شنبه / ۱۳ دی ۱۴۰۴ / ۰۰:۵۰
کد خبر: 35737
گزارشگر: 548
۱۳۰
۰
۰
۱
همزمان با تشدید آماده‌باش نظامی اسرائیل و اعتراضات داخلی در ایران

طرح دور دوم حملات اسرائیل به ایران؛ نگرانی نتانیاهو از بازسازی ایران به گوش ترامپ رسید

طرح دور دوم حملات اسرائیل به ایران؛ نگرانی نتانیاهو از بازسازی ایران به گوش ترامپ رسید
بر اساس گزارش منابع آگاه آمریکایی، بنیامین نتانیاهو در دیدار با دونالد ترامپ، امکان انجام «دور دوم» حملات نظامی علیه ایران در سال ۲۰۲۶ را بررسی کرده است. نگرانی اصلی نتانیاهو، بازسازی توانمندی‌های دفاعی و بازدارندگی ایران پس از درگیری‌های گذشته عنوان شده است. این گفت‌وگو همزمان با گزارش‌هایی از تسریع آماده‌سازی‌های ارتش اسرائیل برای یک جنگ احتمالی در چند جبهه، به ویژه با محوریت ایران، صورت گرفته است. برنامه‌ریزی راهبردی این رژیم تا سال ۲۰۳۰، بر گسترش توانمندی‌ها در حوزه فضا و نیروی انسانی متمرکز است. این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که ایران شاهد اعتراضات گسترده معیشتی در چندین شهر است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

در پشت پرده دیدارهای دیپلماتیک، گاهی صحبت‌هایی رد و بدل می‌شود که می‌تواند آینده یک منطقه را زیر و رو کند. این بار، منابع آگاه آمریکایی از گفت‌وگویی محرمانه پرده برداشته‌اند که محتوای آن، نوید روزهای آرام برای خاورمیانه نیست. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در نشست با دونالد ترامپ، نه درباره صلح، که درباره امکان آغاز «دور دوم» جنگ با ایران صحبت کرده است. موضوعی که نشان می‌دهد آتش زیر خاکستر درگیری‌های ژوئن گذشته، کاملاً خاموش نشده است. نگرانی اصلی نتانیاهو، اقدامات ایران برای بازسازی توانمندی‌های نظامی، به ویژه در حوزه‌های حساس هسته‌ای و موشکی عنوان شده است. او به ترامپ گفته که ممکن است برای متوقف کردن این روند، نیاز به ضربه‌های نظامی بیشتری باشد. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌ها از تسریع آماده‌سازی‌های ارتش اسرائیل برای یک جنگ احتمالی در چند جبهه حکایت دارد. برنامه‌ای راهبردی که ایران را به عنوان نقطه آغاز سناریوی جنگی خود در نظر گرفته است.

در داخل ایران نیز، صحنه آرام نیست. اعتراضات گسترده معیشتی در تهران و چند شهر دیگر، فضای داخلی کشور را تحت تأثیر قرار داده است. مسئولان ایرانی از یک سو بر لزوم شنیدن صدای مردم تأکید می‌کنند و از سوی دیگر، هشدار می‌دهند که نباید از نارضایتی‌ها برای اجرای «سناریوهای خارجی» سوءاستفاده شود. این همزمانی، پرسش‌های مهمی را ایجاد می‌کند: آیا رهبران اسرائیل، اعتراضات داخلی ایران را فرصتی برای افزایش فشار می‌بینند؟ آیا گفت‌وگوی نتانیاهو و ترامپ، نشانه‌ای از هماهنگی بیشتر برای مقابله با ایران است؟ تحلیلگران معتقدند این اخبار، تصادفی نیست و نشان‌دهنده تشدید بازی خطرناک قدرت در منطقه است. بازی‌ای که در آن، امنیت ملی کشورها در معرض ریسک‌های بزرگ قرار دارد. در ادامه، تحلیل جامعی از ابعاد مختلف این خبر، از برنامه‌های نظامی اسرائیل تا تأثیر تحولات داخلی ایران بر معادلات امنیتی منطقه را می‌خوانید.

تحلیل استراتژیک مفهوم «دور دوم حملات» و محاسبات نتانیاهو

طرح مفهوم «دور دوم حملات» از سوی نتانیاهو، یک حرکت حساب شده در چارچوب دکترین امنیتی این رژیم است. این دکترین بر پایه «حمله پیش‌دستانه» و «جلوگیری از تکمیل توانمندی‌های استراتژیک دشمن» استوار است. نگرانی اصلی، نه لزوماً یک حمله قریب‌الوقوع از سوی ایران، بلکه رسیدن ایران به نقطه «عدم امکان حمله» از سوی اسرائیل به دلیل افزایش هزینه‌ها و ریسک‌ها است. هدف از مطرح کردن این موضوع با ترامپ، چندگانه است:

  • اول، جلب حمایت و احتمالاً مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا در چنین عملیاتی.
  • دوم، آزمایش واکنش و تعهد ترامپ به امنیت این رژیم در سال‌های باقی‌مانده از حضور احتمالی او در کاخ سفید.
  • سوم، ایجاد یک چارچوب تهدیدآمیز مداوم برای تحت فشار قرار دادن دیپلماسی بین‌المللی علیه ایران و توجیه تحرکات تهاجمی خود.

تعیین زمان «۲۰۲۶» نیز تصادفی نیست. این تاریخ، به اسرائیل فرصت می‌دهد تا آماده‌سازی‌های گسترده نظامی خود را کامل کند، تحولات داخلی ایران و منطقه را رصد نماید و همزمان، فضای سیاسی آمریکا را بسنجد. این یک برنامه بلندمدت تهاجمی است، نه یک تصمیم عجولانه.

بررسی برنامه راهبردی نظامی اسرائیل تا ۲۰۳۰ و نقاط کانونی آن

برنامه راهبردی جدید که بر گسترش فعالیت‌های خارج از مرزی و تمرکز بر فضا و نیروی انسانی تأکید دارد، نشان از یک تحول در تفکر نظامی این رژیم است. این رژیم که همواره از برتری کیفی خود دفاع می‌کرد، اکنون به دنبال «برتری مطلق» در حوزه‌های نوین است. تمرکز بر «فضا» نشان‌دهنده درک فزاینده از نقش حیاتی ماهواره‌ها در شناسایی، هدف‌گیری، ارتباطات و هدایت عملیات‌های دقیق است. هدف، ایجاد توانایی برای انکار استفاده مشابه به دشمنان و حفاظت از دارایی‌های فضایی خودی است. این یک بعد جدید از مسابقه تسلیحاتی در منطقه است. تمرکز همزمان بر «نیروی انسانی» نیز حائز اهمیت است. این امر می‌تواند نشانه‌ای از تنگناهای جمعیتی و نیاز به بهره‌وری بیشتر از نیروی موجود، یا سرمایه‌گذاری بر واحدهای ویژه و جنگ نامتقارن باشد. در نظر گرفتن سه جبهه «ایران، لبنان و کرانه باختری» نشان می‌دهد که این رژیم خود را در محاصره تهدیدهای متعدد می‌بیند و به دنبال توسعه توانایی جنگ همزمان در چند جبهه است. این یک مأموریت پرهزینه و پیچیده است که موفقیت آن دور از قطعیت است.

تحلیل ارتباط بین تحولات داخلی ایران و افزایش ریسک‌پذیری اسرائیل

همزمانی اعتراضات داخلی در ایران با طرح بحث حمله جدید از سوی نتانیاهو، تصادفی نیست. رهبران این رژیم همواره به دنبال شناسایی و بهره‌برداری از نقاط ضعف داخلی رقبای خود هستند. آنان احتمالاً اعتراضات معیشتی را نشانه‌ای از «آسیب‌پذیری» و «انحراف توجه» نظام ایران می‌بینند. این تحلیل می‌تواند در دو جهت عمل کند:

  1. اول، ایجاد این گمان که جامعه ایران در صورت حمله، فاقد انسجام لازم برای پشتیبانی از نظام خواهد بود.
  2. دوم، این تصور که دولت ایران به دلیل اشتغال به مسائل داخلی، قدرت پاسخگویی سریع و مؤثر به یک حمله غافلگیرانه را ندارد. این یک محاسبه خطرناک است، زیرا تاریخ نشان داده که تهدیدات خارجی اغلب باعث انسجام بیشتر داخلی می‌شود.

نکته حائز اهمیت، هشدار مقامات ایرانی درباره «سناریوهای طراحی‌شده در خارج» است. این هشدار نشان می‌دهد که دستگاه امنیتی ایران، احتمال تلاش برای تبدیل اعتراضات مسالمت‌آمیز به ناامینی‌های ساختاری را دور از نظر نگرفته و برای مقابله با آن آماده‌باش دارد. این موضع، هم برای اطمینان‌بخشی داخلی و هم برای ارسال پیام هشدار به بازیگران خارجی است.

نقش و منافع آمریکا در این معادله؛ چرا ترامپ؟

گفت‌وگو با ترامپ به عنوان یک رئیس‌جمهور، به دقت انتخاب شده است. ترامپ در دوره اول خود، با خروج از برجام و تشدید حداکثری فشار بر ایران، نشان داد که کمترین تمایلی به تعامل سازنده با تهران دارد و بیشترین هماهنگی را با خط مشی‌های تنرودانه اسرائیلی نشان می‌دهد. نتانیاهو احتمالاً می‌خواهد از همپیمانی استراتژیک با دولت ترامپ‌محور اطمینان حاصل کند. در این سناریو، آمریکا می‌تواند نقش محوری در ارائه پوشش سیاسی، اطلاعاتی، لجستیکی و حتی مشارکت محدود نظامی ایفا کند. همچنین، ترامپ می‌تواند با استفاده از اهرم‌های دیپلماتیک و اقتصادی، ائتلاف بین‌المللی علیه ایران را برای توجیه یا پشتیبانی از یک حمله تقویت نماید. با این حال، حتی دولت ترامپ نیز باید هزینه‌های سنگین یک درگیری گسترده جدید در خاورمیانه، از جمله افزایش قیمت نفت، بی‌ثباتی منطقه‌ای و خطر درگیری با سایر قدرت‌ها را محاسبه کند. بنابراین، هیچ تضمینی برای موافقت کامل آمریکا با چنین طرح خطرناکی وجود ندارد.

سناریوهای محتمل و پیامدهای منطقه‌ای یک درگیری احتمالی

  1. سناریوی اول (تهاجم محدود)

    اسرائیل ممکن است به جای یک جنگ تمام‌عیار، به حملات سایبری، ترور دانشمندان یا حملات هوایی محدود به تأسیسات خاص (مانند سایت‌های موشکی یا هسته‌ای) دست بزند. هدف، عقب انداختن برنامه‌های ایران بدون ورود به جنگ مستقیم است.
  2. سناریوی دوم (جوشش تدریجی و رسیدن به جنگ گسترده)

    یک حمله بزرگ از سوی این رژیم می‌تواند پاسخ مستقیم و سنگین ایران را در پی داشته باشد. در این حالت، پایگاه‌های آمریکایی در منطقه نیز می‌توانند هدف قرار گیرند و آمریکا را ناگزیر به مداخله مستقیم کند. این سناریو، یک جنگ منطقه‌ای فراگیر با پیامدهای فاجعه‌بار برای اقتصاد جهانی (شوک انرژی) و امنیت بین‌المللی ایجاد می‌کند.
  3. سناریوی سوم (بن‌بست و افزایش تنش)

    ممکن است تهدیدها به عمل تبدیل نشود، اما فضای منطقه در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» بسیار پرتنش باقی بماند. در این حالت، مسابقه تسلیحاتی شتاب می‌گیرد، عملیات‌های زیرپوستی و اطلاعاتی افزایش می‌یابد و هر حادثه کوچکی می‌تواند به جرقه یک درگیری بزرگ تبدیل شود. این وضعیت، توسعه و ثبات را در کل منطقه خنثی می‌کند.

جمع‌بندی آنکه، طرح بحث «دور دوم حملات» بیش از آنکه یک برنامه قطعی باشد، بخشی از جنگ روانی و فشار استراتژیک علیه ایران است. اما در فضای بی‌ثبات خاورمیانه، حتی بازی با چنین مفاهیمی می‌تواند به دلیل اشتباه محاسباتی یا یک حادثه غیرمنتظره، به فاجعه‌ای واقعی تبدیل شود. وظیفه دیپلماسی هوشمند، خنثی کردن این بازی خطرناک قبل از آن است که از کنترل خارج شود.

https://www.asianewsiran.com/u/ia7
اخبار مرتبط
اظهارات تهدیدآمیز دونالد ترامپ درباره جمهوری اسلامی، هم‌زمان با واکنش تند مقامات سیاسی و امنیتی کشور، نشانه‌هایی از تغییر لحن و ابزار فشار واشنگتن را برجسته کرده است.
در روزهای اخیر، اعتراضات بازاریان و کسبه در تهران و شهرهای دیگر ایران، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است. این اعتراضات، که در ابتدا به دلیل مشکلات اقتصادی و سقوط ارزش ریال آغاز شد، به سرعت به شهرهای دیگر نیز کشیده شد و شعارهای ضدحکومتی را با خود همراه کرد. این تحولات، پرسش‌های مهمی را درباره آینده اقتصادی و سیاسی ایران مطرح می‌کند. برخی از کارشناسان معتقدند که اعتراضات اخیر، تنها یک واکنش اقتصادی نیست، بلکه نشانه‌ای از نارضایتی عمیق‌تر اجتماعی و سیاسی است. سیدصادق حسینی، روزنامه‌نگار، در توییتی نوشت که ساختار حکمرانی ایران معتقد است مردم همچنان توان تحمل فشارهای اقتصادی و حتی جنگ را دارند. اما آیا این برآورد درست است؟
عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه ایران، در یادداشتی صریح در روزنامه گاردین، خطاب به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از باز شدن «یک پنجره کوتاه فرصت» برای حل دیپلماتیک بحران‌ها خبر داد. او تاکید کرد ایران بر اساس یک دکترین راهبردی، هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نبوده و سیاست «فشار حداکثری» آمریکا فقط به «مقاومت حداکثری» منجر شده است. وی خاطرنشان کرد که این توافق باید شامل لغو ملموس و قابل بررسی تحریم‌ها باشد. وزیر خارجه هشدار داد که خویشتنداری ایران در مقابله با تحریکات، نباید با ضعف اشتباه گرفته شود و از ترامپ خواست برای جلب اعتماد مردم ایران، کاری کند که هیچ‌یک از پیشینیانش نکرده‌اند: پایان دادن به بحران از طریق صلح و دیپلماسی.
دونالد ترامپ در دیدار با بنیامین نتانیاهو با اشاره به احتمال بازسازی توانمندی‌های جمهوری اسلامی، از آمادگی برای اقدام نظامی مجدد سخن گفت و تأکید کرد ادامه برنامه موشکی و هسته‌ای با واکنش سریع مواجه می‌شود.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید