یکشنبه / ۱۴ دی ۱۴۰۴ / ۱۶:۵۶
کد خبر: 35771
گزارشگر: 548
۲۲۰۶
۱۶
۲۸
۱۸
دکتر ملیکا ملک آرا - پژوهشگر و تحلیل گر سیستم های مدیریتی

رکود تورمی مزمن؛ مهم‌ترین هشدار پیش از سقوط اقتصادی

رکود تورمی مزمن؛ مهم‌ترین هشدار پیش از سقوط اقتصادی
دکتر ملیکا ملک‌آرا، پژوهشگر اقتصادی و آینده پژوه، با هشدار درباره وضعیت «رکود تورمی مزمن» در اقتصاد ایران گفت: این وضعیت که ترکیب پایدار تورم بالا، رشد ضعیف و بیکاری ساختاری است، مهم‌ترین هشدار پیش از سقوط اقتصادی محسوب می‌شود. وی تأکید کرد رکود تورمی مزمن نشان می‌دهد مشکل ریشه در ساختارهای ناکارآمد و ناترازی‌های انباشته دارد و زمان اصلاحات تدریجی به پایان رسیده است. این وضعیت باعث فرسایش سرمایه اجتماعی، از بین رفتن اعتماد عمومی و هدایت سرمایه به سمت فعالیت‌های غیرمولد می‌شود. به گفته این تحلیلگر، اقتصاد درگیر این بحران، از مسیر بهره‌وری جهانی عقب می‌ماند و خروج از آن بدون اصلاحات عمیق و پرهزینه ممکن نیست. تصمیم‌گیری امروز تعیین می‌کند که اقتصاد از پرتگاه بازگردد یا سقوط کند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:

دکتر ملیکا ملک آرا - پژوهشگر و تحلیلگر سیستم های مدیریتیاقتصاد زمانی به لبهٔ پرتگاه می‌رسد که بحران‌ها دیگر به‌صورت مقطعی و قابل مهار ظاهر نمی‌شوند، بلکه به شکل الگوهای پایدار و تکرارشونده در می‌آیند. در چنین وضعیتی، «رکود تورمی مزمن» نه یک اتفاق استثنایی، بلکه مهم‌ترین هشدار درباره ورود اقتصاد به یک تلهٔ ساختاری است؛ تله‌ای که خروج از آن بدون اصلاحات عمیق و پرهزینه ممکن نیست.

رکود تورمی مزمن به معنای هم‌زمانی پایدار تورم بالا، رشد اقتصادی ضعیف یا منفی و بیکاری ساختاری است. تفاوت آن با رکود تورمی کلاسیک در «دوام» و «نهادینه‌شدن» بحران است. در این حالت، اقتصاد حتی در دوره‌های آرامش نسبی نیز قادر به بازیابی موتور رشد نیست و تورم به بخشی از زندگی روزمره و انتظارات عمومی تبدیل می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد که مشکل، صرفاً سیاست‌های کوتاه‌مدت نیست، بلکه ریشه در ساختارهای ناکارآمد دارد. یکی از عوامل کلیدی شکل‌گیری رکود تورمی مزمن، ناترازی‌های انباشته است: کسری بودجهٔ مزمن، نظام مالی و بانکی شکننده، وابستگی به منابع ناپایدار و ضعف بهره‌وری. برای پوشاندن این ناترازی‌ها، سیاست‌گذار به راه‌حل‌های موقتی متوسل می‌شود؛ راه‌حل‌هایی که شاید در کوتاه‌مدت فشار را کاهش دهند، اما در بلندمدت تورم را مزمن‌تر و رکود را عمیق‌تر می‌کنند. نتیجه، اقتصادی است که نه توان مهار تورم را دارد و نه قدرت ایجاد رشد پایدار.

در چنین شرایطی، سرمایهٔ اجتماعی به‌شدت آسیب می‌بیند. تورم مزمن، قدرت خرید را فرسایش می‌دهد و رکود، امید به بهبود آینده را کاهش می‌دهد. ترکیب این دو، اعتماد عمومی به سیاست‌گذاری را تضعیف می‌کند و رفتارهای غیرمولد اقتصادی را تشدید می‌کند. در این محیط، سرمایه‌ها به‌جای ورود به بخش‌های مولد، به سمت بازارهای غیرمولد هدایت می‌شوند و اقتصاد بیش‌ازپیش از مسیر توسعه فاصله می‌گیرد.

رکود تورمی مزمن همچنین نشانهٔ گسست اقتصاد از مسیر بهره‌وری و یادگیری جهانی است. در جهانی که رشد بر پایه فناوری، سرمایه انسانی و رقابت‌پذیری شکل می‌گیرد، اقتصادی که درگیر بی‌ثباتی مزمن است، توان جذب سرمایه و نوآوری را از دست می‌دهد. این عقب‌ماندگی، شکاف با اقتصادهای پویا را عمیق‌تر کرده و خروج از بحران را دشوارتر می‌کند. رکود تورمی مزمن مهم‌ترین هشدار پیش از سقوط اقتصادی است، زیرا نشان می‌دهد زمان اصلاحات تدریجی به پایان رسیده است. تصمیم‌های امروز تعیین می‌کنند که اقتصاد از لبهٔ پرتگاه بازگردد یا به دره‌ای عمیق‌تر سقوط کند.

تحلیل مفهومی «مزمن شدن» بحران و عبور از نقطه بدون بازگشت

واژه «مزمن» در پزشکی به بیماری‌ای گفته می‌شود که طولانی‌مدت است و درمان فوری ندارد. انتقال این مفهوم به اقتصاد، نشان‌دهنده عمیق شدن بحران در لایه‌های ساختاری است. در این مرحله، اقتصاد نه تنها بیمار است، بلکه نظام ایمنی بدن اقتصادی (مکانیزم‌های خودترمیمی بازار، ثبات نهادها، اعتماد بازیگران) نیز آسیب دیده است. تفاوت با رکود تورمی کلاسیک (مثل دهه ۱۹۷۰ آمریکا) در این است که در آن موارد، بحران ناشی از شوک‌های خارجی موقت (مانند بحران نفتی) و سیاست‌های نادرست اما قابل تعدیل بود. اما در رکود تورمی مزمن، بحران از درون ساختار معیوب تغذیه می‌کند. تورم و رکود به چرخه معیوبی تبدیل می‌شوند که یکدیگر را تقویت می‌کنند: رکود تولید، عرضه را کم کرده و تورم را بالا می‌برد؛ تورم بالا، هزینه تولید را افزایش داده و سرمایه‌گذاری را بی‌صرفه کرده و رکود را عمیق‌تر می‌کند. شکستن این چرخه نیازمند شوک درمانی ساختاری است، نه مسکّن‌های مقطعی.

تحلیل ریشه‌های ساختاری: ناترازی‌های چهارگانه کشنده

دکتر ملک‌آرا به درستی به ناترازی‌های انباشته اشاره می‌کند:

۱. کسری بودجه مزمن

هنگامی که دولت برای تأمین هزینه‌های جاری خود به طور دائمی با کسری مواجه است، یا باید پول چاپ کند (که تورم‌زا است) یا از سیستم بانکی استقراض کند (که نقدینگی را از بخش خصوصی می‌دزدد و به رکود دامن می‌زند).

۲. نظام مالی و بانکی شکننده

بانک‌هایی که با دارایی‌های منجمد (تسهیلات غیرجاری) و ناترازی ترازنامه مواجهند، نه توان تأمین سرمایه در گردش تولید را دارند، نه اعتماد سپرده‌گذاران را جلب می‌کنند. این امر مکانیزم انتقال سرمایه به بخش مولد را مختل می‌کند.

۳. وابستگی به منابع ناپایدار

درآمدهای نفتی که نوسان شدید دارند، بودجه را بی‌ثبات می‌کنند. در زمان وفور، هزینه‌های بی‌ضابطه افزایش می‌یابد و در زمان کمبود، دولت به سراغ منابع تورم‌زا می‌رود.

