آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
حضور اعضای خانواده رئیسجمهور در یک مأموریت خارجی، بار دیگر به موضوعی بحثبرانگیز در فضای سیاسی ایران تبدیل شده است. این بار نوبت به سفر دختر و داماد مسعود پزشکیان به جمهوری آذربایجان رسیده است. بر اساس اخبار منتشرشده، دختر و داماد رئیسجمهور ایران در قالب یک سفر رسمی و دیپلماتیک به باکو رفته و در یک همایش و مجموعهای از دیدارهای مرتبط با آن حضور یافتهاند. این سفر در روزهای گذشته انجام شده است. در جریان این سفر، دختر رئیسجمهور ایران در دیداری با دختر الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، گفتوگویی داشته و تولد رئیسجمهور این کشور را نیز تبریک گفته است. این موضوع، نشان میدهد که سطح این دیدارها، تا حد تماس با نزدیکان مقامات عالی رتبه کشور میزبان نیز پیش رفته است. اما آنچه این موضوع را به یک مسئله مورد مناقشه تبدیل کرده، ابهام در جایگاه و چارچوب رسمی این سفر است. تاکنون اطلاعات دقیقی از سوی نهادهای رسمی دولتی یا دفتر رئیسجمهور درباره سطح مأموریت، اهداف رسمی و مجوز قانونی حضور اعضای خانواده در این برنامه اعلام نشده است.
این سکوت رسمی، در حالی است که در گذشته نیز حضور اعضای خانواده مقامات در سفرهای خارجی، همواره با نقدها و پرسشهایی درباره هزینهها، ضرورت و تعریف نقش دیپلماتیک آنان همراه بوده است. به ویژه زمانی که این حضور در سفرهای رسمی و با بودجه دولتی رخ میدهد. در نظام اداری و دیپلماتیک ایران، معمولاً هیئتهای رسمی متشکل از مقامات دولتی، نمایندگان مجلس و گاه اصحاب رسانه و کسبوکار هستند. حضور اعضای خانواده رئیسجمهور در چنین هیئتهایی، اگرچه بیسابقه نیست، اما نیازمند شفافیت و توجیه روشن است تا از هرگونه شبههای در مورد استفاده از موقعیت اداری برای امور شخصی یا خانوادگی جلوگیری شود. از سوی دیگر، برخی تحلیلگران معتقدند چنین حضورهایی میتواند به عنوان ابزاری برای دیپلماسی عمومی یا دیپلماسی غیررسمی و ایجاد کانالهای ارتباطی دوستانه در سطوح مختلف میان دو کشور تلقی شود. اما موفقیت این توجیه، منوط به اعلام رسمی و شفاف اهداف از سوی دولت است. در شرایط فعلی که کشور با محدودیتهای مالی و تحریمهای شدید روبروست، هرگونه هزینهکرد بودجه عمومی—خصوصاً برای سفرهای خارجی—تحت بررسی دقیق افکار عمومی قرار دارد. بنابراین، انتظار میرود دفتر رئیسجمهور یا سخنگوی دولت به زودی با ارائه توضیحات لازم، به این ابهامات و نقدها پاسخ دهد.
ابهام در جایگاه و نقش؛ سفر شخصی یا مأموریت رسمی؟
اساسیترین پرسش درباره این سفر، تعریف دقیق جایگاه دختر و داماد رئیسجمهور است. آیا آنان به عنوان «عضو هیئت رسمی دولت» با پروتکل دیپلماتیک و مأموریت مشخص به باکو رفتهاند؟ یا حضورشان در قالب همراهی خانوادگی بوده است؟ اگر مأموریت رسمی داشتهاند، سفارتخانه ایران در باکو چه نقشی در هماهنگی و میزبانی داشته است؟ و اگر همراهی خانوادگی بوده، آیا هزینههای سفر از جیب شخصی تأمین شده یا از بودجه عمومی استفاده شده است؟ این ابهام، فضایی را برای شبههافکنی و انتقاد ایجاد کرده که تنها با شفافسازی کامل دولت میتوان آن را رفع کرد. در غیاب توضیحات رسمی، این خطر وجود دارد که افکار عمومی، این سفر را نمونهای از سواستفاده از امتیازات ویژه و عدم شفافیت بدانند.
