پنج شنبه / ۱۶ مهر ۱۴۰۵ / ۱۴:۵۶
کد خبر: 41826
گزارشگر: 593
۱۴۶
۰
۰
۱
گزارش و تحلیل بازار مسکن در ۱۶ مهر ۱۴۰۵

مسکن در تهران؛ جهش قیمت‌ها و مردمی که از خانه عقب می‌مانند

مسکن تهران؛ ساختمان‌ها و برج میلاد، عکس آرشیوی ۲۰۲۳
برای خانواده‌ای که هنوز پول پیش خانه را جور نکرده، بالا رفتن قیمت آپارتمان خبر رونق نیست؛ دورتر شدن یک سقف است. گزارش‌های تازه از قیمت‌های پیشنهادی تهران، ابعاد این فاصله را نشان می‌دهند؛ اما میان عدد آگهی و معامله واقعی، هنوز شکافی هست که تصمیم خرید و فروش را سخت‌تر می‌کند.

خانه قرار است محل آرامش باشد؛ نه مسئله‌ای که هر بار باز کردن آگهی‌های فروش، اضطراب تازه‌ای به آن اضافه کند. مسئله بازار مسکن فقط بزرگ‌شدن رقم دارایی مالکان نیست. آن سوی این اعداد، خانواری قرار دارد که باید هم اجاره بدهد، هم هزینه زندگی را تأمین کند و هم اگر چیزی باقی ماند، برای خانه پس‌انداز کند.

پاسخ کوتاه به پرسش «بخریم یا نخریم، بفروشیم یا نفروشیم» این است: نیاز به سکونت، توان پرداخت و داشتن جایگزین، باید جلوتر از ترسِ جا ماندن از قیمت‌ها قرار بگیرد. خرید مصرفی با بودجه قابل تحمل، با خرید بدهکارانه به امید سود سریع یکی نیست؛ همان‌طور که فروش خانه اضافی، با فروختن تنها سرپناه برای تعقیب بازارهای دیگر فرق دارد. این گزارش آسیانیوز ایران به‌جای وعده یافتن کف یا سقف بازار، این تفاوت‌ها را باز می‌کند.

مسکن چقدر گران شده است؟ اول ببینیم کدام قیمت

گزارش ۲ مهر ۱۴۰۵ روزنامه «دنیای اقتصاد» با عنوان «ماه جبرانی بازار مسکن»، میانگین قیمت پیشنهادی آپارتمان در تهران طی شهریور را ۲۲۲ میلیون تومان برای هر مترمربع اعلام کرده است؛ ۵٫۳ درصد بالاتر از مرداد و ۱۱۷٫۶ درصد بیشتر از شهریور سال قبل. این ارقام درباره پیشنهاد فروشندگان است، نه ارزش قطعی تمام خانه‌های تهران.

ملک‌رادار نیز در انتشار ۵ مهر گزارش ماهانه خود، میانگین قیمت فروشِ درج‌شده در آگهی‌های تهران برای شهریور را ۲۴۳ میلیون تومان در هر مترمربع و رشد سالانه آن را ۱۲۵ درصد گزارش کرده است. این مجموعه مبنای گزارش ده‌استانی خود را صدها هزار رکورد آگهی معرفی می‌کند؛ عدد کل رکوردها را نباید تعداد معامله یا تعداد نمونه‌های تهران دانست.

هر دو گزارش از فشار شدید سالانه بر قیمت‌های پیشنهادی خبر می‌دهند، اما ۲۲۲ و ۲۴۳ میلیون تومان را نباید با هم میانگین گرفت و «قیمت واقعی امروز تهران» نامید. ترکیب محله‌ها، سن بنا، متراژ، زمان برداشت و پالایش آگهی‌های تکراری می‌تواند نتیجه را عوض کند. از این دو عدد، نمی‌توان بهای یک خانه مشخص را تعیین کرد.

دو گزارش قیمت پیشنهادی مسکن تهران در شهریور ۱۴۰۵؛ این ارقام قیمت قطعی معامله نیستند

بنابراین، شواهد موجود پشتوانه‌ای برای تعبیر «جهش شدید سالانه قیمت پیشنهادی» فراهم می‌کنند؛ اما ادعای افزایش نجومی قیمت قطعی مسکن در هر روز یا هر ساعت، با این داده‌های ماهانه اثبات نمی‌شود. تا زمان تهیه این گزارش در ۱۶ مهر ۱۴۰۵، آمار رسمیِ تازه و قابل اتکایی برای اعلام قیمت قطعی امروزِ معاملات تهران در دسترس این رسانه نیست. تغییر قیمت یک فایل در طول روز نیز به‌تنهایی شاخص کل بازار نیست.

