دوشنبه / ۱ دی ۱۴۰۴ / ۲۰:۲۰
کد خبر: 35439
گزارشگر: 548
۱۵۹
۰
۰
۱
بازخوانی ترانه ممنوعه «پوست شیر» در صداوسیما

ماجرای خواندن آهنگ ابی توسط محمدرضا حیاتی در برمودای کامران نجف زاده! + ویدیو

ماجرای خواندن آهنگ ابی توسط محمدرضا حیاتی در برمودای کامران نجف زاده! + ویدیو
اجرای ترانه مشهور «پوست شیر» توسط دو مجری سرشناس صداوسیما، موجی از تعجب و تحلیل را به همراه آورده است. این در حالی است که پخش نسخه اصلی این آهنگ با صدای خواننده‌اش، ابی، برای دهه‌ها در رسانه ملی ممنوع بوده است. این اقدام، نمادی از یک پارادوکس بزرگ فرهنگی در کشور محسوب می‌شود: اثری که به طور رسمی «غیرمجاز» تلقی می‌شود، آنچنان در فرهنگ عمومی نفوذ کرده که مجریان اصلی رسانه ملی ناگزیر به بازخوانی آن شده‌اند. این اتفاق پرسش‌های مهمی را درباره کارآمدی سیاست‌های فرهنگی بلندمدت، قدرت خاطره جمعی و آینده تعامل نهادهای رسمی با آثار به اصطلاح «ممنوعه» مطرح می‌سازد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

گاهی یک آهنگ، تنها یک ملودی نیست. می‌شود خاطره یک نسل، صدای یک دوران و نماد ممنوعیت‌هایی که بر فرهنگ تحمیل شده است. ترانه «پوست شیر» با صدای ابی، یکی از همان ترانه‌هاست. آهنگی که دهه‌هاست پخش رسمی آن در رسانه‌های داخلی ممنوع است، اما در حافظه و قلب مردم جاری است. حالا تصویری جالب توجه و پر از پیام منتشر شده است. دو مجری شناخته شده صداوسیما، محمدرضا حیاتی و کامران نجف‌زاده، در حال خواندن همین ترانه هستند. این فقط یک اجرای معمولی نیست. این صحنه، سرشار از تناقض‌های آشکار است. از یک سو، صدای اصلی آهنگ و خواننده آن اجازه حضور ندارد، از سوی دیگر، خود اثر آنقدر قدرتمند است که راهش را به قلب همان رسانه‌ای باز می‌کند که آن را تأیید نکرده است. 

 جالب‌تر اینجاست که محمدرضا حیاتی خود سال‌ها پیش فقط به دلیل بردن نام همین خواننده، به زور بازنشسته شده بود. حالا او در جایگاهی رسمی، در حال بازخوانی اثری از همان هنرمند است. این اتفاق را نمی‌توان یک حاشیه ساده تلویزیونی دانست. این یک پیام بزرگ‌تر است. پیامی درباره شکاف عمیق بین سلیقه مردم و برخی خط‌قرمزهای رسمی. این صحنه نشان می‌دهد سانسور و ممنوعیت گاهی نه تنها یک اثر را از بین نمی‌برد، که به آن ابعادی افسانه‌وار و قدرتی نفوذناپذیر می‌بخشد. قدرتی که حتی نهادهای رسمی را ناچار می‌کند به شیوه خود با آن تعامل کنند. در این گزارش، این اتفاق کوچک را موشکافی می‌کنیم و به تحلیل ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای آن می‌پردازیم. اینکه این اتفاق چه معنایی دارد و آینده چنین تناقض‌هایی چه خواهد بود.

تحلیل خود رویداد؛ از ممنوع الکار شدن تا بازخوانی رسمی

محمدرضا حیاتی سال‌ها پیش به دلیل اشاره به نام ابی در یک برنامه زنده، با محدودیت شغلی مواجه شد و حتی خبر بازنشستگی اجباری او نیز منتشر شد. این سابقه، عمق تناقض موجود در رویداد اخیر را دوچندان می‌کند. حالا همین فرد، در جایگاه یک مجری رسمی صداوسیما، در حال اجرای یکی از معروف‌ترین ترانه‌های همان خواننده است. این تغییر موضع آشکار، نشان‌دهنده انعطاف ناخواسته یا بازنگری در برخی مواضع گذشته است. این حرکت می‌تواند تلاشی برای مصادره یا عادی‌سازی اثر ممنوعه باشد. به این معنا که نهاد رسمی سعی می‌کند با ارائه نسخه «خودی» و «بازخوانی شده» از اثر، هم با ذائقه مردم همراهی کند و هم کنترل روایت اثر را در دست بگیرد.

شکاف بین سیاست رسمی و اقبال عمومی؛ سانسور ناتمام

سیاست رسمی فرهنگی سال‌هاست پخش آثار برخی خوانندگان را ممنوع اعلام کرده است. اما این ممنوعیت نتوانسته است این آثار را از حافظه جمعی مردم پاک کند. رسانه‌های غیررسمی، شبکه‌های اجتماعی و حافظه نسل‌ها، حاملان اصلی این آثار بوده‌اند. وقتی اثری به بخشی از هویت فرهنگی و خاطره جمعی یک نسل تبدیل می‌شود، هرگونه تلاش برای حذف فیزیکی آن محکوم به شکست است. مردم این آثار را حفظ می‌کنند، بازخوانی می‌کنند و به نسل بعد منتقل می‌کنند. اجرای این ترانه در صداوسیما، نشانه آشکار پذیرش این شکست است. نهاد رسمی عملاً پذیرفته که نمی‌تواند در برابر جریان عظیم محبوبیت مردمی بایستد و ناچار شده به شیوه‌ای نمادین و کنترل‌شده، خود را با آن همسو کند.

اقتصاد توجه و سوءاستفاده رسانه‌ای از محبوبیت آثار ممنوعه

رسانه‌های رسمی در جذب مخاطب با رسانه‌های رقیب و فضای مجازی رقابت می‌کنند. آثار محبوبی مانند «پوست شیر» دارای «سرمایه توجه» بسیار بالایی هستند. یعنی به طور خودکار مخاطب را جذب می‌کنند. استفاده از چنین آثاری، حتی در قالب بازخوانی، یک تاکتیک برای جذب نگاه مخاطبان، به ویژه نسل‌های میانی جامعه که خاطره مستقیمی از این ترانه‌ها دارند، محسوب می‌شود. این اقدام نوعی «سوءاستفاده رسانه‌ای» از محبوبیت اثر، بدون پرداخت هزینه رسمی به خالق آن (اعم از خواننده و صاحب اثر) است. اثر استفاده می‌شود تا مخاطب جذب شود، در حالی که نام و حقوق پدیدآورنده اصلی نادیده گرفته می‌شود.

بحران مشروعیت و تلاش برای بازتعریف هویت فرهنگی

اجرای آثار ممنوعه توسط چهره‌های رسمی، می‌تواند نشانه‌ای از یک بحران مشروعیت در گفتمان فرهنگی مسلط باشد. وقتی گفتمان رسمی نتواند آثار فرهنگی پرشماری تولید کند که به اندازه آثار به اصطلاح «غیرمجاز» محبوب شوند، دچار خلأ می‌شود. برای پر کردن این خلأ و ارتباط با بدنه جامعه، ناچار می‌شود به سراغ همان آثار ممنوعه برود، اما آن را در چارچوب و با خوانش خود ارائه دهد. این یک تلاش برای «بازتعریف» و «مصادره» میراث فرهنگی است. هدف این است که گفته شود: «این فرهنگ، متعلق به همه است و ما نیز بخشی از آن هستیم»، بدون اینکه خط‌قرمزهای قبلی به طور کامل نقض شوند. این یک حرکت حساب‌شده برای انعطاف‌پذیری ظاهری و حفظ کنترل است.

آینده‌نگاری؛ آیا شاهد عادی‌سازی تدریجی هستیم؟

این رویداد می‌تواند سرآغاز یک روند تدریجی باشد. روندی که در آن، مرزهای سفت و سخت «مجاز» و «غیرمجاز» در عرصه فرهنگ، به ویژه موسیقی قدیمی، کمرنگ‌تر شود. این عادی‌سازی می‌تواند به شکل بازخوانی آثار توسط چهره‌های مورد تایید، استفاده در تیتراژ برنامه‌ها یا حتی پخش محدود و کنترل‌شده نسخه اصلی صورت گیرد. هدف نهایی، کاهش تنش بین ذائقه عمومی و سیاست رسمی است. با این حال، این فرآیند با چالش‌های بزرگی روبروست. اصلی‌ترین چالش، مسئله «حقوق مادی و معنوی» هنرمندان اصلی است. آیا نهادهای رسمی حاضرند این هنرمندان و حقوقشان را به رسمیت بشناسند؟ یا صرفاً به استفاده از آثارشان بدون ذکر نام ادامه می‌دهند؟ پاسخ به این پرسش، جهت‌گیری واقعی این روند را مشخص می‌کند.

https://www.asianewsiran.com/u/i5k
اخبار مرتبط
جواد خیابانی، گزارشگر سرشناس تلویزیون، با اظهاراتی جنجال‌برانگیز و بی‌سابقه، موجی از واکنش‌های تند و انتقادات گسترده را برانگیخته است. او در صحبت‌هایی عجیب، فوتبال را ورزشی "ناجوانمردانه" خواند و ادعا کرد کسی که "پاک" باشد نمی‌تواند فوتبالیست شود. این اظهارات که با ادعای "نگاه جامعه‌شناسانه" همراه بود، ورزش‌هایی مانند دوومیدانی و ژیمناستیک را "پاک" و ورزش‌های تیمی‌محور مانند فوتبال و کشتی را ذاتاً "فریب" توصیف کرد. خیابانی حتی گفت مربیان در رختکن بازیکنان را به "کلک زدن" تشویق می‌کنند. صحبت‌های این گزارشگر باسابقه که خود دهه‌ها از طریق فوتبال شناخته شده و امرار معاش کرده، با اتهام "تناقض آشکار" و "غیرمسئولانه بودن" از سوی بسیاری از صاحب‌نظران و هواداران مواجه شده است.
یک رسانه آمریکایی ادعا کرده که ایلهان عمر، نماینده جنجالی کنگره از حزب دموکرات، با برادرش ازدواج کرده است. این ادعا در گزارش «واشینگتن فری‌بیکن» مطرح شده که مدعی است خانواده عمر این ازدواج را برای دور کردن برادر از سبک زندگی همجنسگرایانه‌اش ترتیب داده‌اند. همزمان، جنگ لفظی عمر با دونالد ترامپ پس از اظهارات تند او درباره چارلی کرک، فعال کشته شده طرفدار ترامپ، ادامه دارد. عمر میراث کرک را «سرشار از نفرت» خوانده و ترامپ نیز با طعنه خواستار بازگشت او به سومالی شده است. عمر که اولین زن سومالیایی‌تبار در کنگره آمریکاست، پیشینه زندگی پرفرازونشیبی داشته و سه بار ازدواج کرده است. او همواره به دلیل مواضعش علیه اسرائیل و انتقاد از ترامپ هدف حملات بوده است.
ادعای جلال رشیدی کوچی درباره هزینه سنگین ضدگلوله کردن خودروی تیبای سعید جلیلی، با تکذیب دفتر وی مواجه شد. این دفتر اعلام کرد تیبای مورد استفاده جلیلی ضدگلوله نیست و تنها یک دستگاه پراید در سال ۱۳۸۹ با هزینه ۸ میلیون تومان تقویت امنیتی شده است. این اقدام به گفته دفتر جلیلی، به درخواست نهادهای نظارتی و در دوره اوج ترورها انجام شده است. پیش از این، تصویر جلیلی با پراید و سپس تیبای ساده، به بخشی از نمادسازی عمومی او تبدیل شده بود. حمید رسایی، نماینده مجلس، در واکنش به این جنجال پیشنهاد طنزآمیزی برای راستی‌آزمایی ادعای ضدگلوله بودن خودرو داد. این موضوع در فضای مجازی به بحث داغی تبدیل شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید