آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
بازار سرمایه ایران در آستانه پذیرش یک تازهوارد دیگر است. این بار نوبت به شرکتی از حوزه صنعت و فولاد رسیده که قصد دارد با ورود به بورس، فصل جدیدی از رشد خود را آغاز کند. شرکت آلیاژ گستر هامون با مدیریت ناصر شفائی نیک، به زودی و با نماد «فهامون» پا به تالارهای شیشهای میگذارد. این شرکت در حاشیه نشست معارفه خود، جزئیات ورود به بورس را اعلام کرده است. مدیرعامل شرکت در گفتوگو با صدای بورس، هدف اصلی از این اقدام را دسترسی به مزایای بازار سرمایه عنوان کرد. مزایایی که میتواند مسیر تامین مالی و توسعه شرکت را هموارتر کند. بر اساس اعلام شفائی نیک، ۲۵ درصد از سهام شرکت در قالب عرضه اولیه عرضه خواهد شد. از این مقدار، ۱۵ درصد در روزهای مختلف و با برنامهریزی عرضه میشود و ۱۰ درصد نیز در اختیار بازارگردان قرار میگیرد. زمان احتمالی این عرضه اولیه، هفته آینده و حدود ۲۳ دی ماه پیشبینی شده است. البته این تاریخ نهایی، تابع تصمیم نهایی سازمان بورس و شرایط بازار خواهد بود. شرکت آلیاژ گستر هامون سالهاست که در حوزه تولید و صادرات آلیاژهای مورد نیاز صنایع فولاد و ریختهگری فعال است. این شرکت سال گذشته حدود ۹ میلیون دلار صادرات داشته و به دنبال گسترش دامنه جغرافیایی فروش خود به بازارهای دورتر مانند آمریکای جنوبی و آفریقا است. ورود به بورس، نه تنها یک ابزار تامین مالی، بلکه فرصتی برای نمایش شفافیت و تعهد به اصول حاکمیت شرکتی است. موضوعی که مدیرعامل شرکت بر آن تاکید ویژهای داشت. حالا نگاهها به این عرضه اولیه جدید دوخته شده است. آیا فهامون میتواند به استقبال خوب سرمایهگذاران روبرو شود و به جمع شرکتهای موفق بورسی بپیوندد؟
انگیزههای ورود به بورس؛ فراتر از تامین مالی ساده
اظهارات مدیرعامل شرکت آلیاژ گستر هامون نشان میدهد انگیزههای ورود به بورس، چندبعدی و استراتژیک است. در سطح اول، تامین مالی ارزانتر و متنوعتر مطرح است؛ از انتشار اوراق مرابحه تا افزایش سرمایه از طریق جذب سهامداران خرد. اما در لایه دوم، موضوع مشروعیتبخشی و شفافسازی قرار دارد. شرکت با ورود به بورس، خود را ملزم به رعایت استانداردهای گزارشدهی، افشای اطلاعات و حاکمیت شرکتی میکند. این امر میتواند اعتماد شرکای تجاری، به ویژه در بازارهای صادراتی را افزایش دهد. در لایه سوم، ایجاد نقدشوندگی برای سهامداران موجود و امکان استفاده از سهام به عنوان وثیقه نزد بانکها مطرح است. این ترکیب از انگیزهها نشان میدهد شرکت به دنبال تحولی ساختاری است، نه صرفاً یک منبع مالی مقطعی. موفقیت در این مسیر، وابسته به تداوم تعهد مدیریت به این اصول پس از ورود به بورس است.
تحلیل ساختار عرضه اولیه و نقش بازارگردان
ساختار عرضه اولیه پیشنهادی، ترکیبی هوشمندانه از عرضه مستقیم و مدیریت بازار است. در نظر گرفتن ۱۰ درصد سهام برای بازارگردان، نشاندهنده توجه شرکت به مسئله نقدشوندگی سهام از همان روزهای اول است. بازارگردان با عرضه و خرید سهام به تناسب نیاز بازار، از نوسانات شدید و بیثباتی قیمت جلوگیری میکند که برای جذب سرمایهگذاران نهادی و خرد حیاتی است. اختصاص ۱۵ درصد به عرضه برنامهریزی شده در روزهای مختلف نیز به جای عرضه یکجای کل سهم، میتواند فشار فروش اولیه را کاهش دهد و به بازار فرصت هضم تدریجی سهام جدید را بدهد. این رویکرد، احتمال موفقیت عرضه اولیه و تشکیل یک روند قیمتی منطقی را افزایش میدهد. البته، عملکرد موفق بازارگردان منوط به انتخاب یک نهاد مالی معتبر و تجربهدار و همچنین هماهنگی نزدیک با مدیریت شرکت است.
موقعیت صنعتی و چشمانداز صادراتی شرکت
شرکت در حوزه تخصصی تولید آلیاژ برای صنایع فولاد و ریختهگری فعالیت میکند. این صنعت، به شدت به چرخه اقتصادی و رونق بخشهای ساختوساز، خودروسازی و صنایع مادر وابسته است. عملکرد صادراتی ۹ میلیون دلاری سال گذشته، نشان از توانایی رقابت در بازارهای بینالمللی دارد. تاکید مدیرعامل بر گسترش به بازارهای دورتر مانند آمریکای جنوبی و آفریقا، استراتژی جالبی است. ورود به این بازارها اگرچه هزینههای لجستیکی و بازاریابی بالاتری دارد، اما معمولاً با حاشیه سود بهتری همراه است و وابستگی به بازارهای سنتی را کاهش میدهد. کلید موفقیت در این مسیر، تداوم کیفیت محصول، خدمات پس از فروش و انعطاف در مذاکره است. سرمایهگذاران باید چشمانداز رشد صنعت فولاد در بازارهای هدف و توانایی شرکت در نفوذ به آنها را به دقت رصد کنند. همچنین، تاثیر نرخ ارز بر درآمدهای صادراتی شرکت، یکی از عوامل کلیدی در سودآوری آتی خواهد بود.
چالشهای احتمالی و ریسکهای پیشرو
ورود به بورس با فرصتهای زیاد، اما با ریسکها و چالشهایی نیز همراه است.
- اول، حساسیت به چرخه صنعت فولاد: هرگونه رکود در صنایع مصرفکننده، مستقیماً به تقاضا برای آلیاژهای این شرکت ضربه میزند.
- دوم، رقابت داخلی و خارجی: بازار رقابتی است و حفظ سهم بازار نیازمند نوآوری و کارایی مستمر است.
- سوم، افزایش فشار نظارتی و شفافیت: شرکت باید خود را برای پاسخگویی دقیق و به موقع به سازمان بورس و سهامداران آماده کند، که مستلزم ارتقای سیستمهای مالی و گزارشدهی است.
- چهارم، انتظارات سهامداران: با ورود به بورس، مدیریت تحت فشار برای ارائه عملکرد مالی رو به رشد و توزیع سود منظم قرار میگیرد که گاهی ممکن است با برنامههای بلندمدت سرمایهگذاری در تضاد باشد.
- پنجم، عدم قطعیت در تاریخ و قیمت عرضه اولیه: همانطور که مدیرعامل اشاره کرد، این موارد تابع شرایط کلان بازار است و ممکن است تغییر کند.
پیامدهای ورود برای بازار سرمایه و سرمایهگذاران
ورود شرکتهای تولیدی با پشتوانه صادراتی مانند آلیاژ گستر هامون، برای بازار سرمایه ایران مثبت ارزیابی میشود. این امر تنوع بخشی به سبد صنایع حاضر در بورس را افزایش میدهد و فرصت سرمایهگذاری در بخشی با پتانسیل ارزآوری را فراهم میکند. برای سرمایهگذاران خرد، این شرکت میتواند گزینهای برای مشارکت در یک کسبوکار با ماهیت فیزیکی و ملموس باشد، برخلاف برخی شرکتهای خدماتی یا مالی. موفقیت این عرضه اولیه میتواند الهامبخش سایر شرکتهای متوسط و دارای پتانسیل صادراتی برای ورود به بورس باشد و به تعمیق بازار کمک کند. برای سرمایهگذاران، کلید تصمیمگیری، بررسی پیشینه مالی شرکت (حتی اگر محدود)، طرح کسبوکار آتی، تجربه مدیریت و تحلیل ریسکهای صنعت خواهد بود. مقایسه قیمت پیشنهادی عرضه اولیه با ارزشگذاری شرکتهای مشابه موجود در بورس نیز میتواند معیار خوبی برای جذابیت قیمت باشد.