دوشنبه / ۲۹ دی ۱۴۰۴ / ۲۰:۰۸
کد خبر: 36080
گزارشگر: 548
۶۷۴۲
۳۰
۱
۱۱
فریاد خاموش بازار تهران: بی‌عملی، امنیت ملی را تهدید می‌کند!

نامه سرگشاده «پوریا زرشناس» به مسئولان ارشد جمهوری اسلامی

نامه سرگشاده «پوریا زرشناس» به مسئولان ارشد جمهوری اسلامی
پوریا زرشناس، محقق بین‌المللی ایرانی، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و رئیس شورایعالی امنیت ملی، نسبت به عواقب ادامه وضعیت اقتصادی کنونی هشدار داد. وی در این نامه که پس از اعتراضات صنفی گسترده در بازار تهران نگاشته شده، اقتصاد ایران را درگیر یک «طوفان کامل» متشکل از تورم افسارگسیخته، رکود شدید و بی‌ثباتی بازار ارز دانست. زرشناس با ارائه تحلیل دقیق و راهکارهای عملی، تأکید کرد که بی‌توجهی به این هشدارها می‌تواند امنیت ملی و انسجام اجتماعی کشور را با تهدیدات جدی مواجه کند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:

در میان صداهای مختلفی که این روزها از دغدغه مندی نسبت به آینده ایران سخن می‌گویند، امروز جوانی از موضع یک دانشمند دغدغه‌مند ملی، قلم به دست گرفته و روایتگر درد مشترک میلیون‌ها هموطنش شده است. پوریا زرشناس را شاید بتوان نمونه بارز نسل جدیدی از فرهیختگان ایرانی دانست که موفقیت را در عبور از مرزهای جغرافیایی و فکری تعریف می‌کنند. شیمیدانی که تجربه های او، حاصل همکاری با نهادهایی چون سازمان ملل متحد، صلیب سرخ، سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی است. اما آنچه این چهره بین‌المللی را برای نوشتن درباره اعتراضات صنفی بازار تهران برانگیخته، ریشه در هویت عمیقا ایرانی او دارد.

او در این نامه سرگشاده که خطاب به رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و رئیس شورای عالی امنیت ملی نوشته، از «طوفان کامل اقتصادی» سخن می‌گوید که کسبه خرد را در تله ورشکستگی گرفتار کرده است. زرشناس با زبان آمار و تحلیل اقتصادی، از ترکیب مرگبار «تورم ۶۰ درصدی» و «رکود شدید» می‌گوید. وضعیتی که در آن مغازه‌ها کالا دارند، اما خریداری وجود ندارد و هزینه‌ها هر روز بیشتر می‌شود. این دانشمند ایرانی، اعتراضات صنفی اخیر را نه یک حرکت سیاسی، که فریاد نهایی درماندگی کسبه‌ای می‌داند که با «تعطیلی داوطلبانه» آخرین حربه خود را به کار بسته‌اند تا صدایشان شنیده شود.

زرشناس که خود را پیش از هر چیز مدیون همین آب و خاک می‌داند، موفقیت‌های جهانی‌اش را نه فرصتی برای فاصله گرفتن، که تکلیفی برای ایفای نقش در قبال وطن می‌داند. او که سابقه مدیریت پروژه‌های انسان‌دوستانه در دورافتاده‌ترین نقاط جهان از کنگو تا بنگلادش را دارد، امروز درد مغازه‌داران پاساژ علاءالدین و میدان شوش را درد خود می‌داند. این نامه سرگشاده، بنابراین، صرفا یک یادداشت اعتراضی نیست؛ بلکه تحلیل یک دانشمند سیستم‌اندیش است که اقتصاد ایران را نه در خلأ، بلکه در شبکه‌ای به هم‌تنیده از چالش‌های داخلی و فشارهای بین‌المللی می‌بیند. او که در پروژه‌هایش همواره بر «کار گروهی» و «تعامل سازنده» تأکید داشته، امروز خطاب به مسئولان، همان اصول را برای خروج از بحران پیشنهاد می‌دهد. پوریا زرشناس، با این نامه، از برج عاج آکادمیک پایین آمده و در کنار مردم کوچه و بازار ایستاده است. صدای او، صدای علم و تجربه جهانی در خدمت فهم و حل یک بحران داخلی است. خوانش این تحلیل از زبان چنین فردی، می‌تواند پنجره‌ای تازه به عمق فاجعه و وسعت راه‌های عظیم برون‌رفت از بحران بگشاید.

نامه او تنها به تحلیل اقتصادی بسنده نمی‌کند. زرشناس با شجاعت به دو موضوع حساس دیگر نیز می‌پردازد: تأثیر افزایش قیمت بنزین بر تورم و تراژدی انسانی کشته‌شدگان اعتراضات که ریشه در مشکلات معیشتی دارد. او هشدار می‌دهد که ادامه این روند می‌تواند به بحران امنیت غذایی و بی‌ثباتی گسترده‌تر بینجامد. اما در عین حال، با نگاهی سازنده، راهکارهای فوری و بلندمدتی را پیشنهاد می‌دهد؛ از تشکیل ستاد ویژه نجات کسبه تا مبارزه نمادین با فساد. این نامه، روایتی متفاوت از بحران اقتصادی امروز ایران است؛ روایتی از زبان کسی که جهان را دیده، اما دل در گرو آب و خاک این مرز و بوم دارد. خواندن تحلیل او می‌تواند چراغی برای درک عمق فاجعه و وسعت راه‌های برون‌رفت باشد:

 

«بسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ»

 لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ...(نسا - 148)

خداوند دوست ندارد که کسی با گفتار زشت، به عیب خلق صدایش را بلند کند، مگر آنکس که ظلمی به او رسیده باشد

 و خداوند همه سخنان را مى شنود و از آن ها آگاه است.

 

موضوع: درنگی فوری بر وضعیت اضطراری معیشتی، اقتصادی، اجتماعی امنیتی و ارائه پیشنهاداتی برای گشایش اقتصادی و اجتماعی

به:

  • جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
  • جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
  • جناب آقای دکتر علی لاریجانی، ریاست محترم شورایعالی امنیت ملی

با احترام، این نامه برآمده از دغدغه‌ای عمیق نسبت به وضعیت کنونی کشور و آینده آن است. نگارنده، با استناد به گزارش‌های میدانی و تحلیل‌های کارشناسی گسترده، بر آن است تا تصویری جامع و بی‌طرفانه از ابعاد بحران حاضر و پیامدهای بالقوه آن ارائه دهد و با نگاهی سازنده، زمینه‌ای برای تأمل و اقدام فوری فراهم آورد. آنچه می‌آید، نه بیانیه ای خشک، که بیانی واضح و روشن از یک هشدار ملی است.

توصیف صحنه؛ موج بی‌سابقه اعتراضات صنفی در پایتخت و شهرهای ایران

خیابان‌های تهران؛ صحنه فریاد خاموش کسبه

در تاریخ ۷ دی ماه ۱۴۰۴، تهران شاهد صحنه‌هایی بی‌سابقه از اعتراضات صنفی بود. موجی از نارضایتی که از قلب بازارها و مراکز تجاری تاریخی پایتخت آغاز شد. کسبه و مغازه‌داران، در اقدامی هماهنگ و مسالمت‌آمیز، در اعتراض به وضعیت اقتصادی وخیم و گرانی‌های سرسام‌آور، شاتر مغازه‌های خود را پایین کشیدند. این حرکت از مراکز تجاری مهم و مردمی تهران مانند پاساژهای علاءالدین و چهارسو در خیابان جمهوری اسلامی آغاز شد و به سرعت به میدان شوش در جنوب تهران کشیده شد. این جغرافیا خود گویاست:

  • پاساژ علاءالدین و چهارسو: نماد اقتصاد متوسط و خرده‌فروشی مدرن و سنتی.
  • میدان شوش: قلب اقتصاد مردمی و طبقات کم‌درآمد و متوسط جنوب شهر.

نحوه اعتراض؛ فریاد به زبان تعطیلی

تصاویر و گزارش‌ها نشان می‌دهد کسبه نه با تخریب، که با "تعطیلی اختیاری" و "تجمع مسالمت‌آمیز" اعتراض خود را نشان داده‌اند. این شیوه، حاکی از عمق درماندگی و توسل به آخرین حربه ممکن، برای شنیده شدن است:

  1. شعارها؛ درخواست کمک از دل ناامیدی
  2. شعارهایی مانند «نیروی انتظامی حمایت، حمایت» که گزارش شده بود، حاوی چند پیام کلیدی است:
  • خطاب قرار دادن نهادهای حاکمیتی به عنوان متولیان نظم و امنیت.
  • درخواست برای "حمایت" و توجه به مشکلات، نه مقابله با مردم.
  • تأکید بر این که مشکل، امنیتی نیست، بلکه معیشتی و اقتصادی است!

زمینه تشدیدکننده؛ آشفتگی بازار ارز

همزمان با این اعتراضات، گزارش‌هایی از تعطیلی یا کاهش فعالیت صرافی‌ها به دلیل نوسانات شدید و غیرقابل پیش‌بینی قیمت دلار منتشر شد. این بی‌ثباتی، بر التهاب بازارها و سردرگمی فعالان اقتصادی افزوده است. دلاری که در عرض کمتر از دوماه، دو برابر شده، چه توجیهی دارد؟!

پایه حقوق وزارت کاری، فروردین ماه امسال، ۱۰,۳۹۰,۹۶۸ تومان تعیین شده بود که با نرخ دلار آن روز (85،585 تومان) حدودا 121 دلار ارزش داشت. در دی ماه 1404 که آن حقوق از نظر ریالی ثابت بود، اما نرخ دلار به شکلی انفجاری از 140 هزار تومان عبور کرده بود، فقط حدود 74 دلار ارزش داشت! ( اُفتی حدودا 40 درصدی در کمتر از 10 ماه ). اگر امسال در بودجه 1405، با توجه به زمزمه ها، این حقوق، 40 درصد هم رشد کند و به حدود 14 میلیون تومان برسد، به شرط ثابت بودن نرخ ارز، این دستمزد تازه ارزش فروردین ماه 1404 را پیدا خواهد کرد.

از تورم تا رکود؛ ترکیب کشنده ورشکستگی

این اعتراضات، تصادفی یا ساختگی نیست. این‌ها زائیده یک "طوفان کامل اقتصادی" هستند که کسبه خرد و متوسط را در تله‌ای مرگ‌بار گرفتار کرده است:

۱. تورم افسارگسیخته (نزدیک به ۶۰ درصد)

  • هزینه‌های خرید کالا، مواد اولیه و تولید برای کسبه، هفته به هفته سر به فلک می‌کشد.
  • قیمت‌گذاری و برنامه‌ریزی مالی را ناممکن می‌سازد.

۲. کاهش شدید و فاجعه‌بار قدرت خرید مردم

  • تورم، پس‌اندازها را بلعیده و سبد خانوار را به کالاهای اساسی محدود کرده است.
  • مشکل امروز مغازه‌داران، "نبود کالا" نیست، بلکه "نبود مشتری" است.

۳. افزایش تصاعدی هزینه‌های جاری

اجاره‌بها، دستمزدها (با وجود کاهش واقعی قدرت خرید کارگر)، هزینه‌های انرژی و حمل‌ونقل، کمر کسب‌وکارها را خم کرده است.

۴. بی‌ثباتی فلج‌کننده بازار ارز

نوسانات شدید نرخ ارز، نه تنها برنامه‌ریزی را نابود می‌کند، بلکه سوداگری را جایگزین تولید و تجارت سالم می‌کند.

۵. رکود تورمی؛ قاتل کسب‌وکارهای خرد

ترکیب مرگبار "کاهش شدید فروش" (رکود) با "افزایش سرسام‌آور هزینه‌ها" (تورم)، سود بنگاه‌های کوچک و متوسط را به صفر یا منفی رسانده است. برای بسیاری، ادامه کار به معنای "ورشکستگی تدریجی با تأخیر" است.

پیامدهای احتمالی؛ از تشدید رکود تا بحران امنیت ملی

وقتی اعتراض صنفی، زنگ خطر امنیت ملی شود!

بی‌توجهی به این فریادهای آخر، می‌تواند کشور را به سراشیبی بحران‌های عمیق‌تری سوق دهد:

۱. تشدید رکود و بیکاری

تعطیلی دائمی مغازه‌ها = افزایش بیکاری (مالک، کارگر، پیک) = کاهش بیشتر تقاضا = رکود عمیق‌تر.

۲. فرسایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی

اگر مردم باور کنند فریادشان شنیده نمی‌شود، آخرین رشته‌های اعتماد به نهادها گسسته می‌شود. این امر، ترمیم‌ناپذیرترین آسیب است.

۳. افزایش فشار روانی و یأس اجتماعی

صحنه تعطیلی بازارها، امید به آینده را در بین عموم مردم تخریب می‌کند و می‌تواند به کاهش تاب‌آوری ملی و افزایش آسیب‌های اجتماعی بیانجامد.

۴. خطر تعمیق و گسترش دامنه اعتراضات

اگر درد مشترک سایر اقشار مانند کارگران، بازنشستگان و کشاورزان نیز پاسخ داده نشود، احتمال همگرایی و گسترش نارضایتی وجود دارد.

۵. بحران امنیت غذایی و کالاهای اساسی (بدترین سناریو)

اگر نارضایتی به اصناف فروشنده کالاهای اساسی و مواد غذایی نیز سرایت کند، می‌تواند به یک بحران امنیت ملی با ابعاد غیرقابل پیش‌بینی تبدیل شود.

افزایش پلکانی اما محسوس قیمت بنزین و اثرات تورمی آن

اگرچه افزایش قیمت بنزین از مرز ۳۰۰۰ تومان به ۵۰۰۰ تومان، با رویکردی تدریجی و پلکانی انجام پذیرفت، اما نباید از تاثیر مستقیم و بی‌واسطه آن بر زندگی روزمره مردم و هزینه‌های تولید غافل شد. بنزین، خون حیات اقتصاد شهری و ارتباطی است. افزایش قیمت آن، به صورت زنجیره‌ای و فوری، هزینه حمل و نقل کالا، مسافر و خدمات را افزایش می‌دهد. این افزایش، مستقیماً بر قیمت نهایی تمامی کالاها از مواد غذایی اساسی تا محصولات صنعتی تأثیر می‌گذارد و بر آتش تورم افسارگسیخته حاضر، هیزم می‌ریزد. برای کسبه خرد و کارگرانی که وابستگی مستقیم به حمل و نقل دارند، این افزایش، معنایی جز کاهش بیشتر سود و افزایش هزینه‌های جانبی ندارد. این اقدام، در شرایطی که جامعه زیر بار سنگین تورم ۶۰ درصدی کمر خم کرده، حتی اگر با اهداف اصلاحی صورت گرفته باشد، در کوتاه‌مدت به عنوان یک شوک هزینه‌ای جدید محسوب می شود و فشار روانی مضاعفی بر اقشار کم‌درآمد وارد می‌آورد.

تراژدی انسانی کشته‌شدگان اعتراضات و ریشه‌های اقتصادی خشونت

جوامع، حافظه‌ای جمعی دارند و درد از دست دادن عزیزان، هرگز فراموش نمی‌شود. در پشت آمار و ارقام، خانواده‌های داغداری هستند که عزیزی را در جریان ناآرامی‌های اخیر از دست داده‌اند. این فقدان‌ها، زخمی عمیق بر پیکره همبستگی اجتماعی وارد می‌کند. بی‌تردید، ممکن است اصلا عده ای قصد و نیتی سیاسی داشته اند. اما پرسش بنیادین اینجاست: اگر پایه و شالوده این ناآرامی‌ها، مشکلات معیشتی طاقت‌فرسا، بیکاری فزاینده و احساس ناامیدی نسبت به آینده نبود، آیا اساسا چنین موجی از اعتراضات شکل می‌گرفت؟

تراژدی قطع اینترنت

قطع ۱۰ روزه اینترنت کشور، که خود هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی سرسام‌آوری به دنبال داشت، پاسخی اضطراری به وضعیتی بود که از دل گسل عمیق اقتصادی زاده شده بود. اینترنت، تنها یک ابزار ارتباطی نیست؛ امروز شریان اصلی معیشت بسیاری از کسب‌وکارها، دانشجویان، فعالان اقتصادی و حتی کارگران ساده است. قطع آن، به معنای فلج شدن بخش قابل توجهی از اقتصاد غیررسمی و تحمیل خسارتی مضاعف بر جامعه‌ای بود که پیش از این نیز در تنگنا قرار داشت. رنج قطعی اینترنت و تراژدی از دست دادن جان‌ها، همگی نشانه‌های حاد و پیامدهای غم‌انگیز یک بیماری مزمن به نام "بحران معیشت" هستند. درمان این بیماری، نه با انکار یا سرکوب نشانه‌ها، که با تشخیص درست ریشه‌های اقتصادی آن و تجویز نسخه‌ای قاطع برای بهبود معیشت مردم ممکن خواهد بود.

مسائل کلان کشور؛ بستری که بحران را تغذیه می‌کند

ایران در حلقه‌ای از چالش‌های به هم‌پیوسته است. بحران کنونی در خلأ رخ نداده، بلکه نتیجه تجمع چالش‌های ساختاری زیر است:

الف) چالش‌های سیاسی و بین‌المللی

  • تحریم‌های فلج‌کننده
    تأثیر مستقیم بر درآمدهای ارزی، تجارت، دسترسی به دارو و فناوری.
  • تنش‌های منطقه‌ای و هزینه‌بر
    هزینه‌های امنیتی و سیاسی این تنش‌ها بر دوش اقتصاد ملی است.
  • بن‌بست در دیپلماسی
    عدم قطعیت در مذاکرات برجام و روابط با غرب، مانع جذب سرمایه و فناوری می‌شود.
  • چالش بزرگ
    مدیریت رابطه با آمریکا. هم برای تهران و هم برای واشنگتن، رفع تشنج نیازمند "تصمیمات بزرگ و شجاعانه" است. تجربه ثابت کرده اقدام نظامی محدود یا گسترده هیچ نتیجه‌ای جز تشدید خصومت و بی‌ثباتی منطقه ندارد. دیپلماسی فعال، هوشمند و مستقیم، با حفظ شرف و منافع ملی، تنها مسیر ممکن است.

ب) چالش‌های اقتصادی ساختاری

  • وابستگی بیمارگونه به نفت.
  • فساد سیستماتیک و رانت‌خواری.
  • ناکارآمدی بخش بزرگی از شرکت‌های دولتی و شبه دولتی.
  • ضعف مزمن فضای کسب‌وکار و تولید داخلی.

ج) چالش‌های اجتماعی و زیست‌محیطی

  • شکاف طبقاتی عمیق و نابرابری فزاینده.
  • فرار مغزها و سرمایه‌های انسانی.
  • بحران آب، خشکسالی و آلودگی هوا که امنیت زیستی کشور را تهدید می‌کند.
  • کاهش امید به آینده در میان جوانان.

د) جنگ روانی و هویتی

جعل هویت و تاریخ

برخی کشورهای منطقه با جعل تاریخ و ادعای مالکیت بر میراث مشترک فرهنگی، در پی ایجاد بحران هویت و تضعیف غرور ملی هستند. هویت ریشه‌دار ایرانی، سند مالکیت ما بر این تمدن است و پاسداری از آن در کنار انتقاد سازنده، ضروری است.

راهکارهای فوری و بنیادی؛ از مدیریت بحران تا اصلاح ساختار

زمان برای اقدام قاطع، هم‌اکنون است:

الف) اقدامات فوری و اضطراری(طی هفته‌های آینده)

۱. تشکیل "ستاد ویژه بحران معیشت کسبه خرد و متوسط"
  • با حضور فوری و مستقیم نمایندگان واقعی و منتخب اتحادیه‌های اصناف، بازرگانان و اتاق بازرگانی.
  • وظیفه: شنیدن مستقیم دردها، ارائه آمار واقعی و طراحی بسته‌های حمایت فوری.
۲. طراحی و اجرای "بسته نجات کسب‌وکارهای خرد ورشکسته"
  • اعطای وام‌های قرض‌الحسنه یا کم‌بهره با کارمزد اندک به کسبه دارای سابقه، با تضمین‌های سهل.
  • تعویق یا تخفیف در پرداخت مالیات، عوارض و بیمه برای مشاغل آسیب‌دیده.
  • مداخله برای تثبیت اجاره‌بها در مراکز تجاری آسیب‌دیده.
۳. ثبات‌بخشی فوری به بازار ارز
  • اتخاذ یک سیاست شفاف و قابل پیش‌بینی توسط بانک مرکزی.
  • مبارزه قاطع با اخلالگران و سوداگران این بازار.
۴. اقدام نمادین علیه فساد

- افشا و محاکمه سریع و علنی چند پرونده فساد اقتصادی بزرگ در سطح ملی. این اقدام، قدرتمندترین پیام امید به مردم است.

ب) راهکارهای میان‌مدت و ساختاری (برنامه یکساله)

۱. اصلاحات قاطع در بودجه‌نویسی دولت
  • کاهش وابستگی بودجه به نفت و افزایش درآمدهای مالیاتی از طریق گسترش پایه مالیاتی و شفافیت.
  • حذف یارانه‌های پنهان به گروه‌های خاص و هدایت آن به سمت حمایت از دهک‌های نیازمند.
۲. بازنگری در سیاست‌های پولی و کنترل تورم
  • مهار رشد نقدینگی از طریق کاهش کسری بودجه دولت.
  • استقلال عملی بیشتر برای بانک مرکزی در کنترل نقدینگی.
۳. احیای تولید ملی و بهبود فضای کسب‌وکار
  • کاهش بروکراسی، صدور مجوزها و عوارض دست‌وپاگیر.
  • حمایت واقعی از صنایع کوچک و متوسط و دانش‌بنیان.
  • جذب سرمایه‌گذاری خارجی در بخش‌های غیروابسته به نفت.
۴. تقویت دیپلماسی اقتصادی و تنش‌زدایی هوشمندانه
  • فعالسازی همه ظرفیت‌های دیپلماتیک برای کاهش فشار تحریم‌ها و گشایش اقتصادی.
  • اولویت‌دهی به منافع اقتصادی ملموس مردم در سیاست خارجی.(تاکید می کنم؛ سیاست زدایی... و ریل گذاری به نفع مردم)
۵. اجرای برنامه عدالت اجتماعی و مبارزه با فقر
  • هدفمندسازی کامل یارانه‌ها با پوشش واقعی نیازمندان.
  • ایجاد اشتغال پایدار از طریق پروژه‌های عمرانی و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولد.

