آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
یک گزارش محرمانه آمریکایی از افزایش نگرانکننده توان موشکی ایران پرده برداشته است. گزارش جدید شبکه NBC حاکی از آن است که در صورت ادامه روند فعلی، ایران میتواند تولید موشکهای بالستیک خود را به حدود ۳ هزار فروند در سال برساند. این گزارش که به نقل از منابع آگاه و مقامهای پیشین آمریکایی منتشر شده، در آستانه سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل به واشنگتن و دیدار با دونالد ترامپ منتشر شده است. موضوع اصلی گفتوگوهای این دو، همین تهدید موشکی ایران خواهد بود. بر اساس تحلیلهای این گزارش، افزایش کمّی موشکهای ایران دو هدف استراتژیک را دنبال میکند:
- اول، ایجاد یک سپر دفاعی انبوه برای محافظت بهتر از تأسیسات حساس مانند سایتهای غنیسازی اورانیوم.
- دوم، افزایش توان تهاجمی برای مقابله با هر تهدید احتمالی.
یک مقام پیشین اسرائیلی به NBC گفته است که تهدید فوری برای اسرائیل، حجم بالا و تعداد انبوه این موشکها در صورت وقوع یک درگیری همهجانبه است. به گونهای که سیستمهای پدافند هوایی اسرائیل (گنبد آهنین) ممکن است تحت فشار شدید قرار گیرند. این گزارش در حالی منتشر میشود که هرتسی هالوویتز، خبرنگار ارشد کانال ۱۲ اسرائیل نیز از گفتوگوی نتانیاهو و ترامپ درباره «تهدید موشکهای بالستیک ایران» خبر داده و گفته که در سطوح بالای تصمیمگیری اسرائیل و آمریکا، این بحث جدی است که آیا باید هر شش ماه یکبار حملات احتمالی علیه ایران انجام شود یا خیر.
همزمان، ژنرال هرتسی زامیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، با زبانی تندتر موضع گرفته و اعلام کرد: «در مرکز طولانیترین و پیچیدهترین جنگ تاریخ اسرائیل، کارزار علیه ایران قرار دارد.» زامیر ایران را کشوری خواند که «حلقه خفگی اطراف اسرائیل را تأمین مالی و مسلح کرده و از برنامههای نابودی آن حمایت کرده است.» این اظهارات همزمان، نشان از تمرکز بیسابقه رسانهها و مقامات اسرائیلی و آمریکایی بر موضوع ایران و افزایش فشار تبلیغاتی برای اقدام احتمالی دارد.
تحلیل عدد ۳۰۰۰ موشک در سال؛ واقعیت یا جنگ روانی؟
عدد «۳۰۰۰ موشک بالستیک در سال» که توسط انبیسی مطرح شده، به ظاهر عددی بسیار بزرگ و هشداردهنده است. تحلیل این رقم نیازمند توجه به چند نکته است:
۱) تعریف «موشک بالستیک»: آیا این آمار شامل موشکهای کوتاهبرد، میانبرد و دوربرد میشود؟ معمولاً ساخت موشکهای دوربرد پیچیدهتر و زمانبرتر است.
۲) منبع آمار: انبیسی آن را به «منابع آگاه و مقامات پیشین» نسبت داده، یعنی یک نهاد رسمی (مثل وزارت دفاع آمریکا) مستقیماً آن را تأیید نکرده است.
۳) هدف انتشار: این گزارش عمدتاً جنگ روانی و ایجاد فضای بحرانی در آستانه سفر نتانیاهو است. هدف، نمایش ایران به عنوان یک تهدید آنی و لزوم اقدام فوری است. حتی اگر این رقم اغراق باشد، نفس انتشار آن در رسانهای معتبر مانند انبیسی، برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی و تصمیمگیران آمریکایی کافی است.
استراتژی ایران: «بازدارندگی از طریق حجم آتش»
گزارش انبیسی به درستی به دو هدف ایران از افزایش تعداد موشک اشاره میکند:
۱) محافظت از تأسیسات حیاتی
این مفهوم در نظریههای نظامی «بازدارندگی با انکار» است. یعنی با داشتن هزاران موشک که در سایتهای متعدد و مستحکم پراکنده شدهاند، هزینه و ریسک حمله به تأسیسات هستهای ایران را برای دشمن به حدی افزایش میدهد که حمله را غیرمنطقی کند.
۲) توان تلافی جویانه گسترده
در صورت حمله به ایران، توان پاسخگویی با موشکباران انبوه علیه اهداف دشمن وجود دارد. این استراتژی، شبیه به دکترین نظامی «انبوه سازی» در دوران جنگ سرد است. ایران با محدودیت در فناوریهای پیشرفته (مانند هواپیماهای نسل پنجم)، روی کمیت و پخش جغرافیایی توان موشکی خود سرمایهگذاری کرده تا شکاف تکنولوژیک را جبران کند.
تناقض در گفتمان اسرائیل؛ «تهدید فوری» در مقابل «عدم تصمیم» برای حمله
در اظهارات مقامات اسرائیلی یک تناقض آشکار دیده میشود. از یک سو، از «تهدید فوری» و «حلقه خفگی» سخن میگویند که ضرورت اقدام قاطع را میرساند. از سوی دیگر، اعتراف میکنند که «تصمیم نهایی برای حمله نگرفتهاند» و حتی بحث بر سر «حمله هر شش ماه یکبار» است. این تناقض نشان میدهد که اسرائیل با یک معمای امنیتی پیچیده روبروست: اگر حمله کند، با پاسخ گسترده موشکی و احتمالاً جنگ منطقهای روبرو میشود. اگر حمله نکند، شاهد رشد روزافزون توان دفاعی و بازدارندگی ایران خواهد بود. این بلاتکلیفی، خود را در گفتوگوی دائمی و طرحریزیهای فرضی (مانند حمله دورهای) نشان میدهد.
نقش ترامپ و انتخابات آمریکا در معادله
سفر نتانیاهو برای دیدار با دونالد ترامپ در آستانه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، ابعاد سیاسی مهمی دارد. ترامپ برای جلب رای محافظهکاران و اسرائیلی ها نیاز به نمایش قاطعیت در برابر ایران دارد. نتانیاهو نیز میخواهد از این فرصت استفاده کرده و تضمین حمایت آمریکا را برای هر اقدام آینده بگیرد، یا حداقل چراغ سبز ضمنی دریافت کند. انتشار گزارشهایی مانند انبیسی، به هر دو طرف کمک میکند تا فضای لازم برای گفتوگوهای سخت درباره ایران را ایجاد کنند. ترامپ ممکن است به دنبال نمایش یک پیروزی (مثلاً در محدودسازی برنامه موشکی ایران) بدون ورود به جنگ تمامعیار باشد.
پیامدهای منطقهای و آینده پیشرو
ادامه این روند چند پیامد دارد:
۱) افزایش احتمال درگیریهای محدود و غیرمستقیم
به جای جنگ تمامعیار، ممکن است شاهد تشدید عملیات سایبری، ترور دانشمندان و خرابکاری در خاک ایران و متقابلاً اقدامات نیابتی ایران علیه منافع آمریکا و اسرائیل باشیم.
۲) تسریع مسابقه تسلیحاتی منطقه
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز در پاسخ، خرید سیستمهای دفاع موشکی و تسلیحات تهاجمی خود را افزایش خواهند داد.
۳) تضعیف دیپلماسی
فضای جنگ روانی و اتهامزنی، امکان احیای مذاکرات هستهای یا گفتوگوهای امنیتی منطقهای را کاهش میدهد.
۴) آزمون بازدارندگی
در نهایت، این یک آزمون واقعی برای نظریه بازدارندگی ایران است. آیا حجم موشکها میتواند اسرائیل و آمریکا را از حمله مستقیم بازدارد؟ پاسخ این پرسش، آینده امنیت خاورمیانه را شکل خواهد داد.