آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
روزنامه اعتماد، یکی از رسانههای نزدیک به جناح اصلاحطلب، این بار نه علیه دولت، که علیه خود اصلاحطلبان قلم فرسوده است. در یادداشتی تلخ و صریح، این پرسش اساسی را مطرح میکند: چرا جریان اصلاحات، که خود بارها شاهد انتقادهای تند حامیانش در دوران خاتمی و روحانی بوده، حالا با همان شتاب و شدت، به دولت سید ابراهیم پزشکیان حمله میکند؟ نویسنده با یادآوری خاطراتی تلخ از گذشته، از «پروژه عبور از خاتمی» در اواخر دولت هشتم سخن میگوید؛ زمانی که حتی برخی حامیان نزدیک، پیشنهاد استعفا به رئیسجمهور محبوبشان دادند. این اتفاق، نشاندهنده الگویی تکراری در رفتار سیاسی این جریان است. در دوران حسن روحانی نیز داستان کمابیش تکرار شد. با این تفاوت که به باور نویسنده، بسیاری از نقدهای آن دوران «دلسوزانه و درست» بود، اما روحانی بدون مواجهه مستقیم با آنها، میتوانست کارهای مهمتری انجام دهد. حالا و در دولت پزشکیان، مشکلات به مراتب بیشتر و فشارها صدچندان شده است.
نویسنده تأکید میکند که پزشکیان از ابتدا صادقانه اعلام کرده بود «معجزه نمیکند» و اصلاحطلبان هم بر همین موضوع تأکید داشتند. اما اکنون که او همان سخن را تکرار میکند، برخی بلند میشوند و میگویند: «قبل از انتخابات باید این فکرها را میکرد!» این تناقض رفتاری، سؤال بزرگتری را پیش میکشد: «راستی ما را چه شده است؟» نویسنده با لحنی نگران و هشداردهنده، از فراموشی «مروت، بزرگواری، اخلاق، انصاف و واهمه از دشمن» در گفتار و رفتار سیاسی امروز سخن میگوید. او هشدار میدهد که دشمنان بیرونی، از این درگیریهای داخلی و بیمروتیها سود میبرند. گویی فریاد میزند که ای مردم، کمی بترسید! این نزاعهای بیحاصل و انتقادهای نابجا، تنها به دست دشمنان آب میریزد. این یادداشت، نه دفاع از عملکرد دولت پزشکیان، که زنگ خطری درباره «فرهنگ سیاسی حاکم» بر جریان اصلاحات است. فرهنگی که به نظر میرسد در آن، صبر و همراهی جای خود را به عجله در قضاوت و برچسبزنی داده است. در شرایطی که کشور با چالشهای بیسابقه داخلی و خارجی روبروست، این پرسش مطرح است: آیا جریان اصلاحات بار دیگر در حال تکرار اشتباهات تاریخی خود است؟ اشتباهاتی که ممکن است به قیمت از دست دادن اعتماد عمومی و تقویت رقبای سیاسی تمام شود.
الگوی تکرارشونده؛ از «عبور از خاتمی» تا نقد پزشکیان
نویسنده یادداشت، با تیزبینی به یک الگوی رفتاری مکرر در جریان اصلاحات اشاره میکند: کاهش سریع صبر و همراهی حامیان با رئیسجمهور منتخب خود در مواجهه با مشکلات. این الگو در اواخر دولت خاتمی با طرح «عبور از خاتمی» به اوج رسید، در دوران روحانی با انتقادهای تند از ضعف در اجرا و مذاکره ادامه یافت، و اکنون در ماههای اولیه دولت پزشکیان در حال تکرار است. این رفتار نشان میدهد که شاید در فرهنگ سیاسی این جریان، «انتظارات غیرواقعبینانه» و «تحمل پایین برای دشواریها» نهادینه شده است. گویی حامیان، تصوری آرمانی و فاقد چالش از حکمرانی دارند و با بروز اولین موانع واقعی، به جای همراهی، به سرزنش روی میآورند.
