سه شنبه / ۵ آبان ۱۴۰۵ / ۲۲:۱۴
کد خبر: 42332
گزارشگر: 593
۵۸
۰
۰
۱
پژوهشی تازه در مرز نقاشی و نجوم

شب پرستاره ون‌گوگ؛ ستاره‌ها تاریخ تابلو را عوض می‌کنند؟

شب پرستاره ون‌گوگ؛ تابلوی سال ۱۸۸۹
آیا آسمان «شب پرستاره» نشانی از یک صبح واقعی دارد؟ پژوهشی نجومی، تاریخ تازه‌ای پیشنهاد کرده است؛ اما فهرست موزه و نگاه منتقدان، هنوز جای احتیاط باقی می‌گذارند.

ستاره‌های «شب پرستاره» فقط برای زیبایی روی بوم ننشسته‌اند؛ شاید نشانی از آسمانی واقعی باشند. با این حال، پژوهش تازه درباره این اثر مشهور وینسنت ون‌گوگ (Vincent van Gogh) هنوز تاریخ پذیرفته‌شده تابلو را به‌طور قطعی تغییر نداده است. مسئله، تفاوت میان یک بازسازی نجومی امیدوارکننده و سندی برای زمان پایان نقاشی است.

پژوهش تازه درباره شب پرستاره چه می‌گوید؟

به گزارش آسیانیوز ایران، مطالعه‌ای که ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶ در نشریه Scientific Reports منتشر شد، آسمان نزدیک سپیده‌دم ۲۲ ژوئیه ۱۸۸۹ در سن‌رمی فرانسه را نامزدی برای الگوی آسمان تابلو معرفی می‌کند. این مطالعه در پوشش خبری ۲۷ اکتبر دوباره مورد توجه قرار گرفته است؛ تاریخ انتشار پژوهش، امروز نیست.

گروه پژوهشی با حضور الایجا جونگ‌هیون کیم (Elijah Jeong-hyun Kim)، شبیه‌سازی آسمان، تطبیق هندسی، وضعیت افق و شواهد تاریخی را کنار هم گذاشته است. در این خوانش، هلال ماه، زهره و خوشه قلائص در صورت فلکی گاو اجزای مهم مقایسه‌اند. نتیجه پیشنهادی، فاصله‌ای حدود یک ماه با تاریخ رایج اثر دارد. اما تطابق شکل‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که هنرمند تمام تابلو را در همان صبح کشیده یا به پایان رسانده باشد.

چرا تاریخ ژوئن هنوز کنار تابلو دیده می‌شود؟

موزه هنر مدرن نیویورک، موما (MoMA)، همچنان اثر را با عبارت «سن‌رمی، ژوئن ۱۸۸۹» معرفی می‌کند. این نقاشی رنگ‌روغن روی بوم، حدود ۷۴ در ۹۲ سانتی‌متر اندازه دارد. بنابراین فعلاً با دو چیز متفاوت روبه‌رو هستیم: تاریخ ثبت‌شده در فهرست موزه و فرضیه تازه‌ای که نیازمند بحث و ارزیابی است.

آسوشیتدپرس نیز نظر خوزه لوئیس آراگون (José Luis Aragón)، پژوهشگر دانشگاه ملی خودمختار مکزیک و خارج از گروه این مطالعه، را جویا شده است. او پیشنهاد تاریخ تازه را جالب می‌داند، اما احتمال ترکیب مشاهدات چند شب در یک تصویر را یادآور می‌شود. همین احتمال، مانع تبدیل فرضیه به یک پاسخ قطعی است.

نکته کلیدی این است: پیدا کردن آسمانی شبیه نقاشی، لزوماً به معنی پیدا کردن روز پایان نقاشی نیست.

