وقتی یک باشگاه به بازیکنش میگوید دیگر به او احتیاج ندارد، معمولاً فصل تازهای از جستوجوی تیم شروع میشود. سهیل ورهرام (Soheil Varahram) مسیر دیگری را امتحان کرد: تصمیم گرفت خودش باشگاه بسازد. جوان ایرانیتباری که در شبکههای اجتماعی با نام Soheil Var شناخته میشود، امروز با پروژهٔ پالم سیتی دبی، داستانی برای تعریفکردن دارد که هم فوتبالی است، هم کارآفرینانه و هم برای مخاطب ایرانی، تأملبرانگیز.
این روایت دیگر فقط دربارهٔ وعدهٔ راهاندازی یک تیم نیست. پالم سیتی در فصل ۲۰۲۶–۲۰۲۵ قهرمان لیگ دسته دوم امارات شد و جام اتحادیهٔ فوتبال این کشور را هم گرفت. پشت این دو عنوان، ایدهای قرار داشت که از یک چالش در شبکههای اجتماعی شروع شد: ساختن باشگاه حرفهای در ۳۶۵ روز.
سهیل ورهرام کیست و چه نسبتی با ایران دارد؟
نام کامل او در منابع ورزشی Soheil Varahram است که در این گزارش به فارسی «سهیل ورهرام» نوشته میشود. نام کوتاهتر و شناختهشدهترش، «سهیل وار»، روی وبسایت شخصی و حسابهای عمومی او دیده میشود.
روزنامهٔ نشنال در گزارش ۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، برابر با ۱۶ بهمن ۱۴۰۴، توضیح داده که والدین او ایرانیاند و وقتی کودک بوده، از وین به کانادا مهاجرت کردهاند. بنابراین، ایرانیتبار بودنش مستند است؛ اما مسیر زندگی او را نباید بهاشتباه، مهاجرت یک فوتبالیست بزرگشده در لیگ ایران توصیف کرد. او در کانادا رشد کرد و تجربهٔ بازی و تلاش برای حرفهایشدن را در چند کشور به دست آورد.
همین ریشهٔ ایرانی برای علاقهمندشدن به داستانش کافی است. لازم نیست برای افتخارکردن به موفقیت او، زندگینامهای متفاوت از واقعیت بسازیم. جذابیت سهیل در این است که استعداد ورزشی، توان روایتکردن و جسارت ساختن را کنار هم گذاشته است.
از قرارداد فوتبالی تا ساختن تیم خودش
ورهرام پیش از باشگاهداری، روند تلاشش برای رسیدن به قرارداد حرفهای را منتشر میکرد. به روایت خودش در وبسایت رسمیاش، در اسپانیا، اتریش، آلمان، کانادا و امارات بازی کرده است. چالش نخست او، رسیدن به قرارداد حرفهای در یک سال بود؛ مسیری که طبق گزارش نشنال، بیش از مهلت اولیه طول کشید و در روز ۶۳۴ به قرارداد با گلف یونایتد انجامید.
ارزش این جزئیات در همین واقعیبودن آن است: هدفگذاری یکساله، تضمین موفقیت در همان یک سال نبود. او زمانبندی رؤیایش را از دست داد، اما خود رؤیا را کنار نگذاشت. پس از پایان همکاری با گلف یونایتد، توانایی دیگری را که در این مسیر ساخته بود به کار گرفت؛ ارتباط مستقیم با مخاطبانی که شکست و تلاشش را دیده بودند.
گلفنیوز در گفتوگوی ۲۷ آوریل ۲۰۲۶، برابر با ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، از قول او توضیح میدهد که برای تمرکز بر باشگاه، فعالیت آژانس شبکههای اجتماعیاش را موقتاً کنار گذاشت؛ در حالی که همان کسبوکار، منبع درآمدش بود. این تصمیم، تصویر دقیقتری از ریسکپذیری او میدهد: ساختن تیم، فقط گرفتن چند ویدیوی جذاب نبود؛ انتخابی حرفهای با هزینه و مسئولیت واقعی بود.
القبیله، تیم ۳۶۵ یا پالم سیتی؛ ماجرای نامها چیست؟
اگر نام او را جستوجو کنید، احتمالاً به چند نام برای باشگاه میرسید: «القبیله» یا Al Qabila، «تیم ۳۶۵» و «پالم سیتی» یا Palm City FC. این نامها به مراحل و کاربردهای مختلف در معرفی همین پروژه مربوطاند. نام تازهٔ پالم سیتی، پیوند باشگاه با دبی را پررنگتر کرده است؛ در گزارشهای رسمی مسابقات نیز عنوان «۳۶۵» دیده میشود.
پالم سیتی حاصل کار یک نفر در خلأ نیست. ورهرام چهرهٔ بنیانگذار و روایتگر پروژه است و شیخ احمد بن سلطان بن خلیفه آلنهیان نیز در ساختار مدیریتی و پشتیبانی باشگاه حضور دارد. گلفنیوز به نقل از ورهرام، آشنایی این دو در ورزشگاه و شکلگرفتن همکاریشان را یکی از نقاط عطف رشد تیم توصیف کرده است. توان جمعکردن چنین گروهی، بخشی از موفقیت سهیل است.
موفقیت روی چمن؛ دو جامی که قصه را جدیتر کرد
شارجه۲۴ در گزارش ۴ مهٔ ۲۰۲۶، برابر با ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، قهرمانی تیم ۳۶۵ در لیگ دسته دوم امارات را ثبت کرد؛ گزارشی که از پیروزی ۳ بر ۲ برابر بینونه و مراسم اهدای جام خبر میدهد. همان رسانه، قهرمانی جام اتحادیه پس از تساوی یک بر یک با حتا و پیروزی در ضربات پنالتی را نیز تأیید کرده است.
در نامگذاری لیگها باید دقت کرد: «دسته دوم» امارات، سطح سوم هرم فوتبال آن کشور است و «دسته اول»، یک پله پایینتر از لیگ حرفهای امارات قرار میگیرد. بنابراین، این موفقیت را نباید با قهرمانی لیگ برتر امارات یکی دانست. صفحهٔ رسمی پالم سیتی در معرفی فصل تازه، حضور در دسته اول را درج کرده است؛ ادامهٔ مسیری که در مدت کوتاهی، از ایده به رقابت رسمی و صعود رسیده است.
گزارش مسابقه در رسانهٔ بازر، پخشکنندهٔ فینال، نقش بازیکنانی مانند آلخاندرو پوزوئلو و ماتکو اوبرادوویچ را در پیروزی مقابل حتا شرح میدهد. برای یک باشگاه نوپا، تبدیل توجه عمومی به تیمی که بتواند در زمین نتیجه بگیرد، دستاورد اصلی است؛ جایی که دیگر تعداد بازدید، بهتنهایی گلی به ثمر نمیرساند.
تمرین پالم سیتی در دبی؛ عکس: کریس وایتاوک / نشنال.
شبکههای اجتماعی؛ بخشی از مدل باشگاهداری
حساب عمومی او با شناسهٔ @soheil.var و حساب باشگاه با شناسهٔ @palmcityfc، فقط ویترین نتیجهٔ مسابقات نیستند. تمرین، انتخاب لباس، معرفی همکاران و مسیر رشد باشگاه، خودِ محتوای این پروژهاند. وبسایت رسمی ورهرام نیز محصولات و برنامههای آموزشی ورزشی را عرضه میکند؛ نشانهای از اینکه فعالیت او به یک عنوانِ «فوتبالیست» محدود نمانده است.
نشنال در گفتوگوی ۳ مهٔ ۲۰۲۶، برابر با ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، توضیح داده که ورهرام از مستندسازیِ مداوم مسیر برای جذب فرصتها استفاده میکند. او این ایده را «اثر آهنربایی» مینامد: وقتی روند کار دیده شود، احتمال پیداکردن همکار، حامی و مخاطب همراه بیشتر میشود. این توضیح، برای کارآفرین جوان ایرانی نیز قابل فهم است؛ بهشرط آنکه پشت روایت، کاری واقعی در جریان باشد.
حاشیهٔ جالب ماجرا، تغییر واکنشهاست. ورهرام در یکی از پستهای عمومی کانال خود نوشته بود که در آغاز، با نظرهایی روبهرو میشد که ایدهاش را غیرواقعبینانه میدانستند؛ سپس همان مسیر را با گرفتن مجوز، صعود و رسیدن به فینال مقایسه کرد. این، روایت شخصی او از واکنشهاست، نه آمار مستقلی از نظر همهٔ مخاطبان. با این حال، جامهای ثبتشده نشان میدهند که پروژه از مرحلهٔ وعده گذشته است.
