آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در فضای بینالمللی پرتنش کنونی، موضع نهادهای نظامی و امنیتی جهانی درباره بحرانهای منطقهای همیشه از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. به ویژه زمانی که صحبت از کشوری مانند ایران به میان میآید، که در کانون توجهات سیاسی و امنیتی جهان قرار دارد. یانس استولتنبرگ، دبیرکل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، در اظهارات جدید خود، موضع این اتحادیه نظامی قدرتمند را درباره ایران روشن کرده است. سخنان او میتواند برای تحلیل روند تحولات منطقهای و بینالمللی بسیار راهگشا باشد. دبیرکل ناتو با صراحت اعلام کرد که این سازمان «در مورد ایران، ما فقط از این منظر با ایران درگیر هستیم که ایران، کره شمالی، روسیه و چین با یکدیگر همکاری میکنند.» این جمله نشان میدهد که نگرانی ناتو از ایران، نه به خاطر مسائل داخلی، بلکه به دلیل همکاری استراتژیک تهران با دیگر بازیگران چالشی نظام بینالملل است. اما نکته کلیدی و اصلی سخنان استولتنبرگ در بخش بعدی است. وی تأکید کرد: «اما باز هم، اگر صحبت از وضعیت داخل خود ایران در مقطع کنونی باش، این موضوعی نیست که ناتو در آن دخالت کند.» این اعلام، یک خطکشی روشن و مهم را نشان میدهد.
او دلیل این عدم مداخله را نیز توضیح داد: «ناتو طبعا بر حوزه یورو ـ آتلانتیک و تهدید روسیه تمرکز دارد.» این یعنی اولویتهای امنیتی ناتو کاملاً معطوف به جغرافیای خود و تهدید فوریای است که از سوی روسیه احساس میکند. این موضعگیری در شرایطی بیان میشود که برخی تحلیلگران و رسانهها گمانهزنیهایی درباره احتمال گسترش درگیریها یا تغییر نقش ناتو در خاورمیانه مطرح میکردند. سخنان دبیرکل، آب سردی بر این گمانهزنیها است. اظهارات استولتنبرگ، از یک سو محدودیت حوزه عمل ناتو را مشخص میکند و از سوی دیگر، نشان میدهد که غرب، ایران را در چارچوب یک ائتلاف بزرگتر ضدغربی میبیند که شامل روسیه، چین و کره شمالی میشود. اما این موضع چه پیامدهایی برای ایران و امنیت منطقه دارد؟ آیا میتوان به این اعلامیه اعتماد کرد؟ و واکنش دیگر بازیگران بینالمللی چه خواهد بود؟ تحلیل این اظهارات مهم را در ادامه میخوانید.
تحلیل مفهوم «عدم مداخله» و محدوده عمل ناتو
اظهارات دبیرکل ناتو مبتنی بر محدوده جغرافیایی و مأموریت قانونی این سازمان است. ناتو بر اساس ماده ۵ معاهده واشنگتن، یک پیمان دفاع جمعی منطقهای است که تعهدات آن عمدتاً متوجه حوزه یوروآتلانتیک (آمریکای شمالی و اروپا) است. بنابراین، ورود نظامی به کشوری خارج از این حوزه (مثل ایران) که متحدان اصلی ناتو را مستقیماً مورد حمله قرار نداده باشد، از حیطه مأموریت رسمی و تعهدات اعضا خارج است. عبارت «عدم مداخله» در اینجا به معنای عدم اقدام نظامی مستقیم یا حمایت رسمی از تغییر رژیم است. اما این به معنای نبود فشار سیاسی، اقتصادی یا امنیتی از طریق کانالهای دیگر (مثل تحریمهای آمریکا یا اتحادیه اروپا) نیست. ناتو ابزار نظامی غرب است، نه دیپلماتیک یا اقتصادی.
جایگاه ایران در نقشه تهدیدات ناتو؛ ائتلاف ضدغربی
نکته جالب در سخنان استولتنبرگ، قرار دادن ایران در کنار روسیه، چین و کره شمالی به عنوان یک بلوک همکار است. این، چارچوببندی امنیتی جدیدی است که غرب به ویژه پس از جنگ اوکراین برای ایران قائل شده است. در این نگاه، ایران نه یک تهدید منفرد، بلکه بخشی از یک «محور مقاومت ضد نظم لیبرال غربی» تلقی میشود که توسط روسیه و چین رهبری میشود. بنابراین، هرگونه اقدام ناتو علیه ایران، باید در این چارچوب بزرگتر و با در نظر گرفتن واکنش این بازیگران قدرتمند ارزیابی شود. این موضوع، ریسک هرگونه درگیری مستقیم را برای ناتو به شدت افزایش میدهد.
تمرکز بر روسیه و اولویتبندی تهدیدها
تأکید مکرر استولتنبرگ بر اینکه ناتو «طبعا بر حوزه یوروآتلانتیک و تهدید روسیه تمرکز دارد»، بیانگر یک اولویتبندی استراتژیک روشن است. پس از تهاجم روسیه به اوکراین، ناتو عملاً در جبهه شرقی اروپا درگیر یک رقابت امنیتی تمامعیار شده است. اختصاص منابع نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی به این جبهه، ظرفیت ناتو برای درگیری در جبهه دیگری مانند خاورمیانه را به شدت محدود کرده است. این سخن میتواند پیامی به متحدان منطقهای ناتو (مانند اسرائیل و برخی کشورهای عربی) نیز باشد که انتظار مداخله نظامی مستقیم ناتو در درگیری با ایران را نداشته باشند.
تفکیک بین «امور داخلی» و «سیاست منطقهای و تسلیحاتی» ایران
استولتنبرگ به طور مشخص صحبت از «وضعیت داخل خود ایران» را از دایره مداخله ناتو خارج کرده است. اما این به معنای بیتفاوتی ناتو نسبت به سیاستهای منطقهای، موشکی و هستهای ایران نیست. فعالیتهای ایران در خاورمیانه (از طریق نیروهای نیابتی) یا برنامه موشکی آن، میتواند امنیت متحدان ناتو در منطقه (مثل اسرائیل) یا منافع حیاتی اعضا (مانند امنیت انرژی) را تهدید کند. در چنین مواردی، ناتو ممکن است در چارچوب همکاری با شرکای منطقهای یا پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی عمل کند، اما احتمالاً از ورود مستقیم به عنوان یک سازمان واحد پرهیز خواهد کرد. این خطکشی، نوعی راهبرد حداقلی برای جلوگیری از تبدیل شدن هر بحران داخلی ایران به یک درگیری بینالمللی بزرگ است.
پیامدهای امنیتی و منطقهای این موضعگیری
این اعلامیه ناتو چند پیامد دارد: برای ایران، اگرچه فشار سیاسی و اقتصادی ادامه دارد، اما خطر مداخله نظامی مستقیم یک بلوک متحد کاهش مییابد. این ممکن است به تهران فضای مانور بیشتری در عرصه داخلی بدهد. برای متحدان منطقهای آمریکا (اسرائیل و عربستان)، این موضع یک هشدار است که باید بیشتر روی توان دفاعی خود و پشتیبانی دوجانبه واشنگتن حساب کنند، نه اقدام جمعی ناتو. برای روسیه و چین، این سخنان نشان میدهد که ناتو تمایلی به گشایش جبهه دوم ندارد و این میتواند موقعیت آنان در همکاری با ایران را تقویت کند. در کل، این موضعگیری نشان میدهد که ناتو در حال مدیریت ریسک و جلوگیری از گسترش جنگ اوکراین به سایر مناطق است. با این حال، اگر بحرانی بین ایران و اسرائیل به سطحی برسد که تهدیدی مستقیم برای یک عضو ناتو (مثل آمریکا) محسوب شود، این موضع میتواند تغییر کند.