گاهی راهِ رسیدن به یک نقش باستانی، از صفحهٔ یک نوازندهٔ امروزی میگذرد. اجرای کوتاه ثارا پارسایی با سازی که آن را «ارجان» معرفی کرده، چنین فرصتی است: آشنایی با سازی بازسازیشده و با تصویری از زندگی موسیقایی ایران که روی یک کاسهٔ مفرغی باقی مانده است.
این اجرا را نباید صدای ضبطشده یا آهنگی دستنخورده از چند هزار سال پیش دانست. آنچه امروز نواخته میشود، اجرای یک هنرمند معاصر است؛ پیوندش با گذشته به الگوی ساز و میراث تصویری ارجان برمیگردد. گزارش آسیانیوز ایران از همین فاصلهٔ جذاب میان نقش باستانی و موسیقی امروز آغاز میشود.
اجرای ثارا پارسایی مربوط به چه زمانی است؟
در کانال رسمی یوتیوب پارسایی، ویدیویی ۴۵ثانیهای با عنوان «The Arjan lyre ـ ساز ارجان» در ۲۷ دسامبر ۲۰۲۵، برابر با ۶ دی ۱۴۰۴، منتشر شده است. این تاریخ، زمان انتشار آن نسخه است؛ تاریخ ضبط در توضیح آن نیامده؛ این گزارش نگاهی دوباره به همان اجرای آرشیوی است.
او در توضیح ویدیو نوشته است: «من نوازنده این ساز نیستم» و در ادامه از احساس خوبی گفته که هنگام نواختن آن تجربه کرده و خواسته با مخاطبانش شریک شود. این توضیح، زمینهٔ شخصیِ اجرا را روشن میکند؛ ساز تخصصی پارسایی فلوت است و این تجربه را نباید بهعنوان ادعای تخصص او در نوازندگی ارجان بازگو کرد.
ثارا پارسایی کیست؟
پارسایی نوازندهٔ فلوت است و در صفحهٔ عمومی اینستاگرامش با نام «Sarah Parsaei | ثارا پارسایی» و شناسهٔ @saraparsaei_ معرفی میشود. وبسایت رسمی گروه پلاریس، که نام او را «سارا پارسایی» نوشته و به همین حساب پیوند داده، فلوت را ساز تخصصی او و ریکوردر، لاکوتا و چنگ ارجان را در فهرست سازهایش آورده است.
در معرفی حرفهای او، سابقهٔ حضور در تئاترهای موزیکال از جمله «الیور توییست»، «بینوایان» و «دیو و دلبر» آمده است. نامش در اعتبارهای آلبوم «A Peaceful Tomorrow» ساختهٔ گای رناردو (Guy Renardeau) و جولیت لاینز (Juliet Lyons) نیز برای نوازندگی فلوت و ارجان ثبت شده؛ آلبومی که ۱۴ اوت ۲۰۲۶، برابر با ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، منتشر شده است. این همکاری، نمونهای دیگر از حضور ساز ارجان در موسیقی معاصر است، نه سندی دربارهٔ ملودیهای دوران باستان.

جام ارجان؛ ردّ نوازندگان در خوزستان
داستان باستانشناسی ارجان به کشف یک آرامگاه در نزدیکی بهبهان میرسد. کیومرث علیزاده در مقالهای در دوفصلنامهٔ موزهٔ ملی ایران توضیح میدهد که این آرامگاه در پاییز ۱۳۶۱، هنگام راهسازی نزدیک سد مارون، بهطور اتفاقی پیدا شد. کاسهٔ ارجان از اشیای بهدستآمده از همین آرامگاهِ دورهٔ عیلام نو است.
بو لاورگرن، پژوهشگر تاریخ سازها، در دانشنامهٔ ایرانیکا صحنهٔ موسیقیِ این کاسه را در محدودهٔ ۶۲۰ تا ۵۸۰ پیش از میلاد بررسی میکند. یاسمینا ویکس نیز در مدخل دانشگاهی «Arjan Bowl»، قرارگرفتن کاسه در آرامگاه را به اوایل سدهٔ ششم پیش از میلاد نسبت میدهد. بنابراین پیوند این اثر با دورهٔ ساسانی درست نیست؛ ساسانیان چندین سده بعد، در سدهٔ سوم میلادی، به قدرت رسیدند.
روی کاسه، فقط یک نوازنده یا یک ساز دیده نمیشود. لاورگرن از ساز دستهدار از خانوادهٔ لوت، ساز بادی دولولهای، دو چنگ عمودی و لیری با بدنهٔ گرد نام میبرد. همین تنوع نشان میدهد که نامهای «چنگ»، «لیر» و «بربط» را نباید بیتوضیح به جای یکدیگر گذاشت.
چرا تفاوت لیر و بربط مهم است؟
در سازشناسی، شکل ساز فقط ظاهر آن نیست؛ به شیوهٔ تولید نت هم مربوط میشود. در لیر و چنگ، هر سیم معمولاً برای یک نت کوک میشود، اما در سازهای دستهدارِ خانوادهٔ لوت، نوازنده با تغییر طولِ بخش مرتعش یک سیم میتواند نتهای مختلف بسازد. عنوان انگلیسیِ انتخابشده برای ویدیوی پارسایی نیز «لیر ارجان» است. «چنگ ارجان» نام رایج دیگری در معرفیهای فارسی است، اما این کاربرد عمومی تفاوت خانوادههای ساز را از میان نمیبرد.
بازسازی ساز، چه چیزی را به ما برمیگرداند؟
سیفالله شکری از سازندگان و پژوهشگران معاصرِ فعال در بازسازی سازهای تاریخی است. مجموعهٔ «موسیقی برای همه»، در معرفی همکاری خود با او، بازسازی نمونهای منتسب به جام ارجان را در کارنامهاش آورده است. با این حال، توضیح ویدیوی پارسایی نام سازندهٔ سازِ داخل آن اجرا را مشخص نمیکند؛ نمیتوان صرفِ شباهت یا نام مشترک را سندِ ساخت همان نمونه به دست شکری دانست.
برای فهم این تجربه، سه چیز را میتوان از هم جدا کرد:
- اثر باستانی: کاسهای با نقش نوازندگان که شاهدی برای مطالعهٔ تاریخ موسیقی است.
- ساز بازسازیشده: سازی امروزی که ساخت آن از شکلها و شواهد تاریخی الهام میگیرد.
- اجرای معاصر: موسیقیای که نوازندهٔ امروز با انتخاب کوک، ریتم و جملهبندی مینوازد.
ارزش چنین اجراهایی در این نیست که شنونده را با اطمینان به صدای دقیق یک مجلس باستانی ببرند. آنها میتوانند کنجکاوی دربارهٔ سازهای فراموششده را زنده کنند و نقشهای ساکت موزه را به پرسشی شنیدنی تبدیل کنند: از گذشته چه میدانیم و هنرمند امروز چگونه با آن گفتوگو میکند؟
اگر به پیوند میراث فرهنگی و آفرینش موسیقایی علاقه دارید، داستان اپرای «کوراوغلو» و ریشههای آن در روایتهای منطقه نیز نمونهای خواندنی از راه یافتن یک میراث قدیمی به زبان هنری دیگر است.
شما بیشتر به شنیدن این سازهای بازسازیشده علاقه دارید یا به شناخت داستان ساخت و پیشینهٔ آنها؟