۴. ضعف بهره‌وری

به دلیل فقدان فناوری، مدیریت ناکارآمد، مقررات دست و پاگیر و فضای ناامن سرمایه‌گذاری، خروجی هر واحد سرمایه و نیروی کار به طور مزمن پایین است. این یعنی اقتصاد برای رشد ناچیز هم به منابع زیادی نیاز دارد که تورم‌زا است.

این چهار ناترازی، هسته سخت رکود تورمی مزمن را تشکیل می‌دهند.

تحلیل پیامدهای اجتماعی-روانی: فروپاشی اعتماد و فرار سرمایه به سمت غیرمولد

رکود تورمی مزمن، تنها یک پدیده اقتصادی نیست؛ یک فاجعه اجتماعی است. تورم مداوم، مانند آب‌های زیرزمینی که خاک را می‌شویند، به تدریج قدرت خرید طبقه متوسط و فقیر را از بین می‌برد و شکاف طبقاتی را عمیق می‌کند. رکود نیز امید به آینده (شغل بهتر، درآمد بالاتر، زندگی بهبودیافته) را نابود می‌کند. ترکیب این دو، منجر به سه پدیده خطرناک می‌شود:

  1. فرسایش سرمایه اجتماعی

    مردم به یکدیگر، به نهادها و به وعده‌های حاکمیت بی‌اعتماد می‌شوند.
  2. تغییر ترجیحات اقتصادی

    از آنجا که فعالیت مولد (تولید، صنعت، کشاورزی) سودآوری خود را از دست می‌دهد، سرمایه به سمت دلالی، سفته‌بازی در بازار دارایی (طلا، ارز، مسکن) و فعالیت‌های رانت‌محور گریز می‌زند. این امر رکود واقعی را تشدید می‌کند.
  3. فرار مغزها و سرمایه

    افراد تحصیل‌کرده و دارای سرمایه، که آینده‌ای در اقتصاد بیمار نمی‌بینند، به فکر خروج می‌افتند.

تحلیل گسست از اقتصاد جهانی و افزایش شکاف توسعه‌ای

در عصر جهانی‌شدن، اقتصادها در یک مسابقه بهره‌وری و نوآوری با یکدیگر قرار دارند. اقتصاد مبتلا به رکود تورمی مزمن، از این مسابقه حذف می‌شود. زیرا:

  • نوآوری و جذب فناوری نیازمند سرمایه‌گذاری پایدار و فضای کسب‌وکار قابل پیش‌بینی است که در این شرایط وجود ندارد.
  • رقابت‌پذیری بین‌المللی به دلیل تورم بالای هزینه‌های تولید و بی‌ثباتی نرخ ارز از بین می‌رود.
  • جریان سرمایه خارجی به سوی کشورهای باثبات و سودآور می‌رود و از اقتصاد پرریسک گریزان است.

نتیجه، ایجاد یک شکاف روزافزون با کشورهای در حال توسعه پویا و توسعه‌یافته است. این شکاف، خروج از بحران را در آینده نیز بسیار پرهزینه‌تر و دشوارتر می‌کند، زیرا فاصله تکنولوژیک و مدیریتی بیش از حد زیاد می‌شود.

دکتر ملک‌آرا به صراحت معتقد است: «زمان اصلاحات تدریجی به پایان رسیده است.» این یعنی راه‌حل‌های تک‌جانبه و جزئی (مانند تنها افزایش نرخ بهره یا تنها آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی) نه تنها کارگر نیست، بلکه ممکن است وضع را بدتر کند.