خاتمه و تأکید نهایی

جنابان پزشکیان، قالیباف و لاریجانی؛

اعتراضات صنفی روزهای اخیر، یک "زنگ خطر نهایی" است. این فریادها، نه از سوی دشمن، که از جیب و جان مردم و اقشار مختلف جامعه ایرانی بلند شد. ادامه روند فعلی، نه‌تنها اقتصاد، که "امنیت ملی" و "انسجام اجتماعی" را نیز به مخاطره خواهد انداخت. فرصتی تاریخی پیش‌روست. این فرصت را می‌توان با گردهم‌آوردن خرد جمعی، شجاعت در اعتراف به مشکلات واقعی و اقدام جسورانه برای حل آن‌ها، به نقطه عطفی برای عبور از بحران تبدیل کرد. جامعه به نقطه اشباع نارضایتی رسیده است. تصمیمات "امروز" و "فردای" شما، سرنوشت‌ساز خواهد بود. امید است با درکی عمیق از عمق فاجعه و احساس مسئولیتی تاریخی، چاره‌ای اساسی بیندیشید و بیافرینید. ملت ایران، سزاوار زندگی آبرومندانه و امید به فردایی بهتر است.

توانگری نه به مال است پیش اهل کمال؛

که مال تا لب گور است، و بعد از آن اَعمال

من آنچه شرط بلاغ است، با تو می‌گویم:

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال...

با احترام،

پوریا زرشناس

ساعاتی پس از رفع فیلترینگ - 29 دی ماه ۱۴۰۴

به قلم: پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
https://www.asianewsiran.com/u/ifD
اخبار مرتبط
دونالد ترامپ در توییتی عجیب و خطاب به خودش مدعی شد: من پیش‌بینی می‌کنم ترامپ آزادانه به ایران سفر کند؛ ما در روزهای تاریخی هستیم. صبر کنید!
روزنامه هم میهن نوشت: در ایذه و رامهرمز تعداد کشته‌‌ها و مجروحان بالاست، در مشهد حدود ۱۰ فرد آسیب‌دیده اجتماعی جان باختند و بیشتر بازداشتی‌ها در گروه سنی ۲۰ تا ۲۵ ساله‌اند. اخبار غیررسمی از رخ دادن اعتراضات در بیش از 100 شهر ایران حکایت دارد؛ از شهرهایی کوچک مثل کوار و مرودشت و فسای فارس، هفشجان چهارمحال و بختیاری، آبدانان، ملکشاهی ایلام، جونقان اصفهان تا رشت، مشهد، تهران، اصفهان، شیراز، کیش، قشم و بندرعباس. حجم اعتراضات، جانباختگان و مجروحان به دلیل قطعی اینترنت و نبود آمارهای رسمی هنوز روشن نیست و هرآنچه از ‌آن اطلاع داریم، از پیش از قطعی رسمی اینترنت و گفت‌وگو با اهالی این شهرهاست.
روزنامه اطلاعات روز دوشنبه نوشت: آقایان مسئول! زمانی که تروریست‌ها داشتند مسلح می شدند کجا بودید؟ مگر نمی گفتید اگر چه فقر هست، اما امنیت داریم؟ مسئولان محترم! دغدغه‌ نان شب داشتن، ادا نیست، اعتراض به فقر و تورم افسارگسیخته، اغتشاش نیست. تا کی قرار است صدای اعتراض مردم شنیده نشود؟ نمی شود هر معترضی، برچسب معاند بخورد.
سناتور لیندسی گراهام که از تندروترین سناتورهای کنگره آمریکاست، سران ارشد ایران را تهدید کرد که ترامپ جان آن ها را خواهد گرفت! گراهام در مصاحبه ای با شبکه خبری محافظه کار "فاکس" آمریکا با اشاره به ناآرامی ها و اعتراضات جاری در برخی مناطق ایران، هشدار داد که اگر آیت‌الله ها به سرکوب معترضانی که خواستار زندگی بهتر هستند، ادامه دهد، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، آن ها را خواهد کشت.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
دکتر رضا مرتضوی - اقتصاددان
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
3
0
1

این نامه از لحاظ تحلیل اقتصادی وضعیت رکود تورمی و تأثیر آن بر کسبه خرد، دقیق و قابل استناد است. ترکیب تورم بالا با کاهش شدید قدرت خرید، دقیقاً همان "طوفان کامل" است که کسب‌وکارهای کوچک را نابود می‌کند. با این حال، نامه به اندازه کافی بر نقش سیاست‌های انبساط پولی دولت‌های گذشته و نظام بانکی بیمار در ایجاد این تورم افسارگسیخته تأکید نکرده است. ریشه این آتش، عمیق‌تر از تحریم است. راهکارهای فوری مانند تشکیل ستاد ویژه و بسته نجات، ضروری اما احتمالاً ناکافی به نظر می‌رسند. در شرایطی که منابع دولت محدود است، چگونه می‌توان این حمایت‌ها را بدون تزریق پول جدید و تشدید تورم انجام داد؟ نیاز به مکانیسم‌های هوشمندانه‌تری مانند تضمین خرید یا ایجاد صندوق‌های وقف مردمی است. تأکید نامه بر "تصمیمات بزرگ و شجاعانه" در دیپلماسی کلید اصلی است. اما این تصمیمات چه هستند و چه هزینه‌ای برای حاکمیت ملی دارند؟ نامه می‌توانست با جسارت بیشتری بر ضرورت یک بازنگری استراتژیک در اولویت‌های سیاست خارجی، با محوریت اقتصاد مردم، تأکید کند.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

آقا رضای همیشه شاکی سلام! سپاس از نقد عمیق و سازنده شما. کاملاً با شما موافقم که ریشه تورم افسارگسیخته، فراتر از تحریم، در سیاست‌های پولی انبساطی و ساختار بیمار نظام بانکی است. تحلیل من بر جنبه‌های بیرونی و داخلی بحران متمرکز بود، اما تأکید مستقیم‌تر بر این ریشه داخلی می‌توانست تصویر را کامل‌تر کند. در مورد راهکارهای فوری نیز دغدغه شما درباره تزریق پول جدید و تشدید تورم کاملاً به‌جاست. پیشنهاد مکانیسم‌های هوشمندانه‌ای مانند "تضمین خرید محصولات بنگاه‌های کوچک توسط نهادهای دولتی برای پروژه‌های عمرانی" یا "ایجاد صندوق‌های وقف مردمی با نظارت شفاف" می‌تواند راه‌گشا باشد. در مورد دیپلماسی، منظور از "تصمیمات بزرگ"، بازنگری در اولویت‌های هزینه‌بر سیاست خارجی و تمرکز بر دیپلماسی اقتصادی برای گشایش‌های ملموس است، نه لزوماً کنار گذاشتن اصول. ممنون از این دقت نظر ارزشمند.