شب پرستاره، عکسِ آسمان نیست

شرح موما کمک می‌کند مسئله روشن‌تر شود: ون‌گوگ تابلو را طی چند نوبت در روز نقاشی کرد. منظره، ترکیبی از مشاهده، خاطره و تخیل است؛ روستا عیناً همان چیزی نیست که از پنجره دیده می‌شد و جای درخت سرو نیز بازآفرینی شده است. آسمان بخش بزرگی از بوم را گرفته و ضربه‌های قلم‌مو به آن حرکت می‌دهند. این ویژگی‌ها ارزش رصدی تصویر را بی‌معنا نمی‌کند، اما خواندن آن مانند یک عکس زمان‌دار را دشوار می‌سازد.

ون‌گوگ پیش‌تر نیز به آسمان شب پرداخته بود. اثر متفاوت «شب پرستاره بر فراز رون» (Starry Night Over the Rhône)، متعلق به سپتامبر ۱۸۸۸، با انعکاس روشنایی در آب، نمونه دیگری از همین علاقه است. تصویر میان این گزارش مربوط به آن اثر جداگانه است، نه نسخه دیگری از تابلوی ۱۸۸۹.

تابلوی شب پرستاره بر فراز رون، اثر متفاوت ون‌گوگ در سپتامبر ۱۸۸۸

از تماشای نقاشی تا تماشای آسمان

جذابیت این بحث آن است که هنر و نجوم را به گفت‌وگو می‌رساند، بی‌آنکه یکی را جای دیگری بنشاند. برای خواننده، پرسش بهتر فقط «چه روزی؟» نیست؛ باید پرسید کدام بخش تصویر مشاهده شده، کدام بخش بازآفرینی شده و هر ادعا به چه نوع شاهدی تکیه دارد. دقت در همین تفاوت‌ها است که یک خبر علمی را از تیتر هیجان‌زده جدا می‌کند.

اگر این نگاه شما را به دیدن آسمان واقعی علاقه‌مند کرده است، در راهنمای تماشای بارش شهابی جباری می‌توانید با اهمیت تاریکی آسمان و شرایط رصد آشنا شوید. تاریخ رویداد آن گزارش را جداگانه در نظر بگیرید.

فعلاً پاسخ کوتاه این است: پژوهش تازه، یک احتمال نجومی درباره «شب پرستاره» پیشنهاد می‌کند؛ تاریخ اثر در فهرست موما هنوز ژوئن ۱۸۸۹ است. شما در این تابلو بیشتر آسمان واقعی می‌بینید یا دنیای درونی نقاش؟ دیدگاهتان را در کادر ثبت نظر پایین خبر بنویسید.

آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jTJ
اخبار مرتبط
اوج بارش شهابی جباری نزدیک است؛ ناسا شب ۲۹ تا بامداد ۳۰ مهر را پیشنهاد می‌کند، اما نور ماه و شرایط آسمان تعداد شهاب‌های قابل مشاهده را تغییر می‌دهند.
ققنوسِ ایرانی، برخلافِ اسطورهٔ یونانی که نمادِ «تکرارِ بی‌خاطره» ست، یک «باززاییِ خاطره‌دار» است. این پرندهٔ آتشین که از دلِ متونِ عربی و عرفانیِ اسلامی به فرهنگِ ما راه یافت، با سیمرغِ زرتشتی درآمیخت و به نمادِ هویتِ پارسیِ اسلامی تبدیل شد. در نقاشیِ پشت شیشه، این اسطوره، بیش از هر جایِ دیگری، جان می‌گیرد. تکنیکِ معکوسِ این هنر (ابتدا جزئیات، سپس پس‌زمینه) و امکانِ «جوش دادنِ خطاها» با لایه‌هایِ تازه، آن را به یک آیینِ باززایی تبدیل کرده است. از دورهٔ قاجار که پس از هرج‌ومرجِ افشاریه و زندیه، این هنر به اوجِ خود رسید، تا تمرینِ عملیِ کشیدنِ ققنوسی با لایه‌هایِ رنگیِ آبیِ ساسانی، فیروزهٔ اسلامی، سرخِ مغولی و زرِ تیموری، همه و همه، روایتِ یک حقیقتِ واحد هستند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید