آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
ناصر غلامی هوجقان - در دنیای پرتلاطم امروز، گاهی سادهترین اتفاقها در دورافتادهترین نقاط، عمیقترین درسهای انسانیت را به ما یادآوری میکند. این بار، قصه مهربانی از روستای میاب شهرستان مرند به گوش میرسد. به گزارش آسیانیوز ایران، در یکی از روزهای سرد زمستانی، آرامش روستا با صدای نالههای مکرر و بیقرار یک حیوان به هم خورد. صدایی که برای گوش یک روستایی آشنا، نشانه درد و گرفتاری بود. او که کنجکاو شده بود، به دنبال صدا رفت. آنچه دید، صحنهای غمانگیز و در عین حال عجیب بود: یک روباه و یک سوسمار، هر دو در استخری سرد و یخزده گرفتار شده و برای زنده ماندن تقلا میکردند.
دیوارههای بلند، لغزنده و پوشیده از برف استخر، راه فراری برای این دو جانور درمانده باقی نگذاشته بود. آنها ساعتها در آب سرد کز کرده و امیدشان را از دست داده بودند. اما ناگهان، یک چهره انسانی بر لبه استخر ظاهر شد. این روستایی مهربان، به جای آنکه بیتفاوت از کنار این صحنه بگذرد، به سرعت برای نجات جان آنها دست به کار شد. او با درایت و آرامش، نردبان و تختهای به کمک آورد. میدانست که یک حرکت ناگهانی میتواند حیوانات وحشی و ترسیده را بترساند و همه چیز را خراب کند. با صبری تحسینبرانگیز، سعی کرد اعتماد آنها را جلب کند و راه نجاتی که ساخته بود را به آنها نشان دهد. لحظههایی پر از تنش و امید سپری شد. سرانجام، تلاشهای این انسان نیکنهاد به ثمر نشست و هر دو حیوان توانستند با کمک او از استخر مرگبار خارج شده و به آغوش امن طبیعت بازگردند. این واقعه زیبا، نمادی از همزیستی مسالمتآمیز انسان و طبیعت است.
تحلیل روانشناختی رفتار کمکرسانی و نقش «همدلی»
اقدام این روستایی، فراتر از یک کمک ساده، ریشه در یک ویژگی عمیق انسانی دارد: «همدلی». توانایی درک رنج موجود دیگر و احساس نیاز به کاهش آن. او با شنیدن نالههای حیوانات، آن را نه به عنوان یک سر و صدای معمولی، بلکه به عنوان علامت درد و استیصال تفسیر کرد. این اولین گام در زنجیره رفتار کمکرسانی است. در مرحله بعد، «احساس مسئولیت شخصی» نقش کلیدی ایفا کرد. او میتوانست این اتفاق را نادیده بگیرد یا منتظر فرد دیگری بماند. اما احساس کرد که به عنوان انسانی که در آن موقعیت حاضر است، مسئولیتی در قبال این موجودات دارد. این حس، او را به عمل واداشت. نکته جالب، «کنترل ترس و مدیریت موقعیت» است. رویارویی با حیوانات وحشی (حتی در حالت درمانده) میتواند خطرناک باشد. اما این فرد با حفظ آرامش، هم جان خود را حفظ کرد و هم باعث آرامش نسبی حیوانات شد. این نشاندهنده هوش هیجانی بالا و درک درست از رفتار حیوانات است.
ابعاد زیستمحیطی و اهمیت حفظ تعادل اکوسیستم
نجات دو گونه حیوانی کوچک، در واقع اقدامی مهم برای حفظ تعادل اکوسیستم محلی است. روباه به عنوان یک شکارچی رأس، نقش کنترل کننده جمعیت جوندگان و برخی حشرات را دارد. حذف آن میتواند باعث افزایش آفات و به هم خوردن زنجیره غذایی شود. سوسمار (مارمولک) نیز بخشی از همین زنجیره است و هم طعمه و هم شکارچی حشرات محسوب میشود. هر دوی این حیوانات، نشانگر سلامت محیط زیست آن منطقه هستند. مرگ آنها به دلیل یک حادثه غیرطبیعی (گرفتار شدن در استخر دستساز انسان) میتواند اختلال کوچکی در شبکه پیچیده حیات ایجاد کند. اقدام این روستایی، در واقع «جبران خطای غیرعمدی انسان» در تغییر محیط بود. استخرها و سازههای انسانی گاهی به دام مرگباری برای حیوانات تبدیل میشوند. هوشیاری و مداخله به موقع او، این خطا را جبران کرد. این رفتار، الگویی برای «حفاظت مشارکتی» است؛ یعنی مردم عادی به عنوان نگهبانان فعال محیط زیست خود عمل کنند.