حساسیت افکار عمومی؛ هزینه در شرایط سخت اقتصادی
این سفر در شرایطی رخ داده که اقتصاد ایران با تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی و فشار تحریمها دست و پنجه نرم میکند. در چنین فضایی، هرگونه سفر خارجی مقامات و نزدیکانشان با هزینههای ریالی و ارزی، به سرعت تحت ذرهبین افکار عمومی قرار میگیرد. مردم به ویژه نسبت به سفرهای خانوادگی تحت عنوان مأموریت رسمی حساسیت شدیدی دارند. اگر این سفر با بودجه دولتی انجام شده باشد، این پرسش مطرح میشود که آیا اولویتبندی صحیحی در هزینهکرد بودجه ملی وجود دارد؟ آیا این هزینه توجیهپذیر است؟ دولت باید بتواند ضرورت و فواید ملی چنین حضوری را به وضوح توضیح دهد، در غیر این صورت، این اقدام میتواند به کاهش اعتماد عمومی و افزایش احساس شکاف طبقاتی بین حاکمیت و مردم بینجامد.
دیپلماسی غیررسمی یا خانوادگی؟ بررسی سنتهای مرسوم
از نگاهی دیگر، ممکن است توجیه دولت بر پایه «دیپلماسی غیررسمی» یا «دیپلماسی خانوادگی» باشد. در روابط بین کشورها، گاه کانالهای غیررسمی و شخصی میتوانند به کاهش تنشها، ایجاد فضای اعتماد و انتقال پیامهای ظریف کمک کنند. دیدار فرزندان سران کشورها نیز در برخی فرهنگهای سیاسی میتواند نمادی از عمق روابط و حسن نیت باشد. اما موفقیت این توجیه، منوط به چند شرط است: نخست، آگاهی و موافقت قبلی دستگاه دیپلماسی حرفهای کشور. دوم، تعریف هدف مشخص و قابل ارزیابی از این دیدار. سوم، انتقال نتایج به نهادهای رسمی برای پیگیری. اگر این سفر تنها یک ملاقات تشریفاتی و فاقد پیامد عملی باشد، نمیتوان آن را در چارچوب دیپلماسی مؤثر جای داد.
سابقه و مقایسه؛ آیا این رویه جدید است؟
حضور اعضای خانواده مقامات در سفرهای خارجی، در ایران سابقه دارد. در دوران ریاستجمهوری گذشته نیز گاه اخباری از همراهی اعضای خانواده در سفرها منتشر میشد که با انتقادهایی مواجه میشد. با این حال، میزان شفافیت در توجیه و گزارش این سفرها همواره یک چالش بوده است. نکته کلیدی اینجاست که مردم امروز، بیش از گذشته خواهان شفافیت و پاسخگویی هستند. بنابراین، حتی اگر این رویه سابقه داشته باشد، نمیتواند توجیه کافی برای تکرار آن بدون ارائه توضیح باشد. دولت جدید که با شعار «اعتدال و عقلانیت» روی کار آمده، انتظار میرود در این زمینه الگویی شفافتر و حسابشدهتر ارائه دهد و از تکرار الگوهای گذشته که به انتقادات دامن زده، پرهیز کند.
راهکار و پیشنهاد؛ شفافیت، بهترین سیاست
برای رفع این ابهامات و جلوگیری از تبدیل شدن آن به بحرانی اعتباری برای دولت، چند اقدام فوری لازم است: نخست، سخنگوی دولت یا دفتر رئیسجمهور باید به صورت شفاف و بدون ابهام، جزئیات سفر را اعلام کند. این توضیح باید شامل دلیل و ضرورت سفر، جایگاه رسمی افراد، منبع تأمین هزینهها و دستاوردهای مورد انتظار باشد. دوم، در صورت رسمی بودن مأموریت، اسناد مربوط به دعوتنامه، برنامه کاری و گزارش عملکرد میتواند تا حد امکان منتشر شود. سوم، دولت میتواند با تعریف چارچوب مشخص و اعلام عمومی برای همراهی خانواده در سفرهای خارجی مقامات (در صورت وجود)، از بروز چنین ابهاماتی در آینده جلوگیری کند. سکوت یا پاسخهای کلی در این شرایط، تنها به دامنزدن به شایعات و کاهش اعتماد کمک میکند. شفافیت، حتی اگر همراه با پذیرش خطا باشد، همواره بهترین راه برای حفظ اعتماد عمومی است.