آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
کنفرانسهای خبری مقامات اقتصادی معمولاً فضایی رسمی و مملو از اعداد و ارقام خشک است. اما گاهی یک جمله کوتاه، میتواند تمام تمرکز را از آمار و نمودارها به سمت ادبیات سخنگو معطوف کند. چنین اتفاقی در یکی از کنفرانسهای خبری اخیر وزیر اقتصاد افتاد. سوالی ساده درباره روند صعودی قیمت دلار که با پاسخی غیرمنتظره همراه شد. خبرنگار از وزیر اقتصاد پرسید که افزایش بیوقفه نرخ ارز را چگونه تحلیل میکند. سوالی که این روزها دغدغه اصلی بسیاری از فعالان اقتصادی و خانوارهای ایرانی است. اما پاسخ وزیر اقتصاد، بسیاری را شگفتزده کرد. او به جای ارائه توضیحی کارشناسی یا اشاره به سیاستهای در دست اجرا، با لحنی خاص پرسید: «الان یا الان؟».
این عبارت کوتاه، بلافاصله در فضای مجازی و محافل اقتصادی بازتاب گستردهای یافت. برخی آن را نشانه بیتفاوتی تفسیر کردند و عدهای آن را طنزی تلخ در برابر نوسانات لحظهای بازار ارز دانستند. این واکنش در شرایطی رخ داد که نرخ دلار در بازار آزاد پس از جهشهای اخیر، در مرزهای جدیدی در نوسان است و نگرانیها از تأثیر آن بر تورم و معیشت مردم را افزایش داده است. سوال بسیاری از تحلیلگران این است که آیا این پاسخ، بیانگر رویکرد جدیدی در مواجهه با سوالات اقتصادی است یا صرفاً یک بیان احساسی در لحظه بوده است؟ واکنش وزیر اقتصاد به سوال قیمت دلار، فارغ از تحلیل محتوایی، به موضوعی برای بررسی ادبیات گفتاری مسئولان در مواجهه با پرسشهای بحرانی تبدیل شده است.
تحلیل ادبیات گفتاری در مدیریت بحرانهای اقتصادی
واکنش وزیر اقتصاد با عبارت «الان یا الان؟» را میتوان از منظر ادبیات ارتباطی در مدیریت بحران تحلیل کرد. در شرایطی که بازار ارز نوسانات شدیدی را تجربه میکند، انتظار عمومی از مقامات اقتصادی، استفاده از زبان دقیق، آرامبخش و حاوی اطلاعات مشخص است. این گونه عبارات کوتاه و چندوجهی، میتواند به جای کاهش ابهام، بر پیچیدگی ذهنی مخاطب بیفزاید. در ارتباطات بحران، به ویژه در مسائل اقتصادی که مستقیماً با معیشت مردم مرتبط است، هر کلام مسئولان میتواند به عنوان یک سیگنال بازار تعبیر شود. بنابراین انتخاب واژگان و لحن پاسخ، نه تنها یک امر شخصی، بلکه بخشی از مدیریت انتظارات و بازار محسوب میشود. این پاسخ میتواند حاکی از نوعی ناامیدی از ثبات نرخها در کوتاهمدت یا تلاشی برای تغییر موضوع باشد.
زمینههای اقتصادی پرسش و شرایط بازار ارز
سوال خبرنگار درباره «روند صعودی نرخ ارز» در شرایطی مطرح شد که بازار ارز ایران پس از نوسانات گسترده اخیر، در موقعیت حساسی قرار دارد. افزایش نرخ ارز، تأثیر مستقیمی بر تورم، قیمت کالاهای وارداتی و قدرت خرید خانوارها دارد. بنابراین پرسش مذکور، یک سوال معمولی نیست، بلکه پرسشی اساسی درباره یکی از بزرگترین چالشهای اقتصاد ایران است. پاسخ به چنین پرسشی معمولاً نیازمند اشاره به سیاستهای ارزی دولت، عوامل مؤثر بر عرضه و تقاضای ارز، و چشمانداز آتی است. پاسخ کوتاه وزیر اقتصاد، فاقد هرگونه اشاره به این مؤلفههای اساسی بود. این امر میتواند نشاندهنده دشواری تبیین روندهای آتی بازار ارز با ابزارهای کنونی یا عدم تمایل به ارائه توضیح در آن لحظه خاص باشد.
بازتاب رسانهای و روانشناسی اجتماعی
بازتاب سریع این عبارت در رسانهها و شبکههای اجتماعی، نشان از حساسیت افکار عمومی نسبت به ادبیات و رفتار مسئولان در قبال مسائل اقتصادی دارد. در روانشناسی اجتماعی، مردم در شرایط بیثباتی اقتصادی، به دنبال نشانههایی از کنترل وضعیت توسط مقامات هستند. پاسخهای غیرمتعارف میتوانند به عنوان نشانهای از بیتوجهی، ناتوانی یا استهزا تلقی شوند و به دامنزدن به احساس ناامنی اقتصادی کمک کنند. از سوی دیگر، برخی ممکن است این پاسخ را نشانهای از شوخطبعی یا واقعبینی وزیر نسبت به نوسانات سریع بازار تفسیر کنند. این دوگانگی در تفسیر، خود نشاندهنده شکاف احتمالی بین ذهنیت مسئولان و ادراک عمومی از بحرانهای اقتصادی است.
مسئولیتپذیری و شفافیت در پاسخگویی به رسانهها
یکی از کارکردهای اصلی کنفرانسهای خبری، ایجاد فرصت برای پاسخگویی مستقیم مقامات به پرسشهای رسانهها و از طریق آنها، به عموم مردم است. پرسش درباره نرخ ارز، یک موضوع فنی و تخصصی است که انتظار میرود مسئول مربوطه با زبان قابل فهم، اما مبتنی بر دادههای اقتصادی به آن پاسخ دهد. پاسخهای کوتاه و مبهم میتواند به جای شفافیت، بر ابهامات بیفزاید. این موضوع، مسئله «مسئولیتپذیری در پاسخگویی» را مطرح میکند. آیا مقامات اقتصادی موظف به ارائه توضیحی روشن درباره روند شاخصهای کلانی مانند نرخ ارز هستند یا میتوانند با پاسخهای کلی و غیرمستقیم از کنار آن بگذرند؟ این پرسش، فراتر از یک اتفاق خاص، به فرهنگ پاسخگویی در نظام مدیریت اقتصادی کشور مربوط میشود.
تأثیر بر اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی
اعتماد عمومی به مدیران اقتصادی، یکی از سرمایههای نامشهود و حیاتی برای اجرای موفق سیاستهاست. این اعتماد از طریق گفتار و رفتار مسئولان شکل میگیرد و تقویت یا تضعیف میشود. پاسخهای غیرمتعارف به پرسشهای جدی میتواند به تدریج باعث فرسایش این اعتماد شود. وقتی مردم احساس کنند مسئولان، دغدغههای آنان را درک نمیکنند یا آن را به شوخی میگیرند، همکاری و همراهی با سیاستهای اقتصادی نیز کاهش مییابد. از طرف دیگر، اگر این پاسخ به عنوان واقعبینی نسبت به نوسانات لحظهای بازار تفسیر شود، ممکن است گروهی آن را نشانه صراحت و صداقت بدانند. اما در کل، در شرایط پیچیده اقتصادی، زبان رسمی، شفاف و مسئولانهتر میتواند سهم بیشتری در حفظ و تقویت اعتماد عمومی داشته باشد.