قیمت آگهی، اجاره و هزینه ساخت یک چیز نیستند

قیمت پیشنهادی، مبلغی است که فروشنده طلب می‌کند؛ قیمت معامله، مبلغ توافق‌شده در قرارداد است. نرخ اجاره، هزینه استفاده از خانه را می‌سنجد و شاخص هزینه ساخت هم به نهاده‌های تولید ساختمان مربوط است؛ موضوعی که در گزارش پیشین تورم مصالح ساختمانی تهران بررسی شده است. بالا رفتن یکی، مجوز جایگزین‌کردنش با دیگری نیست. حتی افزایش میانگین معاملات می‌تواند تا اندازه‌ای از بیشتر شدن سهم خانه‌های گران‌تر در نمونه ناشی شود.

افزایش اسمی قیمت نیز با افزایش واقعی ارزش یکسان نیست: برای سنجش رشد واقعی باید تغییر قیمت مسکن را با یک شاخص تورم معتبر، در همان دوره و با روش سازگار مقایسه کرد. از اختلاف دو نرخ ناهم‌زمان، نمی‌توان سود واقعی خریدار را استخراج کرد؛ هزینه معامله، نگهداری و خواب سرمایه هم باید دیده شود.

گرانی مسکن چگونه با رکود کنار هم می‌نشیند؟

محمود اولاد، اقتصاددان حوزه مسکن، در گفت‌وگو با همین روزنامه توضیح داده که بالا رفتن قیمت پیشنهادی الزاماً به همان اندازه به قیمت قطعی منتقل نمی‌شود و فروشنده‌ای که به پول نیاز دارد ممکن است تخفیف بدهد. برای خریدار، همین فاصله مهم است: عدد بزرگ روی آگهی، گواه وجود مشتری در آن قیمت نیست.

رکود برای خانوار کم‌درآمد لزوماً فرصت خرید نمی‌سازد. ممکن است خانه‌ها دیرتر فروش بروند، اما قیمت پیشنهادی هنوز خارج از توان او باشد. اگر پس‌انداز ماهانه پس از اجاره و هزینه‌های ضروری ناچیز است، توصیه ساده «کمی صبر کنید» یا «همین امروز بخرید» مسئله را حل نمی‌کند. اینجا کمبود قدرت خرید، محدودیتی واقعی است؛ نه نشانه بی‌تصمیمی مردم.

مسئولیت مدیریت اقتصادی؛ با وعده نمی‌شود زیر یک سقف رفت

نقد اصلی به مدیریت اقتصادی جمهوری اسلامی همین فاصله است: سیاست مسکن را نمی‌توان تنها با تعداد طرح‌ها، سقف وام‌ها و مراسم آغاز پروژه سنجید. معیار قابل دفاع، خانه قابل سکونتی است که خانوار بتواند هزینه آن را بپردازد، بدون آنکه درمان، خوراک و امنیت مالی‌اش قربانی شود.

اکوایران در گزارش ۱۵ مهر ۱۴۰۵ خود از داده‌های دفتر اقتصاد مسکن وزارت راه و شهرسازی نوشته است که در پروژه‌های حمایتیِ اراضی اجاره ۹۹ساله، عملیات اجرایی بیش از ۷۲۳ هزار واحد آغاز شده، اما حدود ۱۰۷ هزار واحد به مرحله اتمام کارهای پایانی رسیده‌اند. این اعداد ملی‌اند، نه مختص تهران؛ «اتمام کارهای پایانی» هم نباید بدون شاهد تحویل و سکونت، خانه تحویل‌شده به مردم نامیده شود.

همین گزارش، تکمیل تعهدات نیمه‌تمام، توجه بیشتر به خانوارهای کم‌درآمد و متنوع‌کردن روش‌های تأمین مسکن و منابع مالی را در میان رویکردهای اعلامی وزارتخانه ذکر می‌کند. این جهت‌گیری‌ها قابل ارزیابی‌اند؛ اما ارزش‌شان در اجرای قابل سنجش است، نه صرف اعلام دوباره. لازم است هزینه نهایی، منابع تأمین‌شده و زمان تحویل هر پروژه برای متقاضی روشن باشد.

در سطح اقتصاد کلان نیز عبدالناصر همتی، رئیس‌کل بانک مرکزی، در اظهارات منتشرشده در ۱۵ مهر، از کنترل رشد نقدینگی و حرکت تورم نقطه‌به‌نقطه به سمت کاهش گفته است. او در عین حال پذیرفته که سطح تورم بالاست و کاهش شتاب تورم به معنی توقف افزایش قیمت‌ها نیست. این سخنان درباره تورم عمومی است و آماری از قیمت آپارتمان‌های تهران به دست نمی‌دهد.

این تمایز، پاسخ مسئله خانوار را هم روشن می‌کند: کندتر گران‌شدن، به‌خودی‌خود به معنی ارزان‌شدن یا بازگشت توان خرید نیست. مسئولیت دولت و بانک مرکزی با اعلام کندشدن تورم پایان نمی‌یابد. ثبات پول، شفافیت داده‌های معاملات، دسترسی واقعی به تأمین مالی و عرضه متناسب با توان مصرف‌کننده باید در نتیجه نهایی دیده شوند. نمی‌توان همه بار ناکامی را به گردن فروشنده، مشاور املاک یا یک سکوی آگهی انداخت و از سیاست اقتصادی کلان صرف‌نظر کرد.

آینده مسکن؛ سه مسیر ممکن، بدون پیش‌گویی

هیچ‌کدام از سناریوهای زیر پیش‌بینی قطعی یا دارای احتمال عددی نیست. کاربردشان این است که خانوار بداند تصمیمش در صورت تغییر شرایط تا چه اندازه دوام می‌آورد:

  • تداوم فشار تورمی: اگر بی‌ثباتی پول و انتظارات افزایش هزینه ادامه پیدا کند، فروشندگان ممکن است قیمت‌های پیشنهادی را باز هم بالا ببرند؛ اما رشد پیشنهادها الزاماً با رشد همان‌قدرِ معاملات همراه نخواهد بود.
  • آرام‌تر شدن انتظارات و ادامه ضعف تقاضا: ثبات بیشتر می‌تواند از عجله فروشندگان برای افزایش قیمت بکاهد و امکان مذاکره را بیشتر کند. حتی در این حالت هم ارزان‌شدن یکسان همه محله‌ها تضمین‌شده نیست.
  • تشدید نااطمینانی یا شوک امنیتی: افزایش ریسک می‌تواند نقدشوندگی را ضعیف و معامله را دشوار کند. تصور اینکه مسکن در هر نوع بحران حتماً سودآور است، پشتوانه‌ای برای به‌خطرانداختن تنها سرپناه خانواده نیست.

علامت مهم برای رصد آینده، تنها قیمت تازه آگهی‌ها نیست؛ تعداد معامله، فاصله قیمت پیشنهادی تا توافق نهایی، زمان فروش و توان واقعی خریداران هم اهمیت دارند. میانگین شهر، جای بررسی یک خانه با موقعیت، کیفیت و وضعیت حقوقی مشخص را نمی‌گیرد.

بخریم یا نخریم؟ صورت‌حساب زندگی را جلوتر از نمودار بگذاریم

برای خریدار مصرفی که چند سال قصد سکونت دارد، خانه مناسب می‌تواند منفعتی فراتر از نوسان قیمت داشته باشد. شرط مهم این است که خرید، او را در برابر یک هزینه پیش‌بینی‌نشده یا وقفه درآمد بی‌دفاع نکند. اصول عمومی بودجه‌بندی خرید خانه در راهنماهای دفتر حمایت مالی از مصرف‌کننده آمریکا نیز بر همین نکته تکیه دارند: هزینه مالکیت فقط مبلغ خرید یا قسط نیست و ذخیره اضطراری نباید حذف شود. نرخ‌ها و قواعد وام آمریکا، مبنای بازار ایران نیستند.

وضعیت خانوار پرسش تعیین‌کننده
خریدارِ خانه برای سکونت پس از پرداخت قیمت، هزینه انتقال و تعمیر، ذخیره امن و توان پرداخت مخارج باقی می‌ماند؟
مالکِ در فکر تعویض خانه فاصله قیمت خانه فعلی و جایگزین، با همه هزینه‌ها و زمان جابه‌جایی، تأمین شده است؟
فروشنده نیازمند نقدینگی هزینه صبرکردن و بدهی، از منفعت احتمالی قیمت بالاتر بیشتر نمی‌شود؟
خریدار کوتاه‌مدت برای سود اگر ملک ماه‌ها فروش نرود یا قیمت افت کند، توان نگهداری آن وجود دارد؟

این جدول جای ارزیابی شخصی مالی و حقوقی را نمی‌گیرد؛ نقطه آغاز مقایسه است. برای خانواده‌ای که امکان تأمین بودجه امن ندارد، واردنشدن به خریدِ بدهکارانه شکست نیست. مسئله، حفظ توان ادامه زندگی است؛ نه اثبات جسارت در بازار.

پنج کار پیش از امضای قرارداد

  1. بودجه کامل را بنویسید: قیمت، هزینه‌های انتقال و قرارداد، تعمیر ضروری، جابه‌جایی و بدهی‌های روشن‌شده ملک را جدا حساب کنید؛ از درآمدی که هنوز قطعی نشده، قسط قطعی نسازید.
  2. خانه‌های واقعاً مشابه را مقایسه کنید: محله، کوچه، سن بنا، آسانسور، پارکینگ، نور، کیفیت و وضعیت سند را کنار قیمت بگذارید. چند آگهی گران، ارزش‌گذاری مستقل نیست.
  3. توان پرداخت را در شرایط سخت‌تر بسنجید: اگر چند ماه درآمد کمتر شد یا خرج ضروری پیش آمد، قسط و مخارج زندگی چگونه پرداخت می‌شود؟ پاسخ را با ارقام خودتان بنویسید.
  4. وضعیت حقوقی و فنی را مستقل بررسی کنید: پیش از تعهد غیرقابل بازگشت، مالکیت، اختیار فروش، تعهدات و محدودیت‌های ملک و سلامت ساختمان را با متخصص مستقل مرتبط کنترل کنید. تخفیف، جای این بررسی را نمی‌گیرد.
  5. برای تعویض خانه، دو معامله را یک تصمیم ببینید: هزینه و زمان فروش، خرید جایگزین، تحویل و سکونت موقت باید با هم سازگار باشند؛ صرف گران فروختن، موفقیتِ تعویض نیست.

بفروشیم یا نفروشیم؟ تنها خانه را با سرمایه مازاد اشتباه نگیریم

برای فروشنده‌ای که بدهی سررسیدشده یا نیاز ضروری به پول دارد، صبرکردن رایگان نیست. باید هزینه تأخیر را با پیشنهاد واقعی خریدار مقایسه کند؛ عدد دلخواه روی آگهی، پول قابل استفاده در حساب نیست. در مقابل، مالکِ ساکن که قرار است همان‌جا یا در محله دیگری خانه جایگزین بخرد، باید شکاف خرید و فروش را بسنجد.

فروش تنها خانه به امید ارزان‌شدن بازار یا جهش دارایی دیگر، خانواده را هم‌زمان در معرض ریسک قیمت جایگزین، اجاره و زمان بازگشت به بازار قرار می‌دهد. نگهداری هر ملکی هم همیشه بهترین تصمیم نیست: هزینه تعمیر، امکان اجاره‌دادن، کیفیت ساختمان و نیاز به نقدینگی تفاوت می‌سازند. نسخه همگانی «همه بخرند» یا «همه بفروشند» این تفاوت‌ها را پاک می‌کند.

مسئله مسکن را نباید به مسابقه حدس‌زدن قیمت فردا تقلیل داد. وقتی فاصله خانه و توان پرداخت بزرگ می‌شود، وظیفه مدیریت اقتصادی ساختن ثبات و امکان سکونت است؛ نه سپردن خانواده‌ها به اضطراب دائمیِ جا ماندن. تا آن زمان، تصمیم قابل دفاع تصمیمی است که حتی اگر پیش‌بینی بازار غلط از آب درآمد، زندگی را از هم نپاشد.

در تجربه شما، بزرگ‌ترین مانع خانه‌دارشدن یا تعویض خانه چیست: فاصله قیمت‌ها، قسط، نبود اطلاعات روشن یا پیدا نکردن گزینه مناسب؟ بدون ذکر نشانی ملک یا اطلاعات مالی شخصی، از مسئله‌ای بنویسید که بیشتر با آن روبه‌رو هستید.

آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jJW
اخبار مرتبط
چهارمین نشست منطقه‌ای در یزد، نقطه عطفی برای اجرایی‌سازی قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول بود؛ نشستی که با رونمایی از صدور «شناسه یکتا» برای پیش‌فروش ساختمان‌ها، نویدبخش حذف جرایم ملکی و ساماندهی بازار مسکن در کشور شد
شاخص قیمت نهاده‌های ساختمان‌های مسکونی شهر تهران در بهار ۱۴۰۵ با رشد ۱۰۶.۸ درصدی نسبت به بهار سال گذشته، به رکورد تاریخی دست یافت. این یعنی قیمت مصالح ساختمانی در یک سال، بیش از دو برابر شده است. تورم فصلی نیز به ۲۰.۷ درصد رسید که نشان از سرعت بالای افزایش قیمت‌ها دارد. افزایش قیمت ارز، نوسانات بازار جهانی و رشد نقدینگی از مهم‌ترین عوامل این تورم بی‌سابقه هستند. این افزایش قیمت، فشار مضاعفی را بر سازندگان و خریداران مسکن وارد کرده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید