آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
شب گذشته، آرامش شهر سقز در استان کردستان با فاجعهای هولناک درهم شکست. جنایتی که ریشه در دنیای مجازی داشت و به واقعیتی خونین در دنیای حقیقی تبدیل شد. ماجرا از یک گروه تلگرامی پر از دختر و پسر جوان شروع شد. در این فضای مجازی، دو کاربر جوان – یکی ۱۶ ساله و دیگری ۲۲ ساله – بر سر موضوعی نامشخص با هم درگیر میشوند. جرقهای که میتوانست با یک عذرخواهی ساده خاموش شود، اما اینگونه نشد. این درگیری لفظی به دنیای واقعی کشیده میشود. پسر ۲۲ ساله به محل زندگی پسر نوجوان میرود و در مقابل چشم دیگران، او را به شدت کتک میزند. تحقیری که در فضای مجازی شروع شده بود، اکنون در برابر چشمان دیگران تکمیل میشود. اما تراژدی زمانی کامل میشود که پسر نوجوان، پس از تحمل کتکخوردن و مشاهده تمسخر دیگران در گروه، تصمیم به انتقام میگیرد. او دوستانش را جمع میکند و به محل زندگی پسر ۲۲ ساله میرود.
در این رویارویی دوم، خشونت از مشت و لگد فراتر میرود. پسر ۱۶ ساله چاقویی برمیدارد و آن را در سینه جوان ۲۲ ساله فرو میکند. ضربهای مرگبار که زندگی یک جوان را پایان میدهد و زندگی دیگری را برای همیشه تباه میکند. پس از انجام جنایت، پسر نوجوان فرار میکند. حالا پیکر بیجان جوان ۲۲ ساله بر زمین مانده و خانوادهای در غم از دست دادن عزیزشان سوگوار شدهاند. این حادثه تلخ، بار دیگر زنگ خطر را درباره پیوند خشونتهای مجازی و واقعی به صدا درآورده است. چگونه یک اختلاف ساده در یک گروه تلگرامی میتواند به فاجعهای انسانی بینجامد؟ داستان غمانگیز شب گذشته سقز، نه تنها دو خانواده را داغدار کرده، بلکه پرسشهای جدی درباره نقش فضای مجازی در تشدید خشونت، مسئولیت کاربران و لزوم آموزش مهارتهای کنترل خشم به نوجوانان و جوانان مطرح میسازد.
نقش تشدیدکننده فضای مجازی در خشونت
این فاجعه نمونه بارز انتقال خشونت از فضای مجازی به حقیقی است. گروههای تلگرامی و شبکههای اجتماعی گاه به جایگاه ابراز خشم جمعی تبدیل میشوند که در آن تحقیر، تمسخر و درگیری لفظی به سرعت تشدید میشود. ناشناسی نسبی و فقدان بازدارندههای چهرهبهچهره در این فضاها، جرأت برای بیان تهدیدآمیز و تحقیرآمیز را افزایش میدهد. در این ماجرا، حضور تماشاگران (دختران و پسران گروه) نقش تقویتکننده روانی داشته است. تحقیر در ملأ عام – حتی اگر مجازی باشد – ضربه شدیدی به عزت نفس وارد میکند و نیاز به «پس گرفتن آبرو» را به یک انگیزه قدرتمند انتقامجویانه تبدیل مینماید. تمسخر دیگران پس از کتکخوردن، این حس تحقیر را مضاعف کرده و فرد را به سمت اقدام افراطی سوق داده است. این حادثه نشان میدهد اختلافات در فضای مجازی میتواند ابعاد هیجانی بزرگتری نسبت به دنیای واقعی پیدا کند، زیرا طرفین در پشت صفحه نمایش، کمتر مهارگری هیجانی نشان میدهند و حرفهایی میزنند که ممکن است در مواجهه رودررو بر زبان نیاورند.
روانشناسی نوجوانان و مدیریت خشم
پسر ۱۶ ساله در مرحله نوجوانی قرار دارد، دورهای که با حساسیت شدید نسبت به تحقیر، نیاز به پذیرش توسط همسالان و تکمیل هویت همراه است. در این سنین، قضاوت درباره پیامدهای بلندمدت اقدامات، به دلیل تکامل نیافتگی کامل قشر پیشانی مغز (مسئول کنترل تکانه و تصمیمگیری منطقی) دشوارتر است. کتکخوردن در برابر دیگران و سپس تمسخر، ضربهای مهلک به عزت نفس شکننده او وارد کرد. جمعآوری رفقا برای انتقام، نشاندهنده تفکر دوقطبی («یا من قویام یا ضعیف») و همچنین تأثیرپذیری از گروه همسالان است. اقدام او بیشتر یک واکنش هیجانی فوری برای رهایی از احساس شرم و تحقیر بود تا یک برنامهریزی حسابشده مجرمانه. از طرف دیگر، جوان ۲۲ ساله نیز اگرچه از نظر زیستی بزرگسال محسوب میشود، اما ممکن است در تنظیم هیجان و حل مسالمتآمیز اختلاف مهارت کافی نداشته است. رفتن به محل زندگی نوجوان و کتکزدن او، نشان از تمایل به اثبات برتری از طریق خشونت فیزیکی دارد که خود عامل تشدیدکننده چرخه خشونت بود.