خروج از این تله، نیازمند یک بسته اصلاحات ساختاری جامع و هماهنگ است که همزمان به چهار ناترازی اصلی بپردازد. اجزای این بسته احتمالاً شامل موارد زیر است:

  1. اصلاح بودجه: حذف یارانه‌های غیرهدفمند، افزایش پایه مالیاتی از طریق گسترش دامنه مالیات‌ها (نه افزایش نرخ)، شفاف‌سازی هزینه‌ها.
  2. پاک‌سازی نظام بانکی: تجدید ساختار بانک‌های ورشکسته، جداسازی دارایی‌های سمی، افزایش شدید شفافیت و نظارت.
  3. تثبیت منبع درآمدی: ایجاد درآمدهای پایدار مالیاتی و کاهش وابستگی بودجه به نفت.
  4. جهش بهره‌وری: اصلاح قوانین کار و سرمایه‌گذاری، حذف انحصارات، حمایت واقعی از بخش خصوصی، سرمایه‌گذاری در آموزش و فناوری.

هزینه این اصلاحات در کوتاه‌مدت بسیار سنگین است: ممکن است رکود عمیق‌تر و تورم به طور موقت جهش کند، بیکاری افزایش یابد و نارضایتی اجتماعی اوج گیرد. این درد درمان است. اما هزینه عدم اقدام به مراتب بیشتر است: سقوط کامل اقتصادی، فروپاشی اجتماعی و بی‌ثباتی سیاسی.

جمع‌بندی

هشدار دکتر ملک‌آرا یک زنگ خطر جدی است. اقتصاد ایران مدت‌هاست که در مرحله رکود تورمی مزمن به سر می‌برد و اکنون به نظر می‌رسد در آستانه تبدیل این مزمنیت به یک فروپاشی حاد قرار دارد. انتخاب پیش رو، انتخاب بین دو درد است: دردِ کوتاه‌مدت ولی نجات‌بخشِ اصلاحات عمیق، یا دردِ طولانی‌مدت و فلج‌کنندهِ ادامه روند موجود که به سقوط قطعی می‌انجامد. جامعه نخبگان، سیاست‌گذاران و عموم مردم باید به این درک برسند که وضعیت عادی جدید نیست؛ وضعیت اضطراری است. زمان تصمیم‌گیری‌های جسورانه فرارسیده است. آینده اقتصادی کشور در گرو همین انتخاب‌های ماه‌ها و سال‌های پیش روست.

https://www.asianewsiran.com/u/iaF
اخبار مرتبط
آلودگی هوا در کلانشهرهای ایران به بحرانی چندبعدی تبدیل شده که فراتر از مشکلات تنفسی، اقتصاد و سلامت روان جامعه را نشانه رفته است. تهران در رده نخست آلوده‌ترین شهرهای جهان قرار دارد و اثرات این مه سیاه بر تمام جنبه‌های زندگی شهری سایه افکنده است. بیمارستان‌ها شاهد افزایش مراجعات قلبی و تنفسی هستند، در حالی که کاهش بهره‌وری نیروی کار و تعطیلی مدارس، بار اقتصادی سنگینی بر دوش جامعه گذاشته است. اثرات روانی از جمله اضطراب و کاهش کیفیت زندگی نیز از تبعات پنهان این بحران است. مدیریت این وضعیت نیازمند رویکردی جامع و اصلاحات ساختاری در حمل و نقل عمومی و سیاست‌های محیط زیستی است. ملیکا ملک آرا در این مقاله به بررسی موضوع می پردازد.
یک پژوهشگر اقتصادی هشدار داد فعال‌شدن مکانیسم ماشه، با احیای تمام تحریم‌های شورای امنیت، ضربه‌ای مهلک به اقتصاد آسیب‌پذیر ایران وارد خواهد کرد. به گفته دکتر ملیکا ملک‌آرا، پیامدهای این اقدام شامل سقوط ارزش ریال، افزایش شدید تورم، کاهش درآمدهای نفتی، بحران کسری بودجه و تشدید فقر و بیکاری خواهد بود که راه‌کار خنثی‌سازی آن، تنها در «اصلاحات ساختاری عمیق» نهفته است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
A.akmali
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
5
2
4

تحلیل بسیار کامل و چند بعدی بود .در واقع اگر این شرایط ادامه دار شود در یک قدمی ابر تورم هستیم ..

Reza.Ebrahimi
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
0
1
0

مقاله مفید با ی تحلیل خوب بود

علیرضا محمودی فرد
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
0
1
0

بله، متاسفانه اوضاع اقتصادیمون بسیار بد و نگران کننده هست

مائده کیانی
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
5
1
0

به نظر من ،نکتهٔ مهم مقاله، ارتباط رکود تورمی مزمن با سرمایهٔ اجتماعی و اعتماد عمومی است. بدون بازسازی اعتماد، حتی سیاست‌های اقتصادی درست هم نمی‌توانند نتیجه‌بخش باشند.سپاس از بانوی ارزشمند نگارنده خانم دکتر ملک آرا

ناشناس
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
5
1
0

تورم مزمن به همراه رکود مدت هاست تولید کننده های صنایع کوچک و متوسط را به آستانه ورشکستگی رسانده و طبیعی هست به جای تولید به سرمایه گذاری غیر مولد فکر کنند این حجم از نوسانات ارز کمر تولید کننده را شکسته است

حسین حیدری نژاد
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
0
0
1

یادداشت خانم دکتر ملک‌آرا مزیت اصلی‌اش در تشخیص درست مسأله است: رکود تورمی مزمن نه یک نوسان گذرا، بلکه بحران ساختاری است که تورم، رشد پایین و بیکاری را نهادینه کرده است. تأکید بر ناترازی‌های انباشته، پیوند اقتصاد با سرمایه اجتماعی و توضیح اثرات تورم بر زندگی روزمره، نقاط قوت متن‌اند و آن را از تحلیل‌های سطحی متمایز می‌کند. هشدار درباره پایان اصلاحات تدریجی و ضرورت اقدامات ساختاری نیز به‌جا و هوشمندانه است. با این حال، متن کمتر به نقش سیاست، قدرت و ظرفیت اجتماعی در اجرای اصلاحات پرداخته است. ایدئولوژی حکومت دینی، هنجارها و محدودیت‌های ناشی از آن، بخش مهمی از چالش‌های اجرای اصلاحات پرهزینه است؛ گروه‌های بازنده، مقاومت نهادی و محدودیت‌های حکمرانی تعیین‌کننده موفقیت یا شکست اقدامات اقتصادی‌اند. اضافه شدن این بُعد می‌توانست تحلیل را از هشدار مهم، به چارچوب واقع‌بینانه‌تر و اثرگذارتر ارتقا دهد.

کیوان
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
0
0
2

یه چرند محض.. جای این چرت و پرتا یک راه حل کاربردی ارائه کنین تا کی میخواین حرفای توی کتابارو به اسم مقاله به خورد ملت بدین؟

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۰/۱۵
5
1
2

کیوان عزیز! درک تفاوت بین «تحلیل ریشه‌ها» و «دفترچهٔ راهنمای عملیاتِ فوری» نیاز به حداقلی از سوادِ تحلیلی دارد که متاسفانه شما فاقد آن هستید. وقتی بیمار در مرحلهٔ «مزمن» است، اولین قدم تشخیص دقیق بیماری است، نه تجویز مسکّنِ تقلبی. (ظاهرا محل کارتان ناصرخسرو و شغل شریفتان فروش داروی تاریخ گذشته است) اگر به جای «چرت و پرت» خواندنِ مطالب علمی، توان خوانشِ آن را داشتید، متوجه می‌شدید که مقاله دقیقاً دارد از ضرورتِ «راه حل کاربردیِ جامع و پرهزینه» می‌گوید. شما «راه حلِ آسان» می‌خواهید؟ آن را در قصه‌ها جستجو کنید، نه در اقتصادِ بحران‌زده...


