پنج شنبه / ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ / ۱۷:۲۹
کد خبر: 36224
گزارشگر: 548
۱۴۵۲
۰
۰
۱
از بلوک‌های استاندارد مسکونی تا بناهای نمادین تلفیقی که امروزه در برابر توسعه شهری و گردشگری در حال ناپدید شدن هستند.

معماری عصر شوروی: تلفیق ایدئولوژی، مدرنیته و هویت محلی در آسیای مرکزی

معماری عصر شوروی: تلفیق ایدئولوژی، مدرنیته و هویت محلی در آسیای مرکزی
معماری دوران شوروی در آسیای مرکزی، تلفیقی پیچیده از ایدئولوژی سوسیالیستی، مدرنیته جهانی (آرت‌دکو) و عناصر هویت محلی بود. این بناها از بلوک‌های مسکونی استاندارد تا ساختمان‌های دولتی با نقوش سنتی را شامل می‌شد و هم ابزار یکسان‌سازی و هم صحنه مقاومت فرهنگی بودند. امروزه این میراث منحصربه‌فرد تحت تأثیر توسعه شهری و گردشگری در حال ناپدید شدن است و نیازمند ثبت و حفاظت فوری است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

 

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر

 معماری عصر شوروی نمادی پیچیده از آرمان‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حکومتی است که قصد داشت جهان را از نو بسازد. این معماری که از بلوک‌های استاندارد مسکونی تا بناهای یادبودی عظیم را در بر می‌گرفت، نه‌تنها بازتابی از ایدئولوژی سوسیالیستی بود، بلکه صحنه‌ای برای تقابل و تلفیق میان مدرنیته جهانی، سنت‌های محلی و ضرورت‌های عملی زندگی جمعی شد. در آسیای مرکزی، این معماری شکل متمایزی به خود گرفت، جایی که طرح‌های استاندارد شوروی با نقوش، نمادها و نیازهای جوامع محلی درآمیخت و میراثی معماری پدید آورد که امروزه در آستانه تغییر و ناپدید شدن است.

تولد یک سبک: آرت دکو و مدرنیته شوروی

آغاز قرن بیستم شاهد تولد سبک آرت دکو در نمایشگاه بین‌المللی پاریس ۱۹۲۵ بود، سبکی که با خطوط هندسی، تزئینات باشکوه و عظمت گرایی، به سرعت به نماد مدرنیته بدل شد. این سبک مرزها را درنوردید و به اتحاد جماهیر شوروی رسید، جایی که رهبران جدید آن را ابزاری مناسب برای بیان جاه‌طلبی‌های انقلابی و قدرت دولت سوسیالیستی یافتند. در معماری شوروی، آرت دکو با ایدئولوژی سوسیالیستی درهم آمیخت و زبانی دیداری پدید آورد که هم مدرن بود و هم در خدمت روایتِ پیشرفت، نظم و عظمت جمعی. نمونه‌های درخشان این تلفیق را می‌توان در «هفت خواهر» مسکو – آسمانخراش‌های باشکوه دوره استالین – مشاهده کرد که با وجود طبقه‌بندی در سبک امپراتوری استالینیستی، نشانه‌های واضحی از آرت دکو را در خطوط عمودی و فرم‌های موجز خود حفظ کرده‌اند. ساختمان کتابخانه دولتی روسیه (سابقاً لنین) با ستون‌های عظیم و تزئینات نئوکلاسیک ساده‌شده، و ایستگاه‌های متروی اولیه مسکو مانند «مایاکوفسکایا» با ترکیب کارکردگرایی و زیبایی‌شناسی مجلل، گواهی بر این ادغام موفق هستند.

پروژه سیاسی در قالب بتن: استانداردسازی و تولید انبوه

یکی از آرمان‌های اصلی شوروی ایجاد «شرایط زندگی یکسان» در پهنه وسیع این امپراتوری بود. معماری، به ویژه معماری مسکونی، ابزار کلیدی برای محقق کردن این رویا بود. تولید انبوه بلوک‌های پیش‌ساخته بتنی از دهه ۱۹۶۰ به بعد، امکان ساخت سریع شهرها و خانه‌هایی را فراهم کرد که ظاهراً می‌بایست زندگی کارگران و شهروندان شوروی را از بالتیک تا آسیای مرکزی متحد و یکسان کند. این بلوک‌های عظیم ساختمانی که معمولاً «خرسابکی» نامیده می‌شدند، نماد مدرنیته شوروی برای ساکنان شهری شدند. برای بسیاری، به ویژه در جمهوری‌های آسیای مرکزی، این آپارتمان‌های استاندارد با امکانات اولیه مانند آب لوله‌کشی و heating مرکزی، پیشرفتی بزرگ محسوب می‌شد و وعده زندگی بهداشتی‌تر و امن‌تر را می‌داد. شهرهایی که بر اثر بلایای طبیعی ویران شده بودند، مانند تاشکند پس از زلزله ۱۹۶۶ و عشق‌آباد پس از زلزله ۱۹۴۸، با این الگوی ساختمانی سریعاً بازسازی شدند. شهرهای کاملاً جدید مانند ناووی در ازبکستان نیز عمدتاً با همین الگو و برای اسکان کارگران صنایع سنگین ساخته شدند.

معماری به مثابه میدان نبرد هویت: تلفیق با سنت‌های محلی

اما داستان به این سادگی نبود. سیاست‌های فرهنگی شوروی در قالب «ملی در شکل، سوسیالیستی در محتوا» به معماران اجازه می‌داد – و حتی تشویق می‌کرد – تا عناصری از فرهنگ‌های محلی جمهوری‌های مختلف را در طرح‌های استاندارد بگنجانند. این امر در آسیای مرکزی به اوج خلاقیت خود رسید. ساختمان‌های دولتی، فرهنگی و حتی مسکونی با موزاییک‌ها و نقاشی‌های دیواری تزئین می‌شدند که تصاویری از زندگی روستایی، افسانه‌های محلی، نقش‌ونگارهای استخراج‌شده از فرش‌ها و پارچه‌های سنتی و پرتره‌هایی از افراد در لباس محلی را نمایش می‌دادند. فرم‌های معماری نیز از سنت‌های بومی الهام می‌گرفتند. بازار تاشکند و مجموعه آلما-آتا (آلماتی) با سقف‌های گنبدی و فرم‌های یادآور چادرهای عشایری (یورت) طراحی شدند که تلفیقی جالب از فناوری ساخت روسی و نمادهای صحرایی بود. این «شرقی‌سازی» یا بومی‌سازی معماری شوروی، راهبردی هوشمندانه برای قابل قبول کردن مدرنیته وارداتی و کاهش مقاومت در برابر سیاست‌های اسکان مجدد و زندگی جمعی بود.

معماری عصر شوروی - مسکو

مقاومت در برابر الگوی واحد: زندگی جمعی در برابر خانواده گسترده

با وجود تلاش برای استانداردسازی، الگوی زندگی آپارتمان‌نشینی با ساختار اجتماعی سنتی بسیاری از جوامع آسیای مرکزی در تضاد بود. خانواده‌های گسترده که نسل‌های مختلف در کنار هم و در خانه‌های وسیع حیاط‌دار زندگی می‌کردند، خود را در آپارتمان‌های کوچک و تقسیم‌بندی‌شده محبوس می‌دیدند. فضای خصوصی محدود، روابط همسایگی جدید و فاصله از شبکه خویشاوندی سنتی، انطباق با این سبک زندگی را دشوار می‌کرد. در نتیجه، بسیاری از ساکنان به شیوه‌های خود سازگاری نشان دادند. حیاط‌های بلوک‌های آپارتمانی به فضایی برای تعاملات اجتماعی و حفظ پیوندهای جامعه تبدیل شد. در مواردی، مردم به تدریج به خانه‌های سنتی بازگشتند یا بخشی از زندگی خود را به خارج از آپارتمان منتقل کردند. این مقاومت خاموش نشان داد که پروژه مهندسی اجتماعی شوروی، با همه قدرتش، نتوانست کاملاً بر بافت پیچیده فرهنگی و اجتماعی غلبه کند.

میراث دوگانه: از یادبودهای شکوهمند تا زوال حومه‌ها

معماری شوروی میراثی دوگانه بر جای گذاشته است. از یک سو، بناهای نمادین و باکیفیت مانند دانشگاه دولتی مسکو، تئاتر سامارا یا ایستگاه‌های مترو، با ظرافت و عظمت خود، هنوز تحسین برانگیزند و بسیاری به عنوان میراث فرهنگی حفظ شده‌اند. از سوی دیگر، بلوک‌های مسکونی انبوه، که زمانی نماد پیشرفت بودند، امروزه اغلب با مشکلات زوال سازه‌ای، عدم نگهداری و یکنواختی ظاهری دست و پنجه نرم می‌کنند. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، این معماری صحنه تحولات جدیدی شد. ساختمان‌های دولتی سابق به بانک‌ها، مراکز تجاری و مؤسسات خصوصی تبدیل شدند. نماهای بتنی شاهد تابلوهای رنگارنگ مغازه‌ها، سالن‌های زیبایی و شرکت‌های جدید شدند. این تغییر کاربری، لایه جدیدی از معنای پساشوروی را بر روی کالبد معماری دوره پیشین افزوده است.

