آسیانیوز ایران؛ سرویس سلامت و زیبایی:
تصور کنید در دنیایی زندگی میکنیم که شانس زنده ماندن شما بیشتر به کشور محل تولدتان بستگی دارد تا به علم پزشکی. این تصور تیره، اکنون واقعیت تلخ جهان ماست. گزارش تازه سازمان بهداشت جهانی پرده از حقیقتی هولناک برداشته است. بر اساس این سند معتبر، ۸۶ درصد از مرگهای زودرس در کشورهای با درآمد کم و متوسط رخ میدهد. این یعنی جغرافیا میتواند حکم مرگ یا زندگی داشته باشد. بیماریهای قلبی، سرطان، دیابت و مشکلات تنفسی، سربازان خاموش این نبرد نابرابر هستند. اما این تمام ماجرا نیست. بحران دیگری در سکوت در حال گسترش است: بحران سلامت روان. بیش از یک میلیارد نفر درگیر این مشکل هستند و خودکشی، جان جوانان زیادی را میگیرد. با این حال، بودجه کافی برای نجات جان آنان اختصاص نمییابد. در میانه این طوفان، ناوگهبان سلامت جهانی نیز در حال غرق شدن است. سازمان بهداشت جهانی با کاهش چشمگیر بودجه در سال ۲۰۲۵ مواجه شده است. نتیجه این کاهش چه خواهد بود؟ اختلال در واکسیناسیون کودکان، قطع داروی بیماران اچآیوی و مرگ مادران باردار.
آیندهای که این گزارش ترسیم میکند، ترسناک است: کاهش بودجه تا سال ۲۰۳۰ ممکن است باعث ابتلای ۴ تا ۱۰ میلیون نفر جدید به HIV و مرگ ۳ میلیون نفر شود. این یک هشدار نیست، یک پیشبینی قریببهیقین است. حتی در برابر بیماریهای قابل پیشگیری مانند سرخکان، که مرگومیر آن ۸۸ درصد کاهش یافته، جهان در حال عقبگرد است. اطلاعات نادرست درباره واکسن و درگیریهای نظامی، واکسیناسیون ۲۰ میلیون کودک را در سال ۲۰۲۴ مختل کرده است. در این شرایط، آیا راه نجاتی وجود دارد؟ پاسخ گزارش هم امیدوارکننده است و هم هشداردهنده: سرمایهگذاری روی مراقبتهای اولیه، بهداشت روان و مقابله با عوامل خطر میتواند معجزه کند. کاهش مصرف دخانیات و هوای پاک باعث سلامتتر شدن زندگی ۱.۴ میلیارد نفر شده است. این گزارش فقط یک سند نیست، نقشه راهی برای نجات جان انسانهاست. ادامه روند کنونی به معنای قبول یک فاجعه انسانی قابل پیشگیری است. وقت آن است که جهان گوش دهد و اقدام کند.
نابرابری سلامت، بزرگترین چالش اخلاقی جهان
گزارش سازمان بهداشت جهانی یک بار دیگر بر شکاف عمیق و غیرقابل قبول در عرصه سلامت جهانی تاکید کرده است. تمرکز ۸۶ درصدی مرگهای زودرس در کشورهای کمدرآمد و متوسط، تنها یک آمار نیست، بلکه نشاندهنده یک سیستم ناعادلانه توزیع منابع، دانش و دسترسی است. این نابرابری ریشه در عوامل ساختاری پیچیدهای دارد. فقر، دسترسی ناکافی به آب آشامیدنی سالم، سوءتغذیه، نظامهای سلامت ضعیف و کمبود نیروی انسانی متخصص، حلقههای یک زنجیر شوم هستند. غلبه بر این چالش تنها با اقدامات درمانی ممکن نیست، بلکه نیازمند رویکردی جامع و بینبخشی است که به ریشههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سلامت بپردازد. تا زمانی که سلامت به عنوان یک کالای لوکس برای ثروتمندان و یک حداقل ضعیف برای فقرا تلقی شود، این شکاف ادامه خواهد داشت.
بحران خاموش سلامت روان و غفلت فاجعهبار
اعلام آمار بیش از یک میلیارد نفر مبتلا به مشکلات روانی و تاکید بر خودکشی به عنوان قاتل جوانان، نقطه عطف مهمی در این گزارش است. برای دههها، سلامت روان در حاشیه اولویتهای سلامت جهانی قرار داشت. این گزارش صراحتاً این غفلت را محکوم میکند. بار بیماریهای روانی نه تنها بر دوش فرد، که بر جامعه و اقتصاد نیز سنگینی میکند. فقدان دسترسی به خدمات اولیه بهداشت روان، ننگ اجتماعی مرتبط با آن و کمبود شدید منابع مالی و انسانی در این حوزه، یک بحران چندلایه ایجاد کرده است. تاکید گزارش بر ادغام خدمات سلامت روان در سیستم مراقبتهای اولیه، راهکار هوشمندانهای است. این کار نه تنها دسترسی را افزایش میدهد، بلکه به عادیسازی و کاهش ننگ کمک میکند. سرمایهگذاری در سلامت روان، سرمایهگذاری در سرمایه انسانی و آینده کشورهاست.
کاهش بودجه و فروپاشی سیستمهای حفاظتی جهانی
کاهش بودجه سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۲۵، یکی از خطرناکترین بخشهای گزارش است. این سازمان، ستاد فرماندهی پاسخ جهانی به تهدیدات سلامت است. کاهش بودجه آن به معنای تضعیف سیستم هشدار سریع، نظارت بر بیماریها، هماهنگی بینالمللی و حمایت از کشورهای ضعیف است. پیشبینی مرگ ۳ میلیون نفر و ابتلای میلیونی به اچآیوی به دلیل همین کاهش، یک محاسبه خشک و فنی است که فاجعه انسانی پشت آن پنهان است. این وضعیت نشان میدهد که تعهد سیاسی به سلامت جهانی شکننده و وابسته به نوسانات اقتصادی است. جامعه جهانی باید درک کند که بودجه سازمانهایی مانند WHO، یک هزینه نیست، بلکه یک سرمایهگذاری ضروری برای امنیت سلامت جمعی است. تضعیف آن، همه کشورها را بدون استثنا آسیبپذیر میکند.
بازگشت بیماریهای قابل پیشگیری و تهدید اطلاعات نادرست
موضوع سرخکان و محرومیت ۲۰ میلیون کودک از واکسیناسیون، یک الگوی هشداردهنده دیگر را نشان میدهد: بازگشت بیماریهایی که قبلاً تحت کنترل بودند. این پدیده دو دلیل عمده دارد: درگیریهای مسلحانه که خدمات سلامت را نابود میکنند، و اپیدمی اطلاعات نادرست درباره واکسن. درگیریها زیرساختهای سلامت را تخریب کرده، کارکنان را آواره میکنند و دسترسی به جمعیتهای آسیبپذیر را غیرممکن میسازند. از سوی دیگر، موج اطلاعات غلط در فضای مجازی، اعتماد عمومی را تخریب کرده و نرخ واکسیناسیون را کاهش میدهد. مبارزه با این دو عامل نیازمند دیپلماسی سلامت برای ایجاد آتشبس در مناطق درگیری و یک کارزار جهانی آموزشی برای تقویت سواد سلامت دیجیتال در جامعه است. بدون این دو، دستاوردهای دهههای گذشته به سرعت از بین خواهد رفت.
مراقبتهای اولیه؛ کلید طلایی و راه حل فراموش شده
گزارش در چندین نقطه، بر مراقبتهای اولیه به عنوان سنگ بنای سیستم سلامت تاکید میکند. این مراقبتها، نخستین نقطه تماس مردم با سیستم سلامت هستند و میتوانند از بسیاری بیماریها پیشگیری کرده، آنها را زود تشخیص داده و مدیریت کنند. سرمایهگذاری کم در این بخش، یکی از اصلیترین موانع دستیابی به اهداف سلامت جهانی است. یک سیستم قوی مراقبت اولیه میتواند بار بیماریهای غیرواگیر مانند دیابت و فشارخون را کاهش دهد، خدمات بهداشت مادر و کودک را ارائه دهد، واکسیناسیون را انجام دهد و غربالگری سلامت روان را ممکن سازد. این گزارش به وضوح میگوید که راه نجات، تمرکز بر بیمارستانهای مجهز نیست، بلکه تقویت اولین خط دفاعی سلامت در جامعه است. این کار مقرون به صرفه، عادلانه و موثرترین راه برای محافظت از جمعیت، به ویژه آسیبپذیرترین گروههاست.