آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
فضای سیاسی پرتنش میان ایران و آمریکا، با اظهاراتی بیسابقه از سوی رئیسجمهور ایالات متحده، وارد فاز جدیدی شده است. دونالد ترامپ برای دومین بار در چند روز، خطاب مستقیمی به مقامات جمهوری اسلامی ایران داشته است. ترامپ صراحتاً هشدار داده که اگر معترضان داخل ایران توسط حکومت کشته شوند، ایالات متحده برای «نجات آنان» وارد عمل خواهد شد و جمهوری اسلامی «ضربه سختی» از آمریکا دریافت خواهد کرد. این سطح از تهدید مستقیم و علنی از سوی یک رئیسجمهور آمریکا، بیپیشینه توصیف میشود. این اظهارات در حالی مطرح میشود که گزارشهای میدانی از انتقال تجهیزات و نیروهای نظامی آمریکا به منطقه، مشابه الگوی تحرکات پیش از درگیریهای گذشته، خبر میدهند. این همزمانی، بر جدی بودن فضای بحرانی میافزاید.
ترامپ در گفتگو با خبرنگاران در هواپیمای ویژه ریاست جمهوری، با مقایسه خود با دولت پیشین، ادعا کرد که رویه باراک اوباما را که در کنار معترضان ایرانی قرار نگرفت، «اصلاح» کرده است. این نشان میدهد که مسائل داخلی ایران به یک محور تبلیغاتی و عملیاتی در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است. حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس، با تأیید ضمنی این تهدیدات نوشت: «ترامپ مرد عمل است، با او بازی نکنید.» این حساب پیشتر و پس از عملیات ونزوئلا نیز هشدارهای مشابهی داده بود. در جبهه داخلی آمریکا، سناتور لیندزی گراهام، از سیاستمداران بانفوذ جمهوریخواه، با زبانی تندتر، وضعیت ایران را «شورش علنی» مردم توصیف کرد و جمهوری اسلامی را «بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان» نامید. او با گذاشتن کلاهی با شعار «عظمت را به ایران بازگردانیم»، آشکارا از تغییر رژیم در ایران حمایت کرد و سال ۲۰۲۶ را سال تغییر برای ایران خواند. این نشان میدهد که جریان اصلی حزب حاکم در آمریکا، سیاست تهاجمی بیسابقهای را در پیش گرفته است. اکنون پرسش اصلی این است که این هشدارها صرفاً یک جنگ روانی است یا زمینهسازی برای یک مداخله نظامی محدود یا گسترده؟ پاسخ این پرسش، آینده امنیت منطقه و روابط بینالملل را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
تحلیل محتوای اظهارات ترامپ و تغییر پارادایم در سیاست خارجی آمریکا
سخنان ترامپ یک تغییر پارادایم اساسی در رویکرد رسمی آمریکا محسوب میشود. در گذشته، مقامات آمریکایی عموماً از «حقوق بشر» در ایران ابراز نگرانی میکردند، اما هیچگاه یک رئیسجمهور به صراحت و به صورت پیشدستانه، «وارد عمل شدن» برای نجات معترضان و ضربه زدن به حکومت را تهدید نکرده بود. استفاده از عبارت «اگر بکشید، ما وارد عمل میشویم»، ساختاری شبیه به اولتیماتومهای نظامی دارد. این سخن، مرز بین ابراز نگرانی دیپلماتیک و تهدید به مداخله فعال را محو کرده و عرصه را برای تفسیرهای گسترده بازمیگذارد. ترامپ با اشاره به دولت اوباما، در واقع میخواهد یک «تفاوت ایدئولوژیک و عملی» رادیکال را به نمایش بگذارد. او خود را حامی عملی مردم در برابر حکومتها معرفی میکند، رویکردی که میتواند برای سایر حکومتهای مخالف واشنگتن نیز هشدار محسوب شود.
زمینههای داخلی آمریکا و انگیزههای پشت این اظهارات
این موضع گیری تهاجمی، پیش از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا صورت میگیرد. ترامپ و حزب جمهوریخواه ممکن است با نشان دادن چهرهای قوی و مدافع «مردم تحت ستم»، درصدد جلب نظر رایدهندگان و تحکیم پایگاه خود باشند. نظرسنجیها نشان میدهد محبوبیت ترامپ در بین پایگاه سنتی خود نیاز به تقویت دارد. ایجاد یک بحران خارجی یا نمایش قدرت در برابر یک «دشمن ایدئولوژیک» مانند ایران، یک استراتژی کلاسیک برای انسجام بخشی داخلی و انحراف افکار عمومی از مسائل اقتصادی است. حضور و حمایت علنی سناتورهایی مانند لیندزی گراهام، نشان میدهد این رویکرد تنها نظر ترامپ نیست، بلکه بخشی از جریان اصلی حزب جمهوریخواه است که به دنبال تغییر رژیم در ایران از طریق فشار حداکثری است.
تحلیل واکنش احتمالی ایران و سناریوهای پیش رو
واکنش رسمی ایران به احتمال قوی، «تکذیب و محکومیت شدید» این اظهارات به عنوان «مداخلهجویی آشکار در امور داخلی» و «تهدید علیه حاکمیت ملی» خواهد بود. ایران احتمالاً در شورای امنیت سازمان ملل و سایر محافل بینالمللی علیه آمریکا طرح موضوع خواهد کرد. از نظر عملیاتی، ایران سطح آمادگی دفاعی خود در مرزها و علیه پایگاههای آمریکا در منطقه را افزایش خواهد داد. همچنین ممکن است برای آزمایش عزم آمریکا، اقدام به مانورهای نظامی یا حتی درگیریهای محدود نیابتی در عراق یا سوریه کند. سناریوی خطرناک، «برآورد اشتباه» از عزم طرف مقابل است. اگر ایران این تهدیدات را صرفاً تبلیغاتی بداند و به اقدامات قهری خود ادامه دهد، و اگر آمریکا نیز برای حفظ اعتبار خود مجبور به نشان دادن عکسالعمل شود، ممکن است چرخه تشدید درگیریای محدود اما با پیامدهای غیرقابل پیشبینی آغاز شود.
نقش کنگره، نهادهای امنیتی و متحدان منطقهای آمریکا
اظهارات ترامپ لزوماً به معنای تصمیم نهادینه شده تمام ارکان حکومت آمریکا نیست. کنگره آمریکا، به ویژه کمیتههای روابط خارجی و نیروهای مسلح، نقش کلیدی در مجوز هرگونه اقدام نظامی دارند. موضع آنان هنوز به وضوح اعلام نشده است. نهادهای امنیتی و اطلاعاتی آمریکا (مانند سیا و پنتاگون) نیز باید خطرات و پیامدهای یک درگیری احتمالی با ایران را به دقت محاسبه کنند. آنها ممکن است دیدگاه محتاطانهتری نسبت به کاخ سفید داشته باشند. متحدان منطقهای آمریکا در خلیج فارس نیز در معادله بسیار تأثیرگذارند. آنها اگرچه از فشار بر ایران استقبال میکنند، اما مطمئناً مایل نیستند خاک آنان صحنه یک جنگ تمام عیار شود. نقش آنها میتواند مهارکننده یا تشدیدکننده باشد.
پیامدهای منطقهای و بینالمللی این تهدیدات بیسابقه
این رویکرد، ثبات منطقه خلیج فارس را به شدت تهدید میکند. کلیه کشورهای منطقه مجبور خواهند شد مواضع خود را بازتعریف کنند و برای سناریوی جنگ احتمالی آماده شوند که میتواند به رکود اقتصادی و افزایش هزینههای امنیتی بینجامد. در سطح بینالمللی، این سخن میتواند به عنوان یک «سابقه خطرناک» قلمداد شود. اگر آمریکا برای خود حق «مداخله برای نجات معترضان» در دیگر کشورها قائل شود، حاکمیت ملی کشورها و قواعد منشور ملل متحد به چالش کشیده میشود. برای جنبشهای اعتراضی در داخل ایران نیز، این اظهارات یک شمشیر دولبه است. از یک سو ممکن است به برخی معترضان روحیه دهد، اما از سوی دیگر، حکومت میتواند تمام اعتراضات را «تحریک شده توسط دشمن خارجی» جلوه داده و امنیتیتر کردن فضا را توجیه کند.