بستر اجتماعی و فرهنگی خشونت
این حادثه در بستر اجتماعی شهر سقز رخ داده است. بدون قصد کلیشهسازی، باید به عواملی مانند میزان دسترسی به سلاح سرد (چاقو)، فرهنگ حل اختلاف از طریق درگیری فیزیکی در برخی گروههای همسالان، و احتمالاً احساس محرومیت نسبی یا بیکاری در میان جوانان به عنوان عوامل زمینهساز توجه کرد. حفظ آبرو و غیرت در برخی خردهفرهنگها میتواند به ارزشی مطلق تبدیل شود که توهین یا تحقیر را تنها با خشونت جبرانپذیر کند. در این ماجرا، هر دو طرف تا حدی در دام این ذهنیت افتادند: اولی با کتکزدن برای پس گرفتن غرورش در گروه، و دومی با قتل برای جبران تحقیر ناشی از کتکخوردن. همچنین، نقش گروه همسالان در تشدید درگیری قابل تأمل است. در هر دو مرحله (تمسخر در گروه و همراهی در انتقام)، حضور جمعی به فرد اصلی اجازه داد احساس پشتیبانی کرده و خطرات اقدام خود را دست کم بگیرد.
پیامدهای حقوقی و قضایی
از نظر حقوقی، پروندهای پیچیده شکل گرفته است. پسر ۱۶ ساله با توجه به سن، در صورت دستگیری، مشمول قانون مجازات اسلامی برای اطفال و نوجوانان خواهد بود. اگر سن او در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال تمام قمری باشد، مجازات قصاص ندارد، اما ممکن است مشمول مجازاتهای تعزیری، دیه و حبس در کانون اصلاح و تربیت شود. اما نکته ظریف مبدأ درگیری است. اقدام جوان ۲۲ ساله در رفتن به محل و کتک زدن نوجوان، خود میتواند به عنوان شروع کننده درگیری و مرتکب ضرب و جرح مورد بررسی قرار گیرد. اگر ثابت شود قتل در چارچوب مقابله به مثل در حین درگیری رخ داده، ممکن است بر مجازات قاتل تأثیر بگذارد. البته این امر به بررسی دقیق جزئیات و نظریه کارشناسی پزشکی قانونی بستگی دارد. فرار متهم پس از قتل، احتمالاً بر شدت برخورد قضایی خواهد افزود. پلیس باید او را در اسرع وقت دستگیر کند تا هم از فرار دائمی جلوگیری شود و هم تحقیقات تکمیل گردد. خانواده مقتول نیز میتوانند درخواست قصاص یا دیه کنند که در این صورت، سن قاتل و شرایط حاکم بر حادثه در رأی نهایی تأثیرگذار خواهد بود.
پیشگیری و درسهایی برای جامعه
برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی، چند اقدام ضروری است:
- اول، آموزش مهارتهای زندگی به نوجوانان و جوانان در مدارس و محلات، به ویژه مهارتهای کنترل خشم، حل مسالمتآمیز اختلاف و مقاومت در برابر فشار همسالان برای انجام خشونت.
- دوم، نظارت و مسئولیتپذیری در فضای مجازی. مدیران گروهها باید برای جلوگیری از تنش و تحقیر کاربران دخالت کنند. همچنین، کاربران باید آگاه باشند که کلمات در فضای مجازی نیز میتواند پیامدهای واقعی و گاه فاجعهبار داشته باشد.
- سوم، مداخله زودهنگام. اگر پس از درگیری لفظی در گروه، یک بزرگسال آگاه، مددکار یا حتی یکی از اعضای گروه برای میانجیگری وارد عمل میشد، شاید این فاجعه رخ نمیداد. ایجاد ساختارهایی برای مدیریت تعارض در سطح محله میتواند مفید باشد.
- چهارم، محدود کردن دسترسی به ابزارهای خشونت مانند چاقو، به ویژه برای نوجوانان پرخاشگر. البته این اقدام به تنهایی کافی نیست و باید همراه با آموزش باشد.
در نهایت، این تراژدی نشان میدهد که خشونت، چرخهای خودتداومبخش است: تحقیر کلامی → خشونت فیزیکی → انتقام مرگبار. شکستن این چرخه نیازمند عزم جمعی خانوادهها، نظام آموزشی، نهادهای فرهنگی و مسئولان امنیتی است. جامعهای که نتواند خشم جوانانش را مدیریت کند، همواره در معرض انفجارهای غمانگیزی مانند آنچه در سقز رخ داد، خواهد بود.