آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
ده روز خاموشی مطلق اینترنت بینالملل برای جامعه دیجیتال ایران، تنها یک اختلال موقت نبود. اکنون با بازگشت نسبی دسترسی، زخمهای عمیقی که بر پیکره اقتصاد دیجیتال کشور نشسته، خود را نشان میدهد. بازگشت دسترسی به موتور جستوجوی گوگل از ۲۸ دیماه، پایان مشکلات نبود، بلکه آغاز مرحلهای از ارزیابی خسارات گسترده بود. خساراتی که تا مدتها گریبانگیر کسبوکارهای آنلاین خواهد بود. در طول این ده روز، نه تنها دسترسی کاربران ایرانی به دنیا قطع بود، بلکه ارتباط دنیا با فضای دیجیتال ایران نیز مسدود شد. این قطع دوطرفه، پیامدهایی به مراتب مخربتر از یک قطعی ساده داشت.
قلب تپنده بسیاری از کسبوکارهای آنلاین، موتورهای جستوجو و به ویژه گوگل است. این کسبوکارها برای تحلیل رفتار کاربر، بررسی ترافیک ورودی و بهینهسازی برای موتورهای جستوجو (سئو) به شدت به ابزارهایی وابستهاند که یا محصول گوگل هستند یا از خدمات آن استفاده میکنند. در این دوره، سرویسهای حیاتی مانند گوگل آنالیتیکس و سرچ کنسول به طور کامل از دسترس خارج شدند. این ابزارها، چشم و گوش مدیران سایتها برای درک عملکرد و جایگاه خود در فضای وب هستند. اما فاجعه اصلی جای دیگری است: در این ده روز، رباتهای خزشگر گوگل نیز نتوانستند صفحات وب ایرانی را ایندکس کنند. این به معنای حذف تدریجی سایتهای ایرانی از فهرست عظیم اطلاعات گوگل و نابودی سالها تلاش برای کسب جایگاه در نتایج جستوجو است. بررسیهای گروه رسانهای زومیت، یکی از بزرگترین انتشارات آنلاین کشور، عمق فاجعه را نشان میدهد. آسیبهایی که محدود به رسانهها نیست و کسبوکارهای کوچک و بزرگ تجارت الکترونیک را نیز نابود کرده است. در ادامه، گزارش کامل این خسارات عظیم و هشدارهای کارشناسان برای آینده اقتصاد دیجیتال ایران را میخوانید.
مرگ داده؛ قطع دسترسی به ابزارهای حیاتی تحلیل
بسیاری از کسبوکارهای آنلاین برای تصمیمگیریهای استراتژیک، به دادههای لحظهای و تاریخی گوگل آنالیتیکس و سرچ کنسول وابستهاند. این ابزارها نشان میدهند کاربران از کجا میآیند، چه میخواهند، چه مدت میمانند و چه میکنند. قطع ۱۰ روزه دسترسی به این دادهها، به معنای پرواز کور در طول این دوره بوده است. مدیران نتوانستهاند عملکرد کمپینها را بسنجند، نقاط ضعف سایت را شناسایی کنند یا به نیازهای جدید کاربران پاسخ دهند. حتی اگر برخی از ابزارهای داخلی جایگزین (مانند Matomo) وجود داشته باشند، این ابزارها قادر به رصد رفتار رباتهای گوگل، جایگاه کلمات کلیدی و ترافیک ارجاعی از سایر سایتها نیستند. بنابراین، تصویر به دست آمده ناقص و گمراهکننده است.
حذف از ایندکس؛ نابودی سرمایه سالها سئو
مخربترین تأثیر قطعی دوطرفه، توقف خزش رباتهای گوگل بر روی سایتهای ایرانی بود. گوگل صفحاتی را که برای مدت طولانی در دسترس نباشند یا به روز نشوند، به تدریج از فهرست ایندکس خود حذف میکند. گزارش زومیت از حذف بیش از ۶۰ هزار صفحه، گواه این فاجعه است. کسب جایگاه در صفحه اول نتایج گوگل برای یک کلمه کلیدی پرمتقاضی، ممکن است سالها زمان، محتوای باکیفیت و هزینه زیاد برده باشد. از دست رفتن این جایگاه، به معنای نابودی یک سرمایه نامشهود و حیاتی است. برای یک فروشگاه اینترنتی، این میتواند به معنای قطع جریان اصلی مشتریان و سقوط درآمد باشد.
از بین رفتن کانالهای ترافیکی؛ به ویژه گوگل دیسکاور
بسیاری از رسانهها و کسبوکارها، بخش عمدهای از ترافیک خود را از گوگل دیسکاور (بخش «کشف» در موبایل و تب «خبر» در دسکتاپ) دریافت میکنند. به عنوان مثال، ۲۵ تا ۳۰ درصد ترافیک زومیت از این طریق تأمین میشده است. قطع دسترسی، این کانال را کاملاً خشک کرد. بدتر آنکه، بازسازی اعتماد و بازگشت به الگوریتمهای پیشنهاددهنده گوگل دیسکاور، فرآیندی طولانی و غیرقطعی است. گوگل به سایتهایی که ثبات و دسترسی دائمی دارند اعتماد میکند. یک وقفه ۱۰ روزه، سیگنال منفی قویای به الگوریتمها ارسال کرده و ممکن است ماهها طول بکشد تا یک سایت دوباره در فیدهای پیشنهادی کاربران ظاهر شود.
آسیبپذیری متفاوت بر اساس مدل کسبوکار
میزان آسیب به نوع فعالیت کسبوکار بستگی دارد. رسانههای خبری و محتوایی که وابستگی شدیدی به ترافیک ارگانیک و روزآمدی دارند، ضربه مهلکی خوردهاند. فروشگاههای اینترنتی (e-Commerce) که مدل درآمدی آنان بر پایه سئو و جذب مشتری از گوگل است، مانند گزارش ۴۵ درصدی حذف صفحات، با بحران وجودی مواجه شدهاند. در مقابل، کسبوکارهایی که بر بازاریابی شبکههای اجتماعی داخلی یا تبلیغات مستقیم تکیه دارند، شاید آسیب کمتری دیده باشند، اما هیچ کسبوکار آنلاین بزرگی نمیتواند از ترافیک ارگانیک گوگل چشمپوشی کند. استارتاپها و کسبوکارهای کوچک که منابع کمتری برای بازیابی دارند، در معرض خطر ورشکستگی کامل هستند.
هشدار برای آینده؛ لزوم تضمین دسترسی به عنوان زیرساخت بنیادین
این رویداد، یک هشدار استراتژیک برای کل اقتصاد کشور است. وقتی ۷ شرکت از ۱۰ شرکت برتر جهان در حوزه فناوری و داده فعالیت میکنند، قطع دسترسی ۹۳ میلیون نفر به جریان اطلاعات جهانی، یک خودزنی اقتصادی تمام عیار است. اگر سهم اقتصاد دیجیتال از GDP کشور را میخواهیم افزایش دهیم، اولین و بدیهیترین شرط، تعهد به برقراری و حفظ دسترسی پایدار، سریع و بدون وقفه به اینترنت جهانی است. اینترنت، دیگر یک کالای لوکس نیست؛ زیرساخت حیاتی برای تولید، اشتغال و تجارت در قرن بیستویکم است. هرگونه اختلال در آن، به معنای اختناق کسبوکارها، فرار سرمایههای انسانی و پسزدن از قافله جهانی است. دولت باید دسترسی به اینترنت را به عنوان یک تعهد عمومی و غیرقابل تعلیق بپذیرد و برای آن تضمینهای نهادی ایجاد کند.