آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در دنیای سایههای اطلاعاتی، هر خبری میتواند سرنخ یک جنگ پنهان بزرگ باشد. بنا خبری که آسیانیوز ایران، نمی تواند آن ررا مستقلا تکذیب یا تائید کند، این روزها در کانالهای تلگرامی با عنوان «تروری که لو رفت» منتشر شده، پرده از یکی از حساسترین و جسورانهترین عملیاتهای طراحی شده توسط یک سرویس جاسوسی بیگانه برمیدارد. بر اساس این گزارش، موساد، سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی، در ماه سپتامبر گذشته نقشهای دقیق برای ترور یکی از مقامات ارشد امنیتی و سیاسی ایران طراحی کرده بود. هدف این عملیات نه یک چهره نظامی، که علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و چهرهای سرشناس در معادلات سیاسی کشور بود. زمان اجرای این طرح ترور، به طور عمدی همزمان با مراسم سالگرد درگذشت سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان انتخاب شده بود. برگزاری این مراسم که توجه بسیاری از مقامات و شخصیتهای منطقهای را به خود جلب میکند، احتمالاً به عنوان پوششی برای اقدام مخفیانه در نظر گرفته شده بود. اما چیزی که باعث شکست این طرح پیچیده شده، نه تدابیر امنیتی سنگین، بلکه هوشیاری یک متحد منطقهای بوده است. بر اساس این اخبار، حزبالله لبنان، که خود هدف دائمی عملیاتهای موساد است، پیش از اجرای عملیات از جزئیات آن مطلع شده است.
این آگاهی منجر به مداخله سریع و بیسر و صدای عوامل امنیتی مرتبط شد. گزارشها حاکی از آن است که افراد دخیل در این طرح، پیش از آنکه بتوانند اقدام خود را عملی کنند، بازداشت شدهاند. این اقدام، یک عملیات ترور احتمالی را به یک شکست اطلاعاتی برای موساد تبدیل کرد. اگر این گزارش صحت داشته باشد، چندین سؤال جدی را مطرح میکند: منبع اطلاعاتی حزبالله چه کسی یا چه کسانی بودهاند؟ این اطلاعات چگونه و از چه طریقی به دست آمده است؟ آیا این نفوذ، نشانهای از اختلال در شبکههای اطلاعاتی دشمن در منطقه است؟ از سوی دیگر، انتخاب علی لاریجانی به عنوان هدف، خود حاوی پیامهای سیاسی و امنیتی عمیقی است. لاریجانی که سالها ریاست مجلس و حالا دبیری شورای عالی امنیت ملی را بر عهده دارد، نمادی از ثبات و تجربه در ساختار حاکمیتی ایران محسوب میشود. این خبر، در صورت تأیید، نه تنها بر شدت جنگ پنهان اطلاعاتی بین ایران و اسرائیل میافزاید، بلکه بر نقش حیاتی همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی بین جمهوری اسلامی و متحدانش در منطقه، به ویژه حزبالله لبنان، تأکید میکند. داستانی که میتواند صحنهای از یک تریلر جاسوسی باشد، اما در واقعیت خاورمیانه در جریان است!
تحلیل اهداف سیاسی و نمادین ترور لاریجانی
علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، در بالاترین رده تصمیمگیریهای امنیتی و راهبردی کشور قرار دارد. ترور او میتواند ضربهای جدی به ثبات و انسجام مدیریت امنیت ملی ایران وارد کند. او نه تنها یک مقام اجرایی، که نمادی از پیوند نهادهای انتخابی (با سابقه ریاست مجلس) و نهادهای امنیتی است.
از منظر اسرائیل، حذف چنین چهرهای میتواند چند هدف را دنبال کند:
- ایجاد رعب و تفرقه در میان نخبگان حاکمیتی
- تضعیف اعتماد به سیستم امنیتی کشور
- ارسال پیامی قوی درباره توانایی نفوذ و عمل موساد در قلب ساختار امنیتی ایران.
موفقیت در چنین عملیاتی، پیروزی تبلیغاتی بزرگی برای رژیم صهیونیستی محسوب میشد. انتخاب زمان عملیات نیز حساب شده به نظر میرسد. همزمانی با مراسم نصرالله، که توجهها به لبنان و حزبالله معطوف است، میتوانسته پوشش مناسبی برای اقدام در خاک ایران فراهم کند. این نشان میدهد طراحان عملیات به دنبال استفاده از فرصتهای نمادین و غافلگیری تاکتیکی بودهاند.
نقش حزبالله؛ از هدف بودن به مانع شدن
حزبالله لبنان، خود قربانی ترورهای متعدد موساد بوده است. شهادت سرداران بزرگی مانند عماد مغنیه و سمیر قنطار، گواه این ادعاست. این تجربه خونبار، حزبالله را به یک سازمان هوشیار و با شبکه اطلاعاتی عمیق در منطقه تبدیل کرده است. کشف این نقشه توسط حزبالله میتواند از دو طریق باشد:
- اول، نفوذ در شبکههای اطلاعاتی دشمن یا منابع انسانی که به این اطلاعات دسترسی داشتهاند.
- دوم، رهگیری و کشف ارتباطات و تحرکات مشکوک عوامل موساد در منطقه، احتمالاً در مسیر یا مبدأ اجرای عملیات.
این موفقیت اطلاعاتی حزبالله، نه تنها یک عملیات را خنثی کرده، بلکه قدرت و دقت دستگاه اطلاعاتی این جنبش را به رخ کشیده است. این اتفاق نشان میدهد حزبالله تنها یک نیروی نظامی نیست، بلکه یک بازیگر اطلاعاتی قدرتمند است که میتواند حتی از متحدان خود در برابر تهدیدات پیچیده محافظت کند.
روششناسی احتمالی عملیات ترور
با توجه به هدف قرار گرفتن یک مقام بلندپایه و تحت حفاظت سنگین، موساد احتمالاً از روشهای غیرمتعارف و با حداقل تماس استفاده میکرد. روشهایی مانند استفاده از مواد انفجاری پیشرفته و از راه دور، حمله سایبری به سیستمهای حفاظتی، یا به کارگیری عوامل داخلی که بتوانند به حریم امنیتی فرد نزدیک شوند. همچنین، ممکن است از فناوریهای نوین مانند پهپادهای کوچک و دقیق یا سلاحهای شیمیایی/بیولوژیکی کنترلشده استفاده شده باشد. انتخاب مکان عمومی مانند یک مراسم، نیز استفاده از شیوههایی مانند بمبگذاری یا تیراندازی از فاصله را محتمل میسازد. خنثیسازی عملیات در مرحله پیش از اجرا، نشان میدهد که عوامل اجرایی یا حلقه ارتباطی آنان شناسایی و تحت نظر بودهاند. این امر یا از طریق رهگیری ارتباطات آنان، یا به دلیل لو رفتن طرح از درون خود شبکه موساد ممکن شده است.
تأثیر این رویداد بر معادلات امنیتی منطقه
خنثیسازی این طرح، یک پیروزی اطلاعاتی مشترک برای ایران و محور مقاومت محسوب میشود. این موفقیت میتواند روحیه این جبهه را تقویت و در مقابل، موساد و حامیانش را به بازنگری در روشها و منابع اطلاعاتی خود وادارد. این اتفاق ممکن است منجر به تشدید اقدامات تلافیجویانه اطلاعاتی یا حتی عملیاتی از سوی ایران و متحدانش شود. همچنین، سطح هشدار و تدابیر امنیتی برای شخصیتهای کلیدی در کشور و منطقه را به طور چشمگیری افزایش خواهد داد. از سوی دیگر، افشای چنین خبری (حتی از طریق کانالهای غیررسمی) خود میتواند یک اقدام روانی باشد. هدف میتواند نشان دادن ضعف و نفوذپذیری دستگاه جاسوسی دشمن و نمایش قدرت اطلاعاتی جبهه مقاومت به مخاطبان داخلی و منطقهای باشد.
ارزیابی اعتبار خبر و سناریوهای محتمل
هنوز هیچ نهاد رسمی در ایران یا لبنان این خبر را تأیید یا تکذیب نکرده است. این سکوت میتواند معنادار باشد. گاهی اوقات، انتشار چنین اخباری از کانالهای نیمهرسمی یا مرتبط، روشی برای افشای کنترلشده اطلاعات و ارسال پیام بدون درگیر شدن مستقیم نهادهای رسمی است. سناریوی محتمل این است که یک طرح ترور شناسایی و خنثی شده، اما جزئیات منتشرشده ممکن است برای اهداف روانی دستکاری شده باشد. ممکن است سطح عملیات یا هویت دقیق هدف متفاوت باشد. با این حال، منطق امنیتی و سابقه درگیریها، امکان وقوع چنین رویدادی را کاملاً محتمل میسازد. جنگ اطلاعاتی بین ایران و رژیم صهیونیستی یک واقعیت مستمر است و ترور شخصیتهای کلیدی، همواره در جعبه ابزارهای این جنگ قرار داشته است. بنابراین، حتی اگر جزئیات عیناً صحیح نباشد، نفس خبر بازتاب دهنده فضای واقعی تهدیدات و مقابلههای پنهان در منطقه است.