خاص و هم جشنوارههای بینالمللی را تحت تأثیر قرار میداد. رویکرد او به سینما، بر پایه صداقت، سادگی و احترام به تماشاگر بنا شده بود؛ رویکردی که تأثیر عمیقی بر نسلهای بعدی فیلمسازان ایرانی گذاشت.
مجید مجیدی و روایت کودکان در بستر اجتماع
مجید مجیدی، یکی از فیلمسازانی است که کودکان در بخش مهمی از آثارش نقش محوری دارند. «بچههای آسمان» با حضور موفق در جشنوارههای بینالمللی، به نخستین فیلم ایرانی نامزد اسکار بهترین فیلم خارجیزبان تبدیل شد. این فیلم، داستان دو خواهر و برادر را روایت میکند که به دلیل گم شدن یک جفت کفش، با چالشهای متعددی روبهرو میشوند. «رنگ خدا»، «باران» و «خورشید» نیز از دیگر تجربههای مجیدی در روایت جهان کودکان و نوجوانان هستند.
در این آثار، مجیدی تلاش کرده از دریچه نگاه کودک، به مسائل اجتماعی مانند فقر، مهاجرت، معلولیت و خانواده بپردازد. رویکرد او، برخلاف کیارستمی، اغلب احساسیتر و مستقیمتر است و بر تأثیر عاطفی بر مخاطب تمرکز دارد. موفقیت مجیدی در جشنوارههای بینالمللی، نشاندهنده قدرت سینمای کودک ایران در جذب مخاطبان جهانی است. آثاری که از دل فرهنگ و جامعه ایرانی برخاستهاند، توانستهاند با مخاطبان خارجی نیز ارتباط برقرار کنند؛ زیرا موضوعات آنها، فراتر از مرزهای جغرافیایی، انسانی و جهانی هستند.
تنوع فیلمسازان و رویکردها در سینمای کودک ایران
سینمای کودک ایران، تنها به چند نام محدود نمیشود. فیلمسازان متعددی در این حوزه فعالیت کردهاند و هر کدام، رویکرد خاص خود را داشتهاند. ابراهیم فروزش با «کلید» و «خمره» به زندگی کودکان در محیطهای ساده و روستایی پرداخت. «خمره» در جشنواره لوکارنو ۱۹۹۴ جایزه یوزپلنگ طلایی را دریافت کرد؛ موفقیتی که نشاندهنده توانایی سینمای کودک ایران در رقابت با آثار بینالمللی است. محمدعلی طالبی با «کیسه برنج»، «باد و باران» و «بید و باد» در این حوزه پرکار بود و «بید و باد» جایزه فیل طلایی جشنواره فیلم کودکان بانکوک را گرفت. پوران درخشنده با «رابطه» و «پرنده کوچک خوشبختی» به مسائل کودکان و خانواده پرداخت و ابوالفضل جلیلی با «دت یعنی دختر»، «رقص خاک» و «دلبران» تصویری متفاوت ارائه کرد.
نام بهرام بیضایی نیز در این مرور قابل توجه است. ارتباط او با جهان کودک به سالهای فعالیتش در کانون بازمیگردد و آثاری مانند «عمو سیبیلو» و «سفر» از این دوره هستند. «باشو، غریبه کوچک» با پرداختن به کودک، جنگ، مهاجرت و تفاوتهای فرهنگی، جایگاه ویژهای در کارنامه سینمایی او دارد. نسخه مرمتشده این فیلم در جشنواره ونیز ۲۰۲۵ جایزه بهترین فیلم مرمتشده را دریافت کرد؛ موفقیتی که نشان میدهد آثار کلاسیک سینمای ایران، همچنان در سطح جهانی مورد توجه قرار میگیرند.
نسل جدید و چشمانداز آینده سینمای کودک ایران
در سالهای اخیر، نسل جدیدی از فیلمسازان به حوزه سینمای کودک و نوجوان وارد شدهاند. علیرضا جمالی اخوان، یکی از این چهرههاست که با تمرکز بر روایتهای انسانی و جهان کودکان، تجربهای تازه را دنبال کرده است. دوازده اثر او بهصورت همزمان به سه جشنواره بینالمللی در انگلستان، پرتغال و کانادا راه یافتهاند و فیلم «ژنهاژ» نیز در جشنواره سیلنزیو پرتغال دیپلم افتخار گرفته است. این موفقیتها، نشاندهنده تداوم مسیر سینمای کودک ایران در عرصه بینالمللی است. نسل جدید فیلمسازان، با تکیه بر میراث نسلهای گذشته، تلاش میکنند زبان و نگاه خود را شکل دهند. آنها با چالشهای جدیدی مانند محدودیت منابع، تغییر ذائقه مخاطب و رقابت با تولیدات جهانی روبهرو هستند، اما همچنان بر اهمیت روایتهای انسانی و توجه به جهان کودکان تأکید میکنند.
چشمانداز آینده سینمای کودک ایران، به ترکیبی از عوامل فرهنگی، اقتصادی و فناوری بستگی دارد. نخست، حمایت نهادهای فرهنگی از تولید فیلمهای کودک و نوجوان. دوم، تقویت زیرساختهای آموزشی برای تربیت فیلمسازان جوان. سوم، توسعه بازارهای بینالمللی برای عرضه آثار ایرانی. چهارم، توجه به فناوریهای نوین و روشهای جدید روایت. و پنجم، حفظ هویت فرهنگی و پرهیز از تقلید صرف از الگوهای خارجی. در نهایت، باید پذیرفت که سینمای کودک ایران، یکی از سرمایههای فرهنگی کشور است. این سینما، با تکیه بر سادگی، صداقت و نگاه انسانی، توانسته مخاطبان داخلی و خارجی را با خود همراه کند. ماه مهر و آغاز سال تحصیلی، فرصتی است برای یادآوری این میراث و تأکید بر ضرورت حمایت از آن. اگر این مسیر با برنامهریزی دقیق، سرمایهگذاری مناسب و توجه به کیفیت ادامه یابد، میتوان امیدوار بود که سینمای کودک ایران، همچنان یکی از زبانهای اثرگذار سینمای جهان باقی بماند.