آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
خلیج فارس، آبراه حیاتی جهان، شاهد تحولاتی ژئوپلیتیکی است که میتواند معادلات امنیتی منطقه را دگرگون کند. خبری که توجه تحلیلگران و رهبران منطقه را به خود جلب کرده است. بر اساس گزارشهای منابع خبری، امارات متحده عربی در حال برنامهریزی برای احداث یک پایگاه نظامی ویژه برای نیروهای ارتش اسرائیل در خاک خود است. این اقدام در صورت تحقق، بیسابقه خواهد بود. منطقه مورد نظر «عراده» نام دارد و در نزدیکی مرز عربستان سعودی واقع شده است. این موقعیت جغرافیایی، اهمیت استراتژیک ویژهای به این طرح میبخشد. برآوردها حاکی از آن است که این پایگاه نظامی توانایی استقرار و پشتیبانی از بیش از ۸۰۰ نظامی اسرائیلی را خواهد داشت. این رقم نشاندهنده ابعاد نسبتاً بزرگ این تأسیسات است.
این اقدام در ادامه روند عادیسازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل و تشکیل پیمانهای امنیتی جدید در منطقه صورت میگیرد. روندی که از چند سال پیش شتاب گرفته است. تحقق این طرح به معنای حضور مستقیم و دائم نظامیان ارتش اسرائیل در جنوب خلیج فارس خواهد بود. حضوری که پیامدهای امنیتی و سیاسی گستردهای برای تمام کشورهای منطقه دارد. این پایگاه میتواند نقش یک مرکز لجستیکی و عملیاتی برای نیروهای اسرائیلی در شرق جهان عرب ایفا کند. چنین حضوری بدون شک واکنشهای متفاوتی را در منطقه برخواهد انگیخت. سؤال اصلی این است که این حرکت چگونه بر توازن قوای منطقه تأثیر خواهد گذاشت و آیا زنجیرهای از واکنشهای مشابه یا متقابل را به دنبال خواهد داشت؟ آینده تحولات امنیتی خلیج فارس در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
تحول در معماری امنیتی خلیج فارس و نقش قدرتهای فرامنطقهای
طرح ایجاد پایگاه اسرائیل در امارات، نشاندهنده تحولی عمیق در معماری امنیتی سنتی خلیج فارس است. برای دههها، امنیت این منطقه عمدتاً تحت تأثیر حضور ایالات متحده و قدرتهای دریایی غربی و همچنین روابط متعادل یا متضاد بین کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس قرار داشت. ورود اسرائیل به عنوان یک بازیگر نظامی مستقیم و دارای پایگاه، این معادله را پیچیدهتر میکند. این اقدام میتواند نشاندهنده تلاش برای ایجاد یک اتحاد امنیتی جدید با محوریت اسرائیل و برخی کشورهای عربی تحت حمایت آمریکا باشد. چنین تغییری، بدون شک واکنش کشورهایی که خود را در تقابل با این بلوک میبینند را شدت خواهد بخشید و احتمالاً به رقابت تسلیحاتی و امنیتی دامن خواهد زد.
اهداف استراتژیک اسرائیل از حضور در شرق جهان عرب
برای اسرائیل، داشتن یک پایگاه در عمق خاک امارات و در نزدیکی تنگه هرمز، دستاورد استراتژیک بزرگی محسوب میشود. این حضور، توان نظارت و احتمالاً عمل مستقیم اسرائیل در منطقهای که پیش از این دسترسی محدودی به آن داشت را به شدت افزایش میدهد. این پایگاه میتواند به عنوان سنگری برای مقابله با تأثیرگذاری ایران، ایجاد deterrent (بازدارندگی) در برابر گروههای مورد حمایت آن، و حفاظت از خطوط کشتیرانی حیاتی برای اقتصاد اسرائیل عمل کند. همچنین، این امر نفوذ سیاسی و امنیتی تلآویو را در قلب جهان عرب گسترش داده و عملاً آن را از یک بازیگر پیرامونی به یک بازیگر مرکزی در تحولات خلیج فارس تبدیل میکند.
انگیزههای امارات از میزبانی پایگاه اسرائیل
تصمیم امارات برای میزبانی از یک پایگاه نظامی اسرائیل، مبتنی بر محاسبات امنیتی و سیاسی خاص خود این کشور است. امارات ممکن است با این کار در پی تقویت رابطه استراتژیک با اسرائیل به عنوان یک متحد فناورانه و امنیتی قدرتمند باشد. همچنین، این اقدام میتواند بخشی از استراتژی کلی ابوظبی برای ایجاد یک بلوک منطقای تحت رهبری خود با پشتوانه ارتباط با اسرائیل و آمریکا، به منظور مقابله با نفوذ رقبای منطقهای مانند ایران، قطر یا ترکیه تفسیر شود. علاوه بر این، امارات ممکن است با این کار به دنبال دریافت تضمینهای امنیتی بیشتر و دسترسی به فناوریهای پیشرفته اطلاعاتی و نظامی اسرائیل باشد.
پیامدهای منطقهای و واکنش کشورهای همسایه
این اقدام قطعاً با واکنش تند کشورهایی مانند ایران، عراق، سوریه و احتمالاً قطر و عمان روبرو خواهد شد. ایران که همواره حضور نظامی خارجی در خلیج فارس را محکوم کرده، این اقدام را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود قلمداد خواهد کرد و ممکن است پاسخهای تقابلی در حوزههای مختلف را در دستور کار قرار دهد. عربستان سعودی با وجود عادیسازی رابطه با اسرائیل، داشتن یک پایگاه اسرائیلی در چند کیلومتری مرزهای خود را ممکن است چالشی برای مشروعیت داخلی و منطقای بیابد. این موضوع میتواند باعث ایجاد شکاف در میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شود و اتحاد شورای همکاری خلیج فارس را تحت فشار قرار دهد.
آینده امنیت خلیج فارس و خطر تشدید تنشها
تحقق این طرح، خلیج فارس را به صحنه رقابت امنیتی مستقیمتر بین اسرائیل و ایران تبدیل میکند و احتمال درگیریهای نیابتی یا حتی مستقیم را افزایش میدهد. منطقهای که پیش از این شاهد درگیریهای محدود بین ایران و آمریکا یا متحدان عربی آن بود، اکنون باید شاهد حضور یک بازیگر جدید و بسیار تهاجمی باشد. این امر ثبات منطقه را به مخاطره میاندازد و میتواند بر امنیت انرژی جهان تأثیر بگذارد. از سوی دیگر، این اقدام ممکن است به شکلگیری بلوکبندیهای امنیتی جدید و رقابت تسلیحاتی گسترده بین کشورهای منطقه منجر شود که هزینههای سنگین اقتصادی و امنیتی برای همه طرفها در پی خواهد داشت. آینده خلیج فارس به احتمال زیاد شاهد دورانی از بیثباتی و تنش فزاینده خواهد بود.