آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
چند روز پیش، چشمها به پل جدیدی در این شهر دوخته شده بود. پلی که نه تنها قرار بود مسیری برای رفت و آمد باشد، که نمادی از یادبودی خاص تبدیل شود. این پل، نام «آیتالله رئیسی» را بر خود داشت. بر فراز این پل، بلندترین مجسمه شهر اردبیل نصب شده بود. مجسمهای از ابراهیم رئیسی، رییس جمهور سابق کشور که پس از طراحی و ساخت دقیق، آماده رونمایی رسمی بود. این مجسمه قرار بود به فهرست جاذبههای شهری اضافه شود. اما بادهای تند شمال غرب کشور، نقشهها را بر هم زد. تنها دو روز پس از نصب، وزش باد باعث سقوط این مجسمه شد. حادثهای که در کسری از ثانیه رخ داد، اما پیامدهایی طولانیمدت خواهد داشت.
تصاویر این حادثه به سرعت در شبکههای اجتماعی منتشر شد. کاربران فضای مجازی، هر کدام از زاویهای متفاوت به این رویداد نگاه کردند. برخی آن را نشانهای نمادین خواندند و برخی دیگر اشتباه فنی.
اما واقعیت چیست؟ آیا این حادثه تنها یک سانحه فنی بود؟ یا میتوان در آن معنایی عمیقتر جست؟ پاسخ به این پرسشها، نیازمند بررسی دقیق ابعاد مختلف ماجراست. شاید کمتر حادثهای به این سرعت توانسته باشد توجه همگان را جلب کند. اکنون سؤال اینجاست: آینده این مجسمه چه خواهد شد؟ آیا دوباره نصب میشود؟ یا این حادثه نقطه پایانی بر این داستان خواهد بود؟ پاسخ این پرسشها را زمان مشخص خواهد کرد.
تحلیل فنی و مهندسی علل سقوط مجسمه
سقوط هر سازهای در روزهای اول پس از نصب، ابتدا باید از منظر فنی و مهندسی بررسی شود. مجسمههای بزرگ شهری معمولاً تحت محاسبات دقیق مهندسی برای مقاومت در برابر باد، زلزله و سایر عوامل محیطی طراحی میشوند. در این مورد خاص، چند احتمال فنی وجود دارد:
- اول، ممکن است محاسبات بار باد برای منطقه اردبیل به درستی انجام نشده باشد. این شهر در منطقهای با وزش بادهای نسبتاً قوی قرار دارد.
- دوم، ممکن است در اجرای اتصالات و پایههای مجسمه اشتباهی رخ داده باشد.
- سوم، احتمال استفاده از مواد یا روشهای نامناسب در ساخت مجسمه وجود دارد.
بررسی این موارد نیازمند تشکیل کمیتهای تخصصی متشکل از مهندسان سازه، متخصصان مواد و کارشناسان هواشناسی است. تنها پس از این بررسیها میتوان به نتیجه قطعی رسید.
تحلیل مدیریت شهری و نظارت بر پروژههای نمادین
نصب مجسمههای بزرگ در فضاهای عمومی، نیازمند نظارت دقیق مدیریت شهری است. از مرحله طراحی تا اجرا، باید نهادهای نظارتی به طور مستمر بر روند کار نظارت داشته باشند. سؤال اینجاست: آیا پیش از نصب این مجسمه، آزمونهای لازم برای مقاومت در برابر باد انجام شده بود؟ آیا گواهی مقاومت از مراجع ذیصلاح اخذ شده بود؟ پاسخ به این پرسشها میتواند نشاندهنده کیفیت نظارت بر پروژه باشد. این حادثه میتواند زنگ خطری برای سایر پروژههای نمادین شهری باشد. مدیریت شهری باید پروتکلهای نظارتی خود را بازبینی کند تا از تکرار چنین حوادثی جلوگیری شود. ایمنی شهروندان مهمتر از هر نماد و سمبلی است.
تحلیل بازتابهای اجتماعی و رسانهای حادثه
انتشار سریع تصاویر این حادثه در شبکههای اجتماعی، نشان از اهمیت موضوع دارد. کاربران فضای مجازی از زوایای مختلف به این ماجرا واکنش نشان دادند. برخی بر جنبههای فنی تأکید کردند و برخی به ابعاد نمادین پرداختند. در جامعه امروز، چنین حوادثی به سرعت از حالت یک رویداد محلی خارج شده و به بحثی ملی تبدیل میشود. این ویژگی عصر ارتباطات است که باید به درستی مدیریت شود. رسانههای رسمی نیز در پوشش این خبر باید تعادل را رعایت کنند. هم باید به واقعیتهای فنی پرداخت و هم از بزرگنمایی یا تحلیلهای غیرکارشناسی پرهیز کرد. شفافیت در اطلاعرسانی، بهترین راه برای مدیریت افکار عمومی است.
تحلیل نمادین و فرهنگی نصب مجسمهها در فضای شهری
نصب مجسمههای شخصیتهای سیاسی در فضای عمومی، همواره بحثبرانگیز بوده است. برخی معتقدند این کار بخشی از فرهنگ یادبود و احترام است و برخی دیگر آن را سیاستزدگی فضای شهری میدانند. اردبیل شهری با هویت عرفانی و تاریخی قوی است. معماری و نمادهای این شهر بیشتر حول محور عرفان، تاریخ و طبیعت شکل گرفتهاند. اضافه شدن نمادهای سیاسی جدید به این فضا، نیازمند تأمل و درایت است. این حادثه میتواند فرصتی برای بازنگری در سیاستهای نمادسازی شهری باشد. شاید بهتر باشد به جای شخصیتهای سیاسی، بر نمادهای هویتساز تاریخی، فرهنگی و طبیعی شهر تأکید شود.
تحلیل آیندهنگری و اقدامات پس از حادثه
پس از این حادثه، چند اقدام ضروری به نظر میرسد: اول، تشکیل کمیته تحقیق برای بررسی دقیق علل سقوط. دوم، شفافسازی نتایج بررسیها برای عموم مردم. سوم، بازبینی استانداردهای نصب سازههای شهری. در مورد سرنوشت این مجسمه خاص، چند سناریو وجود دارد: بازسازی و نصب مجدد با رعایت استانداردها، تغییر طرح و ساخت مجدد، یا کنار گذاشتن کامل ایده نصب مجسمه. هر تصمیمی که گرفته شود، باید با مشارکت کارشناسان، مسئولان شهری و نمایندگان مردم باشد. شتابزدگی در تصمیمگیری ممکن است به نتایج نامطلوب دیگری منجر شود. این حادثه درسهای مهمی برای همه شهرهای کشور دارد. ایمنی، استانداردهای فنی و توجه به هویت شهری باید در اولویت قرار گیرند.