آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
مردم ایران این روزها با چالشهای معیشتی دست و پنجه نرم میکنند. افزایش افسارگسیخته قیمت ارز، گرانی کالاهای اساسی و کاهش قدرت خرید، زندگی روزمره را برای بسیاری از خانوادهها سخت کرده است. در چنین شرایطی، سخنان محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در جلسه علنی امروز مجلس، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد. او با اشاره به دغدغههای مردم، دولت را به اصلاحات ضروری و ترمیم کابینه فراخواند و در صورت عدم نتیجهگیری، تهدید به آغاز فرآیند استیضاح وزرا کرد. اما آیا استیضاح واقعاً راهکار مناسبی برای حل مشکلات اقتصادی است؟ تجربههای گذشته نشان داده که استیضاح وزرا نه تنها مشکلات را حل نکرده، بلکه گاهی اوضاع را پیچیدهتر نیز کرده است. استیضاح عبدالناصر همتی، وزیر سابق اقتصاد، نمونهای از این تجربهها است. پس از استیضاح او، قیمت ارز نه تنها کاهش نیافت، بلکه روند صعودی خود را ادامه داد. این سوال پیش میآید که آیا تکرار چنین تجربهای میتواند به بهبود وضعیت معیشت مردم منجر شود؟
نقش مجلس در افزایش تورم نیز پرسشبرانگیز است. بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که احکام تکلیفی و بودجههای تحمیلی مجلس، خود یکی از عوامل اصلی تورم و گرانی است. وقتی نمایندگان با تصویب قوانین و احکام جدید، فشار بیشتری بر بودجه دولت وارد میکنند، آیا میتوان انتظار داشت که دولت بتواند به تنهایی مشکلات اقتصادی را حل کند؟ آیا مجلس باید قبل از تهدید به استیضاح، به نقش خود در ایجاد این مشکلات نیز توجه کند؟ قالیباف در سخنان خود به ترمیم کابینه اشاره کرد. اما سوال اینجاست که اگر وزیران فعلی نتوانستند مشکلات را حل کنند، آیا وزیران جدید میتوانند راهکارهای موثری ارائه دهند؟ آیا مشکل اصلی در افراد است یا در ساختارهای اقتصادی و سیاسی کشور؟ بسیاری از کارشناسان معتقدند که مشکل عمیقتر از تغییر چند وزیر است و نیاز به اصلاحات ساختاری و سیاستگذاریهای کلان دارد. در این میان، نقش شورایهای عالی و نهادهای موازی نیز قابل توجه است. بسیاری از تصمیمات اقتصادی توسط شورایهای عالی گرفته میشود که خارج از اختیار وزیران است. آیا استیضاح وزیران میتواند تاثیری بر تصمیمات این شوراها داشته باشد؟ یا اینکه مشکل اصلی در عدم هماهنگی بین نهادهای مختلف و دخالتهای سیاسی است؟
مردم کوچه و بازار نیز از این وضعیت ناراضی هستند. آنها میدانند که نه ترمیم کابینه و نه استیضاح وزیران، نمیتواند به تنهایی مشکلات اقتصادی را حل کند. آنها به دنبال راهکارهای واقعی و عملی هستند که بتواند قدرت خریدشان را حفظ کند و زندگی روزمره را آسانتر سازد. آیا نمایندگان مجلس و دولت میتوانند به این خواستهها پاسخ دهند؟ در این شرایط، گفتوگو و همکاری بین قوا بیش از هر زمان دیگری ضروری است. اگر مجلس و دولت بتوانند با همکاری یکدیگر، راهکارهای عملی و موثری برای کنترل تورم و گرانی ارائه دهند، میتوان امیدوار بود که وضعیت اقتصادی بهبود یابد. اما اگر هر کدام به دنبال مقصرتراشی و بازیهای سیاسی باشند، تنها نتیجه آن، تشدید مشکلات و ناراحتی بیشتر مردم خواهد بود. در نهایت، باید پرسید که آیا استیضاح وزیران میتواند راهکار مناسبی برای حل مشکلات اقتصادی باشد؟ یا اینکه باید به دنبال راهکارهای ساختاری و اساسی بود؟ آیا وقت آن نرسیده که نمایندگان مجلس و دولت، به جای تهدید و استیضاح، با همکاری و همفکری، راهکارهای عملی برای بهبود وضعیت معیشت مردم ارائه دهند؟
بررسی نقش مجلس در افزایش تورم و گرانی
مجلس شورای اسلامی به عنوان نهاد قانونگذاری، نقش مهمی در تعیین سیاستهای اقتصادی کشور دارد. اما بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که احکام تکلیفی و بودجههای تحمیلی مجلس، خود یکی از عوامل اصلی تورم و گرانی است. وقتی نمایندگان با تصویب قوانین و احکام جدید، فشار بیشتری بر بودجه دولت وارد میکنند، آیا میتوان انتظار داشت که دولت بتواند به تنهایی مشکلات اقتصادی را حل کند؟ این سوالی است که بسیاری از کارشناسان و حتی مردم کوچه و بازار میپرسند.
به عنوان مثال، بسیاری از احکام تکلیفی که در لایحه بودجه گنجانده میشود، بدون در نظر گرفتن منابع مالی لازم، بر دولت تحمیل میشود. این امر باعث میشود که دولت برای تامین منابع مالی، مجبور به چاپ پول یا افزایش مالیاتها شود که هر دو باعث افزایش تورم میشوند. بنابراین، مجلس باید قبل از تهدید به استیضاح وزیران، به نقش خود در ایجاد این مشکلات نیز توجه کند. علاوه بر این، بسیاری از نمایندگان مجلس، با توجه به منافع منطقهای و سیاسی خود، قوانین و احکامی را تصویب میکنند که نه تنها به بهبود وضعیت اقتصادی کمک نمیکند، بلکه باعث تشدید مشکلات نیز میشود. این موضوع نشان میدهد که مجلس باید قبل از هر اقدامی، به نقش خود در ایجاد تورم و گرانی توجه کند و سعی کند با تصویب قوانین و احکام مناسب، به بهبود وضعیت اقتصادی کمک کند.
تجربه استیضاح عبدالناصر همتی و درسهای آن
استیضاح عبدالناصر همتی، وزیر سابق اقتصاد، یکی از تجربههای مهم در تاریخ اقتصادی ایران است. بسیاری از نمایندگان مجلس، با استیضاح او امید داشتند که بتوانند قیمت ارز را کنترل کنند و وضعیت اقتصادی را بهبود بخشند. اما تجربه نشان داد که استیضاح او نه تنها مشکلات را حل نکرد، بلکه اوضاع را پیچیدهتر نیز ساخت. پس از استیضاح همتی، قیمت ارز نه تنها کاهش نیافت، بلکه روند صعودی خود را ادامه داد. این تجربه نشان میدهد که استیضاح وزیران نمیتواند به تنهایی مشکلات اقتصادی را حل کند. بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که مشکل اصلی در ساختارهای اقتصادی و سیاسی کشور است و تغییر چند وزیر نمیتواند تاثیر قابل توجهی داشته باشد. بنابراین، تکرار چنین تجربهای میتواند به جای حل مشکلات، اوضاع را پیچیدهتر کند. علاوه بر این، استیضاح وزیران میتواند باعث بیثباتی در مدیریت اقتصادی کشور شود. وقتی وزیران به طور مداوم تغییر میکنند، سیاستگذاریهای اقتصادی نیز دچار بیثباتی میشود و این امر میتواند باعث تشدید مشکلات اقتصادی شود. بنابراین، قبل از تصمیمگیری برای استیضاح وزیران، باید به درسهای گذشته توجه کرد و راهکارهای مناسبتری را جستجو کرد.
نقش شورایهای عالی و نهادهای موازی در تصمیمگیریهای اقتصادی
یکی از مشکلات اصلی در مدیریت اقتصادی کشور، نقش شورایهای عالی و نهادهای موازی است. بسیاری از تصمیمات اقتصادی توسط شورایهای عالی گرفته میشود که خارج از اختیار وزیران است. این شوراها، با دخالت در تصمیمات اقتصادی، باعث میشوند که وزیران نتوانند به طور مستقل سیاستگذاری کنند و این امر میتواند باعث بیثباتی در مدیریت اقتصادی شود. به عنوان مثال، شورای عالی اقتصادی، شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی انقلاب فرهنگی، هر کدام نقش مهمی در تصمیمگیریهای اقتصادی دارند. اما این شوراها، با دخالت در تصمیمات اقتصادی، باعث میشوند که وزیران نتوانند به طور مستقل سیاستگذاری کنند و این امر میتواند باعث بیثباتی در مدیریت اقتصادی شود. بنابراین، قبل از استیضاح وزیران، باید به نقش این شوراها و نهادهای موازی نیز توجه کرد. علاوه بر این، بسیاری از تصمیمات اقتصادی توسط نهادهای امنیتی و سیاسی گرفته میشود که خارج از اختیار وزیران است. این امر باعث میشود که وزیران نتوانند به طور مستقل سیاستگذاری کنند و این امر میتواند باعث بیثباتی در مدیریت اقتصادی شود. بنابراین، قبل از استیضاح وزیران، باید به نقش این نهادها و شوراها نیز توجه کرد و سعی کرد با اصلاحات ساختاری، مشکلات اقتصادی را حل کرد.
نقش سیاست خارجی در بهبود وضعیت اقتصادی
یکی از عوامل مهم در بهبود وضعیت اقتصادی، سیاست خارجی کشور است. بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که برای بهبود وضعیت معیشت و اقتصاد، باید در برخی سیاستها خصوصا سیاست خارجی تجدید نظر کرد. به عنوان مثال، فروش نفت و گاز، که یکی از منابع اصلی درآمد ارزی کشور است، به رفع تحریمها بستگی دارد. بنابراین، اگر بتوان با مذاکره و دیپلماسی، تحریمها را کاهش داد، میتوان به بهبود وضعیت اقتصادی امیدوار بود. تجربه نشان داده است که بازار ارز با تزریق ارز آرام میگیرد و ارز هم از فروش نفت حاصل میشود. بنابراین، اگر بتوان با مذاکره و دیپلماسی، تحریمها را کاهش داد، میتوان به بهبود وضعیت اقتصادی امیدوار بود. این امر نشان میدهد که سیاست خارجی نقش مهمی در بهبود وضعیت اقتصادی دارد و باید به آن توجه ویژهای شود. علاوه بر این، بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور، ناشی از تحریمها و محدودیتهای بینالمللی است. بنابراین، اگر بتوان با مذاکره و دیپلماسی، تحریمها را کاهش داد، میتوان به بهبود وضعیت اقتصادی امیدوار بود. این امر نشان میدهد که سیاست خارجی نقش مهمی در بهبود وضعیت اقتصادی دارد و باید به آن توجه ویژهای شود.
نقش مردم و افکار عمومی در بهبود وضعیت اقتصادی
مردم کوچه و بازار، به عنوان اصلیترین ذینفعان سیاستهای اقتصادی، نقش مهمی در بهبود وضعیت اقتصادی دارند. آنها با آگاهی و فشار بر نمایندگان مجلس و دولت، میتوانند باعث شوند که سیاستگذاران به دنبال راهکارهای واقعی و عملی باشند. بنابراین، آگاهیرسانی و مشارکت مردم در تصمیمگیریهای اقتصادی، میتواند نقش مهمی در بهبود وضعیت اقتصادی داشته باشد. علاوه بر این، مردم با تغییر الگوهای مصرفی خود، میتوانند به بهبود وضعیت اقتصادی کمک کنند. به عنوان مثال، با کاهش مصرف کالاهای لوکس و غیرضروری، میتوان فشار بر بازار را کاهش داد و باعث ثبات قیمتها شد. این امر نشان میدهد که مردم با تغییر الگوهای مصرفی خود، میتوانند به بهبود وضعیت اقتصادی کمک کنند. در نهایت، مردم با مشارکت در انتخابات و انتخاب نمایندگان و مدیران کارآمد، میتوانند باعث شوند که سیاستگذاران به دنبال راهکارهای واقعی و عملی باشند. این امر نشان میدهد که مردم با مشارکت در انتخابات و انتخاب نمایندگان و مدیران کارآمد، میتوانند نقش مهمی در بهبود وضعیت اقتصادی داشته باشند.