بررسی آسیانیوز ایران؛ گاهی چند نت کافی است تا شنونده احساس کند این آهنگ را قبلاً جای دیگری شنیده است. درباره «سرود مجاهد» و «فدایی»، این احساس پشتوانهای مستند دارد؛ رد آن به ارتباطهای سیاسی و نظامی دهههای پیش از انقلاب ایران میرسد.
پاسخ در نوشته خود مجاهدین
وبسایت سازمان مجاهدین خلق در مطلب «همبستگی جنبشها»، منتشرشده در ۱۱ دی ۱۳۹۱، «سرود مجاهد» را اقتباسی از «فدایی» معرفی میکند. این منبع وابسته به سازمان است و روایت سیاسی آن را نباید بیچونوچرا پذیرفت؛ اما درباره منشأ یکی از سرودهای خود سازمان، سندی مستقیم و مهم به شمار میرود.
بر اساس همین روایت، اعضای مجاهدین هنگام حضور در اردوگاههای فلسطینی با سرودهای آن جریان آشنا شدند؛ سپس این موسیقی وارد جمعهای سازمانی و زندانها شد و بعدها اجراهای حرفهای آن انتشار یافت.
در نتیجه، در این مورد با استفاده از یک ملودی موجود و نشاندن کلام فارسی بر آن روبهرو هستیم. تعبیر «تصادف موسیقایی» توضیح مناسبی نیست؛ در عین حال، عنوان «سرقت» نیز بدون بررسی اجازه استفاده و حقوق اثر، نتیجهای اثباتشده محسوب نمیشود.
کدام سرود فلسطینی؟
نام قطعه مورد بحث «فدایی» (Fidai) است؛ آهنگ آن به علی اسماعیل، آهنگساز مصری، و کلامش به سعید المزیّن، شاعر فلسطینی، تعلق دارد. این اثر را نباید با «موطنی»، سرود شناختهشده دیگری در فرهنگ فلسطینی و عربی، اشتباه گرفت.
سفارت فلسطین در لبنان، سال ۱۹۷۲ را زمان پذیرش «فدایی» از سوی کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین اعلام کرده است. همچنین مصوبه شماره ۱۸۱ هیئت وزیران فلسطینی در سال ۲۰۰۵، مشخصات چند نسخه اجرایی سرود را تصویب میکند. تاریخ ساختهشدن، پذیرش سیاسی و تصویب یک تنظیم اجرایی، سه موضوع متفاوتاند.
دو نمونه کوتاه برای مقایسه
نمونه نخست، برشی هشتثانیهای از ضبط «فدایی» است. نمونه دوم، برشی ششثانیهای از اجرای «سرود مجاهد» با صدای روزبه و همراهی گروه کر، منتشرشده توسط سیمای آزادی است. تفاوت کیفیت ضبط و بلندی صدا را نیز باید هنگام مقایسه در نظر گرفت.
نمونه اول: «فدایی»، سرود ملی فلسطین
نمونه دوم: «سرود مجاهد»، اجرای روزبه و گروه کر
استناد تاریخی این گزارش به اقتباس، بر پایه توضیح منتشرشده در وبسایت خود مجاهدین است؛ این نمونههای کوتاه جای تحلیل تخصصی نتبهنت را نمیگیرند.
ارتباطی فراتر از موسیقی
سازمان مجاهدین خلق، تشکلی سیاسی با سابقه مبارزه مسلحانه در ایران، در دهه پیش از انقلاب با اردوگاههای سازمان آزادیبخش فلسطین ارتباط داشت. گزارش سال ۲۰۰۵ دیدهبان حقوق بشر ثبت میکند که ۱۳ عضو این سازمان در سال ۱۹۷۰ در اردوگاههای ساف در اردن و لبنان آموزش نظامی دیدند.
این سابقه، زمینه انتقال سرودها را توضیح میدهد. موسیقی در چنین تشکیلاتی میتوانست به تقویت همبستگی، انگیزه و هویت جمعی کمک کند. از زاویه انتقادی، پرسش مهم این است که زبان حماسی و ستایش فداکاری چگونه برای مشروعیتبخشیدن به سیاست مسلحانه به کار گرفته میشود. شور یک سرود، جای بررسی پیامدهای واقعی آن سیاست برای جان انسانها را نمیگیرد.
این شباهت چه چیزی را ثابت نمیکند؟
اقتباس موسیقایی بهتنهایی نه وابستگی تشکیلاتی امروز را ثابت میکند و نه همه جریانهای فلسطینی را با مجاهدین یکسان میسازد. همچنین «فدایی» سرودی ملی است و نمیتوان شنوندگان یا اجراکنندگان آن را صرفاً به دلیل استفاده از این اثر، عضو یک سازمان مسلح دانست.
نقد دقیق باید متوجه عملکرد، تصمیمها و خشونت مستند سازمانها باشد. کاربرد عنوان حقوقی «تروریستی» نیز به مرجع و زمان وابسته است و نباید جای شرح روشن رفتار و مسئولیت سیاسی را بگیرد.
پاسخ کوتاه روشن است: شباهت این دو قطعه از اقتباس موسیقایی و ارتباط تاریخی میآید؛ برای داوری سیاسی، باید مدارک دیگری را هم بررسی کرد.
شباهت یک ملودی، سرنخ تاریخ است؛ داوری درباره یک سازمان، به بررسی کارنامه آن نیاز دارد.
برای دنبالکردن بازنمایی این جریان در آثار فرهنگی، نقد و بررسی فیلم «ضد» را نیز بخوانید.
تصویر شاخص: نمایی آرشیوی از ویدئوی سرود مجاهد، منتشرشده توسط سیمای آزادی. تصویر، ثبت یک اجرای مشترک تازه با فلسطینیها نیست.
شما نقش موسیقی در شکلگیری هویت سیاسی را چگونه میبینید؟ دیدگاه خود را زیر این گزارش بنویسید.