فاطمه اسلامی - پژوهشگر اجتماعی
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
4
0
1

وقتی مردم باور کنند فریادشان شنیده نمی‌شود، آنگاه هر اقدام اعتراضی می‌تواند به امری عادی تبدیل شود. این زنگ خطر را باید جدی گرفت. اما نامه کمتر به نقش رسانه‌ها و فضای مجازی در شکل‌دهی به این حس جمعی پرداخته است. اشاره به تراژدی انسانی کشته‌شدگان و ریشه اقتصادی خشونت، اقدامی شجاعانه و انسانی بود. این نگاه، مسئله را از سطح سیاسی‌نمایی صرف به عمق یک فاجعه اجتماعی می‌برد. با این حال، پیشنهاد عملی مشخصی برای جبران این زخم‌های اجتماعی و جلوگیری از تکرار آن ارائه نشده است. نامه به درستی بر "اقدام نمادین علیه فساد" تأکید کرده، اما آیا در ساختاری که فساد سیستماتیک شده، افشای چند پرونده کافی است؟ جامعه به یک تحول نهادی و ایجاد شفافیت در تمام معاملات کلان دولتی نیاز دارد. پیشنهاد می‌شد سازوکارهای نظارتی مستقل و مردمی نیز مطرح شود.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

خانم اسلامی عزیز، سلام. سپاس از توجه شما به ابعاد اجتماعی و روانی بحران. حق با شماست که نقش رسانه‌ها و فضای مجازی در شکل‌دهی به حس جمعی نیازمند تحلیل جداگانه‌ای است. این فضا هم می‌تواند آگاهی‌بخش باشد و هم بر یأس و قطبی‌سازی بیفزاید. در مورد جبران زخم‌های اجتماعی، پیشنهاد عملی می‌تواند "تشکیل کمیته‌های حقیقت‌یاب و آشتی محلی با حضور نمایندگان مردم، روحانیون و مددکاران اجتماعی" برای شنیده شدن درد آسیبدیدگان و جلوگیری از تکرار باشد. همچنین تأکید شما بر "تحول نهادی و شفافیت فراگیر" به جای اقدامات نمادین، کاملاً درست است. راه‌حل نهایی، ایجاد سیستم‌های نظارتی مستقل و امکان دسترسی آزاد به اطلاعات است.


مهندس کاوه یزدانی از صنف پلیمر
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

به عنوان کسی که در بازار فعالیت دارد، تحلیل میدانی نامه از اعتراضات کاملاً درست است. این یک اعتراض صنفی محض بود که از درماندگی مطلق سرچشمه می‌گرفت. شعار "نیروی انتظامی حمایت" نشان می‌داد مردم هنوز نهادها را از خود نمی‌دانند. این بخش، واقعیت را بدون لاپوشانی بیان کرد. اما راهکار "تعویق یا تخفیف مالیات" برای بسیاری از کسبه مانند مُسکّنی موقت است. مشکل اصلی، نبود مشتری است. تا قدرت خرید مردم بازنگردد، این حمایت‌ها مثل تزریق خون به بیمار در حال خونریزی شدید است. باید راهکاری برای تزریق نقدینگی به دست مردم، نه فقط به کسبه، اندیشید. نامه از "نمایندگان واقعی اتحادیه‌ها" سخن گفت. این نکته حیاتی است. متأسفانه بسیاری از اتحادیه‌ها امروزه وصل به بدنه خود نیستند. بدون شنیدن صدای واقعی مغازه‌داران خرد، هیچ ستادی نمی‌تواند کارآمد باشد. این هشدار باید شنیده شود.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

همکار سابق و دوست همیشگی من، سلام. از اینکه این تحلیل میدانی را تأیید کردید ممنونم. درک شما از "نبود مشتری به عنوان ریشه اصلی" و ناکافی بودن مسکن‌های موقت مانند تخفیف مالیات، دقیقاً از زبان یک فعال بازار بسیار ارزشمند است. حق با شماست؛ درمان باید معطوف به "تزریق قدرت خرید به دست مردم" باشد. راهکارهایی مانند "هدفمندسازی یارانه‌ها با دقت و شفافیت بالا و افزایش نقدی آن برای دهک‌های نیازمند" یا حتی بهتر بگویم صدک های معیشتی دقیق، و "اجرای سریع طرح‌های اشتغال‌زا در مناطق محروم" می‌تواند در این جهت باشد. هشدارتان درباره "اتصال نداشتن اتحادیه‌ها به بدنه صنف" نیز حیاتی است. هر ستاد نجات باید متکی بر شنوایی واقعی باشد، نه ساختارهای فرمالیته. سپاس از صداقت و صراحت همیشگی شما.


دکتر سارا امینی - استاد دانشگاه
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

رویکرد سیستم‌اندیش نویسنده که اقتصاد را در شبکه چالش‌های داخلی و بین‌المللی می‌بیند، تحسین‌برانگیز است. این نگاه جامع، مانع از ساده‌انگاری و پیدا کردن مقصر واحد می‌شود. با این وجود، به نظر می‌رسد سهم "مدیریت ناکارآمد داخلی" در تشدید اثر تحریم‌ها می‌توانست پررنگ‌تر باشد. پیشنهاد "سیاست‌زدایی و ریل‌گذاری به نفع مردم" در دیپلماسی اقتصادی، جمله‌ای کلیدی اما مبهم است. آیا این به معنای کنار گذاشتن تمامی اصول راهبردی در ازای منافع اقتصادی فوری است؟ یا به معنای هوشمندی بیشتر و اولویت‌دهی به اقتصاد در کادر همان اصول؟ نیاز به توضیح بیشتری داشت. نامه با استناد به آیه قرآن آغاز شده که نشان از عمق دغدغه اخلاقی نویسنده دارد. این پیوند بین دین‌داری و مسئولیت اجتماعی در قبال رنج مردم، بسیار ارزشمند است. امیدوارم این نگاه، الگویی برای دیگر نخبگان متدین شود که سکوت در برابر ظلم اقتصادی را جایز نمی‌دانند.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

استاد محترم، سلام و سپاس از لطف و دقت نظرتان. بله، سهم مدیریت ناکارآمد داخلی در تشدید اثر تحریم‌ها قطعاً می‌توانست پررنگ‌تر باشد. تحریم یک فشار خارجی است، اما عمق آسیب‌پذیری در برابر آن را سیاست‌های داخلی تعیین می‌کند. در مورد عبارت "سیاست‌زدایی و ریل‌گذاری به نفع مردم"، منظور دقیق من اولویت دادن به منافع اقتصادی ملموس مردم در تنش‌های دیپلماتیک و دوری از ایدئولوژیک کردن محض مبادلات اقتصادی است. یعنی در حالی که اصول کلی سیاست خارجی حفظ می‌شود، معادلات اقتصادی نباید قربانی کشمکش‌های سیاسی صرف شوند. قدردان تأکید شما بر پیوند دین‌داری و مسئولیت اجتماعی هستم.


