آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
ساعتهای ابتدایی روز، زمانی که شهر هنوز در خواب است. چهرههایی خسته با جارو و فرچین دستان پرپینهشان، مشغول پاک کردن ردپای شبانگاه پایتخت میشوند. آنها پاکبانان هستند، قشر زحمتکشی که وجودشان برای پاکیزگی شهر ضروری است، اما خود اغلب در حاشیه و سکوت باقی میمانند. اما این روزها، سکوت پیرامون سرنوشت آنها شکسته شده است. مرگ چندین پاکبان در مناطق مختلف تهران، در هالهای از ابهام فرو رفته و سؤالات بیپاسخی را به جا گذاشته است. حالا یک عضو شورای شهر تهران صدای اعتراض بلند کرده و خواستار روشن شدن حقایق شده است. حبیب کاشانی، در صحن شورای شهر تهران، پرده از دو حادثه مرگبار برداشت: جانباختن ۴ پاکبان در منطقه ۲۲ و مرگ یک کارگر خدمات شهری در منطقه ۹ بر اثر برخورد با بیل مکانیکی. او تأکید کرد که جزئیات این حوادث باید به طور شفاف به شورا و افکار عمومی ارائه شود. اما این تنها نگرانی نیست. پشت این حوادث تلخ، یک مشکل ساختاری عمیقتر نهفته است. کاشانی به وضعیت نابسامان معیشتی و شغلی پاکبانان اشاره کرده و از نارضایتی گسترده آنان خبر داده است.
به گفته وی، با وجود هزینههای بالای شهرداری در حوزه خدمات شهری، گزارشهایی از تأخیرهای مکرر در پرداخت حقوق و تضییع حقوق قانونی کارگران توسط برخی پیمانکاران subcontractors وجود دارد. این یعنی افرادی که سنگینترین بار پاکیزگی شهر را بر دوش میکشند، از ابتداییترین حقوق کارگری خود نیز محروم میمانند. این بیعدالتی دوگانه، هم معیشت و هم جان آنها را نشانه رفته است. وقتی کارگری نگران نان شب خانواده خود است و حقوقش با تأخیر پرداخت میشود، طبیعی است که تمرکز و احتیاط لازم را در محیط پرخطر کار از دست بدهد. آیا ممکن است برخی از این حوادث مرگبار، ریشه در همین فشارهای معیشتی داشته باشد؟
سؤال بزرگتر این است: سازوکار نظارتی شهرداری بر پیمانکاران خدمات شهری چقدر قوی و مؤثر است؟ آیا صرفاً برونسپاری خدمات، به معنای فرار از مسئولیت مستقیم در قبال ایمنی و رفاه نیروهای اجرایی است؟ این گزارش به بررسی ابعاد پنهان این فاجعه انسانی میپردازد؛ از ضرورت شفافسازی در مورد مرگ پاکبانان تا کالبدشکافی نظام پیمانکاری در خدمات شهری و تأثیر آن بر زندگی هزاران کارگر بیصدا.
ضرورت شفافیت؛ چرا افکار عمومی باید از جزئیات مرگ پاکبانان مطلع شود؟
مرگ هر انسان در حین انجام وظیفه، به ویژه در مشاغل شهری، یک رویداد امنیتی-اجتماعی مهم است. عدم شفافیت در این موارد چند پیامد منفی دارد:
- اول، گسترش شایعات و روایتهای نادرست که اعتماد عمومی به مدیریت شهری را خدشهدار میکند.
- دوم، ایجاد ترس و ناامنی در میان دیگر پاکبانان و کارگران خدمات شهری.
- سوم، از دست رفتن فرصت برای عبرتآموزی و اصلاح پروتکلهای ایمنی. افشای دقیق دلایل حوادث (اعم از خطای انسانی، نقص فنی، کمبود آموزش یا سهلانگاری پیمانکار) میتواند از تکرار فجایع مشابه جلوگیری کند.
درخواست کاشانی، خواستی کاملاً قانونی و منطقی است. خانوادههای داغدار، همکاران متوفی و شهروندان به عنوان ذینفعان خدمات شهری، حق دارند بدانند چه بلایی بر سر خدمتگزاران شهرشان آمده است.