تهدید فراموشی: گردشگری و بازنویسی شهرها

امروزه بزرگ‌ترین تهدید برای میراث معماری شوروی در آسیای مرکزی، نه سیاست‌های رسمی، که فرآیندهای توسعه شهری و به ویژه گردشگری است. مساجدی که در دوره شوروی به موزه تبدیل شده بودند، اکنون گاه برای بازسازی‌های گسترده یا احداث هتل‌ها و مراکز خرید جدید تخریب می‌شوند. بافت تاریخی اطراف این بناها برای ایجاد پارکینگ و دسترسی اتوبوس‌های توریستی تغییر شکل داده است. کتاب «شوروی آسیا» اثر عکاسان ایتالیایی روبرتو کونته و استفانو پرگو، و مقاله مارکو بوتینو با عنوان «بازنویسی شهرهای آسیای مرکزی»، دقیقاً به این نقطه بحرانی اشاره می‌کنند: ثبت تصویری این بناها پیش از آن که برای همیشه محو شوند. آن‌ها ساختمان‌های گمنام اما خارق‌العاده – از سیرک‌ها و استادیوم‌ها تا کاخ‌های مراسم و مؤسسات دولتی – را در قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و تاجیکستان به تصویر کشیده‌اند. این تصاویر نه‌تنها زیبایی‌شناسی بی‌رحم و عجیب این معماری را نشان می‌دهند، بلکه گواهی بر یک دوره تاریخی منحصربه‌فرد و رابطه پیچیده آن با هویت محلی هستند.

معماری به مثابه یک متن تاریخی

معماری عصر شوروی در آسیای مرکزی را نمی‌توان صرفاً با برچسب «شوروی» فهمید. این معماری متنی چندلایه است که در آن آرمان‌های جهانی سوسیالیستی، ضرورت‌های عملی حکومت مرکزی، زیبایی‌شناسی مدرن بین‌المللی (مانند آرت دکو)، و مقاومت و خلاقیت فرهنگ‌های محلی به گفتگویی پیچیده پرداخته‌اند. بلوک‌های آپارتمانی استانداردشده با موزاییک‌های محلی، ساختمان‌های دولتی با فرم چادرهای صحرایی، و ایستگاه‌های متروی مجلل در کنار شهرک‌های صنعتی یکسان، همه بخشی از این روایت هستند. حفاظت از این میراث، صرفاً حفظ چند بنای شکوهمند نیست؛ بلکه شناخت و ثبت این گفتگوی تاریخی میان قدرت، ایدئولوژی و زندگی روزمره مردم است. همان‌طور که عکاسان کتاب «شوروی آسیا» متذکر شده‌اند، این بناها پیش از آن که توسط چرخه جدید توسعه و جهانی‌سازی محو شوند، نیازمند توجه و درک هستند. معماری عصر شوروی، با همه تضادها و عظمتش، بخشی جدایی‌ناپذیر از حافظه جمعی و منظر شهری آسیای مرکزی است و نادیده گرفتن آن، به معنای از دست دادن فصل مهمی از تاریخ پرتلاطم این منطقه است. این معماری، در نهایت، یادآوری است بر این که شهرها و ساختمان‌ها تنها سنگ و بتن نیستند، بلکه تجسم رویاها، تنش‌ها و هویت‌هایی هستند که جامعه را شکل می‌دهند.

