آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
اظهارات تازه مدیرعامل شرکت زیرساخت درباره زمان اتصال اینترنت بینالملل، بار دیگر موجی از پرسشها و انتقادها را در فضای عمومی و رسانهای کشور ایجاد کرده است؛ پرسشهایی که اینبار مستقیماً به منطق وعدهدهی مسئولان بازمیگردد. اکبری با استفاده از عبارتی تکراری اما حساسیتبرانگیز اعلام کرده است که «انشاءالله امروز یا فردا» مشکل اینترنت برطرف میشود؛ جملهای که برای میلیونها کاربر، بیش از آنکه امیدبخش باشد، ابهامآفرین است. نکته کلیدی اما در ادامه همین سخنان نهفته است؛ جایی که مدیرعامل شرکت زیرساخت صراحتاً میگوید تصمیمگیری درباره اتصال اینترنت بینالملل در اختیار وزارت ارتباطات نیست. این اعتراف، معادله را پیچیده میکند: اگر اختیار تصمیمگیری وجود ندارد، وعده زمانی بر چه اساسی داده میشود و مسئولیت تحقق یا عدم تحقق آن با چه نهادی است؟
در شرایطی که اینترنت به یکی از زیرساختهای حیاتی زندگی روزمره، کسبوکارها و ارتباطات اجتماعی تبدیل شده، هر اظهارنظر رسمی درباره آن بهسرعت زیر ذرهبین افکار عمومی قرار میگیرد. کاربران امروز صرفاً به دنبال وصل یا قطع بودن اینترنت نیستند؛ آنها پاسخ شفاف، مسئول مشخص و زمانبندی واقعی میخواهند. تجربههای پیشین نشان داده است که وعدههای مبهم و غیرمتعهدانه، نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه شکاف بیاعتمادی میان مردم و نهادهای مسئول را عمیقتر میسازد. این گزارش تلاش میکند با نگاهی تحلیلی، تناقض موجود در سخنان مدیرعامل شرکت زیرساخت را بررسی کرده و ابعاد فنی، مدیریتی و ارتباطی این اظهارات را واکاوی کند.
تضاد میان وعده و اختیار
در مدیریت عمومی، وعده زمانی زمانی معتبر است که اختیار اجرا وجود داشته باشد. وقتی یک مقام مسئول اعلام میکند تصمیمگیری در اختیار او یا مجموعهاش نیست، هرگونه وعده زمانی عملاً فاقد پشتوانه اجرایی میشود. این تضاد، نه یک خطای لفظی ساده، بلکه یک ایراد ساختاری در ارتباط با افکار عمومی است؛ زیرا مخاطب با دو پیام متناقض مواجه میشود. نتیجه چنین وضعیتی، تضعیف اعتماد عمومی و افزایش بدبینی نسبت به اظهارات رسمی است.
نقش مبهم نهاد تصمیمگیر
وقتی گفته میشود اتصال اینترنت در اختیار وزارت ارتباطات نیست، انتظار میرود نهاد تصمیمگیر بهروشنی معرفی شود. ابهام در معرفی مرجع تصمیمگیری، مسئولیتپذیری را از بین میبرد و مسیر مطالبهگری عمومی را مسدود میکند. در غیاب شفافیت نهادی، هر وعدهای به یک حدس خوشبینانه تقلیل پیدا میکند.
استفاده از ادبیات غیرمتعهدانه
بهکارگیری واژههایی مانند «انشاءالله» در اطلاعرسانی رسمی، بار معنایی خاصی دارد و مسئولیتگریزی را تداعی میکند. این نوع ادبیات، بیشتر نشاندهنده امید شخصی است تا تصمیم سازمانی. در موضوع حساسی مانند اینترنت، جامعه انتظار زبان دقیق، عدد، زمان و مسئول مشخص دارد.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی ابهام
قطعی یا اختلال اینترنت، مستقیماً معیشت میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهد. وعدههای نامشخص، برنامهریزی کسبوکارها و فعالیتهای آنلاین را مختل میکند. در چنین شرایطی، ابهام بدتر از خبر بدِ شفاف است.
بحران اعتماد و ضرورت بازنگری در اطلاعرسانی
مسئله اصلی امروز، صرفاً اینترنت نیست؛ بلکه اعتماد عمومی به اطلاعرسانی رسمی است. ادامه این روند میتواند شکاف میان مردم و نهادهای مسئول را عمیقتر کند. بازگشت اعتماد، تنها با شفافیت، پذیرش مسئولیت و پرهیز از وعدههای بدون اختیار ممکن است.
تناقض آشکار در وعده و اختیار
وقتی مدیرعامل شرکت زیرساخت میگوید اتصال اینترنت بینالملل در اختیار وزارت ارتباطات نیست، عملاً اعتراف میکند که تصمیمگیر نهایی جای دیگری است. در چنین شرایطی، وعده دادن درباره «امروز یا فردا» شدن مشکل، از نظر منطقی و مدیریتی دچار تناقض است. چون وعده زمانی، فقط زمانی معنا دارد که اختیار اجرا هم وجود داشته باشد.
اگر اختیار ندارید، وعده از کجا میآید؟
سه سناریو بیشتر وجود ندارد:
- اطلاع غیررسمی از تصمیم نهاد بالادستی دارند: یعنی تصمیم گرفته شده، اما رسماً اعلام نشده و مدیرعامل صرفاً پیشدستی کرده است. این حالت، شفاف نیست و اعتماد عمومی را تضعیف میکند.
- امیدواری شخصی را جایگزین اطلاع دقیق کردهاند: در این حالت، «انشاءالله» دقیقاً نقش پوشش را بازی میکند؛ یعنی نه تضمین میدهد و نه مسئولیت میپذیرد.
- مدیریت افکار عمومی در شرایط فشار: وعده کوتاهمدت برای آرام کردن فضای رسانهای، بدون آنکه اختیار واقعی وجود داشته باشد. این خطرناکترین حالت است، چون اگر محقق نشود، سرمایه اعتماد عمومی را میسوزاند.
مشکل اصلی: پاسخگویی یا پاسکاری؟
وقتی گفته میشود «تصمیم با ما نیست»، انتظار طبیعی این است که:
- نام نهاد تصمیمگیر شفاف اعلام شود
- سازوکار تصمیمگیری توضیح داده شود
- جدول زمانی مبتنی بر تصمیم رسمی ارائه شود
در غیر این صورت، توپ مسئولیت بین نهادها پاسکاری میشود و مردم در نهایت با اینترنت قطعشده و وعدههای مبهم تنها میمانند.
«انشاءالله»؛ واژهای برای فرار از مسئولیت؟
- در ادبیات مدیریتی، استفاده از واژههایی مثل «انشاءالله»، «امیدواریم» و «در حال پیگیری هستیم» وقتی کنار عدم اختیار قرار میگیرد، معنایش این است:
- «ما پاسخگو نیستیم، اما نمیخواهیم سکوت کنیم.»
- این دقیقاً همان چیزی است که باعث خشم کاربران میشود، نه صرفاً خودِ قطعی اینترنت.
جمعبندی
اگر وزارت ارتباطات و شرکت زیرساخت اختیار اتصال اینترنت بینالملل را ندارند،
پس:
- وعده زمانی دادن غیرحرفهای است
- مسئولیتگریزی تلقی میشود
- اعتماد عمومی را تضعیف میکند
و اگر اطلاعی از تصمیم قریبالوقوع دارند، باید شفاف بگویند:
چه نهادی تصمیم گرفته، چه زمانی و با چه منطقی.
در غیر این صورت، پرسش شما همچنان پابرجاست و بیپاسخ میماند: وقتی اختیار ندارید، بر چه اساسی وعده میدهید؟