تحلیل جامعهشناختی؛ ترویج فرهنگ مهربانی و مسئولیتپذیری محلی
این رویداد، یک «روایت قدرتمند» در جامعه محلی ایجاد کرده است. داستان نجات دو حیوان توسط یک هممحلی، میتواند به سرعت دهان به دهان چرخیده و به بخشی از خاطره جمعی روستا تبدیل شود. چنین روایتهایی، هنجارهای اجتماعی مثبت را تقویت میکنند. این عمل، فرهنگ «مهربانی با حیوانات» و «مسئولیتپذیری در قبال طبیعت» را نه از طریق سخنرانی، بلکه با «الگوسازی عملی» ترویج میکند. دیگران با دیدن یا شنیدن این اقدام، تشویق میشوند که در موقعیتهای مشابه رفتار مشابهی داشته باشند. این اثرگذاری، ماندگارتر و عمیقتر از قوانین رسمی است. از سوی دیگر، این اتفاق حس غرور جمعی و هویت مثبت برای روستا ایجاد میکند. آنها خود را ساکنان منطقهای میدانند که انسانهایش با طبیعت و موجودات آن همدل هستند. این حس تعلق و هویت مثبت، سرمایه اجتماعی ارزشمندی است.
بررسی روشهای عملی نجات حیوانات وحشی در چنین موقعیتهایی
اقدام این روستایی، یک نمونه عملی عالی از اصول اولیه نجات حیوانات وحشی است:
- اولاً، «ارزیابی اولیه بدون عجله». او قبل از اقدام، موقعیت را سنجید و خطرات (عمق آب، یخ، وضعیت حیوانات) را بررسی کرد.
- دوماً، «ایجاد راه فرار امن». او از وسایل موجود (نردبان و تخته) برای ایجاد یک رمپ خروج استفاده کرد که هم برای خودش امن بود و هم برای حیوانات.
- سوم، «آرامش و صبر». او حیوانات را تحت فشار نگذاشت یا سعی نکرد با اجبار آن ها را بگیرد. بلکه با ایجاد امکان، به آنها فرصت داد خودشان از راه ایجاد شده خارج شوند. این روش، استرس حیوان را به حداقل میرساند و از حمله احتمالی حیوان ترسیده جلوگیری میکند.
- چهارم، «عدم تعقیب پس از نجات». گزارش اشارهای به تعقیب یا گرفتن حیوانات پس از نجات نکرده. این بسیار مهم است. حیوان نجاتیافته باید بلافاصله فضای کافی برای فرار به محیط طبیعی خود داشته باشد تا بتواند به حالت عادی بازگردد. این روستایی به درستی این اصل را رعایت کرد.
بازتاب رسانهای و اهمیت انتشار اخبار مثبت
انتشار این خبر توسط رسانههایی مانند آسیانیوز و بازتاب آن در فضای مجازی، خود پدیدهای قابل تحلیل است. در انبوه اخبار غالباً منفی و خشونتآمیز، چنین رویدادهای کوچک و مثبت، مانند نسیم روحبخشی هستند که ایمان به نیکی را در مخاطب زنده نگه میدارند. این نوع اخبار، «تنوع روایی» ضروری را به فضای رسانهای میدهند. آنها نشان میدهند که در کنار همه مشکلات، هنوز انسانهایی هستند که بیسروصدا کارهای بزرگ اخلاقی انجام میدهند. این موضوع میتواند اثر «الگوسازی رسانهای» داشته و سایرین را به انجام کارهای مشابه ترغیب کند. از منظر سئو و جذب مخاطب، چنین محتوای مثبت و احساسبرانگیزی، به طور طبیعی قابلیت وایرال شدن دارد. مردم دوست دارند داستانهای امیدبخش را به اشتراک بگذارند. بنابراین، این خبر نه تنها یک گزارش محلی، بلکه یک محتوای اثرگذار در سطح ملی است که ارزشهای انسانی و زیستمحیطی را همزمان ترویج میکند. جمعبندی آنکه، این واقعه به ظاهر ساده، دریایی از معانی عمیق درباره رابطه انسان و طبیعت، روانشناسی کمکرسانی، جامعهشناسی محلی و اخلاق محیطزیستی را در خود جای داده است. این روستایی مرندی، نه تنها جان دو حیوان، بلکه نشانی از زیبایی ذاتی انسانیت را نجات داد.