پشت روایت «از صفر» چه چیزی قرار دارد؟
قصههای موفقیت در شبکههای اجتماعی گاهی آنقدر کوتاه میشوند که بخش مهمی از واقعیت از آنها میافتد. تعبیر «یک دلار و یک رؤیا» در روایت ورهرام، توضیحی الهامبخش دربارهٔ شروع مسیر است؛ نباید آن را صورتحساب تأسیس و ادارهٔ باشگاه دانست. خودِ گزارشهای منتشرشده از نقش تیم اجرایی، بازیکنان، شبکهٔ ارتباطی و پشتیبانی مالی سخن میگویند.
همین نگاه، موفقیت او را باورپذیرتر میکند. سهیل توانسته توجه را به ارتباط و ارتباط را به کار مشترک تبدیل کند. برای تحسین او، نیازی به تکرار رقمهای تأییدنشده دربارهٔ ثروت شخصی، ارزش باشگاه یا قراردادها نیست؛ کارنامهٔ ورزشی و مسیر ساختهشده، به اندازهٔ کافی جذاب است.
پرسش ایرانیِ این موفقیت: چرا فرصت ساختن، بیرون از کشور بیشتر دیده میشود؟
برای مخاطب ایرانی، دیدن نام ورهرام در چنین پروژهای هم خوشحالکننده است و هم پرسشبرانگیز. البته او را نمیتوان بدون سند، فردی معرفی کرد که شخصاً به علت فشار جمهوری اسلامی از ایران گریخته است؛ زندگیِ ثبتشدهاش، داستان فرزند یک خانوادهٔ مهاجر است. نقد سیاستگذاری ورزش و اقتصاد، برای محکمبودن به چنین نسبتِ اثباتنشدهای احتیاج ندارد.
پرسش از جمهوری اسلامی روشنتر از این است: برای ماندن استعدادهای داخل کشور و همکاری ایرانیان خارج از کشور، چه فرصتِ قابل اتکایی فراهم شده است؟ بحث مهاجرت چهرههایی مانند پویا ایدنی در شطرنج، یادآور اهمیت همین پرسش است؛ هرچند مسیر هر فرد، دلایل و جزئیات خودش را دارد.
ایران به جوانانی نیاز دارد که بتوانند تیم بسازند، سرمایه جذب کنند و دانش مدیریت و رسانه را وارد ورزش کنند. سیاستگذاری جمهوری اسلامی باید با همین معیار سنجیده شود: دسترسی قابل اتکا به جهان، ثبات قواعد، امکان فعالیت مستقل و انتخاب مدیران بر پایهٔ صلاحیت. پرسش دربارهٔ حضور مدیران غیرورزشی در ورزش نیز به همین فاصله میان تخصص و ساختار تصمیمگیری مربوط است.
افتخار به ایرانیبودنِ یک چهرهٔ موفق، وقتی معنا پیدا میکند که برای رشد نفر بعدی هم راهی باز کنیم.
ورهرام پاسخ همهٔ مسائل فوتبال نیست، اما نمونهٔ امیدوارکنندهای از امکان ساختن است. او نشان داده که میشود پس از شنیدنِ «نه»، مهارتهای تازه را جدی گرفت و با آدمهای دیگر چیزی ماندگارتر ساخت. برای ورزش ایران، پرسشِ ارزشمند این است که چگونه چنین امکانهایی را به تجربهای در دسترس برای جوانان بیشتری تبدیل کنیم.
پرسشهای پرتکرار:
نام فارسی Soheil Varahram چیست؟
در این گزارش «سهیل ورهرام» نوشته شده است. او در فعالیتهای عمومی بیشتر با نام کوتاه «سهیل وار» یا Soheil Var شناخته میشود.
آیا سهیل ورهرام ایرانی است؟
او ایرانیتبار است. نشنال گزارش کرده که والدینش ایرانیاند و در کودکی او، از وین به کانادا مهاجرت کردهاند. این سابقه را نباید با تولد یا رشد فوتبالی در ایران یکی دانست.
باشگاه پالم سیتی چه موفقیتی داشته است؟
این باشگاه در فصل ۲۰۲۶–۲۰۲۵، قهرمان لیگ دسته دوم و جام اتحادیهٔ فوتبال امارات شد. دسته دوم، سطح سوم فوتبال امارات است؛ باشگاه در معرفی فصل تازه، حضور در دسته اول را اعلام کرده است.
به نظر شما برای رشد کارآفرینان جوان در ورزش ایران، کدام مانع باید زودتر برداشته شود؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات در پایین این گزارش «آسیانیوز ایران» بنویسید.