آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
مصاحبه اخیر کاترین شکدم در شبکه ایران اینترنشنال، مانند بمبی در فضای مجازی ایران منفجر شد. اما این بار، واکنشها فراتر از محکومیت ساده اظهارات او بود. خبرگزاری تسنیم طی گزارشی ادعاهایی را مطرح کرده که معتقد است پردهای دیگر از این ماجرا را کنار زده است: آنچه در نگاه اول یک مصاحبه تبلیغاتی علیه ایران به نظر میرسید، ممکن است صحنهای کاملاً متفاوت باشد. بر اساس تحلیل خبرگزاری تسنیم، این مصاحبه را باید نه یک گفتگوی آزاد، که یک «صحنه بازجویی و شکنجه پنهان» دانست. صحنهای که بازیگر اصلی آن تحت فشار قرار دارد. منابع اسرائیلی ماههاست درباره وفاداری شکدم به تشکیلات امنیتی این رژیم ابراز تردید کردهاند. برخی حتی او را «عنصر نفوذی بالقوه» ایران میدانند. این سوءظن عمیق، زندگی شکدم در پناهگاه به ظاهر امن اسرائیل را به کابوسی امنیتی تبدیل کرده است. او باید برای بقای خود، کاری خارقالعاده انجام دهد.
مأموریت او در این مصاحبه
اثبات قطعی و بدون تردید که هیچ علقهای به ایران ندارد. اثباتی که باید آنقدر رادیکال و افراطی باشد که هر شک را از بین ببرد.
اما چرا ادعاهای او تا این حد دور از واقعیت و به تعبیر تحلیلگران «احمقانه» انتخاب شدهاند؟ آیا این یک اشتباه رسانهای است یا بخشی از یک نقشه حسابشده؟ پاسخ این پرسش را باید در ترس عمیق شکدم از دستگاه امنیتی موساد جستجو کرد. ادامه این گزارش، این سناریوی پیچیده را در پنج محور اصلی واکاوی میکند.
بستر امنیتی؛ ریشه سوءظن موساد به شکدم
برای درک عمق ماجرا، باید به پیشینه روابط امنیتی ایران و اسرائیل نگاه کرد. تشکیلات امنیتی اسرائیل، به ویژه موساد، همواره یکی از بزرگترین تهدیدات را نفوذ اطلاعاتی میداند. شخصیتی مانند شکدم، با سابقه حضور در داخل ایران و سپس خروج، از دیدگاه یک دستگاه امنیتی پروندهای پیچیده و بالقوه خطرناک است. منابع اسرائیلی ماهها پیش، خبر از تردید شاباک و موساد درباره او داده بودند. این تردید، زندگی هر فردی را در جامعه اسرائیل، به ویژه اگر چهرهای شناخته شده باشد، به محاصره بازجوییهای پنهان و تحت نظر بودن میکشد. مصاحبه اخیر را باید نقطه اوج این فشارهای ممتد دانست.
منطق افراط؛ چرا ادعاها «احمقانه» طراحی شدند؟
یک قاعده اولیه در جنگ روانی و رسانهای، حفظ حداقلی از اعتبار برای اثرگذاری است. اما ادعاهای مطرح شده در این مصاحبه، طبق تحلیل تسنیم، عامدانه از مرز باورپذیری عبور کردهاند. این دوری عمدی از واقعیت، کلید فهم معادله است. وقتی مخاطب هدف، افکار عمومی باشند، چنین تکنیکی شکست میخورد. اما وقتی مخاطب، مأموران ارزیاب موساد هستند، معادله تغییر میکند. در این حالت، «میزان افراط» و «قطع رابطه نمادین» است که سنجیده میشود. هرچه ادعاها غیرمنطقیتر و توهینآمیزتر باشند، فرد بیشتر ثابت میکند که برای جلب رضایت ناظران، حاضر است هر مرزی را زیر پا بگذارد. این یک سیگنال امنیتی قوی است.
مصاحبه به مثابه صحنه بازجویی؛ نشانهشناسی یک فشار سازمانیافته
تحلیل تسنیم با عبارت «شکنجه پنهان» به نشانههای موجود در این مصاحبه اشاره میکند. در یک بازجویی کلاسیک، هدف اقناع بازجو است، نه مخاطب عام. همه عناصر این گفتگو را میتوان در آن چارچوب تحلیل کرد: موضوعات از پیش تعیینشده، انتظار برای ارائه پاسخهای خاص، و نمایشی بودن واکنشها. شکدم در این صحنه، نه به عنوان یک مصاحبهشونده مستقل، بلکه به عنوان فردی که باید گواهی برائت خود را صادر کند، حاضر شده است. متن مصاحبه، بیشتر شبیه به متنی است که فرد برای رهایی از اتهام در دادگاه میخواند، نه یک گفتگوی آزاد رسانهای. این چارچوب، ماهیت واقعی رویداد را فاش میسازد.
جنگ روایتی؛ تقابل تحلیل تسنیم با روایت اصلی
این تحلیل، خود بخشی از یک جنگ روایتی گستردهتر است. از یک سو، رسانه میزبان و حامیان شکدم سعی دارند این مصاحبه را به عنوان «فریاد حقیقت» یک چهره آزاده معرفی کنند. از سوی دیگر، تحلیل تسنیم با تخریب کامل این چارچوب، آن را به نمایشی ذلیلانه و تحت فشار تقلیل میدهد. این تقابل، قلب جنگ روانی است: آیا شکدم یک مبارز مستقل است یا یک عروسک خیمهشببازی تحت کنترل؟ تحلیل مذکور با تمرکز بر مولفههای امنیتی و نشانههای فشار، سعی دارد روایت دوم را مسلط کند. موفقیت هر روایت، به میزان اقناع مخاطبان درباره انگیزههای واقعی پشت صحنه بستگی دارد.
پیامدها و آینده؛ تأثیر بر موقعیت شکدم و جنگ شناختی
این رویداد، صرف نظر از صحت و سقم تحلیل تسنیم، پیامدهای مهمی دارد. برای شکدم، این مصاحبه ممکن است به قیمت از دست دادن آخرین باقیماندههای اعتبارش در میان برخی مخاطبان، امنیت موقتی در اسرائیل بخرد. اما همچنین او را به ابزاری کامل در دست دستگاه امنیتی اسرائیل تبدیل میکند که برای بقا، باید به خواست آنها تن دهد. در سطح جنگ شناختی، این تحلیل به مخاطب ایرانی میآموزد که چگونه روایتهای دشمن را نه در سطح ظاهری، بلکه در چارچوب مناسبات قدرت و امنیت تحلیل کند. همچنین، فشار بر سایر چهرههای مهاجر یا مخالف را افزایش میدهد؛ این پیام که حتی در پناهگاه دشمن، امنیت و آرامشی وجود ندارد و وفاداری باید به طور مداوم با افراطورزی اثبات شود.
نظر شما چیست؟!
آیا شما هم با تحلیل خبرگزاری تسنیم موافقید؟!
آیا این مصاحبه، یک بازجویی است؟!
یا افشاگری های رسانه ای یک جاسوس؟!