مسئولیت جبهه سیاسی؛ همراهی در سختی به جای تیشهزنی
یادداشت بر یک اصل اخلاقی و استراتژیک در سیاست تأکید دارد: وقتی یک جریان سیاسی، کسی را از درون خود به میدان میفرستد و او را تأیید میکند، در قبال موفقیت یا شکست او مسئولیت جمعی دارد. این مسئولیت به ویژه در مواقع سختی و فشار، خود را در قالب «همراهی انتقادی اما سازنده» نشان میدهد، نه «حمله و برائتجویی». نویسنده استدلال میکند که جریان اصلاحات در قبال پزشکیان—که خود از بطن این جریان برآمده—این مسئولیت را به درستی ادا نمیکند و به جای کمک به عبور از بحران، با انتقادهای تند و گاه غیرمنصفانه، بر بار مشکلات میافزاید. این رفتار، انسجام درونی جریان را تضعیف و دستاوردهایش را در معرض خطر قرار میدهد.
تناقض گفتار و عمل؛ از شعار «معجزه نمیکند» تا انتظار معجزه
یکی از نقاط قوت استدلال نویسنده، اشاره به تناقض آشکار در رفتار برخی اصلاحطلبان است. پیش از انتخابات، هم پزشکیان و هم حامیانش به طور مکرر بر این واقعیت تأکید کردند که او «معجزه نمیکند» و حل مشکلات عمیق ساختاری نیازمند زمان و همراهی است. اما بلافاصله پس از انتخابات و با بروز اولین چالشها، همان کسانی که این واقعبینی را تبلیغ میکردند، شروع به انتقاد از «عدم انجام معجزه» کردند. این تغییر موضع سریع، نه تنها غیرمنصفانه، که نشاندهنده نوعی فرصتطلبی و دوری از صداقت سیاسی است. این تناقض، اعتماد عمومی به صداقت گفتار سیاسی این جریان را خدشهدار میکند.
فراموشی شرایط حاکم؛ نادیده گرفتن محدودیتهای پیش روی پزشکیان
نویسنده به درستی اشاره میکند که مشکلات پیش روی دولت پزشکیان، به مراتب پیچیدهتر و شدیدتر از دورههای قبل است. ترکیب تحریمهای فلجکننده، بحران اقتصادی عمیق، ناآرامیهای اجتماعی اخیر، و فضای سیاسی قطبیشده، دست هر دولتی را به شدت میبندد. انتقادهایی که این محدودیتهای ساختاری و بیرونی را نادیده میگیرند و همه بار را بر دوش فرد رئیسجمهور میگذارند، نه تنها غیرمنصفانه، که غیرواقعبینانه هستند. این انتقادها گویی از حافظه تاریخی کوتاهی رنج میبرند که فراموش کرده در دوران خاتمی و روحانی نیز—با وجود شرایط به مراتب بهتر—همان جریان با همان شدت انتقاد میکرد. این فراموشی، مانع از تحلیل درست و ارائه راهحلهای عملی میشود.
هشدار اخلاقی و امنیتی؛ بازی در زمین دشمن
پایان یادداشت، فراتر از یک بحث درونجریانی، یک هشدار اخلاقی و امنیتی میدهد. نویسنده با پرسش «راستی ما را چه شده است؟» و تأکید بر فراموشی «مروت، اخلاق و واهمه از دشمن»، اشاره به عواقب خطرناک این درگیریهای داخلی دارد. زمانی که یک جریان سیاسی انرژی خود را صرف نزاع درونی و تخریب چهره خودی میکند، در واقع در زمین دشمنان داخلی و خارجی بازی میکند. دشمنانی که از هرگونه تفرقه و ضعف در جبهه رقیب سود میبرند. این هشدار، یادآور میکند که سیاست، تنها رقابت بر سر قدرت نیست، بلکه عرصهای است که در آن سرنوشت جمعی و امنیت ملی نیز در خطر است. ادامه این روند، ممکن است به بهای از دست رفتن فرصتهای تاریخی و تقویت جبهه مخالفان تمام شود.