آرت‌دکو به عنوان زبان بصری مدرنیته سوسیالیستی

سبک آرت‌دکو که پس از نمایشگاه ۱۹۲۵ پاریس جهانی شد، به سرعت به زبان بصری مشترک مدرنیته در غرب و شرق تبدیل گردید. برای رهبران شوروی، این سبک با خطوط هندسی محکم، عظمت گرایی و تزئینات باشکوه ولی ساختارمند، ابزاری ایده‌آل برای بیان پیشرفت، نظم و قدرت دولت انقلابی جدید بود. در شوروی، آرت‌دکو با ایدئولوژی سوسیالیستی درهم آمیخت و شکل بومی‌شده‌ای به خود گرفت. نمونه‌های درخشان آن، آسمانخراش‌های هفت خواهر مسکو هستند که اگرچه در سبک امپراتوری استالینی طبقه‌بندی می‌شوند، ولی وام‌دار خطوط عمودی و فرم‌های موجز آرت‌دکو هستند. ایستگاه‌های متروی اولیه مسکو مانند «مایاکوفسکایا» نیز با ترکیب کارکردگرایی زیرزمینی با نورپردازی، موزاییک و مجسمه‌های مجلل، تجلی این تلفیق بودند. این سبک، مدرنیته شوروی را نه به شکل انتزاعی و سرد (مانند باوهاوس)، بلکه به شکل ملموس، باشکوه و مردم‌پسند ارائه می‌داد.

استانداردسازی به مثابه پروژه سیاسی و اجتماعی

استانداردسازی معماری مسکونی، به ویژه از دهه ۱۹۶۰ با بلوک‌های پیش‌ساخته بتنی (خرسابکی)، قلب پروژه مهندسی اجتماعی شوروی بود. هدف، ایجاد «شرایط زندگی یکسان» در کل قلمرو پهناور اتحادیه بود. این آپارتمان‌ها با امکانات اولیه مانند آب لوله‌کشی و گرمایش مرکزی، برای بسیاری در آسیای مرکزی نمایانگر پیشرفت و مدرنیزاسیون بود و وعده زندگی بهداشتی‌تر و امن‌تر را می‌داد. شهرهای ویران‌شده بر اثر بلایایی مانند زلزله تاشکند (۱۹۶۶) یا عشق‌آباد (۱۹۴۸)، با این الگو به سرعت بازسازی شدند. شهرهای جدیدالتأسیس صنعتی مانند ناووی در ازبکستان نیز بر همین اساس بنا شدند. این امر، فیزیک شهرها را تغییر داد و الگوی زندگی جمعی و آپارتمان‌نشینی را به عنوان هنجار جدید تثبیت کرد.

تلفیق و بومی‌سازی: سیاست «ملی در شکل، سوسیالیستی در محتوا»

در برابر جریان یکسان‌سازی، سیاست رسمی «ملی در شکل، سوسیالیستی در محتوا» فضایی برای بومی‌سازی معماری شوروی ایجاد کرد. این سیاست هوشمندانه، به معماران اجازه می‌داد عناصری از فرهنگ‌های محلی را در قالب استاندارد شوروی بگنجانند تا مقاومت در برابر مدرنیته وارداتی کاهش یابد. در آسیای مرکزی، این امر به اوج رسید: موزاییک‌های دیواری با نقش زندگی روستایی، افسانه‌های محلی و نقوش فرش‌های سنتی، نماهای بتنی را آراستند. از نظر فرم، بازار تاشکند یا مجموعه‌ای در آلماتی با سقف‌های گنبدی و فرم‌های الهام‌گرفته از یورت (چادر عشایری) طراحی شدند. این تلفیق، دوگانگی عمیق پروژه شوروی را نشان می‌داد: از یک سو نفی هویت‌های پیشامدرن و از سوی دیگر استفاده ابزاری از نمادهای آن برای مشروعیت‌بخشی به حکومت.

مقاومت، سازگاری و زندگی روزمره در سایه معماری حکومتی

معماری تحمیلی شوروی با ساختار اجتماعی سنتی آسیای مرکزی، به ویژه خانواده گسترده، در تضاد بود. زندگی چندنسلی در خانه‌های حیاط‌دار با زندگی در آپارتمان‌های کوچک و تفکیک‌شده قابل قیاس نبود. در پاسخ، مردم راه‌های مقاومت و سازگاری خلاقانه یافتند. حیاط‌های مشترک بلوک‌های آپارتمانی به فضاهای اجتماعی جایگزین برای حفظ پیوندهای جامعه تبدیل شدند. در برخی مناطق، مردم به تدریج به خانه‌های سنتی بازگشتند یا بخشی از فعالیت‌های زندگی خود را به خارج از آپارتمان منتقل کردند. این نشان می‌داد که معماری اگرچه می‌تواند الگوهای زندگی را هدایت کند، اما نمی‌تواند کاملاً خواست و سنت جوامع را مهار کند. ساختمان‌ها صحنه مذاکره دائمی بین برنامه حکومت و واقعیت زندگی روزمره بودند.

میراث شکننده و بازنویسی شهرها در عصر پسا شوروی و گردشگری

پس از فروپاشی شوروی، معماری آن دوره وارد فاز جدیدی از تفسیر و تبدیل شد. ساختمان‌های دولتی به بانک‌ها و مراکز تجاری تبدیل شدند. نماهای بتنی زیر پوشش تابلوهای نئون و دکوراسیون جدید پنهان شدند. امروزه بزرگ‌ترین تهدید، توسعه شهری شتابان و گردشگری انبوه است. در جریان بازسازی بافت‌های تاریخی برای جذب توریست، بسیاری از بناهای دوره شوروی که «فاقد ارزش تاریخی» تلقی می‌شوند، تخریب می‌گردند. کتاب «شوروی آسیا» اثر کونته و پرگو و تحلیل‌های مارکو بوتینو، بر این خطر فراموشی تأکید دارند. آن‌ها بناهای گمنام اما خارق‌العاده مانند سیرک‌ها، استادیوم‌ها و کاخ‌های مراسم را ثبت کرده‌اند. حفاظت از این میراث به معنای تأیید ایدئولوژی شوروی نیست، بلکه شناخت یک متن تاریخی پیچیده است که در آن قدرت، ایدئولوژی، مدرنیته و هویت محلی به گفتگو پرداخته‌اند. نادیده گرفتن این فصل، به معنای حذف بخش مهمی از حافظه جمعی و فرآیند شکل‌گیری شهرهای امروزی آسیای مرکزی است. این بناها یادآور می‌کنند که شهرها تنها سنگ و بتن نیستند، بلکه تجسم رویاها، تنش‌ها و هویت‌هایی هستند که جامعه را می‌سازند و باید پیش از آن که برای همیشه محو شوند، مورد درک قرار گیرند.

* به قلم: پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر​
https://www.asianewsiran.com/u/ihY
اخبار مرتبط
«هنر آینه‌کاری در معماری ایرانی» به عنوان نخستین عنصر معماری کشور، در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشری سازمان یونسکو به ثبت جهانی رسید. این اتفاق در جریان بیستمین نشست کمیته بین‌الدولی پاسداری از میراث ناملموس در دهلی نو رخ داد. ثبت این هنر با عنوان رسمی "Ayeneh-Kari, the art of mirror-work in Persian architecture" نه تنها یک تکنیک تزئینی، که بینش فلسفی ایرانیان به نور و فضا را در سطح جهانی معرفی می‌کند. این موفقیت، جایگاه «معماری ایرانی» را در اسناد یونسکو تثبیت کرد. این دستاورد، حاصل سال‌ها پژوهش، مستندسازی و تلاش نهادهای داخلی مانند سازمان میراث فرهنگی و وزارت امور خارجه برای ارائه پرونده‌ای مستدل و قوی به یونسکو است و پیامدهای مهمی برای حفاظت و معرفی این هنر ملی خواهد داشت.
کالج هنر سیدنی، که امروز بخشی از دانشگاه معتبر سیدنی است، روزگاری بیمارستان روانی بود که در سال ۱۸۸۴ میلادی گشایش یافت. این ساختمان برای بیش از دو سده میزبان تبهکاران روان‌پریش بود تا اینکه به کالج هنر تغییر کاربری داد. دکتر محمود دهقانی، نگارنده مقیم استرالیا که خود در این دانشکده تحصیل کرده، خاطرات خود از تحصیل در فضایی را روایت می‌کند که روزگاری محل درمان بیماران روانی بود. او از احساسات خود در زمان غذا خوردن در سالن‌های قدیمی بیمارستان می‌گوید. این دگردیسی نمونه‌ای موفق از بازسازی و تغییر کاربری بناهای تاریخی است که می‌تواند برای کشورهای دیگر از جمله ایران الهام‌بخش باشد.
برج کپسولی ناکاگین در محله گینزای توکیو—نخستین سازه‌ی «معماری کپسولی» برای استفاده دائمی—پس از سال‌ها فرسودگی و ناکامی در جذب سرمایه مرمتی، در ۲۰۲۲ برچیده شد؛ ۲۳ کپسول آن برای موزه‌ها و نمایش‌های عمومی حفظ می‌شود.
بر پایه منابع یونانی و رومی و شواهد معماری و کتیبه‌ها، پاسارگاد اثر جاودان کوروش بزرگ است که آرامگاه او در قلب این مجموعه قرار دارد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید