آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
یک نماینده مجلس با صدایی بلند و بیپرده، ادعای "بیپولی" دولت را به چالش کشیده است. او میگوید پول در کشور وجود دارد، اما مسیر آن به جای جیب مردم، به سوی گروههای خاص و مافیای اقتصادی منحرف میشود. یعقوب رضازاده در گفتوگویی تند با خبرهای فوری مهم، خطاب به دولت گفت: این ادعا که "پول نداریم" یک دروغ محض است. مشکل، نبود پول نیست، مشکل جهت هزینهکرد آن است. او به مصداقی عینی اشاره کرد: پس از حمله ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل دولت ۶۰ هزار میلیارد تومان از منابع عمومی را به بورس تزریق کرد. رقمی که به گفته او میتوانست سرنوشت میلیونها خانواده را تغییر دهد.
رضازاده محاسبه سادهای ارائه داد: با این مبلغ میشد به حدود ۱۰ میلیون خانوار، هر کدام ۶ میلیون تومان کمک مستقیم کرد. اما این اتفاق نیفتاد و پول مردم، دوباره به جیب همان گروههایی رفت که بازار را کنترل میکنند. او سازوکار بورس را یک "مکانیسم کلاهبرداری سازمانیافته" خواند که منابع عمومی را به نفع منافع خصوصی مصرف میکند. این اظهارات، نگاه او به ساختار اقتصادی کشور را به وضوح نشان میدهد. نماینده مجلس میگوید وضعیت به جایی رسیده که تصمیمگیریهای اقتصادی عملاً در اختیار دولت نیست، بلکه در کنترل مافیاست. به همین دلیل، او هیچ امیدی به بهبود شرایط در ساختار فعلی ندارد. رضازاده حتی تغییر افراد، مثل جابهجایی رئیس کل بانک مرکزی (فرزین) یا سایر مقامات را بیاثر میداند. به باور او، مشکل ریشهایتر است و با تعویض چهرهها حل نمیشود. این گزارش، تحلیل تند و تیز این نماینده از اقتصاد ایران و اتهامات سنگین او نسبت به توزیع منابع را بررسی میکند.
نقد ساختاری یا اتهام سیاسی؛ خوانش سخنان یک نماینده
سخنان یعقوب رضازاده را میتوان در دو سطح تحلیل کرد. در سطح اول، یک "نقد ساختاری" تند از نظام تصمیمگیری اقتصادی کشور است. او با ارائه یک عدد مشخص (۶۰ هزار میلیارد تومان تزریق به بورس) و مقایسه آن با یک گزینه جایگزین (پرداخت مستقیم به خانوارها)، کارایی و عدالت تخصیص منابع را زیر سؤال میبرد. در سطح دوم، این اظهارات یک "اتهام سیاسی" سنگین است. استفاده از واژههایی مانند "دروغ محض"، "کلاهبرداری سازمانیافته"، "مافیا" و "تصرف کشور"، نشان از عمق نارضایتی و نوعی گفتمان تقابلی دارد که خاستگاه آن میتواند اختلافنظر جناحی یا انتقاد از یک تیم اقتصادی خاص باشد.
تزریق به بورس در برابر حمایت مستقیم؛ کدام سیاست کارآمدتر است؟
مقایسه رضازاده میان دو گزینه سیاستی، بحثبرانگیز و نیازمند تحلیل فنی است. تزریق نقدینگی به بورس معمولاً با هدف تثبیت بازار سرمایه، جلوگیری از رکود عمیقتر و حمایت از شرکتهای تولیدی (از طریق بازار سرمایه) انجام میشود. در مقابل، پرداخت مستقیم به خانوارها (مثل کمک نقدی) تأثیر فوری بر تقاضا و رفاه قشرهای آسیبپذیر دارد، اما ممکن است تورمزا باشد و اثر ساختاری کمتری بر اقتصاد بگذارد. نماینده مجلس به طور ضمنی فرض میکند که تزریق به بورس صرفاً به سود سهامداران بزرگ و بازیگران مافیایی تمام شد. این ادعا نیازمند شفافیت در مورد سودبرندگان نهایی آن تزریق و ارزیابی آثار کلان آن بر اقتصاد است. نقد او، فقدان شفافیت و پاسخگویی در مورد نتایج چنین تصمیمات بزرگی را هدف گرفته است.
مفهوم "مافیای اقتصادی" در گفتمان انتقادی ایران
استفاده از اصطلاح "مافیا" یا "گروههای خاص" در انتقادهای اقتصادی ایران، سابقهای طولانی دارد. این عبارت معمولاً به شبکههای غیرشفافی اشاره میکند که با نفوذ در بدنه تصمیمگیری، سیاستها و منابع مالی را به سمتی هدایت میکنند که منافع انحصاری آنها تأمین شود. رضازاده با اتصال این مفهوم به سازوکار بورس و تصمیمات کلان بودجهای، عملاً "دست پنهان" مافیایی را جایگزین "دست نامرئی" بازار میکند. او معتقد است مشکل اصلی، "قدرت" و "توزیع ناعادلانه فرصتها"ست، نه صرفاً کمبود منابع. این نگاه، انتقاد را از سطح مدیریت اقتصادی به سطح "قدرت سیاسی و اقتصادی" پیوند میزند.
بیاثر خواندن تغییر افراد؛ ناامیدی از اصلاح درونسیستمی
یکی از تندترین بخشهای سخنان رضازاده، بیاثر دانستن جابهجایی مدیران ارشد اقتصادی مانند رئیس کل بانک مرکزی است. این موضع نشان میدهد او به "اصلاح از درون" با تغییر چهرهها امیدی ندارد. از دید او، شبکههای مافیایی و ساختارهای تصمیمگیری چنان ریشه دواندهاند که فرد جدید نیز ناچار به تبعیت از قواعد همان بازی است یا توان مقابله با آن را ندارد. این ناامیدی از تغییرات صوری، ممکن است پیشنهاددهنده ضرورت یک "تغییر ساختاری بزرگ" یا "پاکسازی گسترده" در نهادهای تصمیمگیر باشد که البته خود نیازمند ائتلاف سیاسی قدرتمندی است که رضازاده نماینده بخشی از آن باشد.
پیامدهای سیاسی و اجتماعی این سطح از انتقاد تند
انتقاد آشکار و صریح یک نماینده مجلس از دولت (حتی اگر از جناح مقابل باشد) و استفاده از ادبیاتی اینچنین تند، چند پیامد دارد. اول، فضای گفتوگوی سیاسی را ملتهبتر میکند و امکان همکاری میان قوا برای حل بحران را کاهش میدهد. دوم، با بیان عمومی این اتهامات، اعتماد عمومی به سیستم اقتصادی و مدیریت کشور را بیشتر تخریب میکند. سوم، ممکن است پایهای برای استیضاح یا فشار بیشتر مجلس بر دولت باشد. چهارم، این گفتمان "مقصرشناسی" (مافیا) میتواند از بار فشار بر دوش دولت بکاهد و خشم عمومی را به سمت بازیگران غیررسمی و ناشناس هدایت کند. با این حال، این سؤال باقی است که آیا این انتقادات صرفاً بیانیهای سیاسی است یا با اقدامات قانونی و نظارتی مستمر مجلس همراه خواهد شد؟