نظام پیمانکاری؛ موتور اصلی مشکل یا راهحل ناکارآمد؟
بسیاری از خدمات شهری از جمله نظافت، به شرکتهای پیمانکار خصوصی واگذار میشود. تئوری اولیه این است که این کار باعث افزایش رقابت، کاهش هزینه و افزایش بهرهوری میشود. اما در عمل، گاهی نتیجه معکوس است. رقابت بر سر کسب مناقصه، گاه شرکتها را وادار به پیشنهاد قیمتهای غیرواقعی میکند. برای جبران این کسری، پیمانکاران ممکن است دست به اقداماتی بزنند که جان و حقوق کارگران را به خطر میاندازد: استخدام نیرو با حقوق ناچیز، حذف بیمه و آموزش ایمنی، استفاده از تجهیزات فرسوده و افزایش ساعات کار غیراستاندارد. سؤال اینجاست: آیا شهرداری به عنوان کارفرمای نهایی، نظارت کافی بر عملکرد این پیمانکاران دارد؟ آیا سازوکار مشخصی برای مجازات پیمانکاران متخلف و محروم کردن آنها از مناقصات آینده وجود دارد؟
اقتصاد شکننده پاکبانان؛ از تأخیر حقوق تا نقض حقوق قانونی
پاکبانان عموماً از اقشار کمدرآمد جامعه هستند که فاقد چانهزنی جمعی قدرتمند (مانند اتحادیههای کارگری مستقل) میباشند. این ضعف، آنها را در برابر سوءاستفاده پیمانکاران آسیبپذیر میکند. تأخیر در پرداخت حقوق، نه تنها یک مشکل اداری، که یک بحران انسانی است. این تأخیرها زندگی را برای خانوادههایی که زندگی روزمره آنها به حقوق ماهانه گره خورده، غیرممکن میسازد و ممکن است آنها را به سمت قرض و فروش داراییهای اندکشان سوق دهد. نقض دیگر حقوق مانند عدم پرداخت حق بیمه، اضافهکار، عیدی و سنوات، مزید بر علت میشود و کارگر را در یک چرخه فقر و بیپناهی دائمی قرار میدهد. این فشار اقتصادی مستقیماً بر ایمنی شغلی تأثیر میگذارد.
ارتباط مستقیم ناامنی شغلی با کاهش کیفیت خدمات شهری
هشدار کاشانی در این مورد کاملاً دقیق است. وقتی نیروی کار، دغدغه معیشت دارد، تحت فشار است و احساس امنیت شغلی نمیکند، انگیزه و تمرکز لازم برای ارائه خدمات باکیفیت را از دست میدهد. یک پاکبان خسته و نگران، ممکن است نتواند وظایف خود را با دقت کامل انجام دهد. نارضایتی میتواند به شکل غیبت، کمکاری یا بیدقتی بروز کند. در نهایت، این شهروندان هستند که کیفیت پایینتر خدمات را دریافت میکنند. پس سرمایهگذاری بر روی نیروی انسانی (از طریق پرداخت بهموقع حقوق، آموزش ایمنی و ایجاد محیط کار محترمانه) نه یک هزینه، که یک سرمایهگذاری ضروری برای ارتقای کیفیت زندگی شهری است.
راهحلهای پیش رو؛ از شفافسازی فوری تا اصلاح نظام نظارتی
- اولین گام، پاسخ فوری و شفاف مدیریت شهری به درخواست شورا است. تشکیل یک کمیته بررسی ویژه متشکل از نمایندگان شورا، شهرداری، سازمان بازرسی و نهادهای کارگری برای واکاوی علل مرگ پاکبانان و انتشار عمومی گزارش آن ضروری است.
- گام دوم، بازنگری در قراردادهای پیمانکاری است. باید ضمانتهای اجرایی قوی برای رعایت حقوق کارگران، بیمه و ایمنی در این قراردادها گنجانده شود و پیمانکاران متخلف به سرعت جریمه و از فهرست شرکتهای مجاز حذف شوند.
- گام سوم، تقویت سازوکارهای نظارتی مستمر است. بازرسیهای ناگهانی از سایتهای کار، ایجاد سامانهای برای گزارش مشکلات توسط خود کارگران (بدون ترس از اخراج) و تعیین نهاد ناظر مستقل در شهرداری میتواند مؤثر باشد.
- گام نهایی، گفتگوی مستقیم با نمایندگان واقعی پاکبانان برای شنیدن مشکلات و یافتن راهحلهای مشترک است. تا زمانی که صدای این قشر شنیده نشود، هر راهحلی ناقص خواهد بود. مرگ پاکبانان، زنگ خطری است برای تمام شهر؛ هشداری که میگوید توسعه شهری بدون تأمین عدالت و امنیت برای تمامی خدمتگزارانش، ناپایدار و شکننده است.