آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
کشور ما در سالهای اخیر شاهد راهاندازی ستادها، نهادها و طرحهای متعددی با هدف افزایش نرخ باروری و مقابله با پیری جمعیت بوده است. بودجههای ویژهای نیز به این امر اختصاص یافته است. اما پرسش اینجاست: آیا این تلاشهای سازمانی به نتیجه ملموسی منجر شدهاند؟ به نظر میرسد پاسخ منفی است. گزارشها حاکی از آن است که علیرغم همه این تشریفات اداری و هزینهها، هنوز اتفاق ویژهای در حوزه افزایش میل به فرزندآوری رخ نداده است. گویی یک شکاف عمیق بین سیاستهای بالادستی و واقعیتهای زندگی روزمره مردم وجود دارد. مسئولان و نهادها کارهای سازمانی خود را انجام میدهند و بودجهها را هزینه میکنند، اما در نهایت این سیاستها نتوانستهاند دلایل اصلی امتناع مردم از فرزندآوری را هدف بگیرند.
در این میان، روندی نگرانکننده در حال شکلگیری است: «گرایش به بیفرزندی». این پدیده که روزی حاشیهای به نظر میرسید، امروز آهسته و پیوسته در بین خانوادههای ایرانی، به ویژه در کلانشهرها، در حال رسوخ و گسترش است. معاون فرهنگی وزارت بهداشت نیز اخیراً به این موضوع اقرار کرده و از حرکت جامعه به سمت بیفرزندی و تکفرزندی ابراز نگرانی نموده است. او بر لزوم فرهنگسازی تأکید کرده، اما آیا فرهنگسازی بدون فراهم کردن بسترهای اقتصادی و اجتماعی امکانپذیر است؟ تحقیقات دانشگاهی نیز زنگ خطر را به صدا درآوردهاند. یک مطالعه کیفی بر روی زوجهای تهرانی که آگاهانه انتخاب کردهاند فرزندی نداشته باشند، نشان میدهد که دلایل این انتخاب، فراتر از مسائل مالی صرف است. این تحقیق عوامل پیچیدهای را برمیشمارد: از زیرساختهای اجتماعی ناکارآمد و تضاد نهادهای تربیتی گرفته تا نگرانیهای زیستمحیطی، اولویتهای شخصی و بیعلاقگی به مسئولیت سنگین فرزندپروری. واقعیت این است که در ایران، مشکلات اقتصادی یک شوک کوتاهمدت نیست، بلکه جریانی مداوم و رو به وخامت است. در چنین شرایطی، کمکهای نقدی یا مشوقهای مالی محدود نمیتوانند روند کاهشی عمیق باروری را معکوس کنند. به نظر میرسد وقت آن رسیده که به جای هدررفت منابع در طرحهای ناکارآمد، به فکر اقداماتی زیربنایی و ریشهای بود.
شکست مدیریتی: نهادهای موازی و هزینههای بیثمر
تشکیل ستادها، دبیرخانهها و نهادهای متعدد برای حل یک مسئله اجتماعی، اغلب نشاندهنده نوعی «فعالیتنمایی اداری» به جای حل مسئله است. گزارش به درستی به این نکته اشاره میکند که این نهادها عمدتاً مشغول انجام «کارهای سازمانی خود» و مصرف بودجههای تخصیصیافته هستند، بیآنکه تأثیر ملموسی بر جامعه هدف داشته باشند. این رویکرد، یک شکست مدیریتی و برنامهریزی محسوب میشود که در آن فرآیند (تشکیل جلسات، صدور بخشنامه) جایگزین نتیجه (افزایش واقعی نرخ باروری) شده است. تمرکز بر ساختارهای رسمی بدون درک عمیق از زیستجهان زوجهای جوان، محکوم به شکست است.
علل ریشهای بیفرزندی: از اقتصاد تا فلسفه زندگی
تحقیق دانشگاهی مورد اشاره، پرده از پیچیدگی تصمیم بیفرزندی برمیدارد. برخلاف تصور رایج که آن را صرفاً ناشی از مشکلات اقتصادی میداند، این مطالعه نشان میدهد عوامل درهمتنیدهای در کار است. عوامل بیرونی: زیرساختهای ناکارآمد (مسکن، آموزش، بهداشت)، تضاد بین نهادهای تربیتی (خانواده، مدرسه، رسانه)، تورم و بیثباتی مزمن اقتصادی، و حتی نگرانیهای اکولوژیک درباره آینده زمین. عوامل درونی: تغییر سبک زندگی و اولویتبندی اهداف شخصی (سفر، تحصیل، پیشرفت حرفهای)، بیعلاقگی ذاتی به نقش والدگری، درک سنگینی مسئولیت آن، و حتی نوع رابطه عاطفی زوجها که مایل نیستند با ورود فرد سوم (فرزند) تغییر کند. این نشان میدهد سیاستگذار باید به همه این لایهها توجه کند.
ناکارآمدی مشوقهای مقطعی و نیاز به تحول محیطی
گزارش تأکید میکند که در ایران مشکلات اقتصادی «کوتاهمدت» نیست، بلکه ساختاری و مزمن است. بنابراین، مشوقهای مالی محدود مانند وام یا کمک نقدی یکباره، تنها ممکن است بر زمانبندی تولد نخستین فرزند تأثیر بگذارند، اما نمیتوانند تمایل به فرزند دوم یا سوم را ایجاد کنند یا روند کلی بیفرزندی را معکوس نمایند. سیاست مؤثر نیازمند ایجاد یک «محیط اجتماعی-اقتصادی سازگار با فرزندآوری» است. این به معنای امنیت شغلی پایدار، دسترسی به مسکن مناسب، سیستم آموزشی باکیفیت و قابل اعتماد، مراقبتهای بهداشتی مقرونبهصرفه، و حمایتهای قانونی از والدین شاغل است. بدون این بسترها، صحبت از «فرهنگسازی» سطحی و بیاثر خواهد بود.
تغییر هنجارهای اجتماعی: از اجبار به انتخاب آگاهانه
پدیده بیفرزندی اختیاری نشاندهنده یک تحول هنجاری عمیق است. در گذشته، فرزندآوری اغلب یک امر «طبیعی»، «اجتنابناپذیر» و هنجاری قوی بود. امروزه، به ویژه در میان نسل جوان تحصیلکرده شهری، این امر بیش از پیش به یک «انتخاب» آگاهانه تبدیل شده است. زوجها با تراز کردن هزینهها (مالی، زمانی، روانی) و فواید (عاطفی، اجتماعی) این انتخاب را انجام میدهند. زمانی که هزینهها در جامعهای با تورم ساختاری و ناامنی آینده بسیار سنگین به نظر برسد، انتخاب بیفرزندی میتواند برای بسیاری منطقی جلوه کند. سیاستگذار باید این تغییر پارادایم را درک کند و به جای موعظه، به کاهش واقعی هزینههای این انتخاب (یعنی فرزندآوری) بپردازد.
راهحل پیشنهادی: توقف هزینههای بیحاصل و سرمایهگذاری روی زیرساختهای زندگی
پیام نهایی گزارش واضح است: باید از «هدررفت منابع کشور در طرحی ناقص و ناکارآمد» جلوگیری کرد. به جای تأمین بودجه برای نهادهای بیثمر، این منابع باید مستقیماً صرف بهبود شرایط زندگی مردم شود. سرمایهگذاری در مسکن اجتماعی، توسعه کیفی و رایگان آموزش و بهداشت از مهدکودک تا دانشگاه، ایجاد امنیت شغلی، و حمایت واقعی از خانوادههای جوان. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود انگیزههای از دست رفته برای تشکیل خانوادههای پرجمعیتتر، حدی از بازگشت را تجربه کنند. در غیر این صورت، روند بیفرزندی که هم اکنون «آهسته و پیوسته» است، به گفته گزارش، در آیندهای نزدیک «با شتاب» همراه خواهد شد و آنگاه ممکن است واقعاً کاری از دست کسی برنیاید.