سیما مطلبی
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
5
0
1

همهٔ این تحلیل‌های فاخر شبیه نوشتن نسخهٔ پیچیده برای بیماری است که نه دکتر به بالینش می‌رود، نه بیمار توان خرید دارو را دارد، و داروخانهٔ اصلی هم در اختیار دلالان است. حرف قشنگ است، ولی انگار نقشهٔ خروج از هزارتوی مین‌گذاری شده را به کسی می‌دهی که پایش از زانو به پایین فلج است. گاهی به نظر می‌رسد عمق فاجعه آنقدر زیاد است که تحلیل‌های ساختارمند، خود به نوعی آرامش‌بخش ذهن تحلیلگر می‌شود، بدون آنکه راهی برای پاگرفتن در خاکِ سفت واقعیت داشته باشد.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۰/۱۵
5
0
2

این استدلالِ شکست‌خوردگانِ تاریخ این سرزمین است! آیا چون اجرا سخت است، باید از تشخیص و ارائه ی راه‌حل صرف‌نظر کرد؟ این دقیقاً منطق «سکوت از روی ناتوانی» است. تحلیلِ ساختاریافته، قدم اولِ هر اقدام عملی است. شما که با تشبیه‌های شعاری، خود را در ژرفای فاجعه می‌بینید، آیا پیشنهادتان تسلیمِ محض است؟ اگر نسخه‌نویسی بی‌فایده است، پس شما با این کامنتِ پرطمطراقِ تحقیرآمیز در پی چه هستید؟ نوستالژیِ ناامیدی؟ بس کنید این شعارهای دهان پر کن تاریخ گذشته را


نسرین خسروانی
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
0
1
0

نقش فعال گروه‌های ذینفع قدرتمند (رانت‌خواران، انحصارگران، بدنهٔ بوروکراتیک مقاوم) کجاست؟! همان هایی که با حفظ وضع موجود منافع کلانی می‌برند و مانع اصلی هر اصلاحی هستند، تقریباً نادیده گرفته شده. غلبه بر این مقاومت سیاسی، خود نبردی سخت‌تر از طراحی بستهٔ اصلاحی است.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۰/۱۵
5
0
1

حرف شما نه نقد که اعتراف به بی سوادی خود شماست! تحلیل به صراحت از «ساختارهای معیوب» و «اصلاحات ساختاری» سخن می‌گوید؛ یعنی دقیقاً اشاره به همان نظامی که این گروه‌های رانت‌خوار را پرورده و حفظ می‌کند. گویا متن را نخوانده‌اید؛ یا عینکتان، همراهتان نیست! آیا انتظار داشتید لیست اسامی و آدرس بدهد؟ تحلیل بیماری سرطان، نیازی به نام بردن از تک‌تک سلول‌های سرطانی ندارد؛ اشاره به ماهیت غده و ضرورت جراحیِ ریشه‌ای کافی است. نادیده گرفتن مانع، با تمرکز بر اصلِ مشکل فرق دارد... در خانه اگر کس است، یک حرف بس است


پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
5
0
1

مفهوم «رکود تورمی مزمن» به‌درستی تشریح شده.... این تحلیل چند بعدی از ریشه‌های ساختاری (ناترازی چهارگانه) تا پیامدهای اجتماعی و گسست از اقتصاد جهانی، جامع و قانع‌کننده است. تأکید بر پایان زمان اصلاحات تدریجی و لزوم بسته اصلاحی جامع، شجاعانه و واقع‌بینانه است. پذیرش هزینه سنگین کوتاه‌مدت این اصلاحات، نشان از صداقت علمی تحلیل دارد. این متن یک سند اخطار ضروری برای جامعه نخبگانی و سیاست‌گذاران است. امیدوارم دیده شود و به کار بسته شود.

رسول احمدی
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
5
0
1

عالی

زرنگار
۱۴۰۴/۱۰/۱۵
0
0
0

مثل همیشه عالی بود خانم دکتر ملک آرا با همین فرمان برید جلد

رضا شیرازی
۱۴۰۴/۱۰/۱۵
0
0
0

در اقتصادی که ۸۰ درصد آن دولتی است و تحت تحریم قرار بگیرد دیگه شانسی برای بهبود نخواهد داشت ولی اگر خصوصی بودن امکان رشد خیلی بیشتر در تحریم را داشتن با تشکر رضا شیرازی


تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید