آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
قفقاز جنوبی بار دیگر به کانون توجه سیاست خارجی آمریکا بازگشته است؛ جایی که دونالد ترامپ با ادعاهایی تازه، از پایان یک «جنگ خونین» و آغاز دورهای جدید از صلح و شکوفایی میان آذربایجان و ارمنستان سخن میگوید. اظهاراتی که فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک ساده به نظر میرسد. ترامپ اینبار نهتنها از توافق صلح میان باکو و ایروان سخن گفته، بلکه از برنامههای مشخص واشنگتن برای همکاری هستهای صلحآمیز با ارمنستان و گسترش فروش تجهیزات دفاعی به آذربایجان پرده برداشته است؛ موضوعی که معادلات امنیتی منطقه را وارد مرحلهای تازه میکند. اعلام سفر قریبالوقوع جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به دو کشور همسایه ایران در ماه فوریه، نشان میدهد که کاخ سفید قصد دارد نقش فعالتری در آینده سیاسی و امنیتی قفقاز جنوبی ایفا کند.
این تحرکات در شرایطی رخ میدهد که قفقاز جنوبی، پس از جنگهای متوالی قرهباغ، همچنان یکی از شکنندهترین مناطق ژئوپلیتیکی پیرامون ایران، روسیه و ترکیه به شمار میرود. تاکید ترامپ بر «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» یادآور تلاش او برای بازتعریف برند سیاست خارجی آمریکا، با تکیه بر توافقسازی، معاملات امنیتی و پروژههای اقتصادی است. همکاری هستهای صلحآمیز با ارمنستان، اگرچه در ظاهر ماهیتی غیرنظامی دارد، اما در سطح راهبردی میتواند پیامهای مهمی برای بازیگران منطقهای و فرامنطقهای به همراه داشته باشد. از سوی دیگر، تقویت مشارکت راهبردی آمریکا با آذربایجان و گسترش فروش تجهیزات دفاعی به باکو، نشان میدهد که واشنگتن بهدنبال تثبیت جای پای خود در یکی از حساسترین کریدورهای انرژی و ترانزیتی جهان است. مجموعه این تحولات، پرسشهای مهمی را پیش روی افکار عمومی و تحلیلگران قرار میدهد: آیا قفقاز جنوبی وارد عصر جدیدی از صلح پایدار میشود یا تنها شاهد بازآرایی قدرتها در لباسی تازه هستیم؟
بازگشت فعال آمریکا به قفقاز جنوبی
اظهارات ترامپ نشاندهنده تلاش آمریکا برای بازپسگیری نقش محوری خود در قفقاز جنوبی است؛ منطقهای که طی سالهای اخیر میدان رقابت روسیه، ترکیه و تا حدی اتحادیه اروپا بوده است. واشنگتن با ورود مستقیم به روند صلح، تلاش میکند خود را بهعنوان ضامن ثبات معرفی کند و ابتکار عمل دیپلماتیک را از رقبا بگیرد. این رویکرد، بخشی از راهبرد کلان آمریکا برای مهار نفوذ روسیه در حیات خلوت سنتیاش محسوب میشود.
همکاری هستهای صلحآمیز با ارمنستان؛ فراتر از انرژی
توافق هستهای صلحآمیز با ارمنستان، در ظاهر به حوزه انرژی و توسعه زیرساختها محدود است، اما در عمل میتواند به تعمیق وابستگی راهبردی ایروان به واشنگتن منجر شود. این همکاری میتواند توازن سنتی ارمنستان میان روسیه و غرب را بر هم بزند و جهتگیری سیاست خارجی این کشور را تغییر دهد. از منظر منطقهای، هرگونه همکاری هستهای—even صلحآمیز—حساسیتهای امنیتی خاص خود را به همراه دارد.
آذربایجان، تسلیحات و بازی موازنه قدرت
گسترش فروش تجهیزات دفاعی به آذربایجان، پیام روشنی به بازیگران منطقهای ارسال میکند: آمریکا قصد دارد باکو را بهعنوان شریک امنیتی خود تثبیت کند. این موضوع میتواند توان نظامی آذربایجان را در دوره پساصلح افزایش داده و موازنه قدرت را به نفع این کشور حفظ کند. چنین روندی، احتمالاً واکنشهایی از سوی روسیه و حتی ایران به همراه خواهد داشت.
سفر جیدی ونس؛ دیپلماسی یا نمایش سیاسی؟
سفر معاون رئیسجمهور آمریکا به باکو و ایروان، از نظر نمادین اهمیت بالایی دارد و نشاندهنده سرمایهگذاری سیاسی واشنگتن در این پرونده است. با این حال، موفقیت این سفر به میزان پذیرش طرحهای آمریکا از سوی طرفین بستگی دارد. این سفر میتواند همزمان نقش یک اهرم فشار و یک ابزار اعتمادسازی را ایفا کند.
پیامدها برای ایران و منطقه
قفقاز جنوبی بخشی از محیط امنیتی مستقیم ایران است و هرگونه تغییر در موازنه قدرت آن، تهران را ناگزیر به واکنش میکند. حضور پررنگتر آمریکا در این منطقه میتواند معادلات ترانزیتی، انرژی و امنیتی پیرامون ایران را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، آنچه بهعنوان «صلح ترامپی» معرفی میشود، بیش از آنکه صرفاً یک توافق منطقهای باشد، بخشی از بازی بزرگ ژئوپلیتیک است.