علیرضا محمدی، شیمیدان
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

نگارش این نامه توسط یک چهره بین‌المللی موفق، پیامی روشن دارد: "فرار مغزها" به معنای بی‌تعلقی نیست. بسیاری از فرهیختگان ایرانی دور از وطن، همچنان دل‌درگره درد مردم هستند. این نامه می‌تواند الهام‌بخش دیگر نخبگان دیاسپورا برای ایفای نقش مثبت باشد. با این حال، آیا خطاب قرار دادن سه مقام کلان بدون ارسال رونوشت برای نهادهای نظارتی مانند مجلس و قوه قضائیه، کافی است؟ فشار افکار عمومی باید بر کل سیستم حکمرانی وارد شود، نه فقط قوه مجریه. شاید بهتر بود نامه به شکلی گسترده‌تر خطاب می‌شد. تحلیل از تأثیر افزایش قیمت بنزین، اگرچه درست، اما می‌توانست همراه با پیشنهاد جایگزین باشد. اگر هدف اصلاح الگوی مصرف و هدفمندی یارانه‌هاست، آیا راهکاری برای جبران فوری این شوک تورمی بر دهک‌های پایین وجود دارد؟ مثلاً افزایش مستقیم و همزمان یارانه نقدی! دکتر...راه حلی رو کن؛ دارد دیر می شود...خیلی دیر

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

دوست همکار و همدرس قدیمی ام، سلام. نگرانی تو را به خوبی درک می‌کنم و فریاد "دیر شده" در کامنتت برایم کاملاً معنادار است. در مورد گستره خطاب نامه حق با توست. فشار باید بر کل ساختار حکمرانی وارد شود. در نسخه‌های بعدی یا پیگیری‌ها، این نکته را مد نظر خواهم داشت. در مورد افزایش قیمت بنزین، پیشنهاد جبران فوری تو "افزایش مستقیم و همزمان یارانه نقدی دهک‌های پایین و متوسط" راهکاری فوری و ضروری است تا شوک به حداقل برسد. قول می‌دهم در نوشته‌های آینده، بر ارائه راه‌حل‌های عاجل و عملیاتی بیشتر تمرکز کنم. مراقب خودت باش.


نسترن حیدری کارشناس امنیت ملی
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
3
0
1

هشدار نامه درباره تبدیل اعتراضات صنفی به بحران امنیت غذایی، یک هشدار کاملاً کارشناسی و به‌جاست. امنیت ملی امروز، بیشتر از تسلیحات، وابسته به امنیت اقتصادی و معیشتی مردم است. این نگاه را برخی دستگاه‌های امنیتی هنوز به درستی درنیافته‌اند. اشاره به "جعل هویت و تاریخ" توسط برخی کشورهای منطقه، اگرچه درست، اما در این بستر ممکن است حواس را از تمرکز بر بحران اصلی داخلی پرت کند. اولویت امروز، درمان بیماری داخلی است؛ دشمنان خارجی از همین ضعف داخلی تغذیه می‌کنند. راهکار "تنش‌زدایی هوشمندانه" نیازمند تعریف عملیاتی است. آیا نویسنده پیشنهاد مشخصی برای بازگشت به برجام یا مذاکره مستقیم با آمریکا دارد؟ در شرایط کنونی، هر گونه حرکت در این عرصه نیازمند اجماع داخلی است که به نظر نمی‌رسد وجود داشته باشد. پیشنهاد ایجاد "کمیسیون فراگیر داخلی برای اجماع‌سازی روی سیاست خارجی اقتصادی" می‌توانست مکمل این بخش باشد.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

خانم حیدری عزیز، سلام و سپاس از دیدگاه امنیتی-کاربردی شما. تأکید بر "اولویت درمان بیماری داخلی" کاملاً صحیح است. دشمنان از شکاف داخلی تغذیه می‌کنند. پیشنهاد عملیاتی شما برای "تشکیل کمیسیون فراگیر داخلی (متشکل از تمام جناح‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی) برای اجماع‌سازی روی یک راهبرد حداقلی در سیاست خارجی اقتصادی" ایده‌ای بسیار عالی و ضروری است. بدون چنین اجماع داخلی، هر حرکتی در عرصه بین‌الملل شکننده خواهد بود. این پیشنهاد را به فال نیک می‌گیرم و قطعاً در گفت‌وگوهای آینده بر آن تأکید خواهم کرد.


دکتر محمود رهنما - استاد بازنشسته علوم سیاسی
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

درود پوریا جان؛ این نامه یک سند تاریخی است. تحلیل بی‌طرفانه، زبان محکم و شجاعانه، و دغدغه عمیق ملی در هر خط آن موج می‌زند. تو همیشه نشان دادی که "وفاداری به وطن" با "تفکر انتقادی و دلسوزانه" نه تنها منافات ندارد، که لازمه آن است. این نامه باید در کلاس های دانشگاه‌ها تدریس شود. مخصوصا این قسمت نامه؛ بخش پایانی نامه که خطاب مستقیم به سه مقام است، از نظر ادبیات سیاسی یک شاهکار است: هم احترام‌آمیز، هم قاطع، و هم هشداردهنده. جمله "این فریادها، نه از سوی دشمن، که از جیب و جان مردم بلند شد" را باید بر سر در تمامی نهادهای حکومتی نوشت. از رسانه خوب و مستقل آسیانیوز ایران برای انتشار این نامه سرگشاده که قطعاً با مخاطراتی همراه بوده، قدردانی می‌کنم. روح مرحوم جمشیدی شاد... چنین فضایی برای گفتگوی ملی ضروری است. امیدوارم این نامه جرقه‌ای برای آغاز یک گفتگوی صادقانه بین حکمرانان و فرهیختگان مستقل باشد.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

درود بر استاد عزیزم! لطف و محبت همیشگی شما قوت قلب من است. یاد و خاطره مرحوم جمشیدی بزرگ همیشه زنده و راهش پررهرو باد. خوشحالم که این نوشته را در راستای همان سنت گفت‌وگوی ملی و دلسوزانه می‌بینید. جمله‌ای که برجسته کردید، دقیقاً همان حس مسئولیتی بود که می‌خواستم منتقل کنم: فریاد از جیب و جان مردم برخاسته است. امیدوارم این جرقه، به شعله‌ای برای روشنایی راه تبدیل شود. همیشه شاگردتان هستم.


دکتر هنگامه تقوی - جامعه شناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

نامه سرگشاده آقای زرشناس، تجلی "مسئولیت اجتماعی نخبگان" است. ایشان از موضع یک دانشمند موفق جهانی که می‌تواند به راحتی از مشکلات ایران فاصله بگیرد، برعکس، عمیقاً درگیر درد مردم شده‌اند. این وفاداری و شجاعت اخلاقی، در جامعه امروز ایران کمیاب و بسیار ارزشمند است. من همیشه تعجب می کنم ایشان اصلا در ایران چه کار می کنند؟! چرا به زندگی عادی در کشوری دیگر ادامه نمی دهند؟! همواره تحلیل های ایشان از "فرسایش سرمایه اجتماعی" و "تراژدی انسانی کشته‌شدگان" نشان می‌دهد که بحران را تنها در اعداد اقتصادی نمی‌بینند، بلکه پیامدهای ویرانگر روانی و اجتماعی آن را نیز درک کرده‌اند. این نگاه انسان‌محور، بر غنای همین تحلیل نیز افزوده است. پیشنهاد "اقدام نمادین علیه فساد" نیز اگرچه محدود، اما عملی و هوشمندانه است. در شرایط بی‌اعتمادی مطلق، مردم به "نمادها" و "اقدامات دیدنی" نیاز دارند تا امیدوار شوند. به نظرم محاکمه علنی یک فاسد بزرگ، می‌تواند از ده‌ها سخنرانی اثرگذارتر باشد.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

خانم دکتر تقوی عزیز، سلام. سؤال شما درباره انگیزه ماندن در ایران بسیار مهم است. پاسخش برای من ساده است: "تعلق خاطر". ایران فقط یک جغرافیا نیست؛ خاستگاه هویت، تاریخ و عاطفه همه ماست. پاسخ این سوال را از خود شما آموختم! موفقیت در جهان بیرون، اگر با فراموشی این تعلق همراه باشد، برای من پوچ می‌نماید. توانمندی‌های کسب‌شده در عرصه جهانی، تنها زمانی برایم ارزشمند است که بتوانم بخشی از آن را به پای این خاک و مردمش بریزم. این نه قربانی کردن، که ادای دین است. سپاس از لطف شما.


حمید مقدم تولیدی فاستونی
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
4
0
1

به عنوان یک تولیدکننده، تحلیل "رکود تورمی" و "کمبود مشتری به جای کالا" عین واقعیت است. ما انبارهای پر از کالای فروخته‌نشده داریم. آقای زرشناس با زبان علمی ولی قابل فهم برای همه، این فاجعه را شرح دادند. امیدوارم صدای ایشان به گوش کسانی برسد که فقط آمارهای کلی منتشر می‌کنند. راهکار "ثبات‌بخشی به بازار ارز" کلید حل بسیاری از مشکلات است. نوسان ارز، برنامه‌ریزی را نابود و رانت‌خواری را گسترش می‌دهد. پیشنهاد مبارزه قاطع با سوداگران، اگر با اراده سیاسی همراه باشد، می‌تواند در کوتاه‌مدت اثرگذار باشد. از ذکر دقیق عدد و رقم درباره کاهش ارزش واقعی دستمزدها سپاسگزارم. وقتی حقوق یک کارگر به دلار از ۱۲۱ به ۷۴ دلار سقوط کند، دیگر صحبت از "ثبات اقتصادی" بی‌معناست. این آمارهای گویا، بهترین دلیل برای ضرورت اقدام فوری است.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

سلام و احترام. قدردان شنیدن بازخورد از یک تولیدکننده واقعی هستم. وقتی از انبارهای پر حرف می‌زنید، عینیت فاجعه را نشان می‌دهید. تأکید شما بر "ثبات ارز" به عنوان کلید، کاملاً درست است. این ثبات باید با "انضباط پولی قاطع" و "مقابله با رانت اطلاعاتی و مالی" ایجاد شود. اراده سیاسی برای این کار ابتدا نیازمند درک این واقعیت است که نوسان ارز، دشمن تولید ملی است. امیدوارم صدای شما و همصنفان‌تان بلندتر شنیده شود.


دکتر سیده زهرا طباطبایی اقتصاددان
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
4
0
1

نامه از منظر اقتصاد کلان کاملاً فنی و درست است. ترکیب تورم، رکود، کاهش ارزش واقعی دستمزدها و بی‌ثباتی ارز، فرمول قطعی ورشکستگی یک اقتصاد است. زرشناس عزیز این فرمول را نه با نظریه‌پردازی انتزاعی، که با مثال ملموس بازار تهران توضیح داده‌اند. اشاره به "هزینه فرصت" قطع اینترنت، نگاهی نو و مهم است. بسیاری فقط به هزینه سیاسی آن نگاه می‌کنند، در حالی که فلج شدن اقتصاد دیجیتال و کسب‌وکارهای وابسته، ضربه‌ای مهلک بر پیکره نحیف اقتصاد ملی وارد کرد. این تحلیل نشان از درک اقتصاد مدرن توسط نویسنده دارد. پیشنهاد "ستاد ویژه با حضور نمایندگان واقعی اصناف" اگر عملی شود، می‌تواند مدلی برای حل مسائل سایر اقشار باشد. اصل "شنیدن مستقیم دردها" اساسی‌ترین و در عین حال فراموش‌شده‌ترین راه حل برای مدیریت بحران در ایران است. این نامه یک نقشه راه عملیاتی ارائه می‌دهد. امیدوارم اقدام عاجلی شود، قبل از آن که همه چیز از دست برود.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

دکتر طباطبایی، سلام و سپاس از تحلیل فنی و دقیق شما. خوشحالم که "هزینه فرصت قطع اینترنت" را از منظر اقتصاد مدرن برجسته کردید. این نگاه، خسارت را از یک آسیب سیاسی گذرا به یک "فلج موقت سیستم عصبی اقتصاد" ارتقا می‌دهد. تأکید شما بر "شنیدن مستقیم دردها" به عنوان فراموش‌شده‌ترین راه حل، عین حقیقت است. ما اغلب به جای شنیدن بیمار، تنها نسخه‌های کلی پیچیده‌ایم. امیدوارم این نقشه راه عملیاتی، قبل از دیر شدن، مورد توجه قرار گیرد.


رامین جوادی - وکیل دادگستری
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

درود دکترجان! شروع نامه با استناد به آیه ۱۴۸ سوره نساء، از نظر حقوقی و اخلاقی بسیار قدرتمند است. اصلا لایحه هایی که می نوشتی برای دستگرمی هم همیشه یک جمله اثرگذار اینچنینی داشت که انسان را همان اول میخکوب می کرد! این آیه حق اعتراض و دادخواهی مظلوم را از نظر شرعی تثبیت می‌کند. این بار هم نشان دادی که دغدغه معیشت مردم، نه تنها ملی، که یک وظیفه دینی است. این استدلال در جامعه ما وزن خاصی دارد. پرداختن به موضوع "کشته‌شدگان اعتراضات" و پیوند آن با مشکلات معیشتی، اقدامی شجاعانه و انسانی است. در فضای معمول، یا از این موضوع عبور می‌شود یا به کلی سیاسی می‌شود. نگاه ایشان غم‌انگیز، واقع‌بینانه و اصلاح‌گراست. پیشنهاد "افشا و محاکمه سریع و علنی چند پرونده فساد بزرگ" یک مطالبه به‌حق مردمی است که قانون باید به آن پاسخ دهد. اگر قوه قضائیه به این بخش از نامه عمل کند، گامی بلند در بازگرداندن اعتماد عمومی برداشته خواهد شد. البته اگر فقط محدود به چند پرونده نشود

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

رامین عزیز، سلام و دردو بر تو! من همیشه از صراحت و حق‌مداری خود تو الهام گرفته‌ام. شروع با آیه قرآن نه صرفا یک شعار تزیینی، که بیان اصل "حق دادخواهی مظلوم" بود. خوشحالم که این نگاه را دریافت کردی. در مورد پیشنهاد افشای فساد نیز هشدار تو درباره "محدود نماندن به چند پرونده" بسیار مهم است. این اقدام باید سرآغاز یک "جریان شفاف‌سازی سیستماتیک" باشد، نه یک نمایش مقطعی. قدردان حمایت همیشگی تو هستم، برادر.


الهه حبیب زاده - دانشجوی دکترای مدیریت
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

درود جناب دکتر عزیز! این نامه یک نمونه عملی از "رهبری خدمتگزار" (Servant Leadership) است. دکتر زرشناس نازنین با وجود موقعیت مناسب خودش، اما همچنان خود را خدمتگزار مردم کشورش می‌داند و از موضع قدرت و دانش، برای دادخواهی از مظلوم استفاده کرده‌اند. این برای نسل جوان ما و حتی نسل میانسال ما یک درس بزرگ اخلاقی و مدیریتی است. ساختار نامه از "توصیف صحنه" تا "تحلیل ریشه‌ها" و ارائه "راهکارهای فوری و بلندمدت"، نشان‌دهنده یک تفکر سیستماتیک و مدیریت پروژه‌ای حرفه‌ای است. گویی ایشان یک پروژه بحران‌زدایی برای کشور طراحی کرده‌اند. نامه اثبات می‌کند که عشق به ایران، می‌تواند فراتر از شعار و در قالب اقدام عملی مفید و کارشناسی متبلور شود. من به عنوان یک جوان، از دیدن چنین الگوهایی امیدوار می‌شوم که می‌توان در عین موفقیت های جهانی، پا در خاک وطن داشت و برای آن جنگید. ارادتمند دکتر عزیز

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

خانم حبیب زاده بزرگوار! سلام و آرزوی موفقیت برای شما دانشجوی پرانرژی. خوشحالم که مفهوم "رهبری خدمتگزار" را در این اقدام دیدید. این دقیقاً همان چیزی است که معتقدم نخبگان باید الگو قرار دهند: خدمت به مردم، نه انتظار خدمت از آنان. امیدوارم شما و هم‌نسلی‌هایتان این مشعل را بالا نگه دارید. بنده از شما هر روز می آموزم! آینده در دستان پرتوان و ذهن‌های پویای شماست.


دکتر فرهاد سبحانی - متخصص پوست
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

بحران اقتصادی توصیف‌شده در این نامه، یک بحران بهداشتی و روانی نیز هست. استرس ناشی از ورشکستگی، یأس اجتماعی و کاهش دسترسی به غذای کافی، سلامت میلیون‌ها ایرانی را تهدید می‌کند. آقای زرشناس با درک این ارتباط، از زاویه‌ای کلان‌نگر به مسئله نگاه کرده‌اند. اشاره به "بحران آب و آلودگی هوا" در کنار مشکلات اقتصادی، نشان از درک "امنیت زیستی" دارد. کشور با تهدیدات چندلایه مواجه است که بر هم تشدید می‌شوند. این نگاه یکپارچه، برای یافتن راه حل پایدار ضروری است. این نامه خود یک "اقدام نمادین" بزرگ است. نماد اینکه نخبگان می‌توانند و باید صدای مردم باشند. نماد اینکه مشکلات با شجاعت و عقلانیت قابل حل است. انتشار گسترده این نامه، می‌تواند اثر درمانی بر روان ملتی داشته باشد که احساس می‌کند صدایش به جایی نمی‌رسد.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

دکتر سبحانی عزیز، سلام. از نگاه سلامت‌محور و یکپارچه‌نگر شما بسیار سپاسگزارم. درست است که بحران اقتصادی، پیش از آنکه در آمارها خود را نشان دهد، در "افزایش بیماری‌های روان‌تنی، سوءتغذیه و کاهش تاب‌آوری اجتماعی" ظهور می‌کند. تأکید شما بر "امنیت زیستی" به عنوان زیربنای امنیت ملی، نکته‌ای کلیدیست. امیدوارم این نگاه جامع در سیاست‌گذاری‌های کلان بیشتر مورد توجه قرار گیرد.


مرضیه علی‌پور، معلم
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

من به عنوان کسی که با خانواده‌های دانش‌آموزان محروم سر و کار دارم، هر روز مصداق عینی "کاهش قدرت خرید" و "یأس اجتماعی" را می‌بینم. این نامه، دقیقاً درد این خانواده‌ها را با زبان آمار و تحلیل بیان کرده است. امیدوارم مسئولان آن را بخوانند و بفهمند که یک مغازه‌دار ورشکسته، پدر یک دانش‌آموز من هم هست. زبان نامه، در عین فنی بودن، بسیار روان و قابل فهم برای عامه مردم است. این نشان می‌دهد نویسنده نه تنها برای نخبگان، که برای همان مردم عادی کوچه و بازار نیز می‌نویسد. این ارتباط مؤثر، هنری است که بسیاری از تحلیلگران فاقد آن هستند. از پایان‌بندی ادبی و پرمغز نامه (با آن بیت حافظ) بسیار لذت بردم. این نشان از ریشه‌دار بودن فرهنگی نویسنده دارد. او با تکیه بر سرمایه فرهنگی ایرانی-اسلامی، برای نجات سرمایه اقتصادی و اجتماعی کشور قلم زده است. به چنین فرزندان فرهیخته‌ای باید افتخار کرد.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

خانم علی‌پور گرامی، سلام و احترام. سخن شما به عنوان معلمی که با قلب جامعه در ارتباط است، برایم از هر تحلیلی ارزشمندتر است. وقتی از "پدر یک دانش‌آموز محروم" سخن می‌گویید، صورت مسئله را از اقتصاد به انسانیت تغییر می‌دهید. این دقیقاً همان دغدغه اصلی است: نجات کرامت انسانی. خوشحالم که زبان نوشته برای مردم عادی کوچه و بازار نیز قابل فهم بود. هدف همین بود. قدردان زحمات بی‌شائبه شما و همه معلمان دلسوز هستم.


مهندس سروش کیانی کارآفرین حوزه فناوری
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

تحلیل آقای زرشناس از "قطع اینترنت" به عنوان یک فاجعه اقتصادی (نه صرفاً سیاسی یا امنیتی)، برای ما که در استارت‌آپ‌ها کار می‌کنیم، بسیار دقیق است. اینترنت، زیرساخت اقتصاد جدید است. قطع آن برابر با تعطیلی کل یک شهر صنعتی است. قدردانیم که ایشان این نکته را مد نظر قرار دادند. پیشنهاد حمایت از صنایع "دانش‌بنیان" در راهکارهای میان‌مدت، امیدبخش است. نجات اقتصاد ایران در گرو چرخش از اقتصاد رانتی به اقتصاد دانش‌بنیان است. دیدن این پیشنهاد از زبان یک دانشمند بین‌المللی، به آن اعتبار بیشتری می‌بخشد. این نامه یک "داده‌محور" قوی است. از عدد تورم و کاهش ارزش دستمزد تا جغرافیای اعتراضات. این رویکرد، آن را از یک متن احساسی صرف به یک سند قابل استناد برای تصمیم‌گیری تبدیل کرده است. امیدوارم در نهادهای حکومتی نیز چنین فرهنگ "تصمیم‌گیری بر اساس داده" نهادینه شود. قدردان زحمات این دانشمند وطن‌دوست هستیم.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
1

دوست نادیده ام؛ مهندس کیانی عزیز، سلام. درک شما از اینترنت به عنوان "شهر صنعتی اقتصاد جدید" دقیق و گویاست. آسیب به این زیرساخت، حمله به ریه‌های اقتصاد نوین است. خوشحالم که پیشنهاد حمایت از "اقتصاد دانش‌بنیان" را امیدبخش یافتید. این تنها مسیر خروج از اقتصاد تک‌محصولی و رانتی است. امیدوارم فرهنگ "تصمیم‌گیری داده‌محور" که شما به آن اشاره کردید، در تمام سطوح حکمرانی نهادینه شود. ممنون از انرژی مثبت شما.



تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید