آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
پرده از جنایتی هولناک در آرامش به ظاهر بیدغدغه یک خانه در بولوار معلم مشهد برداشته شد. صحنهای که حتی کارآگاهان با تجربه را نیز به تامل واداشت. صبح روز گذشته، مردی ۷۰ساله خود را به کلانتری سجاد مشهد رساند. اما نه برای گزارش یک دزدی ساده یا نزاع خیابانی؛ او آمد تا از قتل همسرش اعتراف کند. ادعای او ابتدا باورکردنی نبود. اما هنگامی که مأموران به صحنه جنایت در منزل مسکونیاش رفتند، با صحنهای دلخراش و فراتر از تصور روبرو شدند.
زن ۶۰ساله، نه با یک ضربه، که با ضربات متعدد و کوبنده یک تبر به قتل رسیده بود. آثار ضربات چنان شدید بود که جمجمه قربانی متلاشی شده توصیف شد. اما جنایت به اینجا ختم نشده بود. بررسیهای اولیه نشان از آثار بریدگیهای عمیق دیگری روی بدن مقتول داشت. انگار قاتل پس از مرگ هم دست از جان زن نکشیده بود. تحقیقات بیشتر پرده از ابعاد شقاوتبارتر ماجرا برداشت. قاتل پس از ضربات تبر، با یک قیچی به شکم همسرش حمله کرده و قصد قطع کردن پاهای او را نیز داشت. این مرد که اکنون در بازداشت است، انگیزه قتل را مشاجره بر سر «مسائل عاطفی و خانوادگی» ذکر کرده است. مشاجرهای که شب پس از بازگشت از یک جشن عروسی آغاز شد و با فجیعترین شکل ممکن به پایان رسید. این گزارش، جزئیات این جنایت هولناک، اعترافات قاتل و روند تحقیقات پلیسی را بررسی میکند.
روانشناسی جنایت؛ از خشونت آنی تا وحشیگری برنامهریزی شده
این جنایت را نمیتوان صرفاً یک عمل خشونت آنی و ناگهانی دانست. اگرچه انگیزه اولیه ممکن است یک جرقه عصبانیت بوده باشد، اما نحوه اجرا حاکی از خشونتی عمیق و ریشهدار است. رفتن به سراغ تبر (ابزاری که احتمالاً از قبل در خانه موجود بوده)، استفاده مکرر از آن تا حد متلاشی کردن جمجمه، و سپس ادامه حمله با قیچی به جنازه، نشان از «طغیان خشم» شدید و تمایل به نابودی کامل قربانی دارد. این سطح از خشونت فراتر از یک درگیری لحظهای است و میتواند نشانهای از خشم فروخفتهای باشد که مدتها در بستر رابطه انباشته شده و در نهایت به شکل فاجعهبار و غیرقابل کنترلی فوران کرده است.
نشانهشناسی صحنه جنایت؛ پیام خشونت مفرط
وضعیت پیکر مقتول و آثار متعدد بریدگی و ضربه، خود گویای داستانی ترسناک است. ضربات متعدد تبر به سر، نشان میدهد قاتل قصد داشته نه تنها جان همسرش را بگیرد، بلکه هویت و شخصیت او را نیز نابود کند. حمله به شکم پس از مرگ، که در بسیاری از فرهنگها نماد باروری و زندگی است، میتواند نماد از بین بردن نمادین مرکز وجود فرد تعبیر شود. همچنین، تلاش برای قطع کردن پاها (که قاتل در آن ناکام مانده) میتواند نشانهای از تمایل به «سلب حرکت» و حتی توهین به کرامت جسد باشد. این مجموعه اعمال، همگی از خشم عمیق و تمایل به تحقیر قربانی حتی پس از مرگ حکایت دارد.
فرآیند قانونی؛ از اعتراف تا رسیدگی قضایی ویژه
روند قانونی این پرونده از همان ابتدا با حساسیت بالا دنبال شده است. اطلاعرسانی بلافاصله به قاضی ویژه قتل عمد مشهد (قاضی وحید خاکشور) و حضور وی در صحنه جنایت، نشان از اهمیت و فوریت موضوع دارد. این اقدام باعث میشود ادله صحنه به بهترین شکل جمعآوری و مستندسازی شود. همچنین، سپردن تحقیقات به گروهی کارآزموده به سرپرستی یک افسر پرونده مشخص (سروان آرمین منفرد)، احتمال خطا در جمعآوری شواهد و استنادات را کاهش میدهد. اعتراف خود اقرارکننده قاتل، اگرچه سند مهمی است، اما در کنار ادله فنی مانند آثار خون، انگشتنگاری، معاینه جسد و روانکاوی متهم، تکمیلکننده پرونده خواهد بود.
جامعهشناسی یک تراژدی خانوادگی؛ فشارهای پنهان در پیری
سن بالای هم قاتل و هم مقتول (۷۰ و ۶۰ سال)، این سوال را مطرح میکند که چه فشارهایی در این سن میتواند به چنین انفجار خشونتی منجر شود؟ مشکلات عاطفی، احساس تنهایی، بیماریهای مزمن، مشکلات اقتصادی در دوران بازنشستگی، یا تجمع سالها ناکامی و اختلاف حل نشده، همگی میتوانند در بستر کهنسالی تشدید شوند. مشاجره بر سر «مسائل عاطفی و خانوادگی» که قاتل به آن اشاره کرده، میتواند نوک کوه یخی از مسائل پیچیده رابطه این زوج باشد. این جنایت، زنگ خطری است درباره سلامت روان و کیفیت روابط در سالمندی، دورانی که به ظاهر باید همراه با آرامش باشد، اما میتواند مملو از تنشهای فروخورده باشد.
بازتاب اجتماعی و پیشگیری؛ درسهایی از یک فاجعه
وقوع چنین جنایت هولناکی در کانون خانواده، جامعه را با پرسشهای دشواری روبرو میکند. چگونه میتوان از تبدیل اختلافات خانوادگی به فجایع جلوگیری کرد؟ آیا نشانههای هشداردهندهای در رفتار این زوج وجود داشت که نادیده گرفته شده؟ این واقعه بر ضرورت وجود مکانیسمهای حمایتی مانند مشاوره خانواده، خطوط تلفنی بحران، و مداخله به موقع نهادهای اجتماعی در درگیریهای خانوادگی حاد تاکید میکند. همچنین، لزوم آگاهسازی عمومی درباره مدیریت خشم، به ویژه در سنین بالا و برای کسانی که ممکن است تحت فشارهای چندگانه باشند را پررنگ مینماید. بررسی این پرونده فرصتی است برای تحلیل ریشههای اجتماعی خشونتهای خانگی و یافتن راههایی برای شناسایی و مداخله در روابط پرخطر قبل از رسیدن به نقطه بحران.